واکاوی مفهوم سرزندگی در گرمابه‌های تاریخی شهر تهران در دوره‌ی قاجار بر اساس یادداشت‌های جعفر شهری و ادوارد پولاک

دانلود فایل

سوسن بیات1*، علیرضا اکبریان2

 

1عضو هیئت علمی، معماری و هنر، دانشگاه شهاب‌دانش قم

2کارشناسی ارشد مرمت و احیاء بناها و بافت‌های تاریخی، دانشگاه تهران

 

چكيده

فضاهای عمومی در شهرهای تاریخی، بخشی‌ از عمیق‌ترین نهادهای تعامل مردم و شکل‌گیری انواع کنش‌ بین انسان و فضا بوده و هر بخش از شهر قدیمی محل ظهور و بروز عملکردی فردی یا جمعی در قالب کالبد خود بوده‌است. یکی از مصادیق برجسته‌ی فضای عمومی در میان اماکن تاریخی ایران، گرمابه‌ها هستند. گرمابه‌ها علاوه بر استحمام کارکردهای زیادی داشتند که بررسی این کارکردها و تعیین ویژگی‌های آنها می‌تواند در شناخت بهتر تاریخ فرهنگی ایران یاری‌رسان باشد. در این پژوهش مفهوم سرزندگی در بستر سنت رفتاری ایرانیان به کمک اسناد تاریخی –با تکیه بر یادداشت‌های جعفر شهری تاریخ‌پژوه ایرانی و یاکوب ادوارد پولاک قوم نگار اتریشی- به عنوان یکی از ویژگی‌های بارز گرمابه‌های تاریخی، به مثابه‌ی یک فضای عمومی شهری، مورد واکاوی قرار می‌گیرد. در پاسخ به نظر می‌رسد فرهنگ استحمام ساکنان تهران در دوره‌ی مورد بررسی علاوه بر کارکرد بهداشتی ابعاد و ویژگی‌های دیگری نیز داشته است که از مصادیق مفهوم سرزندگی در فضاهای شهری است؛ این پژوهش، بر اساس روش توصیفی-تحلیلی می‌کوشد این ویژگی‌ها را منعکس کند.

 

واژه‌هاي كليدي: سرزندگی، انسان، محیط، گرمابه.

 

  1. مقدمه

حمام یا گرمابه به عنوان یکی از گونه‌های اولیه و تاریخی معماری ایران بستر مناسبی برای شناخت و بررسی ابعاد تاریخی و فرهنگ انباشته ایرانیان است. در طول سده‌های مختلف با تغییر حکومت‌ها و پهنه‌های زیستی گوناگون همواره گونه‌ای از فضا به عنوان حمام برای عموم مردم و یا دسته‌ای خاص از ساکنان آن منطقه ساخته می‌شده‌است. بررسی نسبت بین استحمام و فرهنگ ساکنان تهران دوره‌ی قاجاری با تکیه بر یادداشت‌های تاریخی جعفر شهری‌باف1 و ادوارد پولاک2 بر اساس مسئله سرزندگی هدف اصلی این پژوهش است. برای بررسی این موضوع و تبیین دقیق این نسبت، در ابتدا مفهوم سرزندگی به طور کلی و در ادبیات شهرسازی معاصر مورد بررسی قرار می‌گیرد تا ابعاد مختلف و معیارهای بررسی میزان سرزندگی شناسایی شود. پس از آن تلاش می‌شود در بازخوانی یادداشت‌های به جامانده از این دوره چگونگی وقوع هر معیار در بستر پژوهش بررسی شود. در اولین مرحله، همانطور که بنیاد این پژوهش بر اساس آن شکل گرفته‌است این نکته جلب توجه می‌کند که بر خلاف شرایط امروز، گرمابه فقط فضای شست‌وشوی بدن نبوده‌است و مجموعه‌ای از رفتارها و آداب و رسوم متناسب با فرهنگ مردم عصر خود در آن رواج داشته‌است که برآیند آن تا حدودی سرزندگی را -بیشتر از حیث اجتماعی- شکل می‌داده‌است.

البته سنت استحمام در زیست گذشته ایرانیان از جوانب دیگری نیز قابل بررسی است (برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به طبسی، محسن (1390)، طبسی، محسن (1392)، حاجی‌قاسمی، کامبیز (1383)، علیپور، نسیم (1384)). به طور مثال می‌توان نظام‌های طبقاتی موجود در انواع حمام را به مثابه طبقات موجود در جامعه ایران دانست و به آن موضوع پرداخت و یا ابعاد و نقش‌های معماری و شهرسازی، زیبایی‌شناختی، دینی و سلامت را مورد بررسی بیشتر قرار داد که تعامل و کلیت این موارد شکل‌دهنده هویت ایرانیان در گذشته است.

تجربه‌ی فضای شهری گذشته‌ی ایران و بررسی گرمابه‌‌های تاریخی از حیث سرزندگی در زندگی روزمره‌ی ساکنان تهران از دید یک خودی (جعفر شهری) و یک دیگری (ادوارد پولاک) شناخت کاملی از این موضوع به دست می‌دهد که می‌تواند شرایط به دست آوردن دید جامعی نسبت به این موضوع فراهم کند و به این مساله بپردازد که حمام‌ها به مثابه‌ی یک فضای عمومی کدام ویژگی‌های سرزندگی فضاهای عمومی را دارا هستند. تحلیل و طرح این موضوع به کمک روش توصیفی -تحلیلی به مثابه‌ی یک تجربه‌ی بومی برای فضاهای عمومی و شهری معاصر می‌تواند کارگشا باشد.

 

  1. ادبیات تحقیق

 سرزندگی

در فرهنگ فارسی دهخدا سرزندگی، بانشاط ‌بودن و دل‌زنده بودن معنی می‌شود؛ برای نشاط نیز، خوشی، خرسندی، خوشدلی در نظر گرفته‌ شده است. فرهنگ فارسی عمید نیز، واژه نشاط را شادمانی‌کردن، سبکی و چالاکی، خوشی و خوشحالی تعریف می‌کند. منبع مزبور برای واژه‌ی سرزندگی تعاریف نسبتاً مشابهی ارائه می‌دهد. آنطور که از تعاریف فوق برمی‌آید مفهوم سرزندگی امری کیفی است که دریافت آن وابسته به انسان است. با این وجود آنچه در ادبیات تخصصی طراحی شهری از سال 1981 با انتشار اثر دانلد اپلیارد3 مطرح گردیده‌است، عمدتاً حول مفهوم (قابل‌زندگی4) و بعضاً (سرزنده5) آمده‌است که معادل فارسی آن سرزندگی شهری است (Appleyand, 1981).

رابرت کوآن6 در دیکشنری شهرسازی، سرزندگی را مناسب برای زندگی و فراهم‌آورنده کیفیت زندگی مطلوب تعریف می‌کند. (Cowan, 2005) امروزه به دلایل گوناگون، تامین نشاط، شادی و سرزندگی شهری به یکی از دغدغه‌های اصلی نظام مدیریت شهری به ویژه در کشورهای توسعه‌یافته تبدیل گردیده‌است. تامین سرزندگی شهری به مثابه‌ی یک آرمان مشروع، در صدر بسیاری از اسناد رسمی شهرسازی به چشم می‌خورد که خود برخاسته از اهمیت سرزندگی شهر به مثابه‌ی یک هدف و یک وسیله به منظور کسب سهم بیشتر از سرمایه‌ها، استعدادها و توجه جامعه‌ی بین‌الملل است.

با توجه به مطالب ذکر شده، سرزندگیِ شهری، خود یکی از شاخصه‌های اصلی کیفیت فضای شهری است که در یک تعامل دوسویه از طرفی متاثر از دیگر شاخصه‌های شکل‌دهنده کیفیت فضای شهری است و از سوی دیگر خود از عواملی درونی نشات می‌گیرد.

افزایش محبوبیت مفهوم سرزندگی به دهه‌ی 1960 و 1970 به یک پروژه‌ی پژوهشی در حوزه‌ی سیاست شهری در ونکور کانادا باز می‌گردد (kaal,H., 2011)، و دامنه‌ی آن امروز بسیار فراگیر شده‌ و تفاسیر و تعاریف متفاوتی از سرزندگی در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی در دسترس است. ایده‌ی سرزندگی به جنبه‌های متفاوتی از زندگی شهری مربوط می‌شود و زمانی یک محدوده سرزنده خطاب می‌شود که امن، سالم، طراحی‌شده برای گروه‌های مختلفی از مردم در تامین نیازهای مختلفی از آنها، و یک مکان قابل زندگی با توجه به میراث تاریخی و فرهنگی و توسعه‌یافته در نسبت به گذشته باشد (Southwprth. M, 2007). این مفهوم در کنار موضوعات مختلف و در ارتباط با کیفیت زندگی و کیفیت مکان مورد بحث قرار می‌گیرد.7 در یک دید کلی مفهوم سرزندگی، کیفیت زندگی، پایداری و کیفیت مکان همپوشانی دارند، به این دلیل که همه‌ی این موارد بر رابطه‌ی بین مردم و سه محیط تمرکز دارند (I. van Kamp et al. 2003) (تصویر 1).

 

تصویر 1: مدلی مفهومی از عواملی که به کیفیت زندگی در جامعه از منظر محیطی انسان می‌پردازد.
 (Shafer et al, 2000)

 

ابعاد و شاخصه‌های سرزندگی شهری

ادارک سرزندگی وابسته به افراد است و به همین دلیل بر اساس فرهنگ و موقعیت مکانی مختلف، می‌تواند متفاوت باشد. به طور مثال یک پژوهش در شهر بنین8 به پنج شاخصه در سرزندگی اشاره دارد: ویژگی‌های فیزیکی خانه، ویژگی‌های فیزیکی محیط اطراف، ویژگی‌های اجتماعی محیط اطراف، ویژگی‌های عملکردی محیط اطراف (Van Kamp et al., 2003; Pacione, 2003 و Omuta1988). در یک پژوهش دیگر در انگلستان چهار فاکتور کیفیت محیطی، کیفیت موقعیت فیزیکی، کیفیت عملکردی مکان و امنیت مکانی پیشنهاد می‌شود (Lau Leby. J & Hariza Hashim. A, 2010) و بر اساس پژوهش‌های یانگ سرزندگی چهار شاخصه دارد: کیفیت محیطی، کیفیت مکانی متاثر از ویژگی‌های فیزیکی، کیفیت مکانی متاثر از ویژگی‌های عملکردی و امنیت مکانی که وابسته به ویژگی‌های اجتماعی است (Yeang, L.D, 2006).

همانطور که در بالا اشاره شد سرزندگی شامل بخش‌های زیادی است که پی‌بردن به سرزندگی به شکلی جامع، نیازمند دریافتی سیستماتیک از آن شامل ابعاد مختلف است. در این پژوهش با تکیه بر آرای چارز لاندری (landry, 2000: 4) مفهوم سرزندگی بررسی می‌شود. لاندری نسبت به افراد دیگر با دید جامع‌تری سرزندگی شهر را به شکلی موضوعی بررسی کرده و بر عمده عوامل موثر بر آن‌ها اشاره کرده‌است (جدول 1).

 

جدول 1. بررسی ابعاد سرزندگی از نگاه لاندری (landry, 2000)

زیست‌پذیری:

خوداکتفایی بلند مدت، پایداری، سازگاری، انطباق‌پذیر و خوداحیایی

سرزندگی:

سطوح فعالیت، استفاده و مشارکت، تعاملات، ارتباطات، مبادلات و معاملات و سطوح نمایش (چگونگی تظاهر فعالیت‌ها و تعاملات در جهان بیرونی)

انواع سرزندگی و زیست‌پذیری سرزندگی اقتصادی: توسط سطوح اشتغال، درآمد خالص و استانداردهای زندگی مردم در یک منطقه تحت بررسی، شمار سالیانه گردشگران، عملکرد خرده‌فروشی‌ها، ارزش زمین و دارایی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.
سرزندگی اجتماعی: به وسیله سطوح فعالیت‌ها و تعاملات اجتماعی به علاوه ماهیت ارتباطات اجتماعی سنجیده می‌شود. یک شهر سرزنده و زیست‌پذیر به لحاظ اجتماعی می‌تواند به واسطه سطوح پایین محرومیت، پیوستگی اجتماعی قوی، ارتباطات خوب و پویایی میان لایه‌های اجتماعی، روحیه جمعی و غرور مدنی، دامنه وسیعی از شیوه‌های زندگی، روابط موزون و یک جامعه شهری باطراوت توصیف گردد.
سرزندگی و زیست‌پذیری محیطی: دو جنبه را در بر می‌گیرد. اول پایداری اکولوژیکی که در رابطه با متغیرهایی نظیر آلودگی هوا و صوت، دفع مواد زائد و فاضلاب، انبوهی ترافیک و فضاهای سبز قرار داد و جنبه دوم، طراحی است که متغیرهایی مانند خوانایی، حس مکان، تمایز معمارانه، اتصال و ارتباط بخش‌های مختلف شهر، کیفیت روشنایی و این که محیط شهری تا چه حد دوستانه، امن و به لحاظ روانشناسی نزدیک‌شدنی است را در بر می‌گیرد.
سرزندگی و زیست‌پذیری فرهنگی: دربرگیرنده بقا، احترام و تجلیل از شهر و مردمانش، هویت، خاطرات، سنت، جشن‌های اجتماعی، تولید، توزیع و مصرف محصولات دست بشر و نشانه‌هایی که بیانگر ماهیت متمایز شهر می‌باشد، است.

 

او با وسعت دامنه‌ی معناداری سرزندگی و این‌همانی بین آن مفهوم و زیست‌پذیری، فضای سرزنده را در 4 دسته و معیارهایی همچون تراکم مفید افراد، تنوع، دسترسی، ایمنی و امنیت، هویت و تمایز، خلاقیت، ارتباط و تشریک مساعی، ظرفیت سازمانی و رقابت تقسیم‌بندی کرده‌است. همانطور که گفته‌شد سرزندگی حاصل تعامل مردم و محیط است، در ادامه نیز گرمابه‌های تاریخی تهران در دوره‌ی قاجار از این دو حیث بررسی شده و در انتها میزان سرزندگی آنها سنجیده می‌شود.

 

  1. روش تحقیق

پژوهش‌های حوزه‌ی معماری به خصوص معماری گذشته‌ی ایران به دلیل چندوجهی بودن و ارتباط تنگاتنگ انسان و محیط در رده‌ی پژوهش‌های مبتنی بر روش‌های توصیفی-تحلیلی است. در این روش تلاش می‌توان توصیفی عینی از محتوایی کیفی که اغلب شامل اسناد، متون و کتاب‌هاست ارائه داد؛ به این صورت که ابتدا با اثر مواجهه می‌شود و سپس دلایل عقلی برای پدیده‌های آن طرح می‌گردد. در اینجا به یادداشت‌های انتخاب‎شده پیرامون گرمابه‌های تاریخی به عنوان متن مراجعه می‌شود تا با تحلیل و انطباق آنها با یکدیگر و هم‌چنین ارزیابی آنها نسبت به معیارهای نظری پژوهش، ویژگی‌های بنیادین آن کشف شود.

بر این اساس ابتدا بخش‌های مختلف از فضاهای متداول در گرمابه‌های تاریخی تهران در دوره‌ی قاجار (که این اجزا معمولا در سایر شهرها و دوره‌ها نیز متداول است) معرفی می‌شود. سپس با کمک دو معیاری که در مطالعات نظری پژوهش پیرامون سرزندگی فضاها بدست آمد، یعنی: چگونگی جایگاه انسان در فضا و چگونگی روابط انسانی در فضا شرایط مذکور درباره گرمابه‌های تاریخی با دقتی بیشتر از دو نگاه مختلف (یک ایرانی: جعفر شهری و یک غیرایرانی: پولاک) مورد بررسی قرار می‌گیرد تا بتوان پس از رفع تناقضات بین نگاه این دو -که حاصل بینش، شبکه‌ی باور و عمق آشنایی هر یک با بستر شهر تهران و رویدادهای روزمره‌ی آن است- به شناختی دقیق‌تر و مدلل‌تر رسید.

روش انجام این پژوهش مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، واکاوی متن تاریخی درباره آثار معماری و استدلال‌های شهودی-بازتابی است. در انتها نیز نتایج در چهار بعد اجتماعی، فرهنگی، محیطی و اقتصادی طرح و بازگو می‌شود.

  1. نمونه موردی و یافته‌های پژوهش

تعریف محیط در گرمابه‌های تاریخی

گرمابه‌های عمومی را در کنار آسیاب‌ها، مدارس، مساجد و کتابخانه‌ها از جمله عناصر معماری شهری است که با استقرار در پهنه‌ی محوطه‌هایی که آبادی‌ها را در برگرفته، نشانه‌ی بارز شهری شکوفا و نویدبخش و مجهز هستند. «آسیاب‌ها و گرمابه‌ها، با رابطه‌ای که با نظام آبیاری و آب‌رسانی شهری مبتنی بر کاریز داشته‌اند جزیی از عناصر اساسی و اولیه شالوده‌های شهری به حساب می‌آیند. این‌گونه بناها معمولاً در نقاطی ساخته می‌شوند که در آنها بیش‌ترین تراکم ساختمانی و سکونتی وجود دارد؛ چه به دلایلی امنیتی و چه به دلایل کاربردی و چه در پیروی از اصول اقتصادی شهری در احداث و در عرصه‌ی خدمات» (فلامکی، 1389). از طرف دیگر با توجه به اهمیتی که پاکیزگی و طهارت برای ایرانیان از دوران پیش از اسلام تا به امروز داشته‌، گرمابه‌ها از جمله عناصر مهم نزد ایرانیان بوده‌است تا آنجا که تبدیل به موضوع جالبی برای غربیان بود:

«روزی امینه اقدس مرا به تماشای حمام خود فرستاد. این حمام دو قسمت دارد و تمام دیوارهای آن از مرمر است. قسمت اول محل رختکن و آرایش و قسمت دوم برای استحمام است. حوضی در میان سربینه است که فواره‌ای از آن می‌جهد و با آب خود که بصورت گرد به اطراف پراکنده می‌شود، فضا را خنک می‌کند و طاقچه‌ای در آنجاست که در آنها هر قسم اسباب آرایش گذاشته و در دو طاقنمای قرینه، عده‌ای قالی نهاده و از آنها بستر راحتی درست کرده‌اند. در این قسمت خانم‌ لباس‌های خود را پیش از آن که به گرم‌خانه داخل شود می‌کند. گرم‌خانه دو خزینه دارد پر از آب که درجه حرارت آنها با یکدیگر متفاوت است و ترتیب استحمام به این شکل است که استحمام‌کننده ابتدا ده دقیقه در خزینه آب سرد و ده دقیقه در خزینه آب گرم و ده دقیقه بیرون از هر دو داخل حمام، که بخار گرم شده، می‌ماند. سپس برای او حوله‌ای پشمی می‌آورند و او به سربینه برای استراحت می‌آید. برای آرایش ناخن‌های دست و پا با حنا رنگ و با سرمه مژگان را سیاه و بزرگ‌تر می‌کنند و آنها را مصنوعا بالا می‌کشند و واجبی نیز در موقع خود به کار می‌رود. گیسوان را مثل حصیر، رشته‌رشته می‌بافند. مدت آرایش نصف روز تمام است.» (فووریه، 1385: 137)

این گزارش اگرچه مربوط به گرمابه‌ای خصوصی است ولی تصوری کلی از گرمابه‌های تاریخی و رفتارهایی که در هر بخش متداول بوده‌ ارائه می‌دهد. به طور کلی حمام‌های تاریخی علی‌رغم تنوعی که در شکل، کاربرد و جایگاه خود در شهرها داشته‌ و از جنبه‌های مختلف قابل تقسیم به حمام‌های زنانه-مردانه، خصوصی-عمومی، مخصوص مسلمانان-غیرمسلمانان، مخصوص اقشار مرفه-ضعیف جامعه بوده‌اند ویژگی‌های مشترک فراوانی داشته‌اند که بر اساس آنها هر گرمابه را می‌توان به چهار بخش بنیادی تقسیم کرد:

دالان: در گرمابه‌ها برای اینکه هوای بیرون کمتر با هوای بینه آمیخته شود و درون آن گرم بماند، دالانی پرپیچ وخم، بینه را به دهلیز و دهلیز را به بیرون می‌رساند.

سربینه، بینه یا رختکن: فضایی بزرگ و سرپوشیده با حوضی بزرگ در میان و سکوهایی که گرداگرد آن است. این حوض هم برای شستن و آب‌کشیدن پا و هم صرفا یک عنصر تزئینی است.

در روایت شهری سربینه در حمام‌های قدیمی مکانی بوده که کاربری‌های متنوع داشته است. نه تنها فضای رخت‌کن مشتریان بوده، بلکه عموماً فضایی برای استراحت، گفتگو و مراودات و سپری‌کردن اوقات فراغت مشتریان نیز محسوب می‌شده است. یک‌طرف سربینه، تخت و دستگاه حمامی قرار داشته است به همراه تختی چوبی و بلند با قالیچه و متکا و سینی و گلدانی روی دخل چوبی کشودار. سقفی گنبدی با ترک‌های نقاشی‌شده و چلچراغی آویخته و شیشه‌های ذره‌بینی که نور طبیعی را به داخل راه می‌دادند. دیوارهای سربینه پوشیده از کاشی‌های بزرگ با تصاویر قهرمانان شاهنامه به ترتیب ورود آنها به صحنه‌های شاهنامه به اندازه‌ی قد آدمِ نشسته بود که موضوع گفتگوهای مشتریانی بود که بعد از استحمام در آنجا استراحت می‌کردند سربینه در اطراف صفه داشته و بالای هر صفه تاقچه‌هایی برای قراردادن قلیان و فنجان‌های قهوه‌خوری و یا لب‌طلایی و البته چپق برای استفاده مشتریان بعد از استحمام که جزو واجبات پذیرایی از مشتری بوده‌است، وجود داشت. گوشه‌ی سربینه نیز محفظه‌ای تاریک بود که در داشت و به نحوی قهوه‌خانه‌ی حمام بود و مدخلی دیگر برای رخت‌کن کارگران داشت (شهری، 1371؛473).

شهری با توضیح جزییات پرکاربرد فضای بینه و تشریح فعالیت‌های گوناگون پیرامون آن یک فضای بانشاط را به تصویر می‌کشد؛ اینکه استفاده‌کنندگان از فضای حمام لزوماً به قصد استحمام پا به درون آن نمی‌گذاشتند؛ بعضی برای تجدیدوضو و عده‌ای برای استفاده از مستراح وارد می‌شدند. این گروه راه عبورشان از صفه و رخت‌کن جدا بود تا مجبور نباشند کفش‌های خود را درآورند. در بعضی از حمام‌ها در فضای سربینه جایگاهی برای نشستن شخصی مساله‌گو وجود داشت که برای مردم مسائل شرعی را می‌گفت و یا گاهی به جای وی، شخصی معرکه می‌گرفت و مشتریان را سرگرم می‌کرد (شهری، 1371؛473).

میاندر: میان دو بخش بینه و گرمخانه جای دارد. میاندر راهرو یا دالانی است که به چند بخش راه داشته: یکی به آبریزگاه‌ها و دیگری به محل تراشیدن مو. میاندر علاوه بر نقش دسترسی، هوای گرمخانه و بینه را از هم جدا نگه می‌داشته و یک فضای میانجی بوده‌است.

گرمخانه یا صحن گرمابه: گرمترین بخش گرمابه است. این بخش یک خزانه آب بزرگ و دو خزانه کوچک دارد. یکی آب سرد و دیگری آب داغ که در دو سوی خزانه بزرگ هستند و آب آنها را همیشه تمیز نگه می‌داشتند (معماریان، 1387). شهری کیفیت فضای خزینه را مشابه بینه معرفی می‌کند و می‌گوید فضای خزینه سرشار از اتفاقات جذاب بوده‌است. معمولاً در آنجا آوازخوانی اتفاق می‌افتاد، چرا که صدا در خزینه خوش به نظر می‌رسید. در آنجا یا آواز می‌خواندند و یا گرم گفتگو می‌شدند (شهری، 1371: 479).

در کنار این فعالیت‌های متنوع در بخش‌های متنوع حمام، گرمابه‌های تهران در اوایل دوره‌ی قاجار از نظافت و بهداشت کامل برخوردار نبودند. با آنکه قوانین حسبه9 در گذشته نسبت به حمام‌ها معقول بود، اما به مرور قدرت شریعت نیز در برقراری پاکیزگی کاهش می‌یافت. این روند با شکل‌گیری نهاد احتسابیه10 و آشنایی بیشتر با مسائل بهداشتی تغییر کرد و در اواخر دوره‌ی قاجار، حمام‌های تهران از موقعیت رضایت‌بخشی برخوردار بودند (تکمیل همایون، 1394: 104).

 

تعریف جایگاه مردم در گرمابه‌های تاریخی

گرمابه‌ها همچون دیگر فضاهای عمومی شهری بستر شکل‌گیری تعاملات اجتماعی بوده‌است. به منظور بررسی چگونگی شکل‌گیری این روابط و کنش‌های اجتماعی بین افراد مختلف دو موضوع طرح می‌شود:

مشاغل وابسته:

فرآیند استحمام در حمام با آداب متعین، توسط دلاک انجام می‌شود و شامل کیسه‌کشی، مشتمال و صابون‌زنی است. شهری این فعالیت‌ها را به تفکیک بیان کرده‌ که نشان‌دهنده‌ی اهمیت و استقلال هر یک است:

«حالا اگر مشتری کیسه می‌خواست ترتیب کارش چنین بود که بعد از مشتمال دلاک باز یکی دو دولچه آب به سر و بدنش ریخته او را دو زانو بروی لنگ می‌نشاند… ناگفته نماند که صدا درآوردن از کیسه‌کشی توسط دلاک به کوبیدن مشتی بر نقطه‌ای از بدن مشتری و لوله‌کردن چرک‌ها و نشان‌دادن به او از شرایط کار بود. تا معلوم نماید که در کار خود کوتاهی نکرده‌است.» (شهری، 1371: 493) (تصویر شماره‌ی 1)

علاوه بر فعالیت عمومی و اصلی گرمابه‌ها –استحمام- خدمات دیگری نیز به مردم ارائه می‌شد: حنا بستن و خضاب ‌کردن انگشتان دست و پا، و سر و ریش؛ سرتراشی و ریش‌تراشی و موزدایی؛ و رگ‌زنی و حجامت (شهری، 1371: 492-504). از گفته‌های شهری و تصویر زمختی که وی از کیسه‌کشی ارائه می‌دهد، در کنار طرح موضوع حناکردن ریش، به نظر می‌رسد مخاطبان اصلی حمام‌های تاریخی بزرگسالان هستند. اما پولاک در یادداشت‌های خود به فعالیت حنا بستن به سر کودکان نیز اشاره می‌کند (پولاک، 1368: 140). در اینجا بین توصیف پولاک و شهری از حمام‌ها تفاوت معناداری قابل مشاهده است: اگرچه کودکان نیز همچون بزرگسالان در حمام‌ها حضور داشتند (آنچنان که پولاک می‌گوید) ولی حضور آنها از نظر توصیف‌گر ایرانی پدیده‌ای قابل بیان و ارزشمند نبوده‌است.

علاوه بر مشاغلی که در داخل حمام فعالیت داشتند، کسبه‌هایی در بیرون از حمام و در نزدیکی آن، حتی در ساعاتی که حمام تعطیل بود، مشغول فعالیت بودند: مشاغلی همچون آب‌برگه ‌فروشی و آب‌زرشک فروشی و نیز مغولانی که در تهران به‌عنوان گروگان زندگی و با ساختن کیسه‌ی حمام امرار معاش می‌کردند (پولاک، 1368: 32). این موضوع نشان‌دهنده‌ی حضور حمام‌ها به عنوان یک نشانه‌ی شهری شناخته‌شده است.

 

تصویر شماره‌ی 1: دلاک در حال مشتمال (شهری، 1371: 494)

 

روابط بین افراد:

علاوه بر مردمی که به قصد استحمام به گرمابه‌ها می‌آمدند، افراد دیگری نیز به حمام‌ها به مثابه یک فضای اوقات فراغت و یا تفرج‌گاه سر می‌زدند که شهری شرح کاملی از آنها و فعالیت‌هایشان بیان می‌کند:

بیکارها نیز مشتری آن بودند که در آنجا وقت گذرانی می‌کردند. گاهی ورزشکاران در آن رفع خستگی می‌نمودند، بی‌جا و منزل‌ها آنجا را مامن و منزل خود قرار داده می‌دادند. دزدان شب‌رو، روز خویش را در آن گذرانده و خود را آماده‌ی کار شب می‌ساختند و شب‌زنده‌دارها و قماربازها، خستگی و کسالت شبانگاه خویش را در حمام رفع می‌کردند. از جمله سرگرمی‌هایی که توسط افراد در حمام رایج بود بازی شیر یا خط، ترنابازی11، پادشاه وزیری12 و امثالهم بود. حتی جای دادن مهمانی و ضیافتی بود که از باختن در قمار و شرط‌بندی حاصل شده بود و کم‌ترین غذای این ضیافت، نان و کباب و جگر و دل و قلوه و میوه‌های فصلی و… بود. مردم صبح وارد حمام می‌شدند و غروب به سختی از آن خارج می شدند. (شهری، 1371: 498)

وجود افراد گوناگون با هدف‌های متنوع در فضای گرمابه ایده‌ی تلقی از آن به عنوان فضایی شهری و عمومی را تقویت می‌کند. البته آنچه در این‌گونه از فضای شهری به وضوح قابل مشاهده است موضوع تک‌جنسیتی‌بودن آن است. حمام‌ها یا به طور کلی مخصوص زنان یا مردان بودند و یا طبق برنامه‌ای معین در اختیار دسته‌ای از آنها قرار می‌گرفتند. در خانواده‌های متمول رسم بر آن بود که هفت یا هشت روز مراسم عروسی به طول می‌انجامید. در آخرین روز عروس با همبازی‌هایش به حمام می‌رفت؛ به این مناسبت داماد برای او مقداری حنا برای رنگ کردن مو و ناخن‌ها می‌فرستاد. داماد نیز که در معیت دوستان خویش بود به حمام می‌رفت. (پولاک، 1368: 149)

برخی حمام‌ها برای استفاده بزرگان شهر (اگر حمامی خصوصی نداشتند) قرق می‌شد. اگر هم این اتفاق پیش نمی‌آمد، بنا به گزارش پولاک حضور همه‌ی افراد در آن هم‌ارزش نبود: جایگاه افراد متمول در حمام همواره جایگاه ویژه‌ای بود و با آنها رفتار متفاوتی می‌شد (پولاک، 1368: 490). وجود موقعیت‌های مختلف برای یک رفتار مشابه (حمام‌کردن) متناسب با جایگاه اجتماعی افراد نشان‌دهنده وجود طبقات اجتماعای و تحکم نظام سلسله‌مراتبی در رفتار اجتماعی جامعه قدیم ایران بوده‌است.

علاوه بر بزرگان و متمولین شهر (که همواره از مردان بودند)، گاهی گرمابه‌ها برای عروسی نیز قرق می‌شد. در مواردی که برای عروسی آزاد بود، به همه شیرینی و شربت داده می‌شد. از دیگر فعالیت‌هایی که بهتر از حمام زنانه جایی برای انجام آن وجود نداشت سحر و جادو بود جهت سفیدبخت‌شدن و عزیزشدن نزد شوهر و نیز محلی برای یافتن عروس بود (شهری، 1371: 534). به نظر می‌رسد تعامل زنان در حمام‌ها مناسک مخصوص و ویژه‌ای داشته‌است:

مراسم زایمان نیز به حمام ربط پیدا می‌کرد. پس از وضع حمل زائو را به بستر می‌برند و می‌خوابانند؛ در سه روز اول پس از وضع حمل فقط به او غذای گیاهی می‌دادند که با شکر و چربی مخلوط بود و بسیار دقت می‌کنندردند که سرما نخورد. پس از یک هفته یا ده روز در صورتی که علائم عمومی و موضعی مساعد تشخیص داده می‌شد زائو را به حمام می‌بردند و بدن او را با کره‌ی تازه که ادویه مختلفی و بخصوص زرنباد بدان اضافه کرده‌اند روغن‌مالی می‌کردند (پولاک، 1368: 154).

گونه‌های رفتاری مختلف و روایت‌های گوناگون از حضور زن‌ها در حمام به همراه داستان‌های متنوعی که نقل می‌شود (شهری، 1371: 525-550) نشان‌دهنده‌ی اهمیت بالای آن برای این بخش از جامعه و نقش مهم این فضا در زیست آنهاست. شاید دلیل عمده‌ی این پدیده مهیا نبودن عرصه‌های دیگر فضای عمومی در شهرها برای حضور آنها و عدم وجود مفهوم سرزندگی.

 

تصویر شماره‌ی 2: استحمام به سبک قدیم در فضای یک حمام تاریخی (URL 1)

 

 

 

  1. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

واضح است که لازمه‌ی سرزندگی فضاهای شهری حضور مردم در آن است و سرزندگی شهری به مثابه‌ی پدیداری اجتماعی-فضایی در تعامل شهر و شهروند شکل می‌گیرد. این کیفیت نه به مثابه‌ی یک محصول که بتوان آن را با اقدامی دفعی و یکباره تولید کرد بلکه همچون سایر پدیده‌های انسانی حاصل فرآیندی مستمر از آفرینش محسوب می‌شود که برای هدایت و کنترل آن نیازمند تدابیری راهبردی هستیم. سخن‌گفتن از سرزندگی شهری، سخن‌گفتن از ارتقاءکیفیت زندگی شهروندان است و به کلیه‌ی ابعاد حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی یک سیستم شهری مرتبط است. در این پژوهش با مطالعه‌ی نوشته‌های جعفر شهری و ادوارد پولاک، جایگاه مردم در حمام‌های دوره‌ی قاجار تهران مورد بررسی قرار گرفت و کارکردهای مختلف حمام‌ها به صورت مصداق آورده شد. دسته‌بندی این کارکردها بر اساس معیارهای لاندری، عوامل ایجادکننده‌ی سرزندگی در حمام‌های آن دوره را نشان می‌دهد که در جدول 2 قابل‌مشاهده است:

 

جدول 2. عوامل ایجاد سرزندگی در حمام‌های دوره‌ی قاجار (نگارندگان)

منظر اقتصادی ارائه خدمات وابسته به استحمام مثل سرتراشی، ریش تراشی و حجامت؛
فروش نوشیدنی و لوازم استحمام در بیرون حمام.
منظر اجتماعی استراحت در سربینه؛
گفتگو و مراوده؛
وجود مستراح عمومی و امکان استفاده آن برای غیرمشتریان؛
محل تجدید وضو برای عابران؛
رفع خستگی افراد بی جا و مکان؛
سپری کردن اوقات فراغت بدون استحمام.
منظر محیطی شناخته‌شدن به عنوان نشانه شهری؛
ایجاد تعادل دمایی (ّبه خصوص در فصل‌های سرد) به دلیل راهروهای پرپیچ و خم.
منظر فرهنگی برگزاری مراسم حنابندان در حمام؛
پاسخگویی به مسائل شرعی در سربینه؛
برپایی معرکه برای سرگرمی مشتریان؛
آوازخوانی در خزینه؛
انجام بازی مانند شیر یا خط، ترنا بازی، شاه وزیری؛
محل برگزاری مهمانی و ضیافت؛
قرق شدن در برخی مراسم؛
پیدا کردن عروس و دختر دم بخت در حمام؛
انجام سحر و جادو.

 

 

همان‌طور که از تحلیل فوق بر می‌آید گرمابه‌های تاریخی تهران در عصر قاجار بیشتر از حیث اجتماعی و فرهنگی سرزنده بوده، و از حیث محیطی و اقتصادی چندان واجد این ویژگی نیستند. تعاملات متنوع و گوناگون اقشار مختلف مردم که به مرور زمان بستر شکل‌گیری سنت‌ها و مراسم ویژه‌ای در آن شده گرمابه‌های تاریخی را به مثابه‌ی فضایی عمومی و سرزنده معرفی می‌کند. (تصویر شماره‌ی 2)

شاید بتوان ادعا کرد امروزه با تجزیه و جدایی کارکردهایی (همچون استحمام) از فضای عمومی و اختصاص آن به فضای خصوصی (خانه)، عرصه‌های عمومی شهرها از سنت‌ها و آیین‌هایی که در طول سالیان دراز بستر و قالب تعاملات مردم بوده خالی گشته‌است. به همین دلیل روابطی که شکل‌دهنده‌ی مفاهیمی همچون سرزندگی در قالب فرهنگ ایرانی بوده‌است مضحمل گشته و به جای آن (احتمالا) شاهد شرایط و مصادیق جدیدی از سرزندگی در فضاهای شهری امروزی هستیم.

 

یادداشت­ها

 

  • جعفر شهری‌باف از نویسندگان و پژوهنده تاریخ تهران بود. وی در دو مجموعه طهران قدیم و تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، حال و هوای تاریخی تهران در دوره‌ی قاجار را با جزییاتش بیان می‌کند.
  • ادوارد پولاک ( Jakob Eduard Polak) پزشکی بود که بنا به توصیه استادان دانشگاه وین برای تدریس رشته‌ی پزشکی و داروسازی در مدرسه دارالفنون، طی قراردادی چهارساله استخدام شد.
  • Donald Appleyard
  • Livability
  • Liveliness
  • Robert Cowan

 

  • برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به: Glaser and Bardo, 1991; McNulty et al, 1985.
  • Benin
  • قوانینی که ضامن اجرای شریعت در جامعه و مجری قاعده معروف اسلامی امر به معروف و نهی از منکر است.
  • شکل اولیه و ابتدایی شهرداری که در دوره ناصرالدین شاه تشکیل شد. و وظیفه آن احیای سازوکار نهاد حسبه بود. البته سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا هم در شکل‌گیری این نهاد بی‌تاثیر نبود.
  • بازی‌ای که یکی دزد و یکی حاکم می‌شود. لنگی لوله‌شده بدست یکی برای زدن و اجرای حکم حاکم می‌دادند (شهری، 1371: 498).
  • یکی پادشاه، یکی وزیر، یکی دزد و یکی عاشق می‌شد. پادشاه درباره هر یک حکم می‌کرد و وزیر آن را به اجرا می‌گذاشت (شهری، 1371: 498).

 

مراجع

  • توسلی، محمود (1374)، «فضای معماری و شهر ایرانی در برابر غرب»، هنرهای زیبا، شماره 1.
  • دبیرسیاقی، محمد (1387)، لغتنامه فارسی بزرگ، موسسه لغت‌نامه دهخدا، تهران: دانشگاه تهران.
  • شهری، جعفر (1371)، طهران قدیم، تهران: معین.
  • عمید، حسن (1363)، فرهنگ فارسی عمید، تهران: امیرکبیر.
  • فلامکی، محمدمنصور، (1389)، گستره‌های معماری، تهران: فضا.
  • فووریه، (1385)، سه سال در دربار ایران: خاطرات دکتر فووریه پزشک ویژه ناصرالدین شاه قاجار، تهران: علم.
  • گلکار، کورش، (1385)، «نشاط و سرزندگی در شهر به کمک طراحی شهری»، شهرنگار، سال هفتم، بهمن‌ماه، شماره 39.
  • معماریان غلامحسین، (1387)، معماری ایرانی، تهران: سروش دانش.
  • پولاک، یاکوب ادوارد، (1368)، ایران و ایرانیان، (کیکاووس جهانداری)، تهران: خوارزمی.

 

– Appleyand, D. (1981), Livable Streets, Berekley,CA: University of California Press.

– Glaser MA & Bardo JW (1991). The Impact of Quality of Life On The Requitment And Retention Of Key Personel. American Review of Public Administration

– Cowan,R. (2005), The Dictionary of Urbanism. London: Streewise Press.

– Landry, Charles, (2000), Urban Vitality: New Source of Urban Competitiveness, Prince Clause Fund Journal ARCWIS issue ‘urban/urban hrroes.

– McNulty, R, Jacobson DR & Penne RL. (1985). The Economics of Amenity: Community Futures and Quality of Life – a Policy Guide Urban Economic Development. Washington, DC: Partner for Liveable Places.

 

  • نوروزی، ابراهیم، (2015، 2 اپریل)، (Time slowly washing away Iran’s public bathhouses)گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس از حمام‌های عمومی در ایران، برگرفته از لینک:

URL 1: https://apimagesblog.com/blog/2015/04/02/time-slowly-washing-away-irans-public-bathhouses 

 

 

مطالب مرتبط