پرخاشگری کودکان، راهکارهایی برای بهبود

مقدمه
کیفیت رشد و تکامل شخص در هر جنبه از جنبه های کودکان در چگونگی سازگاری های اجتماعی و شخصی کودک تاثیر می‌گذارد. پرخاشگری درکودکان یک اختلال رفتاری طبیعی و تقریبا شایع است و از آنجا که در سنین پایین کودک قدرت تجزیه و تحلیل بالایی ندارد، تنها با مشاهده‌ی این رفتار به صورت تقلیدی، آن را تکرار می‌کند. کودکان از اینکه اطرافیانشان چگونه به حرف‌های ایشان گوش می‌دهند و چه تاثیری از راه گفتار روی آن‌ها می‌گذارند خود را ارزشیابی می‌کنند. شاید تنها یا موثرترین راه نفوذ در افکار و احساسات دیگران زبان کلامی است.

سمیرا خداوردی
کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه قم
samirakhodavrdi77@gmail.com

بنابراین کودک به وسیله‌ی زبانش می‌تواند نفوذش را در دیگران افزایش دهد. کودکانی که خوب حرف می‌زنند و اعتماد به نفس دارند بهتر می‌توانند دیگران را به رفتار مطلوب خویش بر انگیزند و وادار کنند.

با ­توجه به­­­ نکات ­مطرح شده بر آنیم تا راهکارهایی را برای بهبود رفتار کودکان پرخاشگر ارائه دهیم.

تعریف کودک:

کودکی به محدوده‌ی سنی گفته می‌شود که از تولد تا دوران بلوغ را دربر می‌گیرد (ویکی پدیا، ۲۰۱۹).

از نظر روانشناسی دوران کودکی به دو دسته،دوران کودکی اول(2 تا 6سالگی) و دوران کودکی دوم(7 تا 12 سالگی) تقسیم می‌شود.

دوره­­‌ کودکی اول:

در دوره کودکی اول،رشد زیستی_اجتماعی در جنبه های مختلف اتفاق می‌افتد؛ از جمله شکل، قیافه و اندازه ی کودک تغییر زیادی می‌کند، به نحوی که مثلا کودک شش ساله نمی‌تواند عکس دوره قبل خود را تشخیص بدهد. همچنین، سیستم عصبی مرکزی کودک نیز رشد می‌کند. این تغییر به او اجازه می‌دهد تا رشد مهارتی و شناختی مناسب داشته باشد و بر محیط اطراف خود تسلط پیدا کند. مهمترین تغییر رشدی در این دوره به شرح زیر است:

رشد شناختی:یکی از خصوصیات مهم شناختی در این دوره خود مرکزی کودک است.به این معنا که کودک، دنیا و محیط پیرامون خود را منحصرا از دریچه ذهن خود می‌بیند و چنین تصور می‌کند که دیگران نیز دنیا را به همان­ طور می‌بینند که او می‌بیند.

در دوره  کودکی دوم:

برخلاف دوره های دیگر زندگی، رشد زیستی _اجتماعی در دوره دوم کودکی به طور کلی، یک نواخت و کم حادثه یا کم ماجراست. به همین دلیل، بیماری و مرگ کودکان در این دوره بسیار کمتر از دوره های دیگر اتفاق می‌افتد. ویژگی های رشد در مقایسه با دوره های دیگر، ظاهری مثبت و سازنده دارد و در کودک بیش از هر دوره‌ی دیگری، آمادگی انجام تکالیف و وظایف رشدی و تربیتی خود را دارد (روان شناسی).

کیفیت رشد و تکامل شخص در هر جنبه از جنبه های او در چگونگی سازگاری های شخصی و اجتماعی او تاثیر می‌گذارد. کودکان درآغاز چهلمین هفته زندگی می کوشد از کلماتی که والدین به کار می‌برند تقلید کند این کوشش های تقلید از کلمات مشخص با بزرگ شدن بچه افزایش می‌یابد و نیز به تعداد کلمات افزوده می‌شود. اگرچه افزایش در تقلید درست به آهستگی انجام می‌گیرد، اما کودک از کلمات بد یا( رکیک) همانند کلمات خوب و قشنگ تقلید می‌کند. بنا براین باید الگوی خوب در اختیار داشته باشد تا هم کلمات خوب یاد بگیرد و هم از اول تلفظ درست را تقلید کند و بیاموزد. تعیین کننده نوع درستی و نادرستی کلمات و کلام بچه الگوهایی است که او با آنها زندگی می‌کند.

رشد عاطفی کودک:

در زندگی آدمی عموما و در زندگی کودک خصوصا هیجانها و عواطف نقش بسیار مهمی بازی می‌کند. هیجان ها و عواطف فعالیت های روزانه کودک را لذت بخش می‌سازند و او را به اعمال گوناگون وا می‌دارند ولی تاثیر عواطف بر زندگی و فعالیت های بچه همیشه مفید و نیرو بخش نیست بلکه گاهی مزاحم اوست. محروم بودن کودک از دوست داشتن و محبت دیدن از لحاظ عواقبی که دارد از همه ناراحتی های عاطفی وخیم­تر و پر زیان­تر است. محبت دیدن خرسندی خاطر می‌آورد و زندگی را نه تنها برای کودک بلکه حتی برای بزرگسالان نیز لذت بخش و امیدبخش می کند. محرومیت از مهر ورزیدن و محت دیدن که معمولا کودکان پرورشگاه‌ها بدان مبتلا هستند سبب می‌شود که رشد بدنی و ذهنی آن­ها به تعویق افتد، دستگاه گویایی کودک  بسیار دیر تر رشد و تکامل یابد، و شخصیت­شان­ به شدت از این کمبود ها زیان بیند. بچه هایی که مدتی از محبت بی بهره می‌مانند ممکن است به فکر خودکشی بیفتند. بعضی از کودکانی که به خودکشی اقدام کرده اند خواسته اند از این راه و به این وسیله پدر و مادر و یا کسان دیگر را که کودکان ازآن­ها انتظار محبت داشته اند و سردی دیده اند تنبیه کنند. بعضی دیگر خود را گناهکار شناخته اند و برای مجازات خود کشی کرده اند. طبق تحقیقات انجام شده، از میان ناراحتی های عاطفی  تاثیری که نقصان محبت در رشد عواطف دارد از همه نمایان تر است. نقش محبت و شادی و لذت که از حد معمول نگذرد، برای رشد و تکامل شخصیت کودک واجب است. کودکی که در محیط بی­‌محبت بار آمده باشد آرام و بی علاقه است و به لبخند و علاقه ای که نثار او می­شود توجه ای ندارد. گاهی ناگهان خشم می­گیرد و جیغ می­کشد و به شدت پا به زمین می‌کوبد و با این کار می‌خواهد توجه اطرافیانش را به خودش جلب کند (شعاری نژاد، ،1387،ص.138). به طور کلی تصویر”خود” نزد کودک انعکاس احساسی است که اعضای خانواده نسبت به او دارند بنابراین تصویری که فرد از خود از جهان پیرامون و افرادی که در پیرامون او هستند دارد، به طور مستقیم تحت تاثیر نگرش و باور های خانواده­‌هایشان است (توسلی، فاضل،1371،ص. 117). برخی از کودکان تلاش می‌کنند با رفتارهای نامناسب و پرخاشگرانه بر دیگران تاثیر گذاشته و به خواسته های خود برسند. اغلب این کودکان در خانواده های خود قدرت داشته و نظر خود را به بقیه­ افراد خانواده تحمیل می‌کنند. در خانواده های این کودکان، فرایند اجتماعی شدن کودک، ضعیف صورت گرفته و این امر خطر ناسازگاری جدی در آینده مثل بزهکاری فرد در جوانی، ارتکاب جرم در بزرگسالی، سوء مصرف مواد مخدر و…. را به دنبال دارد (ملکا، صبوری 1398،ص.1) عدم درمان پرخاشگری در کودکی، احتمال رخداد شخصیت ضد اجتماعی دربزگسالی را افزایش می دهد(ناظر و دیگران،1379،ص.1)  از دیگر عوامل رفتار خشونت آمیز در کودکان، باید به نقش رسانه ها در رفتار کودکان توجه داشت،  که باقرار گرفتن درمعرض رسانه ها و تعامل کودکان با برنامه ها و فیلم ها و سریال هایی که همراه با خشونت و رفتار ناسازگار می‌باشند، کودک را تحت تاثیر قرار می­دهند(ECCE،2016) برخی از پژوهشگران براین باورند که یکی از عوامل افزایش بروز خشونت ناشی از گسترش نمایش خشونت در تلوزیون و فراوانی نوار های ویدئویی و سی دی های حاوی صحنه های کشتار، زد و خورد ها و ماجرا های خونین و مرگبار است که می‌تواند به منزله الگویی برای بینندگان باشد. حتی برخی از کارشناسان، انحرافات اجتماعی دیگر، از جمله اعتیاد، سرقت و راهزنی را هم به تماشای برنامه های خشونت آمیز تلوزیونی و سینما مربوط می‌دانند (توسلی، فاضل،1381،ص.116) زندگی مدرن امروز، تلوزیون و بازی های رایانه ای نیز رفتار خشونت بار کودکان را تشدید می کند، بازی ها و صحنه های نمایشی خشن به مرور برای آن­ها جذابت زیادی پیدا کرده، و با مشاهده این صحنه ها کودک این حرکات را یاد می­گیرد و  کم کم برایش عادی می‌شود. حتی قید و بند های خشونت نیز در نظرش کمرنگ می‌شود، چنان که اگر تا بحال دوست نداشته وجهه اش به خاطر این رفتار مقابل دیگران مخدوش شود، دیگر ابایی از انجام آن­ها ندارد (روزنامه کیهان،1389).

از این رو لازم است به این سوال پاسخ داده شود، آیا کودکانی که مورد تنبیه و آزار والدین قرار می‌گیرند بیشتر در رفتار خود از خشونت در تلویزیون الگو برداری می‌کنند؟

جامعه شناسان براین باورند که رفتار آدمی تنها از طریق یک متغیر مستقل یگانه شکل نمی‌گیرد، بلکه متغیر های گوناگون در رفتار انسان دخیل هستند. بنابراین جامعه شناسان نقش برنامه های تلویزیونی را به تنهایی در رفتار مخاطبان موثر نمی‌دانند آن­ها بر این باورند که وقتی چند عامل مهم در یک جا جمع می‌شوند رفتار ضد اجتماعی و خشونت آمیز به وجود می‌آید. از این دیدگاه هیچ عامل واحدی به تنهایی شرط لازم و کافی برای به وجود آمدن رفتار خشونت‌آمیز نیست و خشونت در تلوزیون به منزله ی یک عامل در محیط یادگیری کودک است، که به ایجاد الگوی رفتار پرخاشگرانه منتهی می­ شود (باران و دیویس،2000،ص.177-188). سبب شناسی پرخاشگری چند گانه است به طوری که از عوامل ژنتیک گرفته تا عوامل اجتماعی و روانی مطرح می‌شود .در زمینه  اجتماعی کوری رایت و همکارانش معتقد اند که کودکان پرخاشگر طرد شده هستند. از هم گسستگی خانواده، نزاع، اعتیاد، بیماری های روانی و شخصی والدین و روش تربیتی غلط در خانه از عوامل اصلی و زمینه ساز پرخاشگری محسوب می‌شوند. .(ناظر و دیگران ،1379،ص.79). کودکان آسیب پذیرتر از سایر افراد جامعه هستند، بدرفتاری با کودکان طیف وسیعی از رفتارهای آسیب رسان از قبیل براورده نکردن نیاز های اولیه، تنبیه کلامی، تنبیه جسمی، آزار و اذیت عاطفی و سوء استفاده  جنسی را شامل می‌شود. معمولا در تنبیه جسمی از دست یاشئ مانند چوب، کمربند، شلاق وغیره برای ضربه زدن به بعضی ازنقاط بدن کودک ،مثل دست ها یاباسن و یاشی داغ برای سوزاندن بدن کودک استفاده می‌شود. تنبیه بدنی به منظور کنترل،راهنمایی یا تصحیح رفتار کودکان در فرهنگ­‌های مختلف وجود دارد.تحقیقات نشان داده است که خانه مکانی است که بیشتر از جای دیگر به حقوق کودک تجاوز میشود 90% والدینی که مبادرت به بدرفتاری با کودکان خود می‌کنند، نه از نظر جسمی مشکل دارند، نه از نظر شخصیتی جنایت کارند و نه سایکوتیک هستند، بلکه افرادی هستند که خود تحت تاثیر تنش و استرس شدیدی قرار داشته‌اند و درحال خشم به کودکان خودآسیب می سانند(قاسمی و دیگران،1389،ص.60) .

باتوجه به تحقیقات و یافته ها، والدین و خانواده نقش بسیار مهمی در رشد، فرهنگ و تربیت کودکان دارند، از این رو سوال پیش می‌آید که با کودکان چه رفتارهایی داشته باشیم؟

بیش­تر کودکان، توانایی ها و قابلیت های خود را نمی‌شناسند و نتیجه ی کامل رفتارها و اعمالشان را نمی‌دانند. در دنیایی که همیشه به آن­ها دیکته می­شود چه باید بکنند. کجا بروند و چطور رفتار کنند، هرگز غیرمنطقی نیست که گاهی نیاز پیدا کنند حرف‌های­شان را به زبان آورده و کسی به آنان گوش دهد. گوش دادن والدین به کودک، فقط گوش دادن به لطیفه ها و خنده های او نیست، بلکه مهم­تر از آن، گوش دادن به عصبانیت‌ها و رنجش‌هایش می‌باشد. به طور معمول به بچه ها اجازه داده نمی­شود که احساسات منفی و شکایت های خود را به زبان بیاورند یا عقیده ای متفاوت مطرح کنند، در نتیجه احساسات آنان آن­قدر در دلشان انبار می­شود تا یک روز مانند آتشفشانی منفجر شود. البته گوش دادن به حرف های کودک، به معنی قبول کردن همه­ امیال و خواسته های او نیست. در برخورد با رفتارهای پرخاشگرانه­ی کودکان، باید سعی کنید حتی به کوچک ترین رفتارهای درست و مثبت آنان توجه کرده و تشویق­شان نمایید و در حد ممکن، به رفتار های منفی آنان بی توجهی نشان دهید. تشویق، می‌تواند راه بسیار خوبی برای انگیزه دادن باشد. البته به یاد داشته باشید که تعییر رفتار، کار بسیار دشواری­ است و نیاز به گذشت زمان و صبر فراوان دارد. تبدیل یک کودک پرخاشگر، به یک کودک آرام، یک شبه اتفاق نمی­افتد.

در برخورد با کودکان پرخاشگر، بدون در نظر گرفتن سن آنان، به توصیف های زیر توجه کنید:

– ابتدا کودک را به آرامش دعوت کنید.

– در جوی کاملا آرام، با آرامش اما جدی، کودک را به سکوت تشویق نمایید.

– احساس خود را از عملکرد او بیان کرده و یاد آور شوید از کاری که انجام می دهد، ناراحت هستید.

– از تهدید، تمسخر، تحقیرو تنبیه کودک پرخاشگر،به طور جدی خود داری نمایید.

– نبایدبه جیغ های آنها اعتناکرد.وقتی یک کودک باجیغ زدن ویاپرخاشگری به خواسته های خودمیرسد،چون ازاین رفتارخودامتیازو پاداشت میگیردوبرایش لذت بخش است،بنابراین می آموزدکه این رفتارراتکرارکند.اگرپدرومادربه جیغ فرزندان خودتوجه کنند،این رفتاردراوتقویت میشود(هاشمیان،1396).

نتیجه گیری : راهکارهای پیشنهادی برای جلوگیری ازپرخاشگری کودوکان، دراین وضعیت باید از تکنیک نادیده گرفتن استفاده کرد. یعنی وقتی که یک کودک تلاش می کند فراتراز قوانین و مقرراتی که برایش وضع شده است، امتیازی بگیرد ما باید ازاین تکنیک استفاده کنیم. به گونه ای که درکناراوهستیم ولی نه به اونگاه میکنیم نه حرفی میزنیم وخود را مشغول میکنیم که با او ارتباط نگیریم.

اینطورکودک یاد میگیرد و متوجه میشود، بدون ارتباط با پدرومادر، هیچ لذتی برایش وجود نخواهد داشت و اگربه این رفتارمان ادامه دهیم رفتارغلطش راترک میکند.

با دیدن رفتار پرخاشگرانه درسن کم وعدم تربیت و آموزش والدین برای جلوگیری از زیان به کودک وآینده کودک بامراجعه به روانشناس و روان پزشک مراجعه شد.

والدین بر روی حرکات کودک خود کنترل داشته و به صورت دوستانه و بامحبت ، با او ارتباط برقرار کرده و به صورت یک راهنما آن را از رفتار ناپسندی که باعث می­شود برای آینده ی کودک و اجتماع ونقشی که او در آینده دراجتماع ممکن است به وجود بیاید جلوگیری کنند.

پدر و مادر باید از افراط درمحبت و پرخاشگری مقابل کودک و یا رفتارهای ناشایست مانند دعوا، فریاد زدن،فحاشی و…جلوگیری کرده زیرا خانواده اولین و مهم ترین محل یادگیری و تربیت فرزندان میباشد.

منابع:

کودکی (ا ۲۰۱۹ ).  https://fa.wikipedia.org/wiki

فراهانی، محمدنقی ؛ کرمی نوری، رضا ؛ اوحدی، محمود( 1394). روانشناسی.

شعاری نژاد، علی اکبر (1387). روانشناسی رشد- آموزش برنامه ای. تهران:دانشگاه پیام نور.

توسلی،غلامعباس ؛ فاضل،رضا(1381). مجله جامعه شناسی ایران،4(3). ص115-147.

محمد، ناظر ؛ بیرشک، بهروز؛ و جلیلی، بهروز(1379). مقاله پژوهشی،کاربردسه روش درمانی درکاهش رفتارپرخاشگرانه کودکان پرخاشگر،7( 3). ص 82-77  .

 روزنامه کیهان(1389). مقاله هاونوشته های روانشناسی رفتاری کودک،  شماره19839

ملکا، طاهره ؛ صبوری ؛ خیرقدم(1398). تاثیرآموزش مهارت حل مسئله به والدین برکاهش مشکلات رفتاری کودکان_ششمین کنگره ی ملی آسیب شناسی خانواده

قاسمی، فاطمه ؛ ولیزاده، فاطمه ؛طولابی، طاهره ؛و ساکی ،ماندانا ( 1389). بررسی برخی ازمشکلات رفتاری ناشی ازتنبیه بدنی توسط والدین درکودکان دبستانی- فصلنامه علمی پژوهشی یافته-دانشگاه علوم پزشکی لرستان.9(4).ص 59-65.

هاشمیان، پیمان(1396). باکودکان پرخاشگرچگونه رفتارکنیم

Russian Federation, Moscow(2017).

Early Childhood Care and Education VI International Conferenc  :]29February2019 [ . ]on-line[ . Available online at https://www.sciencedirect.com/

 Nechaev.Nikolay N)2016). ON the psychological mechanism of ontogenetic development in the context of developmental and educational psychology. Procedia-Social Behavioral Sciences,233.407-412.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

nv

 

 

 

 

 

مطالب مرتبط