آل کاکویه

خاندان گمنام تاریخ ایران

 مریم ارجح

خاندان کاکویه سلسله ای از امیران دیلمی نژاد بودند که در اواخر سده چهارم هجری تا نیمه نخست سده ششم در ایران مرکزی و غربی حکومت کردند. کاکویه از کلمه «کاکو» اخذ شده است که در گویش دیلمی به معنای دایی به کار می رود. نیای این سلسله رستم دشمنزیار یا رستم بن مرزبان با آل بویه ری نسبت خویشاوندی داشت. درباره رستم دشمنزیار روایات مختلفی در منابع آمده است. به طوری که برخی منابع او را دایی سیده خاتون مادر مجدالدوله دیلمی و برخی او را دایی مجدالدوله به شمار آورده اند. به احتمال قریب به یقین رستم دشمنزیار و سیده خاتون فرزندان مرزبانی بودند که نسبت وی به درستی مشخص نیست. رستم دشمنزیار از سوی مجد الدوله در شهریارکوه حکومت می کرد. در سال ۳۹۸ ه. ق ابوجعفر محمد ملقب به علاء الدوله و فرزند رستم دشمنزیار به حکومت شهر اصفهان منصوب شد. در پی ضعف آل بویه بر اثر عواملی چون بروز جنگ ها و شورش ها در حوزه حکومتی، قدرت یافتن فرماندهان نظامی، اختلاف میان سیده خاتون و مجدالدوله، تقسیم حکومت آل بویه به سه حوزه حکومتی پس از مرگ بهاء الدوله پادشاه آل بویه (حک: ۳۸۸- ۳۸۲) ضعف شخصیتی مجدالدوله آخرین پادشاه آل بویه، حکومت ایشان تضعیف و سرانجام فرو پاشید.

حکومت کاکوئیان به سه بخش عمده تقسیم می شود:

نخست؛ دوره تثبیت حکومت (۴۲۰- ۳۹۸)

این دوره با آغاز حکومت علاء الدوله به اصفهان آغاز و تا سقوط آل بویه ادامه می یابد. علاء الدوله در سال ۴۰۹ قاصدی نزد خلیفه عباسی القادر بالله فرستاد خلیفه نیز منشوری همراه با عناوین علاء الدوله، عضدالدین و غیره برای وی فرستاد. این امر موجب مشروعیت بخشیدن علاء الدوله به حکومتش شد. علاء الدوله نیز در سکه هایش نام خلیفه را آورد. طی سال های دوره نخست حکومت علاء الدوله سرگرم گردآوری سپاه بود برای نمونه وی به کمک فرهاد بن مرداویج زیاری که بروجرد را در اختیار داشت و سماء الدوله دیلمی (۴۱۴-۴۱۲) به او حمله کرده بود شتافت، سپس همدان را تسخیر کرد. همچنین علاء الدوله در ۴۱۵ با دختر مشرف الدوله دیلمی ازدواج کرد و با این امر توانست همدان را در اختیار خود نگه دارد. با وجود آنکه در سال ۴۱۸ در مقابل علاء الدوله اتحادیه سه گانه ای صورت پذیرفت علاء الدوله از زیرکی خود بهره برد و اوضاع را آرام کرد.با دستیابی محمود غزنوی در ۴۲۰ به ری و جبال و فروپاشی آل بویه، علاء الدوله به ظاهر خود را در اطاعت مسعود غزنوی نشان داد که ری و جبال به او داده شده بود. در هر حال وی در حکومت ری و اصفهان باقی ماند. نخستین دوره حکومت کاکوئیان را می توان دوره مشروعیت یافتن حکومت و تثبیت قدرت آن برشمرد.

دوره دوم؛ تلاش برای حفظ حکومت (۴۴۳-۴۲۱)

این دوره به سال های واپسین حکومت علاء الدوله و حکومت پسرانش ابوکالیجار گرشاسب و ابومنصور فرامرز اطلاق می شود. در ۴۲۱ مسعود غزنوی همدان را از دست علاء الدوله خارج ساخت و سپس اصفهان را نیز تسخیر کرد.

پس از مرگ محمود غزنوی جنگ های مسعود غزنوی برای تسخیر مناطق ایران و در تضاد با علاء الدوله وجود دارد. در همین سال خلیفه عباسی نامه ای به شفاعت علاء الدوله به مسعود می فرستد و از وی طلب می کند تا اصفهان دردست علاء الدوله باقی بماند. مسعود نیز می پذیرد و سرانجام نیز مقرر شد تا علاء الدوله به عنوان نماینده مسعود در اصفهان باقی بماند. اما پس از این نیز علاء الدوله با اتحاد با فرهاد بن مرداویج زیاری درصدد مخالفت با مسعود غزنوی برآمد. سرانجام در ۴۲۸ علاء الدوله با عذرخواهی از مسعود اصفهان را به صورت اقطاع از وی گرفت مشروط بر آنکه دست به شورش نزند و این درست زمانی است که مسعود خطر ترکمنان سلجوقی را احساس می کند. با شکست مسعود در جنگ دندانقان از سلجوقیان قدرت مسعود کاهش یافت و سلجوقیان قدرت را به دست گرفتند، علاء الدوله نیز در ۴۳۳ درگذشت. علاء الدوله بنیانگذار آل کاکویه فرمانده ای جنگجو و سیاستمدار بود و در دوره حکومت وی و در پرتو تلاش های وی حکومت اصفهان و ری تا ۴۴۳ به پسرش ابومنصور فرامرز واگذار شد. پسر دیگر علاء الدوله ابوکالیجار گرشاسب است که در زمان حیات پدرش در همدان و نواحی آن حکومت می کرد و پس از مرگ علاء الدوله به نهاوند رفت و آنجا را در اختیار خود گرفت. ابومنصور فرامرز نیز حکومت همدان را به وی سپرد. همچنان که گفته شد حکومت اصفهان و ری توسط طغرل سلجوقی به ابومنصور فرامرز واگذار شد. اما وی پیمان دوستی با طغرل را در ۴۳۷ زیر پا گذاشت و به اطاعت ابوکالیجار دیلمی درآمد. با صلح طغرل و ابوکالیجار، فرامرز دیگر نمی توانست هم پیمان ابوکالیجار باشد. طغرل در ۴۴۲ به اصفهان حمله کرد و آنجا را تسخیر کرد و سپس ابومنصور فرامرز را از حکومت اصفهان خلع و به حکومت یزد و ابرقو منصوب کرد.

دوره سوم، انزوای حکومت در یزد و سقوط خاندان کاکویه (۵۳۶ – ۴۴۳)

ابومنصور فرامرز در ۴۴۳ به همراه سپاهیان و چهار تن از سرهنگان و نزدیکان خود وارد یزد شد. این سرهنگان برای آبادانی یزد تلاش بسیاری کردند و آثاری از خود بر جای گذاشتند. از جمله حصار و بارویی به دور شهر کشیدند، متاسفانه از احوال ابومنصور فرامرز در یزد خبر چندانی در دست نیست، وی تا ۴۵۴ در قید حیات بوده است. ابومنصور فرامرز در ۴۵۴ در هیاتی به سرپرستی عمیدالملک کندری وزیر سلجوقیان جهت خواستگاری از دختر القائم با مرالله عباسی برای طغرل به بغداد رفت. سال های حکومت ابومنصور فرامرز در یزد همراه با آرامش و وفاداری نسبت به سلجوقیان همراه بوده است.