امیل دورکیم

دانلود فایل

امیل دورکیم (بنیانگذار انسان‌شناسی دینی)

چکیده

در نوشته‌ای که پیش‌رو دارید سعی شده است تمام ابعاد دورکیم که شامل زندگی شخصی و حرفه‌ای، ریشه‌های فکری، آثار دورکیم و مفاهیم کلیدی که در هر اثر مطرح می‌شود، مورد بررسی قرار بگیرند. و نیز تأثیرات دورکیم بر نظام آموزش همگانی فرانسه و تأثیراتی که وی بر رشته انسان شناسی و شاخه‌های این رشته داشته است. و از آنجایی که بیشترین تأثیرات دورکیم بر انسان شناسی از طریق کتاب معروف وی تحت عنوان «صور بنیادین حیات دینی» بوده است. سهم بیشتری به بررسی این کتاب و مفاهیم ارائه شده توسط این کتاب داده شده است.

هر گونه نقد تحقیقی‌اندیشه دورکیم باید بر دوگانگی معنایی مفهوم جامعه در نزد او تاکید کند. چرا که جامعه را می‌توان برحسب متون متفاوت دورکیم، که گاه به عنوان محیط و مجموعه اجتماعی از بیرون مشاهده شدنی تعبیر کرد و گاه به عنوان کانون آرمان یا موضوع  عشق و احترام جامعه. در معنای اول به عنوان محیط اجتماعی موجود تعریف شده است و چونان عامل تعیین کننده دیگر نمودها در نظر گرفته شده است.

گرایش دورکیم این است که محیط اجتماعی را یک واقعیت تام بپندارد، در حالی که محیط اجتماعی یک مقوله تحلیلی است نه یک علت‌ نهایی.

جامعه در معنای دوم، یعنی معنایی که جامعه را در حکم کانون آرمانی و در حکم موضوعی برای عشق و احترام و پرستش می‌داند، است.

به اعتقاد دورکیم، «انسان، انسان نیست مگر آنکه متمدن باشد و متمدن شدن انسان هم در جامعه از طریق جامعه صورت می‌گیرد و تنها وجه تمیز انسان از دیگر حیوانات این است که انسان عنصری اجتماعی و جزئی  از یک کلیت اجتماعی است (دورکیم، کتاب فلسفه و جامعه شناسی). بنابراین، انسان اگر در جامعه نبود، حیوانی پیش نبود. از طریق جامعه است که حیوانیت بشر به مقام انسانی رسیده است ولی در برابر این مدعا به آسانی می توان پاسخ داد که کافی نیست گروهی از حیوانات با هم زندگی کنند تا بتوانند زبان و صور عالی هوش را پدید آورند.

جامعه برای توسعه انسانیت نوع بشر لازم است، اما این شرط لازم تبدیل به شرط کافی نمی‌شود مگر آنکه خود این حیوانی که نامش بشر است. واجد استعدادهایی که متمایز کننده او از دیگر انواع‌اند، باشد.

دورکیم در کتاب «صور بنیانی حیات دینی»، از آنچه خود ابتدایی‌ترین صورت دینی می‌انگارد، البته به عنوان وسیله شناخت همه ادیان بشری، در واقع کاری است که نویسندگان دیگر انجام نداده بودند. او سرچشمه‌های دین را به عنوان مفاهیم خطا و ساختگی جوامع ابتدایی در نظر نمی‌گیرد و در نتیجه، آنها را از اعتبار نمی‌اندازد. برعکس به نظر او، حتی ابتدایی‌ترین دین بیانگر نوعی حقیقت است و این حقیقت درست همان چیزی نیست که باور دارندگانش تصور می‌کنند. (همیلتون، ۱۳۷۷: ۱۷۱)

کتاب صور ابتدایی حیات دینی دورکیم، در واقع نوعی بررسی معرفت شناختی نیز به شمار می‌آید.» به ادعای دورکیم مفاهیم و مقولات بنیادی زمان، مکان، عدد و علت از دین ریشه می‌گیرند و در غالب آن ساخته می‌شوند. از آنجا که به اعتقاد دورکیم دین یک پدیده اساساً اجتماعی است، پس مقولات بنیادی اندیشه بشری نیز باید از جامعه سرچشمه گرفته باشد. به نظر دورکیم، ما چون در جامعه زندگی می‌کنیم، می‌توانیم به چنین شیوه‌ای مفهوم سازی کنیم.

همانطور که ملاحظه گردید دورکیم نگرش جدیدی در مورد دین داشته است. و به موضوعاتی در باب دین پرداخته است تا زمان وی مورد توجه قرار نگرفته بودند؛ موضوعاتی که در زمان دورکیم و پس از او راهگشای انسان شناسان، بخصوص انسان شناسان دینی شده است.

اندیشه‌های دورکیم ترجمان بینشی درباره انسان، جامعه جدید و تاریخ است.

واژه های کلیدی: امیل دورکیم  ، انسان، جامعه جدید و تاریخ، دین، ریشه‌های فکری، صور بنیادین حیات دینی

فهرست مطالب

دیباچی    ۵
زندگی شخصی و حرفه‌ای دورکیم    ۷
ریشه‌های فکری اندیشه‌های دورکیم    ۱۰
آثار دورکیم    ۱۵
درباره تقسیم کار اجتماعی (۱۸۹۳)    ۱۷
قواعد روش جامعه‌شناسی (۱۸۹۴)    ۲۱
خودکشی (۱۸۹۷)    ۲۴
اهمیت تاریخی روش شناختی کتاب خودکشی    ۲۶
تربیت و جامعه‌شناسی    ۲۸
سوسیالیسم (۱۹۲۸)    ۳۰
جامعه‌شناسی؛ فیزیک رسوم و حقوق (دورکیم و دموکراسی)۱۹۵۰    ۳۲
صور بنیانی حیات دینی (۱۹۱۲)    ۳۳
سالنامه جامعه‌شناسی (۱۸۹۶)    ۳۶
جامعه و اخلاق    ۳۹
ساختارگرایی دورکیم    ۴۰
تکامل گرایی دورکیم    ۴۱
کارکردگرایی دورکیم    ۴۲
تبیین کارکردی    ۴۳
تحلیل کارکردی و تحلیل تاریخی    ۴۴
– تأثیر تحلیل کارکردی دورکیم بر مکاتب علوم اجتماعی    ۴۵
تأثیر دورکیم بر نظام آموزش همگانی    ۴۵
تاثیر امیل دورکیم بر انسان‌شناسی    ۴۷
مردم شناسی فرانسه    ۴۸
انسان شناسی دینی    ۴۸
تاثیر دورکیم از طریق دیدگاه اثباتی بر انسان شناسی    ۴۹
انسان شناسی حقوق    ۴۹
دورکیم، مالینوفسکی و رادکیف ـ براون    ۵۰
مطالعه دینی دورکیم    ۵۱
تأثیر رابرتسون اسمیت بر رهیافت مذهبی دورکیم    ۵۱
هدف دورکیم در کتاب صوربنیانی حیات دینی    ۵۲
اهمیت تاریخ در بررسی امر دین    ۵۲
تعریف دین    ۵۳
اعتقادهای دینی    ۵۶
باورهای دینی    ۵۷
جادو و دین    ۵۷
جان پرستی    ۵۸
طبیعت پرستی    ۶۲
انتقاد دورکیم به نظریه طبیعت پرستی    ۶۳
توتم پرستی به عنوان دین بنیانی    ۶۵
کارکرد دین از نظر امیل دورکیم    ۶۸
دین و همبستگی    ۷۰
دین و نظریه اجتماعی دورکیم    ۷۲
دورکیم و دگرگونی دین    ۷۳
دین و نظریه معرفت    ۷۴
مبنای جامعه‌شناسی معرفت دورکیم    ۷۵
نقد و بررسی نظریه دین دورکیم    ۷۷
کلام آخر    ۸۰
منابع    ۸۳

منابع:

۱- آرون، ریمون (۱۳۸۱) «مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه‌شناسی». ترجمه باقر پرهام. انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ پنجم.

۲- اشرف، احمد (۱۳۴۷) «فونکسیونالیسم» نامه علوم اجتماعی دوره اول شماره اول.

۳- تامسون، کنت (۱۳۸۱) «دین و ساختار اجتماعی» ترجمه علمی بهرامپور و  حسن محدثی. نشر کویر

۴- ترنر، جاناتان. اچ (۱۳۱۸) «پیدایش نظریه جامعه‌شناسی» ترجمه دکتر عبدالعلی لهسائی زاده. نشر دانشگاه شیراز جلد دوم.

۵- توسلی، غلام عباس (۱۲۸۰) «جامعه‌شناسی دین» نشر سخن

۶- دورکیم، امیل (۱۳۴۳) «قواعد روش جامعه‌شناسی» ترجمه دکتر علی محمد کاردان. نشر دانشگاه تهران

۷- دورکیم، امیل (۱۳۶۰) «فلسفه و جامعه‌شناسی» ترجمه فرحناز خمسه‌ای. نشر مرکز ایرانی مطالعه فرهنگ‌ها

۸- دورکیم، امیل (۱۳۷۶) «تربیت و جامعه‌شنای» ترجمه دکتر علی محمد کاردان. نشر دانشگاه تهران.

۹- دورکیم، امیل (۱۳۷۸) «خودکشی» ترجمه دکتر نادر سالارزاده امیری. نشر دانشگاه علامه طباطبایی

۱۰- دورکیم، امیل (۱۳۸۱) «درباره تقسیم کار اجتماعی» ترجمه باقر پرهام. نشر نی

۱۱- دورکیم، امیل (۱۳۸۳) «صوربینانی حیات دینی» ترجمه باقر پرهام. نشرنی.

۱۲- روح الامینی، محمود (۱۳۸۰) «مبانی انسان‌شناسی، گردشهر با چراغ» نشر عطار چاپ دهم.

۱۳- ریویر، کلود (۱۳۸۱) «درآمدی بر انسان شناسی». ترجمه دکتر ناصر فکوهی. نشرنی: چاپ دوم.

۱۴- فکوهی، ناصر (۱۳۸۱) «تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی» نشرنی

۱۵- کرایب، یان (۱۳۸۲) «نظریه اجتماعی کلاسیک» ترجمه شهناز مسمی پرست. نشر آگاه.

۱۶- کوزر، لیوئیس (۱۳۸۲) «زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی» ترجمه محسن ثلاثی، انتشارات عملی، چاپ دهم

۱۷- گرب، ادوارد . ج. (۱۳۷۳) «نابرابری اجتماعی: دیدگاه های نظریه‌پردازان کلاسیک و معاصر» ترجمه محمد سیاهپوش و احمدرضا غروی زاده. نشر معاصر

۱۸- گیدنز، آنتونی (۱۳۶۳) «دورکیم» ترجمه یوسف اباذری، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی

۱۹- گیدنز، آنتونی (۱۳۷۸) «جامعه‌شناسی». ترجمه منوچهر صبوری. نشر نی. چاپ پنجم

۲۰- همیلتون، ملکم (۱۲۷۷) «جامعه‌شناسی دین» ترجمه محسن ثلاثی. موسسه فرهنگی- انتشاراتی تبیان.

۲۱- Alpert. H(1939) Emile Durkheim and His Sociology” New York. Columbia university Press.

۲۲- Durkheim, Emile(1960) “Montesquieu and Rausseau” Ann Arber The university of Michigan Press.

۲۳- Durkheim, Emile (1956) “Education and Sociology” New york. The free Press.

۲۴- Evans, Pritchard.E.E. (1965) “Theories of Primitive Religions” New

دیباچی:

امیل دورکیم ـ را به همراه ماکس وبرـ یکی از دو بنیانگذار اصلی تئوری جامعه شناسی نوین نامیده‌اند. دورکیم چهارچوب وسیعی برای سیستم‌های اجتماعی ایجاد کرد که در جامعه شناسی و تعدادی رشته‌های مرتبط با آن به عنوان یک اصل هنوز باقی مانده است، بویژه در انسان شناسی. حتی آنهایی که اساساً با آن موافق نبوده‌اند. آن را به عنوان یک نقطه عطفی می‌پذیرند. این چهارچوب تحلیل در جریان کار خود دورکیم رشدی اساسی را طی کرد، اما مداوم پیرامون ماهیت سیستم اجتماعی و رابطه آن سیستم با شخصیت فرد تمرکز داشت.

تفکر دورکیم غالباً ریشه در تاریخ روشنفکری فرانسه داشت. اگر به گذشته دورتری برگردیم، دکارت [فلسفه دکارتی] و رسو از همه مهمتر بودند و افراد دیگری که در سالهای نزدیک به او بوده‌اند و در تفکر دورکیم اهمیت بسزائی داشته‌اند، سن سیمون و آگوست کنت و استاد وی فوستل دو کولانژ بودند. علاقه دورکیم به روشنفکران معاصر برجسته دیگر کشورها، ویژه آلمان و انگلستان، به طور موثقی ماهیت فرانسوی داشت: راجع به مسائل انسان و جامعه، و این به معنی تحقیر کردن اصالت تفکر فرانسوی نیست. اگر بگوییم آن تفکر یک موقعیت میانجی بین دو جناح اصلی گرایشات متفکر را در بر می‌گرفت. یعنی تجربه گرایی انگلیسی و کارکردگرایی و ایده آلیسم آلمان. به عبارتی صریح‌تر، جامعه شناسی مدرن حاصل ترکیب عناصری هستند که به برجسته‌ترین وجهی در آن دو سنت شکل گرفته‌اند و به نظر می‌رسد ماهیت میانجیگرانه‌اش در زمینه فرانسوی‌اش بوده است که به دورکیم یک محل بارزی برای ابراز وجود دادند و جایگاه و نفوذ دورکیم به طور مؤثری در این ترکیب کمک کرد.[۱]

در نوشته‌ای که پیش‌رو دارید سعی شده است تمام ابعاد دورکیم که شامل زندگی شخصی و حرفه‌ای، ریشه‌های فکری، آثار دورکیم و مفاهیم کلیدی که در هر اثر مطرح می‌شود، مورد بررسی قرار بگیرند. و نیز تأثیرات دورکیم بر نظام آموزش همگانی فرانسه و تأثیراتی که وی بر رشته انسان شناسی و شاخه‌های این رشته داشته است. و از آنجایی که بیشترین تأثیرات دورکیم بر انسان شناسی از طریق کتاب معروف وی تحت عنوان «صور بنیادین حیات دینی» بوده است. سهم بیشتری به بررسی این کتاب و مفاهیم ارائه شده توسط این کتاب داده شده است.

زندگی شخصی و حرفه‌ای دورکیم:

امیل دورکیم را باید به عنوان نخستین جامعه‌شناس دانشگاهی کشور فرانسه به شمار آورد. او اگر چه در امور اجتماعی فرانسه به سختی درگیر شده بود، اما سراسر زندگی‌اش تحت تأثیر کار دانشگاهی‌اش قرار داشت. دورکیم مرد دانشگاهی بود که همکارانش هنوز وی را مهمان ناخوانده‌ای می‌دانستند که می خواهد رشته‌ای را تدریس کند که هنوز مشروعیت آن توجیه نشده بود.» (کوزر، ۱۳۸۲ : ۲۰۴ و  ۲۰۵)

دوران زندگی دورکیم با بحرانی از تاریخ فرانسه و اروپا مقارن است. وی در ۱۵ آوریل ۱۸۵۸ در اپینال واقع در لورن متولد شد و در ۱۵ نوامبر ۱۹۱۷ در فرانسه- پاریس درگذشت. دورکیم از تبار یهودی بود و در خانواده‌ای متدین پرورش یافت، پدرش خاخام اعظم بود و زمانی از دورکیم انتظار می‌رفت که پای بر جای  پای پدر بگذارد. وی بر آن شد که از این سنت خانوادگی بگسلد و اعلام  کرد که لااداری است؛ اما شخصیت سخت متأثر از پرورش اولیه و زندگی دقیق و منضبط اولیه باقی ماند. وی در ۱۸ سالگی به پاریس رفت تا برای دانشسرای عالی درس بخواند.

در دانشسرا، در زمره گروهی از روشنفکران برجسته بود. دیری نگذشت که علاقه وی متوجه حوزه فلسفه اجتماعی و سیاسی شد. در اکول نورمال سوپر یور پاریس، وی از دو تن از معلمانش، بوترو و فوستل دوکولانژ متأثر شد. بوترو وی را به مطالعه دقیق آثار کنت هدایت کرد. وی همچنین با مطالعه نوشته‌‌های رنوویه فیلسوف اجتماعی نوکانتی به فلسفه کانت علاقمند گردید. مضامین کانتی بعداً به دفعات در آثار دورکیم ظاهر شدند، او در صور بنیانی حیات دینی کوشید تا صورتی نظام یافته از «کانت گرایی جامعه‌شناختی» را به عنوان نظریه شناخت طرح بریزد.

وی بعد از فراغت از تحصیل، سالهای ۱۸۸۲ تا ۱۸۸۷ به تدریس  فلسفه پرداخت. و در این میان سال تحصیلی ۸۶-۱۸۸۵ را در آلمان سپری کرد و به مطالعه تحولات معاصر در فلسفه اجتماعی و روانشناسی جمعی در آن کشور پرداخت. در آنجا به درک روشنتر چگونگی واقعیت اجتماعی و پیچیدگی ارگانیک و تحول آن نایل آمد. مقالاتی که دورکیم در مورد تفکر اجتماعی آلمان نوشت به وی کمک کرد تا در سال ۱۸۸۷ مقامی در دانشگاه بوردو بدست آورد، این مقام دانشیاری علوم اجتماعی و آموزش بود. وی در همان سال ازدواج کرد. (گیدنز، ۱۳۶۳ : ۱۲- ۹) سالهای بوردو برای دورکیم یک دوره فعالیت کتاب بس آفرینشگرانه بود. او در این سالها یک رشته مقالات انتقادی مهم از جمله نقد تاب جامعه سنتی جامعه نوین فردیناند تونیس را منتشر ساخته و سخنرانی‌های افتتاحیه درسهایش را به صورت یک رشته مقالات به چاپ رسانده بود. در سال ۱۸۹۳، او از رساله دکترایش به زبان فرانسوی تحت عنوان تقسیم کار و نیز از رساله لاتینی خود که درباره منتسکیو نوشته شده بود، دفاع کرد. (کوزر، ۱۳۸۲: ۲۰۹) انتشار قواعد روش جامعه‌شناسی که در سال ۱۸۹۴ به صورت یک سلسله مقاله بود، باعث مشاجراتی شد. به دنبال قواعد، کتاب خودکشی در سال ۱۸۹۴ انتشار یافت و در آن دورکیم بر عهده گرفت که مفید بودن برداشت خود از روش جامعه‌شناسی را با کار بستن آن به یک موضوع تجربی خاص نشان دهد. در همان سال که خودکشی چاپ شد، دورکیم به تأسیس مجله مشهور «سالنامه جامعه‌شناسی» کمک کرد. سالنامه اهمیت خاصی به آثار مربوط به جامعه‌شناسی دین می‌داد، رشته‌ای که دورکیم به طور فزاینده‌ای در دوره‌های آخر زندگی خویش به آن علاقمند شده بود. وی در سال ۱۹۰۲  به سوربن رفت و کرسی آموزش را اشغال کرد، هر چند که تا سال ۱۹۰۶ مقام استادی کامل را بدست نیاورد. در سال ۱۹۱۲ صور بنیانی حیات دینی را منتشر ساخت.

پیش از این سالها، وی تدریس تاریخ سوسیالیسم را در سال ۸۶-۱۸۸۵ در پاسخ به برخی از شاگردانش که از مارکسیسم متأثر شده بودند، برعهده گرفت. وی هیچ علاقه‌ای به مارکسیسم انقلابی نداشت و معتقد بود انقلابها تغییرات بسیار اندکی بوجود می‌آورند: دگرگونی عمیق همواره نتیجه تکامل اجتماعی دراز مدت است از سوی دیگر وی به گرمی به سوسیالیسم اصلاح گرا متمایل بود و آنرا با آرمانهای بازسازی ترقی خواهانه اجتماعی خودسازگار می‌پنداشت.

او مقاله‌ای به نام فردگرایی روشنفکران نوشت که به طور مشخص انتزاعی و مجرد بود. در آن دورکیم به عنوان یکی از همان روشنفکران سعی کرد تا تفسیری از فردگرایی بدست دهد که از عقاید جامعه‌شناختی اش استنتاج شده بود و به رد این ادعا پرداخت که نظریات وی متضمن هرج و مرج است. (گیدنز، ۱۳۶۳ : ۱۶-۱۲)

«شواهدی وجود دارند که جنگ برای دورکیم یک ضربه بزرگ داشت. نه تنها در واقع هزینه جنگ برای فرانسه خیلی بالا بود، بلکه بیش از نیمی هم آموزگاران دورکیم که دراکول نورمال وارد شده بودند، قبل از اتمام جنگ در سال ۱۹۱۳ کشته شدند. همچنین دورکیم تنها پسرش را در سال ۱۹۱۶ از دست داد. این آسیب‌ها ممکن است در باعث شدن مرگش در اثر یک سکته قلبی در ۱۵ نوامبر ۱۹۱۷ در سن ۵۹ سالگی خیلی کمک کرده باشند.  (Sills. 1968:p.311)

بخش عمده آثار دورکیم که بیشتر شامل جزواتی بود که وی برای درسهای متعدد نوشته بود، بعدها [پس از مرگ وی] به چاپ رسید. مهمترین این آثار  عبارتند از: دو مطالعه درباره‌ آموزش (آموزش اخلاقی و تحول تعلیم و تربیت در فرانسه)، درسهای بوردو و درباره سوسیالیسم (که در سال ۱۹۲۸ منتشر شده و مخصوصاً از سن سیمون بحث می‌کند)، بحثی در سیاست مدنی و دولت (اخلاق حرفه‌ای و اخلاق مدنی)، تحلیل فلسفه عمل گرایی که از یادداشت‌های دانشجویان گردآوری شده است (عمل‌گرایی و جامعه‌شناسی)، درسهای جامعه‌شناسی؛ فیزیک سوم و حقوق که در سال ۱۹۵۰ منتشر شدند. (گیدنز، ۱۲۶۳ : ۱۷-۱۵ ، آرون ۱۳۸۱: ۴۲۱  و ۴۲۲)

ریشه‌های فکری اندیشه‌های دورکیم:

اگر چه دورکیم تا اندازه‌ زیادی تحت تأثیر اندیشه اجتماعی آلمانی و بریتانیایی بود، اما بنا به اظهارات نظر درست تالکوت پارسونز افکار او بیشتر ریشه در تاریخ فکری فرانسه داشتند. سنت روشن اندیشی تاریخ فکری فرانسه، بویژه آثار رسوومنتسکیو بر افکار دورکیم تأثیر عمیقی گذاشته بودند. مفهوم اراده عمومی از همه بیشتر اندیشه دورکیم را تحت تأثیر قرار داده بود. دورکیم از جهت قائل شدن تمایز میان پدیده اجتماعی و روانشناختی، خود را مدیون رسو می‌دانست.

(کوزر، ۱۳۸۲: ۲۱۳ و ۲۱۲) دورکیم برای این تفکر رسو که جامعه در برگیرنده یک واقعیت اخلاقی است و این واقعیت اخلاقی را می توان از اخلاق فردی تفکیک نمود، ارزش قائل بود. (ترنر، ۱۳۷۱: ۳۶۱) از دید رسو همانند دورکیم جامعه یک موجود معنوی است که دارای ماهیت  خاصی جدا از افراد متشکله آن است؛ ماهیتی که جدا از اجزای خودش است. (Durkheim, 1960: 85) دورکیم افکار زیادی از رسو  قرض نمود. بسیاری از مفاهیم محوری اش در خصوص آسیب‌های اجتماعی ، ناهنجاری و خودگرایی و تقسیم کار اجباری، تا حد زیادی مدیون رسو است. دیدگاه او نسبت به جامعه که توسط یک حکومت قوی و مجموعه‌ای از ارزشها و عقاید مشترک می تواند به انجام برسد، بازتابی از نظر رسو در این باره است که چگونه می‌توان این آسیب‌ها را حذف نمود، خواست او استفاده از مدارس در جهت ارائه آموزشهای اخلاقی برای جوانان و بر انگیخته شدن مجدد روح تعهد نسبت به جامعه مادی همسان، روحی که مردم یکبار نسبت به جامعه مقدس و الهی داشته‌اند، نیز مهم از افکار رسو بود. اما دورکیم هیچگاه نمی‌تواند اعتقاد رسو را نسبت به حکومت  بپذیرد. از دید دورکیم حکومت بایستی بسیار قدرتمند باشد. دورکیم نظر رسو از یک جامعه منسجم را که در آن اختیار و آزادی افراد کسب شود، درونی نمود. (ترنر، ۱۳۷۱: ۳۶۲ و ۳۶۳)

دورکیم فکر همبستگی همه پدیده‌های اجتماعی را از منتسیکو آموخته بود. وی نوشته بود: «منتسکیو به روشنی دیده بود که همه این عناصر سازنده یک کل هستند که اگر هر یک از این ها بدون توجه به عناصر دیگر و جدا از آنها در نظر گرفته شود، غیر قابل فهم می شود. او قانون را از اخلاق، دین، بازرگانی و غیره جدا نمی‌سازد و از همه مهمتر قانون را جدا از صورت جامعه نمی‌انگارد، یعنی جدا از همان صورتی که بر همه پدیده‌های اجتماعی دیگر اثر می‌گذارد. (Durkheim, 1960:56) . دورکیم، منتسکیو را به عنوان مطرح کننده این قضیه که جامعه یک شیئ یا واقعیت است، درست همانگونه که یک ماده فیزیکی یا شی واقعیت است، می‌شناسد. دورکیم این اعتقاد را داشت که منتسکیو اولین فردی بود که تشخیص داد اخلاقیات، راه و رسوم زندگی سنت‌ها و روح یک ملت موضوعات تحقیق علمی هستند. از این دیدگاه اولیه بود که تشخیص داده شد دانشی تحت عنوان جامعه‌شناسی می تواند مطالعه گر جامعه باشد. (ترنر، ۱۳۷۱: ۲۵۲ و ۲۵۳). دورکیم اعتبار صریحی برای منتسکیو به خاطر این تشخیص قائل بود که یک «معرفت در صورتی می‌تواند یک علم تلقی شود که دارای حوزه یعنی برای اکتشاف باشد. علم در ارتباط با اشیاء‌ و واقعیات است. . . قبل از اینکه علم اجتماعی بتواند بوجود بیاید، باید به عنوانم یک موضوع به رسمیت شناخته شود. (Durkheim, 1960: 3) . منتسکیو از طریق کتاب روح القوانین بیشترین تأثیرات مستقیم بر دورکیم را داشت: «در کتاب روح القوانین بود که دورکیم ایده‌های روش‌شناسی و موضوعی خاص خود را اتخاذ نمود. (ترنر، ۱۲۷۱ : ۳۵۳) دورکیم ادامه دهنده همان راه فکری است که آگوست کنت و سن سیمون بازگشوده بودند. «کنت بایستی این اصرار منتسکیویی دورکیم را که واقعیت و داده‌ها باید جهت دهنده علم باشد و نه تفکر فلسفی را تقویت کرده باشد. کنت نظر دورکیم را مبنی بر اینکه جستجوی قوانین جامعه‌شناسانه باید توسط واقعیات تجربی هدایت شده و متعاقباً جمع‌آوری واقعیات باید به وسیله اصول نظری هدایت شود را تقویت نمود. دورکیم تحت تأثیر مهمترین قسمت طرح کنت واقع شده بود. کنت جامعه‌شناسی را به دو نوع ایستا و پویا تقسیم نمود، با توجه به ایستایی جامعه دورکیم بحث کنت را در مورد همبستگی اجتماعی و اثر تقسیم کار بر آنرا به کار می‌برد (ترنر، ۱۳۷۱: ۳۴۶ و ۳۶۵) او با رهیافت روش شناختی کنت موافق بود، همان رهیافتی که در صدد یافتن قوانین مثبت رفتار اجتماعی بود؛ قوانینی که گرچه از قوانین طبیعی متفاوت‌تر و پیچیده‌تر اند اما در بنیاد، با آنها تفاوتی ندارد. وجدان جمعی دورکیم، نسخه دیگر وفاق اجتماعی کنت است و علاقه دورکیم به ارتباط متقابل پدیده‌های اجتماعی علاوه بر منتسکیو، از کنت نیز سرچشمه می‌گیرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.