ویلیام مونتگمری وات

«ویلیام مونتگمرى وات» و تاریخ اسلام

ویلیام مونتگمرى وات (William Montgomery Watt)، اسلام‌شناس برجسته‌ى بریتانیایى در ۲۴ اکتبر ۲۰۰۶ در سن ۹۷ سالگى چشم از جهان فروبست. آثار برجاى مانده‌ى وى که بیش از ۳۰ عنوان کتاب را دربر مى‌گیرد و بیشمار مقالات، او را به مرجع شاخص تاریخ اسلام براى پژوهش‌هاى دانشگاهى بدل ساخته است. در پى به معرفى کتاب ۳ جلدى تاریخى و پژوهشى ارزنده‌ى زیر عنوان «اسلام» به زبان آلمانى مى‌‌کوشیم.
نادر کتابى پیرامون تاریخ اسلام و فرارویى آن، جنبش‌هاى دینى و اندیشه‌ى سیاسى در این دین ابراهیمى بتوان یافت همانند کتاب سه جلدى «اسلام» به زبان آلمانى. کتاب را انتشارات آلمانى کوهلهامر (Kohlhammer) در واقع از ردیف کتاب‌هاى “ادیان بشر” منتشر ساخته که دو جلد نخست توسط مونتگمرى وات نوشته شده و جلد سوم از جمله به قلم و زیر نظر خانم آنه‌-‌‌مارى شیمل نگارش یافته است. در پى مى‌کوشیم به برخى ابعاد این مجموعه‌ى سه‌جلدى پژوهشى و تاریخى ارزنده‌ درباره‌ى تاریخ اسلام بپردازیم.

مونتگمرى وات تنها نامى سرشناس میان جامعه‌ى علمى در غرب نیست، بلکه وى مورد احترام بسیارى اسلام‌شناسان و متکلمین در کشورهاى اسلامى نیز هست. از جمله آثارى که «وات» در دهه‌‌ى پنجاه سده‌ى گذشته منتشر کرد، یکى «محمد در مکه» و دیگرى «محمد در مدینه» است. وى پس از آن در آثار مختلف خود به بررسى جوانب گوناگون دین اسلام دست زده است که از جمله‌اند: اندیشه‌ى سیاسى در اسلام، تأثیرگذارى اسلام بر سده‌هاى میانه در اروپا، فلسفه‌ و الاهیات اسلامى، بنیادگرایى اسلامى و مدرنیت، و غیره. مجموعه‌ى سه‌جلدى مورد نظر ما بویژه در محافل دانشگاهى جزو کتاب‌هاى مرجع در تاریخ و فرهنگ اسلام به حساب مى‌آیند.

این اثر «وات» (دو جلد نخست) که از دستنویس او به زبان انگلیسى توسط خانم دکتر سیلویا هوفر به زبان آلمانى برگردانده شده و از نظر خانم آنه‌-‌مارى شیمل و شخص وات گذشته است، تنها براى مجموعه‌ى سه جلدى نامبرده نگاشته شده است و نسخه‌ى انگلیسى آن به این شکل موجود نیست. مگر محتواى این کتاب را بتوان بطور پراکنده در کتاب‌هاى گوناگون مونتگمرى وات یافت.

زیرعنوان جلد اول کتاب «اسلام» بدین قرار است: «محمد و دوره‌ى آغازین – حقوق اسلامى – حیات دینى». نگارنده نخست آغازه‌هاى پژوهش‌هاى شرق‌شناسى در مغرب‌زمین که زمینه‌هاى نگاه ویژه‌ى غربى به شرق را فراهم ساخت، و سپس دوره‌ى نگرش تاریخى – انتقادى به اسلام و بعد از آن جایگاه اسلام‌شناسى امروز را برمى‌رسد.

ویژگى‌ها و سلوک جامعه‌ى قبیله‌‌اى عرب پیش از اسلام و دوران موسوم به جاهلیت و نیز ادیان باستانى سرزمین عرب و نخستین ادیان توحیدى در این خطه، زمینه‌هایى بود که بر بستر آن پیامبرى جدید دنباله‌ى ادیان ابراهیمى پیش از خود را گرفت و سومین و آخرین دین از تبار ابراهیم را اعلام داشت.

مونتگمرى وات با دقتى در خورِ یک مورخ و اسلام‌شناس، به زندگى پیامبر این دین نوین و نقش وى به منزله‌ى «پیامبر» از یکسو و «دولتمرد» از سوى دیگر اشاره دارد که در شهرهاى مکه و مدینه جلوه‌گر مى‌شوند. چگونگى جمع‌آورى ‌آیات قرأنى و ساختار کتاب مقدس مسلمانان، زبان قرأن و حروف پررمزو راز و ابیات و قافیه‌ها و بطور کلى آموزه‌اى که در پس این کتاب وحیانى نهفته است، از جمله مورد غور و بررسى در این کتاب هستند.

حقوق اسلامى، چه آنگونه که در زمان پیامبر در دوره‌ى صدر اسلام اجرا مى‌شد، و چه حقوقى که منشعب از گردآورى احادیث و روایات بوده‌اند و نیز شکلگیرى مکاتب گوناگون، فصلى دیگر از کتاب را به خود اختصاص مى‌دهد. و فصل پایانى به آیین و مناسک دینى و نیایشى مى‌پردازد.

ارزش واقعى کتاب متوجه بیطرفى عالمانه‌ى و پژوهشگرانه‌ى آن است. هر جا که پژوهنده تردیدى داشته، بیان کرده و هر جا که یقینى بوده، مستند ساخته است. لازم به اشاره است، با اینکه در ایرانِ اسلامى گاه از مونتگمرى وات تجلیل بسیار بعمل مى‌آید، ولى از آثار پرشمار وى تنها برخى اندک به زبان فارسى ترجمه شده‌اند. کمتر پژوهش دانشگاهى در تاریخ اسلام را مى‌توان یافت که به آثار شاخص وى با عنوان‌هاى «محمد در مکه»، «محمد در مدینه» و «پیامبر و دولتمرد» استناد نکرده باشد. جاى شگفتى است که این مجموعه‌ى ارزنده‌ى پژوهشى تاکنون به زبان فارسى برگردانده نشده است.

جلد دوم این مجموعه که ۵۰۰ صفحه را دربر مى‌گیرد، به فرآیند سیاسى و انگاشت‌هاى الاهیاتى تعلق دارد. در پى بخشى از فصل اول کتاب را به ترجمه مى‌آوریم، تا با شیوه‌ى علمى و تحلیلى وات آشنا شویم. وى از «خوارج» آغاز مى‌کند. یعنى هنگامى که در سال ۶۵۶ میلادى گروه‌هاى ناراضى مسلمانان از مصر و بصره و کوفه راهى مدینه شدند تا نارضایتى خود را نزد خیلفه‌ى سوم عثمان پیرامون مسائل مختلف به شکایت مطرح کنند.

مونتگمرى وات با استناد به تاریخ طبرى مى‌نویسد: از نام‌هاى قلیلى که به روایت آمده روشن مى‌گردد که هر گروه تنها بخشى از اعراب مستقر در آن شهرها را نمایندگى مى‌کرده است و چندان تفاوت اقتصادى و اجتماعى میان آنهایى که از عثمان ناراضى بودند و آنها که خلافت وى را مى‌‌پذیرفتند، نبوده است. اغلب این مردان به قبایل ایلاتى تعلق داشتند و این احتمال نیز هست که رقابت‌هاى قبیله‌اى نقش تعیین‌کننده‌اى داشته در اینکه خلافت عثمان را بپذیرند یا بصورت یک جنبش فعال با آن از در مخالفت برآیند. خاندان قریش مکه از قبایل نامبرده متفاوت بودند و به نظر مى‌آید که در میان ایشان اعضاى خاندانى نیز بوده‌اند که در گذشته با خاندان عثمان که بنى‌امیه باشد، اتحاد داشتند و از این رو تمایل به حمایت از عثمان در میان ایشان نیز بارز بود. این در حالى است که گروه‌ رقیب که از متحدان خاندان «مخزوم» بود، به مخالفت علیه عثمان گرایش داشت.

آن‌دسته از مسلمانانى که شکایت‌هایشان به وضوح خصلتى اقتصادى داشت «انصار» بودند که جزو ساکنان بومى و پرقدمت مدینه محسوب مى‌شدند. اگرچه انصار به محمد، پیامبر اسلام در دوران دشوار مبارزاتش علیه مکى‌ها یارى بسیار رساندند، ولى وضعیت اقتصادى ایشان وخیم‌تر از کسانى بود که زمانى جزو مخالفان سرسخت پیامبر بشمار مى‌رفتند. با این حال انصار به جنبش اعتراضى که در ولایت‌هاى فتح شده توسط مسلمانان شکل گرفته بود، نپیوستند. این انصار خود گفته بودند که یکبار حمله به عثمان را عملى ساخته‌اند، ولى آنها بطور کلى بیشتر پشت صحنه بودند و به قیام‌کنندگان نه روى خوش حمایت نشان مى‌دادند و نه مانع از کار ایشان مى‌شدند.

یکى از عواملى که به جنبش اعتراضى منجر گشت، این واقعیت بود که عثمان به افراد معینى در عراق زمین‌هایى واگذار کرده بود. از قرار معلوم در آن زمان این امر براى یک مسلمان عملى عهد شکنانه بود، زیرا که به نظر ایشان سرزمین‌هاى مفتوحه را نمى‌بایستى میان کسانى تقسیم کرد که در این پیروزى‌ها شرکت مستقیم داشته‌اند، بلکه همچون موقوفات براى تمام مسلمانان مى‌بایستى صالحانه اداره مى‌شدند. از سوى دیگر بر اساس قراردادى که انعقاد شده بود مى‌بایستى اجاره‌بهاى زمین‌ها به خزانه‌ى دولت سرازیر مى‌گشت. وات به نقل از بلاذرى مى‌نویسد: در واقع در موردهاى ویژه‌ى نامبرده حق با عثمان بوده است، زیرا این هدایا انواع خاصى از زمین‌ها را در بر مى‌گرفت که از همان آغاز به خلیفه تعلق داشتند و نه به عموم مسلمانان.

وات در ادامه مى‌افزاید: حتا اگر این هدایا با هدف تقویت ثبات و امنیت صورت گرفته باشد؛ امرى که مى‌توانسته منافع تمامى مسلمانان را تأمین کند، ولى ظاهر این مسئله چنین بود که در این میان یک بى‌عدالتى رخ داده است. در منابعى که به ما رسیده، حتا خواست تقسیم تمامى سرزمین‌هاى مفتوحه نیز مطرح شده است. وات مى‌نویسد، هیچ رهبر مسئول و متعهدى ممکن نیست از چنین خواستى حمایت کند. ولى در اینجا سخن از احساسات مسلمانانى با تبار قبیله‌اى مطرح است که با نگاه تجّار مکى به این مسئله مى‌نگریستند؛ به این صورت که از ولایت‌هاى فتح‌شده باید حداکثر فایده را گرفت.

از سوى دیگر در شکایت‌ها آمده بوده که عثمان برخى مهم‌ترین مقام‌ها، مانند حاکم ولایت‌‌ها را به افرادى از خاندان خود و یا خویشان خود سپرده است. وات با استناد به فهرستى از نام والیان که در تاریخ طبرى آمده، مى‌نویسد، هرچند که این امر تا اندازه‌اى درست بوده، ولى عثمان دلایل قانع‌کننده براى این کار داشته است. اگر او خویشان خود را بکار گمارد – و البته همه هم از سوى او گمارده نشدند! – به این دلیل بود که توانایى اداره‌ى ولایت را داشتند و کاردان و وظیفه‌‌شناس بودند. هرچند که در این مورد نیز وى صلاح کل مسلمانان را در نظر داشت، ولى این سیاست وى نیز بار دیگر به نظر غیرمنصفانه مى‌آمد.

شکایت دیگر این بود که عثمان در مواردى از اجراى مجازات‌هایى که در قرأن پیش‌‌بینى‌ شده سر باز زده است. یکى از این موارد کاملا مشخص، مورد «ولید بن عُقبَس»، والى کوفه بوده که او را مست یافته بودند و عثمان از مجازات وى پرهیز کرده است. (المسعودى: مروج الذهب) وات مى‌نویسد: این بعید نیست که این موارد در زمانى پسین‌تر مطرح شده باشند، یعنى زمانى که این بحث پیش آمده که آیا کشته شدن عثمان به حق بوده یا به ناحق. ولى این قابل تصور نیست که این نوع موارد در فکر شورشیان نقشى تعیین‌کننده داشته است.

شکایاتى که سخن از آن مى‌رفته تنها براى توضیح شدت جنبشى که علیه عثمان برانگیخته شد، کافى نبوده‌اند. شکایت‌ها و شکوه‌ها بطور کلى مبتنى بر این واقعیت بودند که شیوه‌ى زندگى آن کسانى که تا پیش از آن در قبایل بصورت بادیه‌نشینى زندگى مى‌کردند، از بنیاد دگرگون شده بود. این دسته از مردمان و پیشینى‌هایشان زندگى خود را از طریق شترچرانى در بیابان و گاه شبیخون به دیگر قبایل و مناطق مردمان اسکان یافته تأمین مى‌کردند. مى‌توان گفت که این افراد دستکم تا سال ۶۵۶ میلادى دیگر به سربازان حقوق بگیر بدل شده بودند. لشکرکشى‌هاى نظامى به دیگر مناطق و کشورگشایى‌ها به همان شبیخون‌هاى سابق شبیه بودند، فقط با ابعادى بزرگ‌تر. ولى پس از این لشکرکشى‌ها مردان رزمى دیگر به چادرهاى سیاهشان بازنمى‌گشتند، بلکه در شهرهایى که پایگاه نظامى‌شان بود، زندگى پرتجملى را آغاز مى‌کردند. در زندگى بادیه‌نشینى صحرایى انضباط چندانى را نمى‌بایستى رعایت کرد، هرچند که سنت‌هاى قبیله‌اى مقررات خاص خود را داشت. رئیس قبیله سرکرده‌ى صورى قبیله بود. هرچند که وى مسئولیت‌هاى معینى داشت، ولى در مورد تمامى امور قبیله به هر گونه که تمایل داشت نمى‌توانست عمل کند. در نظام جدید اسلامى بدلیل ابعاد گسترده‌ى عملیات نظامى و شمار بسیار کثیرى که در آن مشارکت داشته‌اند، نظمى سختگیرانه‌تر و سازمانى پیچیده‌تر را ایجاب مى‌کرد. در نتیجه انسان‌ها از یک زندگى بى‌پروا و بى‌غش صحرایى به زیر نظارت یک بوروکراسى قدرتمند در غلتیدند و بى‌شک بسیارى این احساس را داشتند که زیر چرخ‌دنده‌هاى شبکه‌ى ادارى پرقدرتى قرار گرفته‌اند که گریزى از آن نیست.

وات مى‌نویسد: مشکل آنجا بود که انسان‌ها هم خواستار فواید یک دولت سازمانیافته بودند و هم تحمل برخى جوانب آن را دشوار مى‌دانستند. با این حال تنها عده‌ى کمى حاضر بودند بار دیگر به زندگى قبیله‌اى روى آورند، از جمله یکى از همسران خلیفه‌ى اموى معاویه، بنام «میسون» که از او شعرى بدست ما رسیده که با این بیت آغاز مى‌شود:

چادرى افراشته در بادیه / بِه ز کاخ سربه فلک کشیده

سرخوردگى از شرایط جدیدى که انطباق با آن براى بسیارى دشوار مى‌نمود، برآورده نشدن خواست‌هایشان بدلیل ساختارهاى جدید اقتصادى، اجتماعى و سیاسى باعث شد که احساسات شدید و تنش‌هاى عصبى شکل گیرند. قتل عثمان را مى‌توان آغاز مجموعه‌اى از انفجارهاى اعتراضى دانست. جنبش خوارج و شیعى را نیز باید برآیند همین تنش‌هاى اجتماعى و روانى ناشى از وضعیت جدید ارزیابى کرد.

وات در این کتاب خود به تفصیل به شکلگیرى جنبش شیعى و شاخه‌هاى آن تا زمان حکومت عباسى، از جمله مکتب‌هاى اعتزالى و اشعرى، حنبلى و مُرجعى مى‌پردازد. فصل سوم کتاب به پیروزى سنى‌گرى بعنوان قطب مخالف شیعیگرى اختصاص دارد. در فصل چهارم فلسفه‌ى اسلامى سده‌هاى میانه را مى‌یابیم که از دوره‌ى ترجمه‌‌هاى متون فلسفى و علوم طبیعى از زبان یونانى به عربى آغاز مى‌کند. به گفته‌ى ابن ندیم، هرچند که ترجمه‌هایى از زمان بنى‌امیه در دست است، ولى جنبش ترجمه از دوره‌ى سلسله‌ى بنى‌عباس آغاز شد و پس از دو سده به اوج شکوفایى خود رسید. در این فصل مونتگمرى وات به غوررسى در اندیشه‌‌هاى الکندى، رازى، فارابى، ابن سینا و نقد غزالى بر اندیشه‌ى فلسفى اسلامى و نیز به فلسفه‌ى اسلامى در اسپانیا مى‌ پردازد. فصل پنجم کتاب الاهیدانان اسلامى یک دوره‌ى ۹۰۰ ساله‌، یعنى از ۹۵۰ تا ۱۸۵۰ میلادى را دربرمى‌گیرد.

جلد سوم این مجموعه‌ى تاریخ اسلام، زیر عنوان: ”فرهنگ اسلامى، جریان‌هاى معاصر و دیندارى عوام” در ۴۸۴ صفحه زیر نظر خانم آنه مارى شیمل در سال ۱۹۹۰ انتشار یافت. فصل‌هاى مختلف این مجلد را اساتید اسلام‌شناس مشهورى به نگارش درآورده‌اند.

فصل اول به قلم «تیلمان ناگل» (Tilman Nagel) پیرامون ”الاهیات و ایده ‌ئولوژى در اسلام مدرن” نگاشته شده است.

فصل دوم توسط «کنراد دیلگر» (Konrad Dilger) به رشته‌ى تحریر درآمده است، زیر عنوان ”شکلگیرى حقوق اسلامى”، از جمله درباره‌ى پیش‌زمینه‌هاى حقوق اسلامى، حقوق خانواده و ارث، حقوق ثروت و حقوق جزایى.

فصل سوم که به موضوع ”فرآیند شکلگیرى تاریخى فرقه‌هاى اسلامى” اختصاص دارد را اسلام‌شناس ایتالیایى «بیانکا ماریا اسکارچا آمورتى» (Biancamaria Scarcia Amoretti) نوشته است. این بررسى از آغازه‌ى اسلام تا زمان حاضر را دربر مى‌گیرد.

خانم «آنه مارى شیمل» (Annemarie Schimmel) به موضوع ”تصوف و دیندارى عوام” پرداخته است و در حدود ۸۰ صفحه، با آغازه‌هاى تصوف و عرفان، به بررسى اندیشه‌ى تمامى صوفیان و عارفان نامدار ایرانى و ترک دست زده است.

خانم شیمل در دو فصل دیگر به ”دیندارى سنتى” و نیز به ”شکل‌هاى بیان هنر اسلامى” مى‌پردازد.

«یوهان کریستوف بورگل» (Johann Christoph Bürgel)، اسلام‌شناس سوئیسى در فصل دیگرى موضوع خود را به جهان اسطوره‌ها و افسانه‌ها و تاریخ رستگارى و نجات در دوره‌‌هاى پیش و پس از اسلام تا به امروز اختصاص داده است.

و باز فصل دیگرى از کتاب توسط خانم آنه مارى شیمل نگاشته شده است، زیر عنوان ”اروپا و شرق اسلامى” که ۵۰ صفحه از مجلد را در برمى‌گیرد. در اینجا بررسى‌اى مى‌یابیم از آغازه‌هاى جنگ‌هاى صلیبى و نفوذ اسلام در سیسیل و اسپانیا، مغولان و ترک‌هاى عثمانى در برابر اروپایى‌ها و نیز تمامى تصوراتى که تا سده‌ى نوزدهم اروپایى‌ها در گستره‌ى فلسفه، انسان‌‌شناسى (آنتروپولوژى) و هنر و فرهنگ و ادبیات خود از شرق اسلامى داشته‌اند.

«ویبکه والتر» در فصلى کوتاه به موضوع ”زن در اسلام” مى‌پردازد و «منیر احمد» در فصلى کوتاهتر به معرفى تاریخچه و آموزه‌هاى فرقه‌ى اسلامى «احمدیه» دست زده است.

و در فصل آخر «خالد دوران» موضوع ”اسلام در اکثریت و اقلیت” را برگزیده که به ایستار و رفتار مسلمانان در رابطه با دگراندیشان مى‌پردازد و مى‌کوشد زمینه‌هاى تاریخى آن و نیز بروز چنین رفتارى در قاره‌هاى مختلف چون آمریکا، آفریقا و تصور دوبودگى (دوآلیستى) از جهان و درک نارسا از سکولاریسم را بررسد.

این مجموعه‌ى سه جلدى را مى‌توان به تمامى علاقمندان یک پژوهش علمى در تاریخ اسلام توصیه کرد.

داود خدابخش

مشخصات مجموعه‌ى سه‌جلدى که هر یک به فاصله‌ى پنج سال انتشار یافته‌اند:

W. Montgomery Watt, Alford T. Welch: Der Islam I. Mohammad und die Frühzeit – Islamisches Recht – Religiöses Leben. Kohlhammer Verlag, Stuttgart-Berlin-Köln-Mainz 1980.

W. Montgomery Watt, Michael Marmura: Der Islam II. Politische Entwicklungen und theologische Konzepte. Kohlhammer Verlag, Stuttgart-Berlin-Köln-Mainz 1985.

Munir D. Ahmad, Johann Christoph Bürgel, Konrad Dilger, Khalid Duran, Peter Heine, Tilman Nagel, Biancamaria Scarcia Amoretti, Annemarie Schimmel, Wiebke Walther: Der Islam III. Islamische Kultur – Zeitgenössische Strömungen – Volksfrömmigkeit. Kohlhammer Verlag, Stuttgart-Berlin-Köln-Mainz 1990.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.