هارتموت رزا؛ جامعه شناسی و فلسفه زمان

 اکهارد فور  
مترجم: احمد سمایی

 

رزا می نویسد: «شتاب روندها و تحولات اجتماعی که ریشه در مدرنیت دارد، در دوران مدرنیت متاخر از مرزی بحرانی و حساس عبور کرده است. با عبور از این مرز، همزمان سازی تحولات اجتماعی و ادغام همه بخش های جوامع در این تحولات دیگر ناممکن شده است. به عبارت ساده تر، در مدرنیت متاخر، مدرنیت به بلعیدن و نابودی خویش پرداخته و «پروژه مدرنیت» خود فنای خویش را رقم می زند.فردیت خودمختار انسان، حاکمیت ملی، دولت حقوقی و دموکراسی به عقیده رزا در آسیاب شتاب مدرنیت قطعه قطعه و شکل باخته می شوند. به عبارتی، شتاب فرزند خویش را می بلعد، چرا که در واقعیت امر لازمه ظهور و استقرار بسیاری از عناصر اساسی مدرنیت شتاب زمان بود. در دوران مدرنیت پسر برای رقم زدن زندگی و سعادت مستقلانه خود می توانست خانه پدری را ترک کند، بی آنکه بسان دوران قبل تر توالی نسل ها صرفا ادا و به جا آوردن یک رسم و سنت جاودان و حفظ کیان خانواده و… باشد. به عبارت دیگر، در مدرنیت هر نسلی دیدگاه ها، مقتضیات، چالش ها و شانس های مختص به خود را داشت. و از همین رهگذر بود که تاریخ برای اولین بار به امری قابل شکل دهی و آینده نیز به عنوان مقوله ای قابل برنامه ریزی درک و معنا شد.

در مدرنیت کلاسیک که درد و رنج ناشی از شتاب تحولات کاملا ملموس و شناخته شده بود همیشه این امکان فراهم بود که زمان روزمره، زمان زیست فردی و زمان دوران تاریخی، یعنی همه آن سطوح مختلف زمانی که زندگی انسان در متن آنها جریان داشت همزمان و هماهنگ شوند. به بیان دیگر، اکنون قابل اتکایی وجود داشت که در آن هرکس شرایط و امکان عمل خویش و نیز چشم اندازهای انتظارات و توقعات خود را تا حدودی با ثبات تلقی می کرد. برای بسیاری یا دست کم برای اقشار وسیع میانی جامعه مبنایی واقعی وجود داشت که بتوانند برای زندگی خویش برنامه ریزی کنند و تجارب اساسی مربوط به هدایت زندگی نیز کماکان می توانست نسل اندر نسل انتقال داده شود.

در مدرنیت متاخر اما، جامعه با این امور و پدیده ها وداع می گوید. حالا دیگر تحول و تفاوت تجربه از نسلی به نسلی دیگر جای خود را به تجربه های شتابان و تمایزات درون نسلی داده است. کسی مثل هرمان لوبه برای توصیف این پدیده از عبارت «پژمردن و تقلیل اکنون» استفاده می کند. فردیت دوران مدرنیت متاخر دیگر اکنون و حالی ندارد که بردش از لحظه ها فراتر برود. به عبارت دیگر، با توجه به تحولات شتابان در عرصه های مختلف هستی انسانی یک برنامه ریزی مطمئن و باثبات برای زندگی دیگر ممکن نیست. نسل لپ تاپ نسلی پیوسته در حال تجربه و شدن باقی خواهد ماند. رزا تیپ های اجتماعی آینده را بازیگرانی می داند که مسیر معینی را طی نمی کنند، بلکه پیوسته به این سو و آن سو کشیده می شوند. برای این نسل ها زندگی صرفا یعنی واکنش نشان دادن به تحولات و به راه بداهه و بدعت رفتن.

این روند شاید برای بعضی ها خوشایند باشد، اما برای آینده دموکراسی و حکومت ملی چشم اندازهای تیره ای را رقم می زند. به گفته رزا شاید بتوان دولتی جهانی را تصور کرد که بر ویرانه های حکومت های ملی سربرخواهد آورد، اما چنین دولتی لزوما با دموکراسی میانه و نسبتی نخواهد داشت. دموکراسی به عنوان عرصه عمومی دموکراتیک و تحقق فضایی برای شکل گیری اراده آزاد انسان ها و نیز به مثابه بازی ها و تعاملات قدرتی که در دشواری ها و رقابت های خویش تاثیراتی معطوف به تحقق مصالحه عمومی و حفظ و تداوم صلح اجتماعی باقی می گذارند نیازمند گذر نسبتا آرام و کمتر شتابناک زمان است. لازمه تحقق و تاثیر گذاری قوانینی که به شیوه های دموکراتیک وضع شده اند نیز وجود حدی از استمرار و ثبات است، چرا که در غیر این صورت هر بازیگر صحنه اجتماعی تنها به خویشتن خویش اعتماد خواهد کرد.

رزا چشم انداز همزمان سازی همه سطوح زمانی بازی و کنش انسان و نیز ادغام همه بخش های جوامع در تحولات شتابان دوران مدرنیت متاخر را بسیار منفی می بیند. به عقیده او فرآیند شتاب مدرن در درون خود هیچ مرز و حصاری نمی شناسد. اسب چموش مدرنیت سوارکاران خود را به زمین می زند. آنها دیگر نمی توانند بر پشت این اسب بمانند و جست و خیز کنند. تاخت این اسب به گفته رزا به احتمال بسیار زیاد یا به فاجعه ای اتمی یا زیست محیطی منجر خواهد شد و یا قیام میلیاردها نفری که از چرخه آن حذف شده اند را به دنبال خواهد داشت.

آیا راه و چاره ای برای گریز از چنین سرنوشتی وجود ندارد؟ رزا در پاسخ می گوید که جامعه شناسی دانشی بدبین است. اما همین که انسان نسبت به موقعیت و چشم اندازهایش وقوف حاصل کند خود دستاورد کمی نیست. انسان تنها بعد از آن که قوانین جاذبه عمومی را شناخت به ساختن هواپیما هم قادر شد. به این اعتبار رزا به رغم همه چشم اندازهای تیره و تاری که تصویر می کند به هیچ وجه مایل نیست که پیشگوی زوال جهان باشد و یا بشر چنان تاخیر و غفلتی به خرج دهد که نظرات او تا آخر درست از کار درآید.

مطالب مرتبط