ارزیابی استدلال اخلاقی

احمدرضا همتی مقدم

محور ارزیابی استدلالات اخلاقی بر روی دو پرسش بنا شده است: یکی از این پرسش ها که در هنگام ارزیابی هر استدلالی به کار می رود، این است. آیا دلایل ارائه شده صادق هستند؟ به مثال زیر دقت کنید: «ندادن اطلاعات مانند دروغ گفتن است؛ دروغگویی بد و نادرست است. بنابراین ندادن اطلاعات نیز بد و نادرست است.» نتیجه این استدلال این است: «ندادن اطلاعات بد و نادرست است.» آیا این استدلال در اثبات این نتیجه موفق است؟برای موفق بودن این استدلال باید مقدمات آن را ارزیابی کنیم. شاید شما بگویید دروغگویی در همه شرایط امر ناپسندی نیست مثلا وقتی که می خواهیم فردی را از مرگ نجات دهیم. فرض کنید عده ای به دنبال فردی بی گناه هستند تا او را بکشند، شما محل اختفای او را می دانید اما به تعقیب کنندگان دروغ می گویید تا او را از مرگ برهانید. آیا شما اخلاقا مرتکب عمل نادرستی شده اید؟ شاید از نظر شما این دلیل که «دروغگویی بد و نادرست است» در همه شرایط صادق نیست. همچنین می توانید مقدمه اول (ندادن اطلاعات مانند دروغ گفتن است) را ارزیابی کنید.شما ممکن است معتقد باشید که مثلا نگفتن سن تان به کسی مانند این نیست که به او سن واقعی تان را دروغ بگویید. بنابراین مقدمه اول می تواند صادق نباشد.اگر دلایل ارائه شده صادق نیستند بنابراین لزومی ندارد نتیجه این استدلال را بپذیریم. البته این سخن بدین معنا نیست که نتیجه کاذب است.

شاید کس دیگری دلایل خوب و بهتری برای حمایت از این نتیجه ارائه کند. اما وقتی یک استدلال را ارزیابی می کنیم می خواهیم بدانیم «این» دلایل خاص می تواند «این» نتیجه خاص را حمایت کند یا نه. در این مثال خاص دلایل ارائه شده در بهترین حالت محل مناقشه است حتی اگر کاذب نباشند. بنابراین اولین سئوالی که باید در ارزیابی یک استدلال اخلاقی در نظر داشته باشیم بررسی صدق دلایل ارائه شده در اثبات نتیجه آن استدلال است.حال به این مثال دقت کنید: «نشستن در صحن دادگاه برای زنی که مورد تجاوز به عنف قرار گرفته عذاب آور است. اگر متهم اتهام خود را بپذیرد، دیگر نیازی نیست که قربانی حادثه در دادگاه حاضر شود. بنابراین در چنین مواردی، باید حکم متهمینی که اتهام خود را می پذیرند خفیف تر از متهمینی باشد که اتهام خود را نمی پذیرند.» نتیجه این استدلال این است که حکم متهمینی که اتهام خود را در موارد تجاوز به عنف می پذیرند باید خفیف تر از متهمینی باشد که اتهام خود را نمی پذیرند. این استدلال متکی بر یک فرض ناگفته است.یعنی اگر مجازات متهمینی که در موارد تجاوز به عنف اتهام خود را می پذیرند، خفیف تر باشد، اکثر متهمین اتهام خود را می پذیرند. اما این فرض محل سئوال است. چون بیشتر متهمین ممکن است خود را خطاکار ندانند. حال فرض کنید که دلایل ارائه شده برای این استدلال صادق باشند یعنی ظاهر شدن در دادگاه برای کسی که مورد تجاوز به عنف قرار گرفته عذاب آور باشد و همچنین اگر متهم اتهام خود را بپذیرد قربانی حادثه نیازی نیست در دادگاه حاضر شود. حتی فرض کنید که فرض ناگفته در استدلال نیز صادق باشد یعنی احکام خفیف تر برای متهمینی که اتهام خود را می پذیرند باعث می شود تا تعداد کسانی که اتهام خود را می پذیرند افزایش یابد. آیا این دلایل پشتوانه ای قوی برای اثبات نتیجه استدلال هستند؟ این دلایل قطعا پشتوانه ای برای نتیجه استدلال هستند؛ یعنی مجازات خفیف تر برای متهمینی که اتهام خود را می پذیرند باعث می شود تعداد قربانیان حوادث مشابه که از ظاهر شدن در دادگاه رنج می برند کاهش یابد. اما توجه به یک نکته مهم است که برای پیاده شدن چنین سیاستی باید مطمئن شویم که انجام دادن آن اثرات جانبی ندارد یا اینکه روش بهتری برای رسیدن به آن نتیجه وجود ندارد. همچنین ممکن است خود قربانیان این گونه حوادث به مجازات سبک تر خطاکاران اعتراض کنند فقط به این دلیل که آنها به جرم خود اعتراف کرده اند.شاید رنج و ناراحتی قربانیان این گونه حوادث از ظاهر شدن در دادگاه برای شهادت دادن، با تهیه فیلمی از شهادت آنها و ارائه آن به دادگاه، کاهش یابد.

بنابراین حتی اگر دلایل و فرضیات ناگفته در یک استدلال صادق باشند، ممکن است برای حمایت از نتیجه «کافی» نباشند. بنابراین سئوال دومی که باید در ارزیابی هر استدلال اخلاقی در نظر داشته باشیم این است: «آیا نتیجه این استدلال به وسیله دلایل ارائه شده حمایت می شود؟» به عبارت دیگر آیا دلایل برای حمایت از نتیجه کافی هستند؟ نکته مهم دیگر این است که در برخی از استدلال ها فرضیات ناگفته ای وجود دارد که کارکرد آنها همانند دلایل ارائه شده است. بنابراین در ارزیابی استدلال باید توجه داشته باشیم که این فرضیات نیز صادق هستند یا نه. برخی استدلال ها همچنین علاوه بر نتیجه اصلی، یک نتیجه میانی (intermediate) نیز دارند که از آن برای استنتاج نتیجه اصلی استفاده می شود. بنابراین در ارزیابی استدلال ها باید توجه کنیم که آیا این نتایج میانی نیز به خوبی حمایت می شوند یا نه. به طور خلاصه در ارزیابی یک استدلال اخلاقی باید به دو سئوال توجه داشته باشیم: ۱ – آیا دلایل ارائه شده (و همچنین فرضیات ناگفته) صادق هستند؟ و ۲- آیا نتیجه اصلی استدلال (و هر نتیجه میانی) توسط دلایل یا شواهد حمایت می شود یا نه یعنی برای استنتاج آن کافی هستند یا نه.

منبع:

Critical Reasoning In Ethics. Anne Thomson. ۱۹۹۹