پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگران

بررسی و تحلیل آثار و استقرارهای اشکانی حوزه‌ی جغرافیایی ابهررود

تا چند دهه پیش کمبود و پراکندگی یافته­های باستان­شناسی دوره اشکانی (به ویژه در سرزمین اصلی ایران) باعث شده بود که اطلاعات باستان­شناختی از فرهنگ اشکانیان بسیار کم و مبهم باشد . خوشبختانه در چند دهه اخیر در نتیجه تلاش باستان­شناسان باعث شده تا تعداد قابل توجهی محوطه­های باستانی مربوط به دوره اشکانیان در یک گستره وسیع جغرافیایی از آن آسیای مرکزی تا سوریه شناسایی و مطالعه شوند و از این رهگذر امکان آن فراهم آید تا با استناد به جدیدترین یافته‌های علمی بتوان تصویری صحیح تر از فرهنگ و تمدن ایران در دوره اشکانی به دست داد. در این بین آنچه بسیار ضروری می نماید داشتن تصویری کلی از پراکندگی سکونتگاه‌ها و الگوهای استقراری دوره اشکانی در گستره فلات ایران است تا از این طریق بتوان ضمن شناخت و درک صحیح­تر وضعیت کلی مناطق و نواحی و مراکز مهم ایران در دوره اشکانی به انتخاب گزینش و معرفی نقاط و اماکنی پرداخت که باستان­شناسان بتوانند با شیوه­های خاص مطالعاتی خویش (گمانه زنی، لایه نگاری ، کاوش) از آن مکان ها اطلاعاتی فراهم آورند که به توسعه و تکمیل دانسته­های ما در مورد اشکانیان بینجامد.

دشت میان کوهی ابهر در استان زنجان به عنوان گذرگاه و معبر طبیعی بین فلات مرکزی و شمال‌­غرب ایران با ویژگی‌ها و قابلیت‌­های خاص اقلیمی­اش پتانسیل لازم جهت استقرار جوامع انسانی را دارا می باشد. لیکن به دلیل فقدان یا کمبود مطالعات و پژوهش‌های دقیق باستان­شناختی وضعیت کلی این منطقه در دوران تاریخی به ویژه اشکانی چندان روشن نیست این در حالیست که در مناطق مجاور آن (آذربایجان،‌کرمانشاه‌، همدان) آثار فراوانی از دوره اشکانی شناسایی شده و به همین دلیل می­توان گفت منطقه مورد نظر این پژوهش همچون حلقه مفقوده­ای است که مطالعه آن می تواند ما را درک و شناسایی بهتر شمال­‌غرب ایران و عصر اشکانی و نیز کم و کیف ارتباطات احتمالی این منطقه با سایر مناطق ایران در آن دوره یاری دهد.

سئوالات اصلی این پژوهش عبارتند از :

آیا فرهنگ مادی منطقه جغرافیایی ابهررود در دوره اشکانی به ویژه با تأکید بر گونه­‌شناسی سفال منطقه – ویژگی‌های بومی ومحلی دارد یا اینکه، این حوزه جغرافیایی بخشی از گستره فرهنگی مناطق پیرامونی می­باشد؟
آیا الگوی استقراری دوره اشکانی حوزه جغرافیایی ابهررود با سایر مناطق استان تفاوت دارد؟
آیا در منطقه ابهررود می توان شواهدی از مراکز استقراری مهم دوره اشکانی –شهر، مرکز نظامی و نظایر آن- بدست آورد؟
آیا موقعیت جغرافیایی منطقه ابهررود تأثیر عمده‌ای در ماهیت استقرارهای اشکانی داشته است؟

سابقه تحقیق:

این پژوهش در قالب بررسی سیستماتیک میدانی برای نخستین بار پیشنهاد می‌گردد و معدود کارهای انجام شده به شرح زیر می‌باشد:

برخی بررسی­های پراکنده که نتایج آنها منتشر نشده است.
اطلاعات خاصی که در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور موجود است قابل استناد خواهد بود.
برخی مطالعات باستان‌شناختی موردی نظیر کاوش و لایه نگاری که در سال های اخیر توسط کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انجام گرفته است.

هدف تحقیق :

این پژوهش با استناد به داده­های حاصل از یک بررسی سیستماتیک باستان شناختی درجستجوی یافتن پاسخی منطقی و دقیق به سؤالاتی است که درخصوص اوضاع منطقه مورد نظر برای باستان‌شناسان مطرح است تا از این راه بتوان به اهدافی چون شناخت دقیق الگوهای استقراری آن دوره شناسایی مراکز عمده استقراری، شناسایی مسیرهای ارتباطی منطقه، شناسایی منابع طبیعی موجود و ارتباط آنها بامحوطه­های باستانی برآورد احتمالی و مطالعه‌ی پراکنش جمعیت منطقه، تعیین نوع و وضعیت استقرارها (کوچرو یا یکجانشین)، تبیین کرونولوژی منطقه در دوران تاریخی (مخصوصاً در دوره پارتی)، تأثیر اقلیم بر فرهنگ و محلی و … دست یافت. بدیهی است پاسخگویی دقیق به سؤالات فوق صرفاً براساس نتایج حاصله از یک بررسی باستان­شناختی میسر نخواهد بود معهذا این پژوهش سعی دارد حتی‌­المقدور ضمن تلاش برای پاسخگویی به سوالات فوق مشخصاً مکان­ها و محوطه‌­هایی را معرفی نماید که درصورت مطالعه دقیق آنها از طریق کاوش و لایه‌­نگاری و گمانه زنی، اطلاعات لازم جهت پاسخگویی به سوالات فوق­الذکر فراهم آید.

قاعدتاً یکی از اهداف اولیه این پژوهش مطالعه‌ی فرهنگ سفالگری دوره اشکانی منطقه می‌باشد که ما را در دستیابی به اهداف بیان شده درطرح رهنمون خواهد ساخت.

روش کار و تحقیق :

تا چندی پیش در باستان شناسی بررسی بیشتر به منظور شناسایی و انتخاب محوطه­هایی جهت انجام کاوش به کار می­رفت ولی امروزه به عنوان یک شیوه مستقل مطالعاتی درپژوهش‌های باستان­شناسی کاربری فراوان دارد و به این ترتیب بخش عمده­ای از خلاء موجود در پژوهشها و مطالعات باستان­شناسی پر می‌شود.

بررسی باستان شناسی چون معمولاً هزینه کمتری دارد و نیز هیچگونه نقش تخریبی ندارد (برخلاف کاوش) یکی از ساده­ترین و عملی­ترین و درعین حال کارآمدترین شیوه­های کسب اطلاع از تحولات فرهنگی جوامع باستانی و تاریخی است؛ در این شیوه مطالعاتی در کنار شناسایی محوطه­ها می­توان کمابیش به اهدافی چون درک چگونگی توزیع فعالیت­های انسانی، تعیین کم و کیف ارتباط بین انسان و محیط و به تبع آن منابع زیست محیطی و طبیعی و … دست یافت.

بررسی باستان­شناسی را می­توان از نظر محدوده جغرافیایی پژوهش به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول بررسیهای ناحیه­ای و منطقه­ای[۱] هستند که درآن یک محدوده جغرافیایی بررسی می­شود و گروه دوم بررسیهای تک مکانی[۲] هستند که درآن یک محوطه خاص انتخاب و به طور دقیق و جزیی مورد بررسی قرار می­گیرد. از سوی دیگر در اتخاذ استراتژی پژوهشی، بررسی­های باستان­شناسی ممکن است به صورت ژرفانگر[۳] و یا پهنانگر[۴] طراحی شدند. علاوه براین اتخاذ شیوه­ای سیستماتیک و یا عمومی از دیگر راههای انجام بررسیهای باستان­شناسی است.

شیوه­ای که در باستان­شناسی ایران بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، دراین روش باستان­شناسی به معرفی مکان­های باستانی و ارائه گاهنگاری پیشنهادی، مشخص کردن کم و کیف آثار و تعیین و ثبت موقعیت آثار برروی نقشه می­پردازد و سپس بر اساس این داده­ها به تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصله می­پردازد؛ و از این راه به تلاش برای سازماندهی اطلاعات و تعیین خط مشی پژوهش درمراحل آینده بپردازد.

این پژوهش نیز یک بررسی منطقه­ای پهنانگر است که با اتخاذ شیوه عمومی انجام می­پذیرد. این تحقیق در چهار مرحله انجام خواهد شد ۱٫ مطالعات کتابخانه­ای و شناسایی جامع منابع و مستندات و نیز استفاده از نتایج بررسی­ها و کاوش­های باستان شناسی و مطالعات پیشین ۲٫ مطالعات میدانی شامل بررسی باستان­شناسی در منطقه مورد نظر خواهد بود ۳٫ طبقه­بندی اطلاعات حاصله و تجزیه و تحلیل آن­ها با استفاده از روش­های علمی رایج در پژوهش­های باستان شناختی ۴٫ جمع­بندی، نتیجه­گیری و تدوین و تألیف پایان­نامه.

ب- روش گرد­آوری اطلاعات : (میدانی – کتابخانه ای و غیره)

اطلاعات موردنیاز از طریق فیش برداری از اسناد و متون علمی و استنادات مورخین یونانی و رومی و اسلامی، بررسی­های باستان شناسی و نمونه­گیری از مواد فرهنگی بدست آمده درجریانات مطالعات میدانی، دراین تحقیق برای سامان دهی داده­ها و مواد گردآوری شده و سهولت ارجاع آن­ها، بااستفاده از GPS محوطه­های مطالعه شده شماره­گذاری و به دقت برروی نقشه پیاده خواهند شد.

ابزار گردآوری اطلاعات :

ابزار گردآوری اطلاعات درمطالعات کتابخانه­ای شامل فیش­بردای و عکس­برداری و تهیه نسخه طرح­ها و تصاویر موجود در منابع تاریخی و گزارش­ها و مقالات علمی مربوط به موضوع می­باشد و درمطالعه میدانی مشخصات مواد فرهنگی گردآوری شده به ویژه نمونه سفال­ها درکارت­های مخصوص ثبت و ضبط شده و نهایتاً اطلاعات کلی نمونه­های جمع آوری شده درجداول و نمودارها ترسیم ثبت خواهند شد.

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :

از آنجائیکه هدف اصلی تحقیق، تببین وضعیت اجتماعی و فرهنگی منطقه در دوره اشکانی با شناسایی محوطه­های باستانی آن دوره است و مهمترین دستاوردی مادی بررسی باستان شناختی «سفال» است؛ برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آماری «تحلیل رود واحد تحلیل «خوشه» است، یعنی به جای تکه­های سفال، گروهی از آن­ها که به گونه­ای با یکدیگر نسبت دارند، مورد بررسی قرار می­گیرد. این روش در جمع­بندی­های زیستگاهی و تعیین مرزهای فرهنگی بین منطقه­ای و همخوانی گاهنگاری مکان­های باستانی با یکدیگر از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. دراین تجزیه و تحلیل داده­های سفالی بدست آمده از محوطه­های باستانی که پیشتر مطالعه و شناسایی شده­اند به عنوان شاخص انتخاب و داده­های بدست آمده از محوطه­های حوزه جغرافیایی ابهررود با آنها سنجیده خواهد شد.

[۱] . Regional survey

[۲] . site survey

[۳] . Intensive

[۴] . Extensive

خلاصه و نتیجه گیری
وضعیت فرهنگی حوزه جغرافیایی ابهررود در دوره اشکانی پرسش اصلی این پژوهش بود. دشت میان کوهی ابر، با شرایط خاص اقلیمی و موقعیت جغرافیایی¬اش به عنوان بخشی از شاهراه ارتباطی شمال غرب با فلات مرکزی و سایرمناطق ایران از جمله محدوده های جغرافیایی است که انجام مطالعات و پژوهشهای باستان شناختی درآن می تواند به ما در درک بهتر تحولات و تطورات فرهنگی استان زنجان و دریک نگاه وسیعتر حوزه فرهنگی شمال غرب کشور کمک نماید. پیشتر نیز پژوهشهای پراکنده ای دراین منطقه صورت گرفته بود لیکن بنابر دلایلی وضعیت منطقه در دوران تاریخی و به ویژه دوره اشکانی چنانکه باید و شاید دانسته نشده بود.
این پژوهش به عنوان بخشی از یک پروژه بزرگتر با عنوان «بررسی باستان شناختی حوزه جغرافیایی ابهررود(شهرستانهای ابر و خرمدره)» انجام پذیرفت که درنتیجه انجام بررسی باستان شناختی این دو شهرستان مجموعاً ۲۵۷ محوطه باستان شناسایی شدند که تعداد ۶۲ محوطه آن دارای آثار استقراری دوره اشکانی بودند. تعداد استقرارهای دوران مختلف به شرح زیر بود.
استقرارهای عصر نوسنگی : از این دوره فقط یکی دو محل آنهم به احتمال قریب به یقین شناسایی شد.
استقرارهای عصر مس و سنگ : ۱۸ محوطه
استقرارهای عصر آهن : ۷ محوطه
استقرارهای هخامنشی : ۸۰ محوطه
استقرارهای اشکانی : ۶۳ محوطه
استقرارهای ساسانی : ۳۰ محوطه
استقرارهای اسلامی : ۱۴۵ محوطه
که دقت در کمیت استقرارهای دوران مختلف حکایت از آن دارد که اگر توزیع و پراکندگی و تعداد استقرارها را ملاک قرار دهیم می توان گفت در دوره اشکانی منطقه نسبت به دوران قبل و بعد از خود الگوی استقراری متفاوتی داشته است. محوطه های دارای آثار استقرار اشکانی به دقت مورد مطالعه قرار گرفت و ضمن مطالعات تیپولوژی سفال و مقایسه آن با سفال های شاخص اشکانی شناسایی شده درسایر مناطق، مشخصات دقیق محوطه ها برروی نقشه پیاده شد و ضمن تنظیم جدول گونه شناسی سفال اشکانی منطقه و تهیه نقشه پراکنش استقرارهای اشکانی و تهیه و تنظیم نمودارهای مختلف این امکان فراهم آمد تا به تحلیل وضعیت فرهنگی منطقه در دوران اشکانی پرداخته شود که درارتباط با سئوالات و فرضیه های اولیه طرح پژوهشی و نیز سئوالات و ذهنیت هایی که در طول انجام پژوهش پدید آمد نتایجی حاصل گردید که خلاصه ای از آن دراینجا ذکر می گردد:
ازنظر کمی می توان گفت که دردوران پیش از اسلام بعد از عصر آهن، بیشترین استقرارهای منطقه مربوط به دوره اشکانی می باشند که تعداد کمی از آثار استقراری اشکانی تک دوره ای هستند ومعمولاً استقرارگاههای اشکانی در مکانهایی قرار دارند که پیشتر نیز استقرارگاه بوده اند و دراین بین تداوم استقرار اشکانی در محوطه های مربوط به عصر آهن جالب توجه است. الگوی استقرار منطقه بطور کلی دوگونه است: الگوی پراکنش استقرارهای دشت براساس مدل موسوم به «پراکنش» خوشه ای است و درمناطق کوهپایه شاهد الگوی پراکنش اتفاقی هستیم. به نظر می رسد استقرارهای این دوره منطقه اغلب روستاهای کوچکی هستند که در نزدیکی رودخانه ها و چشمه‌ها و سایر منابع آب قرار داشتند و شمار این روستاها نسبت به دوران قبل به نحو چشمگیری افزایش یافته (۱۴ محوطه هخامنشی دربرابر ۶۲ محوطه اشکانی).
یک نکته دیگر که درخصوص پراکنش استقرارها قابل ذکر است اینکه از نظر بهره گیری از توانمندیهای زیست محیطی منطقه بیشترین استقرارها دردشت و در ا طراف زمینهای قابل کشت و استقرار های مناطق کوهپایه ای و دامنه ها نزدیک به منابع آب و مراتع و در دوره های تنگ واقع شده اند که فقط برای کشت محدود و باغداری و دامداری مناسب هستند قرار گرفته اند.
نکته دیگر اینکه طبق نتایج حاصل از بررسیهای سطحی اکثر استقرارها فاقد آثار معماری قابل توجه می باشند و به نظر می رسد تعداد قابل توجهی از این استقرارفصلی و موقتی باشند که البته پاسخگویی دقیق به سئوالات مطروحه در این خصوص نیازمند انجام لایه نگاری و کاوش درتعدادی از محوطه ها است. یکی از سئوالات اصلی پژوهش مقایسه الگوی استقرار منطقه با سایر مناطق استان است که نظر به عدم انجام مطالعات باستان شناختی دقیق در سایر مناطق استان و نیز علوم انتشار گزارش پژوهشهای پیشین فقط می توان الگوی استقرار منطقه را با منطقه ماهنشان مقایسه کرد حکایت از آن دارد منطقه ماهنشان به دلیل اینکه بیشتر کوهستان و مرتفع است الگوی استقرار بیشتر مناطق آن براساس مدل پراکنش اتفاقی قابل طرح و مطالعه است حال آنکه در منطقه ابهررود این مدل در دشت خوشه ای در کوهپایه ها اتفاقی است. دراین خصوص نیز اظهار نظر دقیق تر زمانی ممکن است که درسایر مناطق استان به ویژه قیدار وبخش مرکزی زنجان و طارم نیز بررسی علمی باستان شناسی انجام پذیرد.
یکی دیگر از سئوالات این پژوهش این بود که آیا فرهنگ مادی منطقه ویژگی بومی- محلی دارد یا اینکه فرهنگ منطقه در دوران اشکانی بیشتر متأثر از مناطق پیرامونی است؟ درپاسخ به این سئوال باید گفت نتایج حاصل از مطالعه گونه شناسی سفال اشکانی منطقه حکایت از آن دارد که اکثر سفالهای این منطقه شبیه مناطق همجوار به ویژه منطقه ای است که درتقسیم بندی هرینک منطقه دو شماره گذاری شده یعنی محدوده ای شامل جنوب آذربایجان، کردستان، کرمانشاه همدان، ری و زنجان که دراین بین حدود ده درصد از سفالهای اشکانی منطقه نیز قابل مقایسه با نمونه های شناسایی شده نبودند و دراین پژوهش به عنوان نمونه های جدید معرفی شده اند. بنابراین می توان گفت فرهنگ مادی منطقه ابهررود در دوران اشکانی ضمن اینکه شباهت و همانندی زیادی مناطق مجاور دارد دارای برخی ویژگی های خاص محلی نیز می باشد که اظهار نظر دقیق و قطعی در خصوص کم وکیف این ویژگی های محلی منوط به انجام کاوشهای باستان شناختی و لایه نگاری در برخی از محوطه ها می باشد.
یکی دیگر از سئوالات این پژوهش درخصوص این بود که آیا می توان شواهدی از استقرارگاههای بزرگ اشکانی درمنطقه یافت؟ نتایج حاصله بیانگر آنست که چنانکه پیشتر اشاره شد بیشتر استقرار های اشکانی منطقه ابهررود روستاهای کوچکی بوده اند که درکنار مزارع یا مراتع ایجاد شده و حتی برخی نیز ممکن است بقایای استقرار موقت و فصلی باشند. بنابراین هیچگونه شواهدی از یک استقرار بزرگ اشکانی در منطقه شناسایی نگردید و اظهار نظر درمورد نحوه توزیع کلی استقرار های خرد و کلان و استان زنجان در دوره اشکانی همانند بسیاری دیگر از پرسش ها منوط به انجام پژوهشهای میدانی وسیع و دامنه دار در تمام گستره استان است.
از دیگر سئوالات این پژوهش این بود که موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی ابر چه تأثیری درکم وکیف استقرار ها داشته است که دراین خصوص بیشتر توضیحاتی داده شده معهذا بایستی گفت که وجود زمینهای قابل کشت و مراتع مناسب جهت دامداری منطقه ابهررود را محل مناسبی جهت استقرار جوامع انسانی در دوره اشکانی قرار داده بود به ویژه با توجه به اینکه به نظر می رسد در دوره اشکانی اهتمام ویژه ای به بهره وری بهینه زمینهای کشاورزی شده و نظر به علائق و سلایق و شیوه زندگی بسیاری از مردم دوره اشکالی که پرورش اسب ودامداری لازمه اش بود نیز باعث شده مراتع و دوره های این منطقه شرایط مطلوبی جهت استقرار داشته باشد و همین امر باعث گسترش تقریباً چهاربرابری استقرار های اشکانی نسبت به دوره قبل گردید. از سوی دیگر موقعیت جغرافیایی منطقه به عنوان بخشی از گذرگاه و مسیر ارتباطی شمالغرب کشور با سایر مناطق ایران باعث شده تأثیر فرهنگی مناطق مجاور درفرهنگ مادی منطقه ابر کاملاً مشهود باشد. که البته دراین خصوص نیز همانند موارد پیشین لزوم انجام پژوهشهای علمی بیشتر ضروری می نماید.
درپایان ذکر این نکته ضرروی است که اطلاعات حاصل از این پژوهش صرفاً‌ مبتنی بر نتایج حاصل از بررسی باستان شناسی است که آنهم به نوبه خود بیشتر براساس گونه شناسی سفالهایی است که از سطح محوطه ها جمع آوری شده اند بنابراین برای تکمیل دانسته های ما در خصوص دوره اشکانی انجام پژوهشهای میدانی بیشتر در منطقه ومناطق پیرامون و به ویژه انجام گمانه زنی و کاوش درتعدادی از محوطه های شناسایی شده می باشد تا بتوان ازاین طریق تصویر صحیح تری از وضعیت فرهنگی منطقه در دوره اشکانی به دست داد.

منابع وماخذ
الف : فارسی
– آقامحمدی، محمد، ۱۳۷۷، ابهر گذری و نظری، چاپ دوم، انتشارات زنگان، زنجان.
– آمارنامه استان زنجان،۱۳۶۶ زنجان، سازمان برنامه و بودجه.
– ابن فقیه، ابوبکر احمد بن محمد بی اسحاق همدانی، ۱۳۴۹ ، «ترجمه مختصر البلدان»، بخش مربوط به ایران، ترجمه ح. مسعود ، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تهران
– ابن حوقل، ۱۳۶۴، «سفرنامه ابن حوقل در ایران»، ترجمه جعفر شعار ، تهران، انتشارات امیر کبیر
– ابن رسته، ۱۳۶۵، «الاعلاق النفیسه»، ترجمه و تعلیق حسین قره خانلو، انتشارات امیر کبیر
– استروناخ، د، ۱۳۷۹، «پاسارگاد»، ترجمه حمید حطیب شهیدی، تهران سازمان میراث فرهنگی کشور
– اصفهانی، حمزه، «سنی الملوک الارض و الانبیا»، بیروت، منشورات دار الکتب الحیاء
– المقدسی شمس الدین ابوعبدالله المعروف بالبشاری ۱۹۰۶، «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» چاپ لیدن
– ابودلف ۱۳۵۴ «سفرنامه الودلف در ایران در سال ۳۴۱هـ» و لادیمیر مینورسکی، ترجمه سید ابوالفضل طباطبایی تهران، انتشارات زوار
– بارتولد، و، ۱۳۷۲، «تذکره جغرافیای ایران» ، ترجمه حمزه سردادور، انتشارات توس، چاپ سوم
– بلینتسکی ، آ، ۱۳۷۱، «خراسان و ماوراء النهر»، ترجمه پرویز ور جاوند، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی
– بهار، محمد تقی، ۱۳۵۹ «مجمل التواریخ و القصص»، تهران، انتشارات کلاله خاور
– بهزادی، رقیه ، ۱۳۷۳، «قومهای کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران» ، تهران، وزارت امور خارجه
– بورشالا، رمی ، ۱۳۷۶، «شوش بازار کشاورزی یا منزلگاه بازرگانی عمده شوش و شوشان در امپراطوریهای بزرگ»، ترجمه هایده اقبال ، در شوش و جنوب غربی ایران، به کوشش ژنیوس دلفوش و کنت، مرکز نشر دانشگاهی
– بیانی ، شیرین ، ۱۳۸۳ ، «شامگاه اشکانیان و بامداد ساسانیان » تهران ، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم.
– بیگلر، اسدالله، ۱۳۷۸، اثر فرایند های هیدوژئومورفولویک در فرسایش حوضه آبخیز ابهررود، پایان نام کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران،
– بیوار، اد ه، ۱۳۷۳، «تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان»، جلد سوم تاریخ ایران کمبریج، بوژل ، جی ، آ، حسن انوشه تهران امیر کبیر
– پرو، ژان، ۱۳۷۶، «شوش در دوره هخامنشی» ، در شوش و جنوب غرب ایران (سیر تکامل اجتماعی و فرهنگی از هزاره هفتم ق. م تا یورش مغول) ترجمه هایده اقبال در : شوش و جنوب غربی ایران به کوشش ژنیوس دلفوس و کنت ، مرکز نشر دانشگاهی.
– پیرنیا، حسن (مشیرالدوله)،‌۱۳۸۱)، «تاریخ ایران باستان»، چاپ هشتم تهران دنیای کتاب، حسن، تاریخ باستان، چاپب دوم تهران
– پیرنیا، حسن (مشیر الدوله ) ۱۳۸۴ ، «تاریخ ایران ، قبل از اسلام (ایران قدیم)» ، تهران چاپ سعدی.
– جداری عیوضی، ۱۳۷۵، جغرافیای آبها، دانشگاه پیام نور، چاپ اول
– پیگولوسکایا، ن، ۱۳۷۳، «شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان»، ترجمه عنایت اله رضا، انتشارات علمی و فرهنگی، ج دوم.
– تفضلی ، احمد، ۱۳۶۸، «شهرستانهای ایران»، در کتاب شهرهای ایران، جلد سوم، به کوشش محمد یوسف کیانی، انتشارات جهاد دانشگاهی، جلد سوم، ص ۳۴۹-۳۳۲
– توفیقیان، حسن، ۱۳۸۰، «سیستمهای اطلاعات جغرافیایی و کاربرد آن در باستان شناسی»، مجله باستان شناسی و تاریخ،‌ سال پانزدهم، شماره اول و دوم ، شماره پیاپی ۲۹ و ۳۰
– توحیدی، فائق ، ۱۳۷۸، «فن و هنر سفالگری»، تهران، سازمان سمت
– حکیم (گنج دانش)، محمد تقی خان، ۱۳۶۶، «جغرافیای تاریخی شهرهای ایران»، ج اول ، به کوشش محمد علی صوتی و جمشید کیان فر، تهران ، انتشارات زرین
– حمدالله مستوفی ، ۱۳۶۶، «نزهه القلوب»، به اهتمام دکتر محمد دبیر سیاقی، تهران
– حقیقت ، عبدالرفیع ۱۳۷۶،‌« فرهنگ تاریخی و جغرافیایی شهرستانهای ایران»، انتشارات کومس،‌چاپ اول
– خاراکسی، ایزیدور، ۱۳۸۱، «کاروانسراهای اشکانی»، ترجمه همایون صنعتی زاده، کرمان.
– خدادادیان،‌ اردشیر، ۱۳۸۱، «اشکانیان» (تاریخ ایران باستان، مجموعه پنجم)، نشر جاوید
– دبواز ۱۳۴۲، «تاریخ سیاسی پارت»، ترجمه علی اصغر حکمت،‌تهران
– دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، ۱۳۶۴، «اخبار الطوال»، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشرنی
– دیاکونوف، میخائیل ، میخائیلوویچ ۱۳۵۱، «اشکانیان» کریم کشاورز ، تهران، انتشارات پیام
– دیاکونوف، آ.م ۱۳۴۵، «تاریخ ماد»ترجمه کریم کشاورز، تهران بنگاه ترجمه و نشر کتاب
– رجبی ، پرویز ۱۳۸۱ «هزاره های گمشده : اشکانیان» ، تهران، انتشارات توس
– رهبر، مهدی ، ۱۳۵۴ «بررسی باستان شناسی منطقه کنگاور» آرشیو سازمان میراث فرهنگی کشور
– رهبر، مهدی، ۱۳۷۷، «گزاارش حفریات باستان شناسی منطقه شوشتر،‌ آرامگاه های الیمایی » مجموعه مقالات اولین همایش باستان شناسی شوش ، تهران سازمان میراث فرهنگی کشور.
– رهبر، مهدی ۱۳۸۲، « سومین فصل کاوش های باستان شناسی خورهه»، معاونت پژوهش سازمان میراث فرهنگی کشور
– سایکس ، س، پ، ۱۳۴۳ «تاریخ ایران» ترجمه محمد تقی فخر داعی گیلانی، ج اول ، تهران چاپخانه علمی.
– شاخت،ر. ۱۳۸۱، «فرهنگهای تاریخی اولیه» ، در باستان شناسی غرب ایران، به کوشش فرانک هول ، زهرا باستی، تهران، انتشارات سمت
– شکرایی ، ف، ۱۳۷۷ «شکار و صید در جمهوری اسلامی ایران» انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست، تهران
– شیپمان کلاوس ، ۱۳۸۴ ، «مبانی تاریخ پارتیان» تهران، انتشارات فروزان.
– طلایی ، حسن، ۱۳۷۴، «باستان شناسی و هنر ایران در هزاره قبل از میلاد»، انتشارات سمت
– طبری، ابو جعفر محمد بن زید، ۱۳۶۰، «تاریخ طبری»، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، تهران
– طرح جامع ابهر، خلاصه گزارش ۱۳۸۴٫
– عالی، ابوالفضل، ۱۳۸۳، فصل اول بررسی و شناسایی آثار باستانی شهرستان ابهر و خرمدره، آرشیو میراث فرهنگی زنجان، منتشر نشده.
– عالی، ابوالفضل، ۱۳۸۴، فصل دوم بررسی و شناسایی آثار باستانی شهرستان ابهر و خرمدره، آرشیو میراث فرهنگی زنجان، منتشر نشده.
– عسگریان، مهرداد، ۱۳۸۰، گمانه زنی قلعه تپه ابهر، آرشیو میراث فرهنگی زنجان، منتشر نشده.
– علیزاده ، عباس ، ۱۳۶۹، «اشغال جنوب خوزستان بدست الیماییان»، مجله باستان شناسی و تاریخ سال چهارم، شماره اول
– علیزاده، عباس ،‌۱۳۸۰، «تئوری و عمل در باستان شناسی»، تهران پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی کشور
– علیزاده ، کریم ، ۱۳۸۲، «معرفی سفال های دژ مادی بیستون» گزارش های باستان شناسی (۲)، پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی کشور
– فخیمی، آقاجان،۱۳۸۶، تاریخ ابهر؛ علما و شعرا، انتشارات زنگان، زنجان.
– فرای، ریچاردنلسون ، ۱۳۸۰ ، (تاریخ باستانی ایرانی) مسعود رجب نیا، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
– فری،و، پروبست، و (۱۳۷۸)، نگاهی کلی به پوشش گیاهی ایران» تهران، ب نا
– فرامکلین ، گرگورا، ۱۳۷۲،«باستان شناسی در آسیای مرکزی»، ترجمه صادق ملک شهمیرزادی، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه
– فهیمی، سید حمید، ۱۳۸۱ «فرهنگ عصر آهن در کرانه های جنوب دریای خزر از دیدگاه باستان شناسی»، تهران،‌ نشر سمیرا
– فون گان، هوبرتوس ۱۳۷۸، «جنگ سوران»، فرامرز نجد سمیعی ، تهران، انتشارات نسیم دانش
– فون دراوستن، هانس هنیننگ و رودلف ناومان، ۱۳۷۳، تخت سلیمان، ترجمه فرامرز سمیعی ،‌سازمان میراث فرهنگی کشور
– فیض خواه ، محمد ، ۱۳۸۲، «الگوی استقراری آهن IV در آذربایجان بر اساس روشمند تپه هلاکو» پایان نامه کارشناسی ارشد کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس به راهنمایی دکتر علیرضا هژبری نوبری
– قبادیان، ع، ا، ۱۳۶۹، «سیمای طبیعی فلات ایران (در ارتباط با بهره برداری کشاورزی، احیاء و بازسازی منابع طبیعی کشور» ،‌ دانشگاه شهید باهنر کرمان
– قدیانی ، عباس، ۱۳۸۴ ، تاریخ فرهنگ و تمدن ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان ، تهران، کامرون.
– قزوینی ، ذکریا ، «آثار البلاداخبار العباد»، ۱۳۷۱، ترجمه محمد مراد بن عبدالرحمان، تصحیح محمد شاهمرادی ، ۲ جلد، دانشگاه تهران.
– کالج ، مالکوم ۱۳۵۷، «پارتیان» ، ترجمه مسعود رجب نیا ، تهران، انتشارات سحر
– کامرون ، ج، ۱۳۶۵، «ایران در سپیده دم تاریخ» ترجمه حسن انوشه، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی
– کردانی ، پ ۱۳۷۴، «جغرافیای خاکها» ، انتشارات دانشگاه تهران، تهران
– کامبخش ، سیف الله، ۱۳۵۱، «کاوشهای باستان شناسی در کنگاور» ، باستان شناسی و هنر ایران، شماره ۱۰-۹
– کامبخش ، سیف الله ، ۱۳۴۷، «کاوش در معبد آناهیتا»، بررسیهای تاریخی ۳، شماره۲
– ——-۱۳۷۴،«معبد “آناهیتا کنگاور»، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور
– ——-۱۳۷۴، معبد آناهیتا کنگاور ، سازمان میراث فرهنگی کشور، چاپ اول
– ——-۱۳۷۷، گور خمره‌‌های اشکانی، مجله باستان شناسی و تاریخ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران
– ——-۱۳۸۰، «گور خمره‌های اشکانی»، مرکز نشر دانشگاهی (پیوست مجله باستان شناسی و تاریخ)
– کیانی، محمد یوسف با همکاری م مهیار، ۱۳۵۹، «دیوار دفاعی گرگان»ب، مجله اثر شماره ۲و۳و۴، سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران
– گلزاری، مسعود ، ۱۳۵۶ «کرمانشاهان کردستان» انتشارات انجمن آثار ملی
– گیرشمن، ر، ۱۳۷۱«هنر ایران در دوران پارت و ساسانی»، بهرام فره وشی، انتشارات علمی و فرهنگی
– —— ۱۳۶۴،«ایران از آغاز تا اسلام» ، محمد معین، تهران ، انتشارات علمی و فرهنگی
– گوتشمید، آلفرد دفن، ۱۳۵۶، «تاریخ ایران و ممالک همجوار آن از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان» ، ترجمه کیکاوس جهاندار، انتشارات ققنوس
– لوین، لوییس ، ۱۳۸۱، «عصر آهن»، در باستان شناسی غرب ایران به کوشش فرانک هول، زهرا باستی، تهران، انتشارات سمت
– ماله، آ ،‌۱۳۴۲، «تاریخ ملل شرق یونان» ، ترجمه عبدالحسین هژیر، انتشارات ابن سینا
– محبی ، حمید رضا، ۱۳۷۶، «مجسمه هراکلس در بیستون» مجله زمان ، شماره ۱۸، صص ۳۰-۳۱
– محمدی فر ، یعقوب و صراف، محمد رحیم، ۱۳۸۳، «نگاه به شیوه تدفین گور خمره‌ای در حاشیه غربی زاگرس مرکزی (مریوان)» مجله مطالعات ایرانی ، دانشگاه کرمان، صص ۱۹۱-۱۷۱
– محمدی¬فر، یعقوب، ۱۳۸۴، بررسی و تحلیل آثار و استقرارهای اشکانی در زاگرس مرکزی، پایان‌نامه دکتری باستان¬شناسی به راهنمایی دکتر محمدرحیم صراف، دانشگاه تربیت مدرس
– مبین ، ص ۱۳۴۳، « جغرافیای گیاهی»، دانشگاه تهران
– مفیدی نصرآبادی ، بهزاد ، ۱۳۷۸، «گزارش بررسی های سطح الارضی جهت شناخت بافت تاریخی چغازنبیل در منطقه»، قسمت اول سیستمهای استقراری جمعیتی در حوضه چغازنبیل ، پروژه مرمت و حفاظت چغازنبیل
– ملک زاده ، مهرداد، ۱۳۷۴، «هگمتانه پایتخت مادها» ، پایتخت های ایران ، به کوشش محمد یوسف کیانی ، تهران ، سازمان میراث فرهنگی کشور صص ۱۴۶-۸۳
– ملک شهمیرزادی، ۱۳۷۸، «پیش از تاریخ ایران» ،‌تهران ، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور
– ملازاده، کاظم، ۱۳۸۳، «باستان شناسی و جغرافیای تاریخی مانا»، پایان نامه دکتری باستان شناسی دانشگاه تربیت مدرس، به راهنمایی دکتر علیرضا هژبری نوبری
– مسعودی ، علی بن حسین، ۱۳۵۶،‌ «مروج الذهب»،‌جلد دوم، تهران.
– مسعودی ، ابوالحسن علی بن حسین، ۱۳۴۹ ، « الشبیه والاشراف» ابوالقاسم پاینده،‌بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
– مشکور، محمد جواد، ۱۳۵۰،«تاریخ سیاسی اجتماعی اشکانیان»، تهران.
– ———— ۱۳۵۰ ، «پارتها یا پهلوانان قدیم»، تهران، دانشسرای عالی
– مدنی ،‌ح و س، شفیقی، ۱۳۸۲، «زمین شناسی عمومی»،‌دانشگاه صنعتی امیر کبیر، تهران
– مطیعی، ه، ۱۳۷۲، «زمین شناسی ایران، چینه شناسی زاگرس»، زیر نظر عبدالرحیم هوشمندزاده، سازمان زمین شناسی کشور، تهران
– معتمد ، ا، ۱۳۸۲، «زمین شناسی عمومی»، چاپ ششم ،‌انتشارات دانشگاه تهران، تهران
– مجیدزاده، یوسف ، ۱۳۶۸، «آغاز شهر نشینی در ایران»، مرکز نشر دانشگاهی
– مینورسکی، ولادیمیر، ۱۳۵۴، «سفرنامه الودلف در ایران در سال ۳۴۱هـ» ، برجمه سید ابوالفضل طباطبایی تهران، انتشارات زوار
– ولسکی ، یوزف، ۱۳۸۳ « شاهنشاهی اشکانی » ، مرتضی ثاقب فر، تهران ، ققنوس .
– ویسهوفر، یوزف ، ۱۳۸۳ ، « ایران باستان از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۶۵۰ پیش از میلاد»، ترجمه مرتضی ثاقب فر ، تهران ، ققنوس .
– یاقوت حموی ، ۱۸۶۶، «معجم البلدان » ، جلد اول، چاپ لایپزی.

ب- لاتین

-Adams, R.Mcc. 1965,«Land behind baghdadia history of settlement on the
Diyala plaits » Chicago: university of Chicago press.
-Altheim, f. and Stiehl, 1970, «Geschichte mitelasiens im Altertum», Berlin -Assars,F,2000,«Recene studies in parthian history , part 1,11,111 » The coletor vol. 14,no, 12,2001 the caletor vol, 15, n: 1 17-27
– —— , R Stiehl , Eni Asiaticher Saot . Banal Z (1974) S. 164.
-Andrae, w.l933,«dieparthestadt Assur», leipzing
-Alden , j.r , «excavations at tal-I malyan ,lran
-Alizade,A,1985.«Elymaean occupaton of lower khuzestan during the seleucid and parthian periods » Iranica Autiqua vol,20, p.175-195
-Arriani, 1886«Anabasis, recognovit», leipzing
-Azarnoush, Massoud,1981,« Excavations at kangavar» AMI vol 14,p 69-
-,۱۹۹۹,«kangavar, un temple seleucide d’Anahita devient un monument sassanide»in: boucharlet, Remy (ed) Empires perses d’Alexander aux sassanides dossiers d’archeologie, no 243,p.50-51
-Bartl,karin and hauser,stefan.R,1996,«continuity and change in northern Mesopotamia from the Hellenistic to the early Islamic period » in;Berliner beitrage zum vorderen orient 17.Berlin 1996 , p.87-126
-Bartold, V.V bosworth,C.E,1984,«An historical Geography of Iran», princeton:
-Boucharlat R,and E.Hearinck 1991,«ceramic XII.The parthian and sasanian periods dans Encyclopaedia Iranica(E.yarshater.ea) vol.V, fasc.3, pp.304-307
-Braidwood , R.J , 1960,«seeking the words first farmers in persian kurdistan : A full-scale Investigation of prehistoric sites near kermanshah)> the Illusterated london news,vlo.237,no.6325
– . ۱۹۶۱b , the Iranian prehitoric project 1959 – 60 , Iranica Antiqua, p.3-7
-Braidwood^Jjand Bruce Howe and Charls reed,1961,«the Iranian prehistoric project new problems arise as more learned of the first attempts at food production and settled village life, vol.133,p.2008
-Brooks,L.a,levin and R.w.Dannell,1982,«Allurial sequence in centrall west Iran and impications for Archaeological survey, Journal of field Archaeology
-Brinkman , j.a 1976,« Materials and studies for Kassite history», Chicago
-Brown,stuartC.1979,«kinship to kingship», Archaeological and historical studies in the neo-Assyrian zayros. Ph.D. diss, univesity of Torento.
-Boucharlat,Remy,1999. «Empires perses d’Alexandre aux sassanides. dossiersd’Archeologie, no: 243
-Burtl, karin and Hauser,stefan,R.1996,«continaitg and hange in northern mesopotamia from the hellenstic to the early Islamic period»,Berim
-BergamlnijG. 1987, «parthian fortifications in mesopotamia»,vol.22,p.195-214
-Brentjes,Burchard.l988, «parthian monuments in transcaucasia and ceatral Asia», Bulletin of the Asia . vol 2 .
-Bivar,A.D.H.1983,«the political history of Iran under the Arsacids»,in: varshater,Ehsan(ed)77ie cambiridge history o/7ra«,the seleucid parthian and sasanian period,vol.3, part.l, Cambridg university press 1983,p21-99
-Burney,C.and Long, 1971,« The peoples of the Hills,London
-Burney, Charles A.1964, «Excavations at yanik Tepe,Azerbaijan,1962» :third preliminary report.Iraq,26, pp.54-61
-Coff,c.l.l977,«excavation at babajan:the Architecture of the east mound levels II and III» Iran IS.pp 103-140
-Colledge, M.A.R. 1986.«The Parthian period».Leiden: EJ. Brill.
-Cox,d.h. 1949,«the excavations dura-eurpos», con ducted by yale university and french academy of inscriptions and letters final report IV,part I,II,the greek and the roman pottery new haven
-Coon Carlton S. 1951,«cave Exporations in Iran 1949», Museum Monographs the university muesum university of Pennsylvania Philadelphia
-Debevoise,N.C.1934.«Parthian pottery from Seleucia on the Tigris».Ann Arbor: Michigan University Press.
-Debevoise,Neilson,1939.«Parthian pottery from seleucia on the ligris», university of Michigan press
-Debevoise,N.C.1938.«A political history of Parthia».Chicago:University of Chicago Press.
-Dittmann,R.I990, « Asugrabungen der freien universitat berlin in assur and kar-tukulti-ninurta in der jahren 1986-89».mitteilungen der deutschen orientgeselschaft 122
-Dio Cassius 1895-1931,«Romaike historia»,ed.U.ph.Boissevain,Berlin
-Delougaz,P. And Kantor,H.J.1971, «Chogha mish the first fire seasons of excavations , vol.1 the oriental institute of the university of Chicago
-Dyson.stefan,1.1968,« the excavations at dura-eurpos»,conducted by yale university and the french academy of inscriptions and letters final reportIV, partljll . the common ware the brittle ware new haven
-Dyson, r. 1965 ,« problems of protohistoric Iran», JNES, 24
-Dyson, r. 1975 , «Hassanlu», Iran XIII,
-Dyson,Robert R« the Archaeological Evidence of the second millenium b.c on the persian plateau»,m Cambridge Ancient history I.II, 686-715, .(ed).Edwards , C.J.Gadd, N.G.L Hammond and sollberger. Cambridge university presss.
-Deshayes,Jen.l987,« fouilles de TurengTepe les periods sassanin et lsamicues» , paris
-Deblauwe,Francis.l994,« A spatial analysis of mesopotamian building from the iate bronze Age till the parthian period », university of California at Losangeies.(1600b.c-224 A.d)vol.32,p.271-288
-Dandamayev, rauharamad A. and Shaki, Mansur «pivorce,legar. Termination of marriage in the Achemenid period in the parthian and sasanian period»
-Diodori,« Bibliothecal888 – 1893», rec. Frid Vogel, Vol. Mil, Lips,Teubn,
-Downey.S.B.1986.«History of art in Iran TV.Parthian»,dans Encyclopedia Iranica (E.yarshater, ed),vol.II, fasc3 ,pp.297-301
-Downey,Susan.l987,«Regional variation in parthian religios architecture)), vol.22, pp29-55
-Dorna,Metzager, francesca, 1996,«Hellenstic and parthian -Roman pottery from the upper khabur suevey a preliminary study»,in:contnuity and change in norther mesopotami from the Hellenstic to the ear]y islamic period edited by: karin bartl and Stefan R.Hauser,Berlin
-Eiland, M.L. 1995. Parthian Nineveh. Unpublished D.Phil thesis, Department of Oriental Studies, Oxford University.
-Eqbal,H.1976,« the seSeucid parthian and sassanian periods on the Izeh plain)), Archaeological investigations in northeastern kuzestan
-Enoki,k.koshelenko,Gennadij,1994,« the development of sedentary and nomadio), Unesco pub\ishlng,History of civilizations of central Asia,vo\.2, in:Harmatta,janos(ed p.171-189
-Etinghousen, r. 1938 , parthian and sassanian pottery a.u.pope , a survey of persian art , iondon – new york
-Edzard,D.O and Kammen huber, 1972-15«.Humier».ReaHexikon der Assyriologie und vorderasiatischen Archaologie IV , pp . 507-514 .
– Fischer , T , an tersuchungen Zum partherkrieg Antiochos V II . (1970)
-Frye, Richard N.1955,« parthian dipinti». classical studies,vol.]4.new haven: yale university press, pp 196-200
-———— ۱۹۸۳,« the political history of Iran under the sassanians», Cambridge history of Iran ed.e Yarshater, Iondon
-Grantovkii, E, A. 1977 ,« Mannai» , Great sovite Encyclopedia XV ,
-Ghirshman , R. 1976 , « terrasses sagrees-de Bard-e Nechan deh et masjid-I solaiman», vol.1 Tehran
-Ghirshman . 1938.« Fouilles de Sialk pres de Kashan 1933, 1934, 1937».vol.I.
-Ghirshman , «Roman, 1950. un bas- relief artaloan Vavec inscription en
pehlvi arsacids », in: monuments et memoires de la fondation plot, 44, pans : presses univercity de france
-Ghirshman , r . 1954 , «villag perse achemenide*. MDAI36, paris
-Gutschmidt,A.1880, «Geschichte Irans and seiner,» Nachloarlander
-Giese,p.et al(1983)« siesmic crustul studies in southern iran between central iran and zagros belt qeodynamic project in iran», GST report, no,51
-Gabutti,A.and Mollo,P,1996. «the Italian Eaxcavitions in old nisa», Mesopotamia, vol. 31, p.127-143
-Hansman, J. 1978 ,« seleucia and the three dauraks Iran XVI, p. 154-161
-Hallo.w.w 1957,« Early mesopotamian royal titles» :A philologic and historical Atlas . new heren : American oriental society
-Herrmann,G.Kurbansakhator,K.Simson,j.2000, « the international merv project preliminary report on the Eighth seasons, Iran, 2 000
-Henrickson, Robert C. 1983, «Giyan I and II»,Mesopotamia 18-19, pp!99-220
-Henrickson,R.1986, « regional perspective on Godin III cultural development in central western Iran» , Iran24
-Henrickson,E.1985,« An updated choronology of the Early and modle chalcolithic of centra! Zagros , highland , western Iran », Iran 23,pp 63-108
-Hole,Frank,1970.«the palaeolithic cuituve sequence in western Iran»,Actes duvlle congres International des sciences perhistorique et perhistorique (prague, 196) I, prague,pp. 286-292
-Haerinck , e. 1991, «Ceramic», encyclopedia Iranica, vol 4 , USA
-Haerinck, E. 1983.« La Ceramique en Iran Pendant La Periode Parthe»,Ghent: Iranica Antiqua Supplement 2.
-Hansman J.and Stronach,D.1970.« Excavations at Shahr-I Qumis,1967». Journal of the Royal Asiatic Society 1970, no, 1: 29-62.
-Hauser, stefan R, 1996, « the production of pottery in arsacid ashur» in: contnuity and change in northarn mesopotami from the Hellenistic to the early Islamic period »,edited by : karin Bartl and stefan r.Hauser,Berlin
-Henrickson Elizabeth.F.1983.« Ceramic styles and cultural Interaction in the Early and Middle chalcolithic of central zagros».Iran doctoral dissertation.Department of Anthropology university of Toronto university microfilms an Arbor.
-Henrickson,E.1985,« A updated chronology of the central zagros chlcolithic». Iran , XXIII.
-Henrrickson,Rabert. 1985,« The chronology of central western Iran (ca 2500 –
۱۴۰۰ B.C» American journal of Archaeology LXXXIX.
-Henrrickson ,Rabert, 1987,« Godin III and the chronology of central western Iran»? in F.Hole (ed), Archaologicalperspectives on western Iran.
-Henrickson,R.C 1984,« Godin Tepe.Godin III ,and central western Iran, 2600 -1500 B.O, Doctoral dissertation department of near Eastern Studies university of Toronto
-Hannestad, L.1983« Ikaros the Hellenistic settlements,, the Hellenstic pottery from failaka , with a survey of hellenistic pottery in the near East Aarhus» ,vol.2
-Helprecht, h. 1903 ,« exploration in bible land », Philadelphia
-Harinck, E. 1977,«four stucco fragments from the Hulailan valleg»,۷ram’ca Antique XII,
-Harinck,E.1981,«La ceramiqc en Iran pendent la periode parthe» (ca 220,av j.c.a.c225)
-Hakemi,Ali.l990 ,« The Excavation of khurha»,az.sr and west , Rom,vol.40, no.1-4
-Howell,Rosalind,1979.«survey of the malayer plain» Iran XVII. pp. 156-157
-Howe,B.1983,« Karim shahir.in prehistoric archaeology along the zagros flanks »,Oriental Institute publications 105,ed.Bridwood ,B.Howe,c.a.reed and p.j watson,university of Chicago
-Hamlin,Carol, 1975,« Dalma Tepe. VOL.XIII,pp.III.127
-Henrickson.E.F.1985,« An updated chronology of the central zagros chalcolithic »Iran XXIII Table 1.
-Keall. E, 1967 ,« Qal eh-I Yazdigird.A sassanian palace stronghold in persian kurdistan», IranS , 99-122
-Kleiss.W. 1963-1967 , «Bisutun»
-Kleiss,W.1970«zur topographic des partherhenges in bistum 4ML, pp 62-167
-Kleiss,W.1972 ,« bericht uber erkundung sfahrter in Iran im jahre», AMI 6
-Kleiss, W. 1973, « Qaleh-I zohak in Azarbaidjan» Aff.6
-kleiss , w. 1975,«Beobachtungen in der umgebung von sarpol-I zahab»AM! ,8
-Kleiss,W. 3985 ,« der saulenbau von khurha dans archeaologisch mittelunyen aus Iran neue floye Bd , pp.173-180
-Kleiss, W. 1987 ,« Cal tarkhan sudostlich von rey Iran, band 20
-Keall, E.J. 1970.« The significance of late Parthian Nippur. Unpublished Ph.D. dissertation, University of Michigan.
-Keall. Edward.J,1977.« political economic and social factors on the parthian landscape of Mesopotamia and western Iran»,Evidence from cotwo case studies 3977,In:Levine,louisD,and Young J.R.Cayler(ed).Mountains and lowlands: Esssays in the Archaeilogy of Greater Mesopotami Bibliotheca,Me5opo/am/ vol. VII, undena 1977 , p. 81-89
-Keall, e. 1979 ,« Qaleh-yazdigird », Iran XVII,
-Keall, e. and Keall, marqueritej,1981,«the Qaleh-yazdigird:pottery A statistical approach» , Iran XIX, pp.33-80
-Kroll,s.l975,«Eine schussel der triangle ware aus azarbaidschan», archaeologische mitteilungen aus Iran 8 : 71-74
-Keall, e.j , 1967 , «Qaieh-I yazdigird a sassanian palace stronyhold in Persian Kurdistan ,Iran, vol.5, pp.99-121
-Kroll,S. 1977,«Urartaische platze in Iran B.die oberflachenfunde des Urartu-surveys», Archaeologische mitteilungen aus Iran 10 , 83-118
-Kawami,Trudy S.1987.« Monumental art of the parthian period in Iran», In : Acta Iranica : 26
-Koning,1938, «Ellipi» Reallerikon der Assyriologi II,
-Koshelenko, Gennadij A.« Town planning in Armenia and parthia»,yerevan Academy of scrences of Armenian SSR, 1978, p. 11
-Layard ,H, 1849 , «Nineveh and its remans», London
-Levine, L. 1969 ,« Contributions to the historical Geigraohy of the Zagros in the neo- Assorian period .»Ann Arbor Michigan
-Levine, Louis.D and Mary Me donald 1977,« the neolithic and chalcolithic periods in Mahidasht» , Iran , vol.XV
-Levin, L,1975,« survey in the province of kerman shana»n,/raH p.290 Levin,Louis,D.1974,« Archaeological Investigations In The Mahidasht Western Iran».
-Longdons, s.1934,«excavation atkish andBarghuthi at 1933», In : sasanian and parthian remainsin central Mesopotamia II, pottery Iraq vol.1 , pp.113-136
-Levine.Louis D.1975,« The excavation at SHE GABI,» pfoceedings of the III RD Annual symposium on… pp31-44.Tehran ,Iran,1974
-Levine and YOUNG Jr. 1986, «ASUMARY OF THE CERAMIC assemblages of the central western zagros form the middle Neolithic to the late third milleniumB.C. CA Spp 17-19 ,Editions du CNRS iparis.
-Majid Zadeh,1983,« Excavations at Tepe Ghabristan Iran.The Early prehistoric cultures of the centeral platean of Iran daring the 5 th and 4 th millennium» ,B-C. A.M.I. Erganzungband 11.
-Mcburney, C.B.M. I970,« In palaeolithic Excavation in the zagros Area », Iran, vol.VIII. pp.185-186
-Mongait, a . 1955 « Arkheologiya» , Ussr, Moscow
-Mongait. a. 1959, « archaeology in the u.s.s.r.» ,Moscow
-Mortensen,P.1974.« A survey of prehistoric settlements in northern luristari » Ada Archeaologia , no45, pp. 1-47
-Mortensen,P.1979,«The Holailan survey A note on the relationship between aims and method »,aktn des VII International en kongresses for iranische kunst and Archaeologie mmich^4rchaeohgiche mitteilungen aus Iran trganzungsband 6,Berlin dietrich reimer
-Mortensen,p,1974,« palaolithic excavations in the caves of kuh-I dasht area , during agust 1969», Bastan chenassi va honar Iran , no.3 , p.2-9
-Masson, 1972, «Old nsa, A parthian royal rsidence»,Academy of science of ussr
-Muscarella,o. v.l978,« du livre de s.kroll», Journal of field archaeology 5,
-Dates, j.1968,« prehistoric Investigations near mandali, Iraq 30,1-20
-Parpola,S.1970,«Neo-Assyrian Toponyms»,Alter orient and Altes testment VI, neukirch en-Vi uyn
-Pullarjudith, 1978,«Tepe Abdulhosein.a Neolithic site in western Iran Excavations»۵ B.A.R International series 563, Englan 1990.
-Pritchard, J.B , 1950 ,« Ancient near estern texts» , princeton
-Perkins, Ann. 1973, «The an of dura Europos », Oxford clarendon press
-Polibii, 1888 – 1892,« Historiae,» rec Fr. Hulstsch Vol. IIV. Berol. Weidam
-Pliny, 1948, « parthian caput hecatompylos», VI44 : Ipsum
-Plinii Secundi, 1866 – 1882,« Naturalis historia», D. Detlefsen recens uit,vol. 1
– ۲, Berol.
-Porade, Edith,1965.«the Art Ancient Iran per-Islamic cultures»,New york, crown poblishers the Art of per-Islamic Times london: Methuen
-Rostovtzeff,1935,« Dura and the problem of parthian art»,gale glass,stud,vol.5, ppl 57-304
-Rostortzff, M.I, 1955 ,« the Excavations at Dura-Europos»,New haven
-Reuther.Oscar, 1964,«parthian architecure» in: surrey ofpersian Art, London , new york , oxford university press,vol.l,p.411-444
-Schreiber, 1996,« Settelment pattern analysis»,the Oxford companion.
-Schoff.W.H (ed).1914.« Parthian stations by Isidore of Charax: an account of the overland trade route between the Levant and India in the First Century B.O Chicago: Ares Publishers.
-Stronach,Divid and Michael Roof, 1978,« Excavation at tepe nush-Ijan»,/ra/7
-Stronach,D.1967,«Urartian an acheameniantowr temples». vol.26,pp278-288
-Stronach, D.1969 ,« excavation at tepe nush-I jan» Iran ,vol,VIl
-Stronach,D.1971,«A circular symbol on the tomb of cyrus»Iran vol,9,pp!55-8
-Stronach, D,1974 , «Achaemenid village I at susa and the persian migration to fars»,fra 36,239-248
-Stronach,D.and Lumsden,S.1992.U.C.Berkeley’s, Excavations at Nineveh. Biblical Archaeologist 55: 227-33.
-Schwarz,paul,1996,I « ranin Mrttelalter nach den arabischen Geographen,vol.l, leipzig:wilhelm Heims
-S.Fukai,1981.« the parthian Dynasty.dans ceramics of Ancient persia»(English Translation of perusha no kotoki).Tokyo, pp.28-34
-Saint, Martin. 1850,J,« fragments d’une history des ArsacidesJ – II», paris
-Schneider wirth, j.h, 1873,« Die parther nach griechisch Romischen Quellen progr »,Heiligenstadt,spiegel, f.r. 1878, Iranische Altertumskunde,IIl,leipzig
-Schippmann, k.!980,« Grundzuge der parthischen geschichte»,Grundzuge 39 , darmstadt
SchippmamV K,1987,« Arsacids II. The Arsacids Dyanasty»: Encyclopaedia Iranica, vol. 2, London & NewYork,, p. 526* P. Lecoq,]
-۱۹۸۷« Aparni”:Encyclopaedia Iranica, vol. 2, London & NewYork,
-Smith Philip,E.l,1970,« Gang dareh Tepe» Jran 8, pp 174-176
-Smith Philip, e.l ,1971 ,« Iran , 9000- 4000,the Neolithic Expedition)!: 6-13
-Smith and Young,1983,« The force of numbers population pressure in the central western zagros 12000-4500 B.C» , in the hilly flanks and beyond , ed , Young.T.C., Philip.E .Smith and peder Mortensen , 141-162
-Smith, philip .E.L. 1986,« palaeolithic Archaeology in Iran»,Museum university of Pennsylvania Philadelphia
-Spiegel, f.r 1878 ,« Iranische Altertum skunde III» , leipzig .
-Strabonis, 1884-1892, Geographica,rec.Commentario,crit,instr».G.Kramer, Vol. I-III, Berol.
-Strommenger E, 1967 , «Gefasse aus uruk von der neubabylonischen zeit bis zu den sasaniden» , berlin
-Stein,Sir Aurel,1940,«Old routes of western lran», New york, green wood press
-Smith, philip.E.L.1967, «Ghar-I-khar and Genj-I-Dareh» Iran , vol.V, pp. 138-9
-Smith, P. 1970, «Genj Dareh tepe» Iran,vol.VIII, pp!78-180
-Swiny.Stuart, 1975,« survey in northwest Iran», ۱۹۷۱, east and west 25,
-Tampson,M.A 1934,«Tow centuries of Hellenistic pottery»,//es/?en’c/3, pp.311-477
-Thompson,Campbell and Hutchinson,R.W.1931.«The site of the palace of Ashurbanipal at Nineveh, excavated in 1929-30»,on behalf of the British Museum, Liverpool Annals of Archaeology and Anthropology 18: 79-112.
-Tafazzoli,1987,« Arash,Kay»:Antiqua Iranica, vol.2, London & New York, 1987
-Tarn, w.1951 ,« parthian », the Cambridge Ancient History IX , 574-613
-Trinkaus,K.maurer . damghan parthian and sassanian potter
-Toll, nicholas, 1943,«the excavations at dura-eurpos»,conducted by yale universit and french academy of inscriptions and letters final report IV , parti, the greenglazed pottery new haven
-Ungnad.A. 1909,«Die kassiten»,beittage zur assytiologie and semitischen sprachwiessen schaft VI
-Vandemberghe,Louis and K.schippmann, 1985,«Les reliefs rupestres delymaide (Iran) de Lepoque parthian», Iranica Antigua supplement IIl.Gent
-Vandemberghe,Louis.l987,« The parthian heritege in sassanian histor» Iranica, vol. 5,pp.241-254.
-Vandiver,d.l985,«sequential slab constraction A near eastern pottery production technology 8000-3000 B.C» ,ph.d diss, MIT
-Vogelsang, W.1985. Parthian pottery from Iran. Archaeoloeische Mitteiluneen Auslran 18: 157-172.
-Voigt, Mary.m and dyson,R.1992,«the chronology of Iran.8000-2000 B.C» , chronology in ol world Archaeology thiid edition , vol.2 , S.robertw ehrich (ed) university of Chicago press
-Walser.G,1985,« Dre route des Isidorus von, charax durch Iran»,dans: Archaeologusch Mitteilungen , aus Iran (AMI) , neue folge . Bd. 18,pp. 145-156
-Wolski J., 1993,« L’empire des Arsacides», Acta Iranica 32, vol. XVIII
-Wolski, j. 1964 , «Aufbau and entwicklung des parthischen staates» dans neue beitrage zur geschichte der Alien well.bd.I Alter orient and griechenland.Berlin pp379-388
-Widen gren. G, 1969 , «der feudalismus im alien Iran »
-Wiltfogel,K.1957,« Oriental Despotism a comparative study of total power », New haven, vale university press.
-Wenke,R.J,1975,«Imperial investment and agrical tarai development in parthianan sasanian kuzestan 150 Be , to 64 Ad»,P/?.D thesis university of Michigan
-Whitcomb,Donald. «prehistoric ceramics from southern Iran
-Whitcomb, D. «Bushire and Ihe Angali canal,
-Weiss and Young, 1975, «The Merchanls of Susa: Godin Vand plaieau lowland relalions in Ihe lale fourth millennium B.OJran .XIII,PP1-17 .
-Young,T.cuyler,1965.« A compavative ceramicchronology for wester Iran 1500-500 B.C» , Irani , p.53-85
-Young,T.cuyler,1975a” ,« Kangavar Valleg survey » Iran , NO 3,pp 23-30.
-Young,T.cuyler,1975b,« AN Archaeological sarvey of the kangavar valley» proceedings of the IIIRD Annual symposium on Archaeological research in Iran . PP.23-30 Tehran _lran . 1974
-Young.T.cuyler,. 1963 . «DALMA painted waer», EXPEDITION. Wintter 1963.pp38-39
-Young.T.cuyler, 1966,« Survey in western Iran 1961», Journal of Near Eastern studies , 25(A) p.p.228-239.
-Young,T.cuyler,1963,« protohistoric western Iran an archeological and historical rewiew» Ph.D diss university of Pennsylvania
-Young T.C.I967,«the Iranian migretion into the zagros» , Iran V , pp.11-34
-Young,and,LEVINE, 1974,« Excavation of the Goudin progectsecond progress Report,» pub : The Royal Ontario Museum.
-Young,T.cuyler,1969.«Excavations at Godin Tepe. first progress Report. ROYAL ONTARIO MUSEUM,pp3-4.
-Young.T.cuyler,, 1975,« kangavar valleg survey ,» Iran 13,pp 191-193
-Young,T.cuyler,19S5,«The chronology of the late third and second Millennia in central western Iran as seen from Godin Tepe» , American Journal of Archeaology, VOL 89 . N . 4oct 1985. pp 287- 290 .
-Young.T.cuyler, 2002 ,« the kangavar survey – the Iron Age» , Iranica antiqua , voLXXXVII,
-Yarshater, E.I 983 ,« Introductions , dans the Cambridge history of Iran , III I