سفرنامه شاردن

سفرنامه شاردن، تألیف شاردن شرق شناس غربى که گزارش سفر مؤلف به ایران مى‌باشدو توسط ابوالفضل یغمایی به زبان فارسى ترجمه شده و در پنج مجلد به چاپ رسیده است. این کتاب سفرها و مشاهدات شاردن و در بردارنده اطلاعات و نکاتی درباره ایران زمان صفوی، به طور کلّی، و دربار شاه عبّاس دوّم(۱۶۴۲-۱۶۶۶م) و شاه سلیمان صفوی (یا شاه صفی دوّم، ۱۶۶۶-۱۶۹۴م) و شهر اصفهان، به طور اخص مى‌باشد. در این کتاب مى‌توان اسامی و تواریخ شاهان صفوی و نیز جدولی برای مقایسه ارزی مسکوکات ایران، فرانسه و انگلستان در زمان شاردن را بدست آورد.
کتاب در پنج جلد مى‌باشد که جلد اول شامل فهرست، پیشگفتار مترجم، پیشگفتار نویسنده و بیست دو فصل مى‌باشد.

جلد دوم کتاب داراى فهرست مطالب و نوزده فصل مى‌باشد.
جلد سوم کتاب نیز شامل فهرست مطالب و دو بخش به نام‌هاى «شرح دانش‌ها و هنرهاى ایرانیان» و «شرح سازمان سیاسى و نظامى و کشورى ایران» مى‌باشد که بخش اول به شانزده فصل و بخش دوم به یازده فصل تقسیم مى‌شود.
جلد چهارم کتاب شامل فهرست مطالب و چهار فصل در ادامه بخش دوم جلد سوم مى‌باشد.
پیشگفتار مترجم درباره سیاحان اروپایى که به ایران سفر کرده‌اند، مى‌باشد به همراه اینکه درباره مؤلف و اثر مذکور نیز سخن به میان مى‌آورد.

پیشگفتار مؤلف درباره مسیحیان و عقاید آنها و خود اثر مى‌باشد. فصل اول جلد اول با نام «کلشیدى‌ها در چه زمانى کیش حضرت مسیح را پذیرفتند»، مى‌باشد که مؤلف با این مطالب این بخش را این‌گونه آغاز مى‌کند که به «طور کلى کلشیدى‌ها از اقوام و طوایف مختلفى ترکیب یافته‌اند؛ اما خلقیّات و آداب و رسومشان تفاوت زیاد ندارد….».

فصول جلد دوم، عبارتند از: فصل اوّل شرح و وصف کلیّات ایران، فصل دوّم آب و هواى ایران، فصل سوم و چهارم درختان، رستنى‌ها، داروهاى گیاهى؛ فصل پنجم، میوه‌هاى ایران، فصل ششم گلهاى ایران، فصل هفتم فلزات و کانى‌ها جواهرات نیز در همین فصل به شرح آمده است،…

جلد سوم، کتاب با نام شرح دانش‌ها و هنرهاى ایرانیان به مطالبى در این مورد مى‌پردازد. فصول این بخش عبارتند از: فصل اوّل علوم بر اطلاق، فصل دوّم مکتب‌ها، مدرسه‌ها و طرز تحصیل، فصل سوّم زبان‌هایى که ایرانیان در سخن گفتن به کار مى‌برند، فصل چهارم هنر کتابت، فصل پنجم دستور زبان و اصول معانى بیان…

و در بخش دوم داراى فصول: «فصل اول باورهاى ایرانیان درباره حقّ حکومت، فصل دوم روش حکومت، فصل سوم اقتصاد سیاسى، فصل چهارم نیروى نظامى و انضباط سپاهى‌گرى،…

سفرنامه شاردن از همان ابتدا شهرت و محبوبیّت زیادی در میان اروپاییان پیدا کرد، چه در میان عامّه کتاب‌خوان که اینک مایل به خواندن عجایب سرزمین‌های دور دست و افسان‌های مشرق زمین بودند و چه آنها که نسبت به ویژگى‌های اقلیمی و اوضاع اقتصادی و روابط اجتماعی ممالک دیگر کنجکاوی و دقت نظر بیشتری داشتند. مشاهدات شاردن از بدو انتشار مورد نظر نویسندگانی؛ چون منتسکیو، گیبون، ولتر و رسو گردید. مثلاً نظریه مشهور منتسکیو درمورد تأثیر شرایط اقلیمی بر طرز فکر و روابط اجتماعی جوامع، مطروح در آثاری؛ مانند نامه‌های ایرانی و روح القوانین، به گزارشات شاردن از ایران و هندوستان ارجاع دارد. گیبون نیز او را کنجکاوترین سیّاح دنیای جدید مى‌دانست.

شاردن خود برخی متون قدیمی یونانی و رومی درباره ایران؛ از جمله آثار هرودوت و استرابورا را خوانده بود و نیز با آثار سیاحان اروپایی پیش از خود هم آشنا بود و با دیدی انتقادی به نوشته‌های آنان درباره ایران مینگریست.

گزارشات شاردن درباره راه و رسم زندگی مردم، آئین دربار، وضعیت اصناف، معماری و فضای درونی منازل، محوطه‌سازی باغ‌ها، درختکاری و گیاه‌شناسی (حتّی ثبت شیوه‌های پیوند زدن درختان میوه در ایران) و غیره، سوای اینکه از دقّت حرف‌های او در جواهرسازی که پرداختن و توجّه به جزئیات را ایجاب مى‌کرد، سرچشمه مى‌گرفت، بیانگر جهان بینی عصر او نیز بود. شاردن به تبع روحیه جستجوگر زمانه در پی کشف روابط مکنون در واقعیت پیرامون بود و هم از همین دیدگاه راه و روش ایرانیان را مى‌سنجید و نقد مى‌کرد. مثلاً هر چند از طرفی ستایش‌گر ارج‌گزاری ایرانیان به علوم و دانش‌ها و به فضلا و دانشمندان بود؛ ولی از سوی دیگر از گرایش آنها به کلیّات و عدم پیروی از ضابطه مشخّص علمی خرده مى‌گرفت. به زعم شاردن ایرانیان به جای آنکه شاخ‌های از علمی را گرفته و آن را گسترش بخشند، به دور باطل کلّى‌نگری و کلّى‌گویی در باب دانش‌ها افتاده بودند، و یا اینکه آنها به خلق و خوی شخص دانشمند اهمیت بیشتری مى‌دادند تا به ثمره واقعی دانش او.

بر همین منوال شاردن از یکسو ایرانیان را دارای روحیه‌ای معتدل مى‌داند و آنها را به خاطر اینکه اهل مدارا و تساهل هستند، تحسین مى‌کند؛ ولی از سوی دیگر کم تجربگی و محافظه‌کاری و عدم رغبت آنان را به مسافرت ناشی از عدم دسترسی آنان به نقشه مى‌داند و از همین رو به نظر او ایرانیان تصوّر درستی از دنیای خارج در ذهن نداشتند و به طور کلّی در جغرافیا سررشته نداشتند. علومی که ایرانیان در آن دستی داشتند، به زعم وی عبارت بود از: ریاضیات و موسیقی (که شاردن آن را جزو ریاضیات به حساب مى‌آورد) و به خصوص نجوم.

هر چند که از اسطرلاب‌های ساخت ایران که نوع مرغوبش ساخته خود ریاضیدانان و منجمیّن بود، بسیار تعریف مى‌کند؛ ولی به اعتبار علمی استفاده از اسطرلاب اعتقادی ندارد. شاردن همچنین متذکر مى‌گردد که در ایران، در قیاس با دست‌های که به علوم نظری و طبیعی مى‌پردازند، آن دسته که به علوم دینی مشغولند ارج و اعتبار بیشتری دارند. تازه دسته اخیر هم مبنای کار خود را بر این گذاشته بودند که هر چه باید گفته شود، تا به حال توسط علمای سابق گفته شده و کار علمای کنونی باید همان تکرار گفته‌های پیشینیان باشد و نه کوشش در ارائه تفاسیر یا آراء جدید.

بررسی وجهی از مشاهدات او در خصوص اوضاع اقلیمی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، مذهبی، آموزشی و هنری ایران عهد صفوی مى‌پردازد. به نظر شاردن سرزمین ایران به دلیل پهناور بودنش شرایط اقلیمی متنوّعی دارد و این امر در تنوّع آداب و رسوم آن مستقیماً مؤثّر بوده است. در مقایسه با اروپا در ایران فعّالیت مسافرتی کمتر به چشم مى‌خورد، به خصوص در زمستان‌ها که بسیاری از راه‌ها به علت برف و سرما مسدود مى‌شوند. مسافرت غالباً به صورت گروهی و با کاروان انجام مى‌گیرد واز این رو کاروانسراها که تعدادشان هم زیاد است، بسیار اهمیّت دارند. شاردن علاوه بر اصفهان از تبریز، قم، کاشان، شیراز و بندرعباس هم یاد مى‌کند و اطلاّعات گوناگونی در باب هر یک مى‌آورد.

اصفهان برای شاردن جذابیّت زیادی داشت و او آنجا را زیباترین شهر مشرق زمین محسوب مى‌کرد و آب و هوایش را به دلیل اعتدال از همه جای دنیا سالم‌تر مى‌دانست. در واقع آن اصفهانی را که شاردن مى‌دید، شهری بود در اوج ترقّی خود. او نیز از آن رو که اعتماد و دوستی برخی افراد متنفّذ شهر از تجّار و علما و اهل دربار را جلب کرده بود، مى‌توانست با بخش‌های متنوّع جامعه ارتباط یابد.

بیشتر ارزاق شهر از مزارع اطراف به شعاع حدود یازده کیلومتری شهر تأمین مى‌گردید. در اطراف شهر حدود ۰۰۰,۳ برج کبوتر وجود داشت که از آنها برای جمع‌آوری کود جهت تقویت محصولات صیفی، مخصوصاً خربزه و طالبی، استفاده مى‌شد. شاه حدود ۸۰۰ باز و قِرقی نگه مى‌داشت که هر کدام هم دارای نگهبان مخصوص خود بود. اعیان و اشراف هم دارای پرندگان شکاری بودند. شکار شامل شیر، ببر و پلنگ بود. ماهی غالباً از بحر خزر به صورت خشک و نمک سود به اصفهان و چند شهر دیگر برده مى‌شد. ماهی خلیج فارس هم، که به زعم وی لذیذترین ماهی جهان بود، به بازار مى‌رسید. شاردن طرفدار نظم حکومتی و کارآیی اداری و نکوهنده استبداد سیاسی است. از این نظر دربار صفوی را استوار بر بنیادی مى‌داند که شاه عباس اوّل گذاشته بود و هر چند که پس از او سلاطین نالایق بر سر کار آمدند؛ ولی نظام سیاسی و اداری ایران دارای عوامل نیرومندی؛ از جمله قدرت سلطنت و قدرت روحانیّت بود که از درون متضمّن ادامه و بقای آن بودند. امور عرفی مشروعیّت خود را به میزان زیادی از تأیید روحانیّت کسب می‌کردند. خدا حاکم کّل آفرینندگان دانسته مى‌شد که مردم را به وسیله پیامبران هدایت مى‌کرد و سلاطین نیز تا جایی که به امر رهبری جامعه مربوط مى‌شد. جانشین پیامبران بودند، از این رو نوعی قدرت الهی در قدرت و نهاد سلطنت متجلّی مى‌شد. به نظر شاردن این گونه اطاعت کامل از اوامر شاه مختصّ تمدن‌های قدیم آسیا؛ مانند ژاپن و چین بود که دارای حکومت‌های مطلقه و الهی بودند و هیچ یک از این قبیل حکومت‌ها به راه تکامل سیاسی آن طور که اروپا افتاده بود، نیفتاده بودند. دیگر اینکه در ایران خزانه‌داری و اداره حسابداری کّل ساختی متمرکز و واحد داشتند؛ امّا نظام حقوقی کشور دارای یک مرکزیّت سازمانی نبود و هر کس بنا به میل خود مى‌توانست به محکم‌های که مى‌خواست رجوع کند. شغل متولیّان اوقاف هم یک کار اداری و عرفی شمرده مى‌شد و نه یک مسند روحانی.

وضع مدارس ایران به نظر شاردن به همان روال گذشته‌شان بود. بیشتر بر دروسی؛ مانند صرف و نحو، کلام، فلسفه، ریاضیات، نجوم، طّب قدیم و ادب عرب تمرکز می‌کردند و در آنها از دانش‌های معاصر مغرب زمین خبری نبود.

شاردن بدون اینکه صریحاً داوری کند، مى‌نویسد که در مدارس علمی ایران طلاّب در آن واحد مى‌کوشیدند تا چند موضوع جداگانه را فرا گیرند. مدرّسین نیز معمولاً انواع دانش‌های رایج در نظام فکری و آموزشی قدیم را تدریس می‌کردند و گاه حتّی یک مدرّس همزمان «چهار تا پنج موضوع جداگانه» را به شاگردان مى‌آموخت؛ شیوه‌های که به گفته شاردن هر چند در دنیای قدیم مرسوم بود، در دنیای جدید جایی نداشت. بیشترین کتاب‌هایی که در مدارس تدریس مى‌شد؛ از جمله شامل آثار خواجه نصیرالدین طوسی در زمینه اخلاق، نوشت‌ههای اُلُغ بیگ و غیاث‌الدین کاشانی در نجوم و ریاضیات، و متون یعقوب ابن اسحاق کَندی بود. در عین حال، آثار موجود در هر یک از بزرگترین کتابخانه‌ها از “چهارصد جلد” تجاوز نمى‌کرد. به علّت‌گرانی کار استنساخ نسخ چندانی از آثار موجود در دسترس نبود و تحقیق کم صورت مى‌گرفت. منشیان و رونویسان به کرّات نسخ مخدوشی از کتب و مراجع قدیمی تهیه می‌کردند و این خود از تعجیل و از عدم اشراف و آگاهی آنها به موضوع سرچشمه میگرفت. چاپخانه در آن زمان در ایران پا نگرفت، یکی به خاطر پایبندی ایرانیان به سنّت و دیگر به خاطر اینکه شاه سلیمان صفوی به آن رغبتی نداشت. پیداست که مجموع این عوامل، در زمانی کوتاه، راه آموزش و گسترش دانش‌های جدید در ایران را از راهی که اروپا به تازگی در آن گام گذاشته بود، جدا ساخت. همان طور که فریر نشان مى‌دهد، یکی از نخستین جلوه‌های این جدایى را مى‌توان در جهان‌بینی کلّی شاردن و برداشت او از طرز فکر و نگرش ایرانیان در نیمه دوم قرن هفدهم سراغ نمود.

شاردن در مدت اقامتش در اصفهان به خوبى با گوشه و کنار شهر آشنا شده بود؛ اهالى شهر او را به خانه‌هایشان دعوت کرده و از او پذیرایى می‌کردند.
شاردن با آداب و رسوم دربار صفوى به خوبى آشنا شده بود و به روستاها و شهرهاى اطراف اصفهان سفر مى‌کرد.
سفرنامه و طراحى‌هاى شاردن در عین این که از با ارزشترین منابع اطلاعاتى براى کسانى است که مایلند در زمینه تاریخ خاورمیانه تحقیق کنند، تصویر روشن و دقیقى هم از زندگى در ایران قرن هفدهم به دست مى‌دهد.
سفرنامه شاردن مفصل‌ترین و بهترین سیاحت نام‌هاى است که اصولا در تاریخ اروپاى قرن هفدهم موجود است.
این کتاب از جهات بسیارى براى شناخت ایران دوران صفوى حائز اهمیت است. او شخص تحصیل کرده‌هاى بود که معلومات خود را مرتبا با کتب مختلف روز افزون مى‌ساخت. به زبان‌هاى ترکى و فارسى به خوبى صحبت مى‌کرد و مى‌نوشت. شاردن با نظرى ثاقب و بصیرتى مثال زدنى مسائل را بى‌طرفانه، عینى و منصفانه قضاوت مى‌کرد. هر آنچه در سفرنامه شاردن نوشته شده بود، به وسیله اغلب سفرنامه‌هاى بعدى تایید گردید و محققان عصر ما نیز هنوز از این کتاب به عنوان منبعى براى تحقیقات خود بهره مى‌گیرند.
در سفرنامه شاردن علاوه بر توضیحات مفصل و مبسوطى که وى از شهرها، ایالات، مردمان، آداب و رسوم آنان مى‌دهد، تصاویر بسیار با ارزشى نیز موجود است که تعدادى از آنها را باید به منزله سندى بى‌نظیر از تاریخ و فرهنگ این سرزمین تلقى کرد. مانند تصویرى از شهر تبریز که یگانه تصویرى است که تا قرن نوزدهم از این شهر در دست است و یا تصویر دیگرى تحت عنوان «طرز جلوس ایرانیان» که چهار زانو نشستن ایرانیان را به نمایش مى‌گذارد.
سفرنامه و طراحى‌هاى شاردن در عین این که از با ارزشترین منابع اطلاعاتى براى کسانى است که مایلند در زمینه تاریخ خاورمیانه تحقیق کنند، تصویر روشن و دقیقى هم از زندگى در ایران قرن هفدهم به دست مى‌دهد.
جلد پنجم کتاب نیز داراى فهرست مطالب، توضیح ناشر، یک فصل در ادامه فصل یازدهم جلد چهارم و توضیحات مترجم مى‌باشد.
کتاب ترجمه متن فرانسوى این کتاب مى‌باشد که با نثرى روان مطالب فرانسوى به فارسى تبدیل شده است.

منبع مقاله: مقدمه و متن کتاب