نابینایی و توانمندی اجتماعی:رهنمودهایی برای توانمندسازی نابینایان

جواب ساده است، اگرچه نگران کننده است.نابینایان به عنوان طبقه ای از مردم که در اصل هیچ خطایی از آنها سرنزده است!. .. در اصل تا کنون تقصیر از سیستم نابینایی بوده است. هنگامی که آمریکا وارد قرن بیست و یکم شد آمارها نشان دادند که بین هفتاد تا هشتاد درصد از افراد نابینای در سن کار بیکار هستند (کریچنر،سال ۱۹۹۹). تعداد زیادی از افرادی که استخدام شدند در حقیقت کم مشغله هستند یا برای یک عمر مقدر شدند که در مشاغل غیرتخصصی نگه داشته شوند. چرا؟ بویژه در زمانیکه میزان بیکاری در آمریکا درسی سال اخیر درکمترین حد بوده است و در نتیجه کارفرمایان تقاضای کارمندان قابل اعتماد و با کیفیت را دارند چطور چنین چیزی امکان دارد؟ با قرار دادن همه استدلال های نادرست در یک طرف، برای این سؤالات دو جواب امکان پذیراست. اول اینکه، یا مهم نیست نابینایان به عنوان یک گروه، از اول تا آخر چگونه آموزش دیدند و با نابینایی خود ممکن است سازگار شده باشند و یا در اصل در ابتدایی ترین توانایی های انسان، ناتوان و فاقد آن باشند؛ یا دوم اینکه، در اصل تقصیر از سیستم نابینایی- پیچیدگی برنامه ها برای آموزش یا توان بخشی افراد نابینا در آمریکا است. جواب ساده است، اگرچه نگران کننده است. از نابینایان به عنوان دسته ای از مردم در اصل هیچ خطایی سرنزده است! شواهد عینی زیادی برخلاف آن وجود دارد از جمله نابینایانی که آموزش مناسبی را دریافت کرده اند از این دیدگاه پشتیبانی می کنند. با این وجود در اصل تاکنون تقصیر از سیستم نابینایی بوده است. این سیستم در سه بخش دارای کمبود بوده است: اولاً، بسیاری از متخصصانی که مشغول آموزش کودکان نابینا هستند، نابینایی را درک نکرده اند و بنابراین آنچه را که لازم است برای آموزش مناسب فراهم کنند نیاموختند. آنها نیامدند که بفهمند نابینایان در اقلیتاند و خدمات سازگاری محدود هستند، مهم نیست که آن خدمات ممکن است چه باشند، هدف آنها بایستی آموزش یک رشته رفتارهای سودمند و مثبت درباره نابینایی باشد. دوماً، بسیاری از افرادی که مشغول ارائه توان بخشی حرفه ای (VR) و خدمات مربوطه برای بزرگسالان نابینا هستند خود دارای همان نواقص هستند. سوماً، این که خدمات و امکانات معینی برای آمریکایی های دارای ناتوانیهای رفتاری/ حرکتی (ADA) وجود دارد به اشتباه تفسیر می شوند و به جای اینکه به استقلال و خودکفا شدن بسیاری از نابینایان کمک کنند آنها را درمانده و وابسته می کنند و تمایل حامیان به موضوع حقوق معلولین کاهش یافته است.

مطالب مرتبط