روستای احمدآباد

 دکتر رضا قاسم زاده

 

روستایی که امروزه با نام قلعه احمدآباد مقبره دکتر محمد مصدق شهره خاص و عام است، در صد سال پیش وجود نداشت. این اراضی قبل از این جزء املاک عضدالسلطان پسر مظفرالدین شاه قاجار و شوهر خواهر دکتر مصدق بوده است. مصدق زمانی که در سمت مستوفی گری خراسان بود، املاک خود در اراک را با این اراضی معاوضه نمود. این اراضی که در منطقه ساوجبلاغ بین کرج و قزوین واقع شده بود، با همت دکتر مصدق احیا و معمور گردید و او با ساختن قلعه آنجا را به ملک ییلاقی خود مبدل نمود. قلعه اربابی هشت هزار متر مساحت دارد و به سبک و معماری اواخر دوره قاجاری ساخته شده است، در جنوب قلعه منزل خدمه قرار داشت و اهالی روستا همان رعایای مصدق بودند و پیش از آنان سکنه ای در این اراضی وجود نداشت. مصدق پس از ساخت روستای نوبنیاد آن را به نام پسر ارشدش احمدآباد نامید. رهبر نهضت ملی ایران در همان زمان حیاتش اراضی احمدآباد را بین فرزندانش تقسیم و سهم دختران و پسران را مساوی قرار داد. در زمان اصلاحات ارضی این اراضی به طور داوطلبانه توسط فرزندان مصدق به وزارت کشاورزی فروخته شد تا اراضی مذکور بین رعایای احمدآباد تقسیم شود. حدود بیست هکتار از این اراضی هم جزء مستثنیات اصلاحات ارضی باقی ماند که پس از فوت دکتر مصدق اداره آن برعهده فرزندانش بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی این بیست هکتار هم توسط مهندس احمد مصدق بین ساکنان احمدآباد تقسیم گردید.

گویا تقدیر چنان بود که دکتر مصدق احمدآباد را بنا کند تا دوران مقاومت در مقابل استبداد را در این قلعه خودساخته بگذراند. او با به سلطنت رسیدن رضاشاه سال های ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۹ را به طور متناوب در احمدآباد سپری کرد تا کمتر در گزند تیررس دیکتاتور باشد. اما سرانجام پس از فرخی یزدی، مدرس و… نوبت به مصدق رسید، گویا قرار بود خراسان تبعیدگاه و فراموشخانه مخالفان رضاشاه باشد. در هنگامی که مصدق دوران پرمشقت تبعید را همراه با تحمل بیماری سپری می کرد، ارنست پرون همدم محمدرضا، ولیعهد، در بیمارستان نجمیه، موقوفه مادر مصدق بستری شد. دکتر غلامحسین مصدق پس از معالجه ارنست پرون در ازای حق المعالجه رهایی پدر از تبعیدگاه بیرجند را خواستار گردید. وساطت پرون به شفاعت ولیعهد در نزد رضاشاه منجر شد. شاه قدرقدرت هم گفت: «به احمدآباد برود و در آنجا هم بمیرد.» اما سرنوشت به گونه ای دیگر رقم خورد. رضاشاه از ایران رفت و مصدق در اسفند ۱۳۲۰ به تهران بازگشت. پس از این باز هم گذار مصدق به احمدآباد افتاد. پس از آنکه بیگانگان به همراهی عمال داخلی خود کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را رقم زدند، مصدق بازداشت، محاکمه و به مدت سه سال دوره زندان را سپری کرد. پس از آن رهبر نهضت ملی ایرانیان به احمدآباد تبعید و دوران حبس خانگی تا به هنگام مرگ را آغاز کرد. پیرمرد در حالی که برخلاف دوره تبعید زمان رضاشاه محدودتر شده بود و اجازه نداشت از محدوده قلعه خارج شود، ایام پیری را به مطالعه می گذراند. ولی پیرمرد همچنان نگران فرزندان ملت بود به طوری که این نگرانی را در صورت های گوناگون می توان دریافت، از احساس مسئولیت در قبال امور بیمارستان نجمیه و وضعیت بیماران آن تا نظارت بر اقدامات سیاسیون و مبارزان گرد آمده در جبهه ملی دوم. او همچنین برای فردای تاریخ از پاسخگویی به ادعاهای محمدرضا شاه در روزنامه اطلاعات که بعدها به صورت کتاب «ماموریت برای وطنم» منتشر شد، غافل نبود. عاقبت آرزوی پدر در دوره پسر به وقوع پیوست و مصدق در احمدآباد درگذشت. با وجود آنکه مصدق وصیت کرده بود جسدش در قبرستان ابن بابویه در کنار شهدای سی تیر دفن شود، اما شاه در قبال این خواسته خانواده مصدق گفت: «زنده و مرده در احمدآباد.» بدین ترتیب مصدق به طور امانی در سالن پذیرایی عمارت احمدآباد دفن شد.

با وجود آنکه شاه در این اندیشه بود که مصدق در روستایی دور از تهران و در غربت مدفون شود، اما نام مصدق آ رامگاهش را به نمادی برای آزادیخواهان و ملت ایران در تلاش شان برای رسیدن به آزادی و استقلال مبدل ساخت. به طوری که در فضای به وجود آمده در سال ۱۳۵۶ پس از سال ها، مراسم ۱۴ اسفند _ سالروز درگذشت دکتر مصدق- در احمدآباد برگزار شد و یک سال بعد کمتر از یک ماه پس از سقوط رژیم پهلوی، احمدآباد محل اجتماع هزاران انسانی شد که در آغاز راه جدیدی برای رسیدن به دموکراسی بودند. آیت الله طالقانی سخنران این اجتماع عظیم بود و تا به امروز هر سال ۱۴ اسفند احمدآباد را جلوه و شکوهی دیگر می بخشد.

خانواده دکتر مصدق قلعه احمدآباد را متعلق به تمام ایرانیان می دانند و از همین رو در سال ۱۳۷۳ برای حفاظت و مرمت آن وقفنامه ای تهیه و هیات امنایی مرکب از مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، دکتر محمود مصدق، دکتر نورعلی تابنده، داریوش فروهر، علی اردلان، حسین شاه حسینی و سیدجواد مادرشاهی برای نظارت بر این مهم برگزیده شد. با فوت برخی از اعضا کسانی چون مهندس عزت الله سحابی، دکتر فروزان، خسرو سیف و قاضی خزاعی در هیات امنا جایگزین گردیده اند. هیات امنا تا به امروز توانسته محلی برای کتابخانه و موزه و تاسیسات بهداشتی در قلعه احمدآباد احداث کند. همچنین با ثبت قلعه توسط میراث فرهنگی در سال ۱۳۷۹ مرمت و حفاظت آن به این سازمان واگذار شد که تعمیراتی همچون بازسازی شیروانی، رطوبت گیری پی ساختمان و رفع ترک های آن در حال انجام است. گذشت این زمان طولانی و میزان اقدامات انجام شده و خطری که ساختمان را تهدید می کند رسالتی سنگین بر دوش یکایک فرزندان ایران زمین نهاده است. احمدآباد بایستی زیبا و پابرجا باقی بماند تا نماد تلاش ایرانیان در راه دموکراسی باشد. احمدآباد بایستی حفظ شود تا به عنوان میراثی برای آیندگان باقی مانده و قدرشناسی ایرانیان را به نمادهای ملی و مذهبی شان نمایانگر باشد. بایستی احمدآباد در طول سال در اذهان هر ایرانی باقی بماند و باشد که ۱۴ اسفند امسال را سرآغاز چنین روندی سازیم. با این امید که در مراسم امسال علاوه بر میثاق با آرمان های دکتر مصدق بر این تعهد پای فشاریم که هر ایرانی وفادار به آزادی و استقلال در کمک به بازسازی این نماد ملی کوشیده و یاری گر هیات امنا در این مهم باشیم.