گاستن باشلار

گاستن باشلار فیلسوف فرانسوی نگاهی عمیقا خاص و شاعرانه به مکان و معماری داشت. این را می توان در کار سترگ وی ” بوطیقای فضا ” مشاهده نمود. پدیدار شناسی معماری برای او ایستا جلوه نمی کرد، یعنی، ابژه های ساکن قابل مشاهده، بلکه ابژه های پویایی بودند که مدام در ذهن و خرد ما می چرخیدند. پدیدار شناسی مدور مفهوم مهم اندیشه او به پدیدار شناسی بود. پدیدار شناسی به مثابه ی روشی برای شناختن ناشناخته های اندیشه و خرد که تنها با ارتباطی دینامیک میان سبوژکتیویته و ابژکتویته حاصل می شود. وقتی می گوییم چیزی گِرد به نظر می رسد که ظاهر و باطن آن را در نظر بگیریم. این در صورتی است که منظور مالکیت شیء در تدور آن باشد. در حقیقت، موضوع مشاهده نیست، بلکه تجربه ی وجود در بی واسطگی آن است ( باشلار، ۱۳۹۱: ۲۷۹). این تجربه وجود در بی واسطگی آن بیشتر ما را به بحث پدیدار شناسی و گزاره ” حقیقت گرد است” می رساند. این خیال در درون ما لنگر می اندازد و باعث می شود که خویش و وجود را گرد کنیم. خیال های گردی تمام به ما کمک می کند تا خویش را گرد کنیم، وضعیت آغازین خویش را باز یابیم و معنی وجود خویش را در درون تصدیق کنیم. زیرا وقتی این تجربه در درون انجام گیرد، بیرون از تمام جلوه های خارجی، نمی تواند چیزی جز گردی وجود داشته باشد ( همان ۲۷۹-۲۸۰). تخیل مفهوم اساسی باشلار در ارتباط میان پدیدار شناسی و معماری است. در پدیدار شناسیِ ارزش هایِ صمیمیِ موجود در فضای درون خانه بی تردید ماهیتی شاخص دارد. زیرا خانه برای هم زمان هم خیال های پراکنده و هم خیالات یکپارچه را مهیا می کند. خیال پردازی بر ارزش واقعیت می افزاید. جذبه ای خیال ها را به حوالی خانه می کشاند ( همان:۴۳). از گزاره مزبور چنین بر می آید که باشلار حقیقت را در تخیل و مکان را متقدم بر این تخیل می انگارد. از این رو باید گفت که چگونه در فضای خانه ی خود، منطبق با تمام دیالکتیک های زندگی سکنی می کنیم و چگونه روز به روز در گوشه ای از جهان ریشه می دوانیم؟ [ تخیل مبتنی بر مکان و خانه] چرا که خانه ی ما گوشه ای از دنیای ماست و همان گونه که بارها گفته اند، اولین جهان ما و به تمام معنی نظامی واقعی است ( همان: ۴۴). و در گزاره ای احساسی باشلار حس خود از خانه که چطور خاطرات ما را پناه می دهند در خود جای می دهند و در واقع محافظ آن ها هستند، این رویکرد بی شک در تبیین پدیدار شناسی معماری و نقش تخیل به واسطه ی مکان ناب و بدیع است. ما مدیون خانه ایم، بسیاری از خاطرات ما در خانه سکونت می یابد و اگر خانه اندکی استادانه بنا شود، اگر زیر زمینی داشته باشد و اتاق زیر شیروانی، کنجی و راهرویی خاطرات ما پناهی می یابند که روشن تر به تصویر در آیند و همواره در تمام طول زندگی، با رویا بدان بازگردیم ( همان: ۴۸).

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.