بیان مسأله در پژوهش های اجتماعی و رفتاری

به قول رابرت مرتن، بیان مسئله در علوم اجتماعی (و انسانی) سخت تر از حل مسئله است اما چرا؟ جواب آغازین این است که بیان مسئله در علوم انسانی و اجتماعی با کلمات عمومی و تخصصی صورت می گیرد. بر خلاف علوم فنی و مهندسی که بیان مسئله در آنها با استفاده از نماد های کاملا” تعریف شده و مشخص مثل نماد های ریاضی صورت می گیرد. کلمات عمومی یک معنی ندارند، بنابراین استفاده از آنها در یک متن تخصصی می تواند بیان مسئله را برای پژوهشگر و مخاطب مشکل نماید. چون قرار است پژوهشگر آنچه را که در ذهن دارد، برای دیگران بیان کند. به ویژه در پایان نامه و طرح پژوهشی که علاوه بر پژوهشگر، چند نفر دیگر نیز در به سرانجام رسیدن آن نقش آفرینی می کنند. اگر کلمات تخصصی نیز به خوبی تعریف نشده باشند، بیان مسئله مشکل تر می شود. بنابر این، متکی بودن بیان مسئله به واژگانی که معانی متعددی دارند، یکی از دلایل سختی بیان مسئله است.

علاوه بر زبان در بیان مسئله، ساختار بیان مسئله نیز بسیار مهم است که در کتاب های روش تحقیق آموزش داده نمی شود. در این نوشتار کوتاه با الهام از مونی و همکاران (۲۰۰۲) در کتاب فهم مسائل اجتماعی و اعمال برخی تغییرات، یک قالب پیشنهادی برای بیان مسئله در علوم اجتماعی و رفتاری معرفی می شود. یک بیان مسئله بهتر است ۴ محور را پوشش دهد:

۱ـ فضای مفهومی موضوع اصلی
۲ـ ارائه شواهد تجربی مبنی بر وجود مسئله با داده های موجود یا با استناد به تحقیقات قبلی
۳ـ بیان یک وضعیت آسیب زا (مشکل آفرین) که در صورت تداوم، جامعه را تهدید می کند.
۴ـ پرسش یا پرسش های اصلی تحقیق (یک پرسش ایده آل است)

– یک مسئله اجتماعی در ابتدا بهتر است فضای مفهومی موضوع اصلی را روشن کند. مثلا” اگر عنوان تحقیق” اعتماد اجتماعی در بین جوانان” است، در ابتدای بیان مسئله بهتر است، توضیح داده شود که اعتماد اجتماعی چه معنا و مفهومی دارد. این توضیح می تواند از کل به جزء باشد. مثلا” از سرمایه اجتماعی شروع کنیم و به اعتماد اجتماعی که در مقایسه با آن گستره معنایی محدود تری دارد، برسیم.

– پس از روشن شدن فضای مفهومی موضوع اصلی ـ در اینجا اعتماد اجتماعی ـ نوبت ارائه شواهد تجربی مبنی بر وجود یک مسئله اجتماعی است. مثلا” با استفاده از داده های پیمایش های ملی یا سایر تحقیقات می توان نشان داد که اعتماد اجتماعی جوانان رو به کاهش است. البته این یک مثال است. شواهد تجربی به پژوهشگر کمک می کنند که از ادعای خود دفاع کند. به این معنی که بتواند هر کس را که وجود مسئله را انکار می کند، قانع نماید. شواهد می تواند مثل آمار های رسمی به صورت مستقیم ارائه شود و یا با استناد به نتایج تحقیقات قبلی به صورت غیر مستقیم مطرح گردد. در هر صورت ارائه شواهد تجربی لازم است. البته باید توجه داشته باشیم که در رابطه با بیان مسئله در تحقیقات تجربی صحبت می کنیم. تحقیقات نظری، اندکی متفاوت اند.

-در مرحله سوم باید توضیح دهیم که تداوم مسئله چه آسیبی به جامعه می زند. یعنی به پیامد های فردی و اجتماعی تداوم مسئله اشاره می کنیم. مثلا” در این تحقیق مثالی،” در صورتی که اعتماد اجتماعی جوانان پایین باشد، مشارکت اجتماعی آنها هم کاهش پیدا می کند و در نتیجه توسعه با موانع جدی مواجه می شود. یعنی تداوم کاهش اعتماد اجتماعی روند توسعه را کند می کند. بنابر این، کاهش اعتماد اجتماعی از این نظر یک مسئله اجتماعی است.

– آخرین بخش از بیان مسئله می تواند به پرسش یا پرسش های اصلی تحقیق ختم شود. مثلا” پرسش اصلی تحقیق فرضی ما می تواند این گونه باشد” چه عواملی بر کاهش اعتماد اجتماعی جوانان تاثیر می گذارند؟ و یا ” جوانان چه دلایلی برای کاهش اعتماد اجتماعی خودشان دارند؟”

این چهار بخش بیان مسئله اگر به صورت منطقی به کمک هم بیایند، بیان مسئله اندکی آسان تر خواهد شد. توصیه نهایی روش شناسان برای آسان تر شدن بیان مسئله، مطالعه افقی بیان مسئله در چند تحقیق مرتبط به موضوع است. به این معنی که برای تدوین بیان مسئله در موضوع اعتماد اجتماعی، بیان مسئله ۵ الی ۱۰ تحقیق قبلی را مطالعه کنیم و سپس به نوشتن بیان مسئله خودمان اقدام کنیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.