اندیشه‌های «پیش‌مفهومی» در مورد عدالت

تأملاتی درباره‌ی عدالت (گفتار دوم): اندیشه‌های «پیش‌مفهومی» در مورد عدالت

گفتار نخست را این این لینک مشاهده کنید

پیش از پرداختن به موضوع اصلی، باید روشن کنیم که منظورمان از اندیشه‌ی پیش مفهومی چیست؟ اندیشه‌ی پیش مفهومی، یعنی تفکری که هنوز چگالی مفهومی نیافته، در مورد موضوع یا برابرایستایی. چنین اندیشه‌ای خود را معمولا” در کاربرد زبانی روزمره متبلور می‌کند، یعنی در آنجا که واژه‌ای به آنچنان میدان معنایی دست می‌یابد که کاربرد آن در آن میدان، به عنوان عادی و درست تلقی می‌گردد.
پس اگر آنچه که از واژه‌ای مورد نظر است، در آن میدان معنایی قرار گیرد که زبان مربوطه آن را از پیش ترسیم کرده است، معمولا” فهمیده می‌شود. در کاربرد زبانی، واژگان با تصوراتی معین و اکثرا” تأکیدات ارزشی کم تا بیش مثبت و منفی در پیوند هستند. خود کاربرد عمومی زبان، با این آگاهی همراه نیست که واژه‌ی مورد نظر چگونه تشکیل شده و در کدامین رابطه با واژگان مورد نظر دیگر قرار دارد. رویکرد روحی کسی که واژه‌ای را مورد استفاده قرار می‌دهد، در وضعیت‌های معمول زبانی تأمل شده نیست و بنابراین اندیشه‌ی او در اینسوی آستانه‌ی تفکر مفهومی قرار دارد و به این معنا «پیش مفهومی» است.

 

گونه‌ای دیگر از اندیشه‌ی پیش مفهومی، خود را در زبانی متبلور می‌سازد که به میانجی نمادها و تصاویر ارتباط برقرار می‌کند. نمونه‌ی مشخص چنین زبانی، زبان استعاره‌ی شعری است. اندیشه‌های مجازی در ارتباطات زبانی روزمره‌ی کنونی نیز وجود دارند، زیرا خاستگاه تفکر مجازی امروزین، تفکر اسطوره‌ای کهن است. در اسطوره شناسی نه تنها بینش‌های دینی پیشین از نوع مابعدالطبیعی و کیهانشناختی، بلکه حتا بینش‌های اخلاقی و حقوقی نیز وجود دارد.

 

اندیشه‌ی پیش مفهومی در باره‌ی عدالت، یکی از مهمترین نقشهای خود را در اسطوره شناسی یونانی و در شخصیت «دیکه» (Dike ) الهه یا زنخدا یا ایزدبانوی عدالت پدیدار می‌سازد. توازن در داوری، یکی از صفات اصلی این الهه است و احکامی صادر می‌کند که هر کس را به آنچیز که مستحق آن است می‌رساند. حتا نام این الهه مؤید پیوندی تنگاتنگ با «حق» است، چرا که «دیکه» در زبان یونانی «قاضی»، «محکمه‌ی قضایی» و «حق» نیز معنی می‌دهد. ذات این الهه و اصلی که نماد آن است، در رابطه‌ی خویشاوندی یا دشمنی با الهه‌های دیگر به بیان در می‌آید و در این گفتار نگاهی کوتاه به آن خواهیم افکند. باید در نظر داشت که اکثر الوهیت‌های یونانی، به مثابه تجسم و تشخص اصل‌های اخلاقی ظاهر می‌شوند. این اصل‌های اخلاقی، از تبار، صفات شخصیتی و نوع فعالیت آنان قابل درک است.

در بینشهای اسطوره‌ای یونانیان، «دیکه» یا الهه‌ی عدالت، یکی از دختران «زئوس» (Zeus) والاترین خدای جهان است. «زئوس» پس از چیرگی بر رقیبان خود و به قدرت رساندن خدایان المپ، دختر اورانوس (Uranos) را که خدای زیرزمینی یا تایتان (Titan) و نماد گنبد آسمان و مظهر پهنا و بلندای طبیعت است به همسری می‌گیرد. نام دختر اورانوس «تمیس» (Themis) است که خود نگهبان نظم پایدار جهان محسوب می‌گردد. اگر چه «تمیس» از تبار «تایتان‌ها» بود، اما زئوس وی را به همسری می‌گیرد و در المپ مشاور خود می‌سازد. از این وصلت، «دیکه» یا الهه‌ی عدالت زایش می‌یابد. خواهران او که نتیجه‌ی همین وصلت‌اند به ترتیب «آیرنه» (Eirene) الهه‌ی صلح، «اوینومیا» (Eunomia) الهه‌ی نظم و حکومت خوب و «تیشه» (Tyche) الهه‌ی سرنوشت پنهان می‌باشند. «دیکه» یا الهه‌ی عدالت، به صورت باکره دختری می‌زاید به نام «هزیشیا» (Hesychia) که الهه‌ی خونسردی و آرامش درونی است.

دشمنان «دیکه» الهه‌ی عدالت، به ترتیب «اریس» (Eris) الهه‌ی ستیز و «هیبریس» (Hybris) الهه‌ی زیاده روی و تحریف می‌باشند. از آنان الهه‌های دیگری زایش می‌یابند مانند «دیسنومیا» (Dysnomia) که مظهر بی‌نظمی و حکومت بد، «لته» (Lethe) مظهر فراموشی و پنهانکاری و سرانجام «آمفیلوگیا» (Amphilogia) مظهر واژگان مزورانه و چندپهلو هستند. همه‌ی این الهه‌ها فاقد پدر هستند و مستقیما” از ذات مادرشان «اریس» زاده شده‌اند که به نوبه‌ی خود تبارش به «نیکس» (Nyx) الهه‌ی ظلمت و تاریکی می‌رسد.

اما «دیکه» الهه‌ی عدالت، افزون بر این دشمنان، پشتیبانانی هم در میان خویشاوندان خود در المپ و نیز در میان خدایان زیرزمینی دارد که پس از پیروزی «زئوس» وی را یاری می‌دهند. مهمترین آنان «استیکس» (Styx) خدای ورطه‌ی فنا، دلمردگی و در عین حال مظهر انتقام گیری از جنایات نابخشودنی نزد یونانیان مانند گواهی دروغ است. پشتیبان دیگر «نمسیس» (Nemesis) الهه‌ی مجازات و استقرار دوباره‌ی حق است. و پشتیبان دیگر خواهر ناتنی «دیکه» است که احکام حقوقی صادر شده از طرف الهه‌ی عدالت را به اجرا در می‌آورد و تبهکاران را مجازات می‌نماید.

روابط پیچیده‌ی خویشاوندی و دشمنی که در بالا آمد، مؤید آن است که در بینش‌های اسطوره‌ای یونانیان، «عدالت» از بعدهای گوناگون برخوردار و در همه‌ی جهات قابل گسترش است. عدالت در نزدیکی با مدیریت، نظم پایدار و خرد جهانی قرار دارد و با صلح، حکومت خوب و آرامش در پیوند تنگاتنگ است. خود عدالت به کسی پاداش نمی‌دهد، اما می‌توان انتظار داشت که پاداش نصیب کسانی شود که از آن پیروی می کنند. در عین حال، مجازات، تلافی و کیفر دادن نیز مستقیما” امور مربوط به عدالت نیستند، اما عدالت به کمک اصل‌های دیگری که پشتیبان آن هستند، انتظارات در این زمینه را برمی‌آورد. بینش‌های اسطوره‌ای یونانیان در عین حال نشان می‌دهد که عدالت با ستیزه‌جویی، زیاده‌روی، تحریف، بی‌نظمی، فراموشکاری، پنهانکاری، ریاکاری و چندپهلوگویی سازگاری ندارد.

مطالبات عدالت، همیشه بلاواسطه قابل درک و انکارناکردنی نیست و امکان دژفهمی و تردید در مورد آنها وجود دارد. در یک دعوای حقوقی، هر طرف باور دارد که حق به جانب اوست. عدالت اگر چه راه را به سوی صلح، نظم، حکومت خوب و نیز آرامش نشان می‌دهد، اما خود ضرورتا” آنها را ایجاد نمی‌کند. چیزهای دیگری نیز برای رسیدن به این اهداف دخیل هستند.

پیکره‌ی اسطوره‌ای عدالت، زنی را با سیمایی سختگیر و شمشیری در یکدست و ترازویی در دست دیگر نمایش می‌دهد. چنین پیکره‌ای حامل این پیام است که کسانی که می‌خواهند عدالت را اجرا کنند، نمی‌توانند انتظار آسایش داشته باشند، باید پیکار کنند، باید به قضاوتی بیطرفانه تمکین کنند، و شایسته و برازنده‌ی آنان است که متعادل و متوازن باشند.

بطور خلاصه می‌توان در مورد گوهر عدالت، آنگونه که در بینش‌های اسطوره‌ای یونانیان طراحی شده است گفت که عدالت اصلی است که تلاش در ایجاد تعادلی اجتماعی، به معنی کنشی با بصیرت، متوازن، خردمندانه، وفادار به حقیقت و غیرجانبدار بر آن حاکم است.

در اسطوره های رومی، الهه یا زنخدای عدالت در نقش «ایوستیتیا» (Iustitia) ظاهر می‌شود. بسیاری از واژگان مربوط به حوزه‌ی حقوقی و عدالت در زبان‌هایی با ریشه‌ی لاتین و نیز انگلیسی، از نام همین الهه مشتق شده‌اند. پندارها و تصوراتی که در مورد این الهه وجود دارد، مشابه همان چیزی است که در مورد الهه‌ی یونانی عدالت «دیکه» وجود دارد.

و سرانجام در دریافت عبرانی کهن، عدالت در انطباق آن با حق الهی مطرح است که در اصل از طرف خداوند در کوه سینا به موسی وحی شده است.

بهرام محیی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.