تشکری صمیمانه


سعیده سلطانی طالع

دانشجوی کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه قم
saeede.tale.2411@gmail.com

اوایل دوران آغازین مدرسه بود و من شوق و ذوق مدرسه رفتن داشتم. دل تو دلم نبود تا هرچه سریعتر پا به مدرسه بگذارم. نمی­دانم چرا؟ ولی از همان روزهای اول، عاشق مدرسه و معلم­­هایم می­شدم  و همیشه از اینکه مدرسه روزهای جمعه تعطیل بود، دلم می­گرفت. معلم با تمام توان شروع به درس دادن می­کرد و من با تمام حواس با گوش دل سخنان معلم را به جان می­خریدم. همیشه در ذهنم معلم­ها را چون فرشته­ها می­پنداشتم و در سال­های ابتدایی خیال می­کردم، معلمان ماورایی هستند و هیچ کم وکاستی ندارند و هیچ­وقت دچار مشکلات نمی­شوند. صدبار به زندگی معلم­ها در ذهنم فکر کردم و هر بار آنها را همانگونه مجسم کردم.

کاش اینگونه بود. کاش معلمان همان فرشته­های دوست داشتنی، هیچوقت مشکلی برایشان پیش نمی­آمد. کاش مشکلات، معلمان را نمی­شناختند. کاش …

الان که بزرگتر شده­ام و دانشجوی ارشد هستم، هنوز هم عاشقانه استادان خود را دوست دارم و سخنانشان، رفتارشان، کردارشان برای من ناب و آموختنی است. استادانم را دوست دارم و نمیدانم این حسی که در وجودم نسبت به معلمین و اساتید دارم چیست؟ که مرا وادار به حرکت می­کند، که هیجانی در من ایجاد می­کند که مثال­زدنی است.

شاید برای شما هم بارها اتفاق افتاده باشد که احساس کنید، استاد دانشجویی را بیشتر از بقیه تحویل می­گیرد و یا توجه ویژه­ای به او دارد. و این احساس برایتان ناخوشایند باشد و شاید حس حسادت را در شما ایجاد کند.

ولی آیا واقعا اینگونه است؟ آیا واقعا اساتید نسبت به دانشجویان اینگونه­اند؟ نمی­دانم؛ من در جایگاه اساتید نیستم. ولی وقتی به رفتار اساتید دقت می­کنم متوجه نکته سنجی و ریزبینی اساتید میشوم. شاید ما چیزهایی را نمی­دانیم که آنها میدانند. فقط بارها بین دانشجویان، سوگلی شدن برای اساتید را شنیده­ام. که این استاد به این دانشجو توجه دارد و آن استاد به آن دانشجو و ازین قبیل حرفها…

اساتید، با تجربه و تبحر خاصی که دارند همان ابتدای سال متوجه حالات روحی و استعداد دانشجویان خود می­شوند و برای اینکه بتوانند آن استعدادها را شکوفا کنند، باید رفتارهای متفاوتی داشته باشند. شاید توجه بیش از اندازه به یکی باعث شکوفایی و برای دیگری باعث دلزدگی شود. شاید بی­توجهی استاد به دانشجویی تلنگری باشد برای بیدار شدن دانشجو.

پس بیایید فضای مقدس تحصیل را با این حسادت­ها و کوته نظری­ها بهم نزنیم. بیایید تا با این رفتارها و نیش و کنایه زدن­ها، باعث کم کاری دوستانمان نشویم. شاید شما هم شنیده باشید که بارها دانشجویی با کلماتی چون پاچه­خوار، چایی شیرین و … مورد خطاب قرار گرفته شده است. ولی اینها همه جذابیت­های تحصیلی است و چیزی جز چرندیاتی بیش نیست.

جا دارد از همه­ی اساتید ومعلمان خود که تا به حال لیاقت شاگردیشان را داشته­ام، کمال تشکر و پاچه­خواری را بکنم و دیگر اساتید و معلمانی که شایستگی شاگردیشان را نداشته­ام، محترم میدانم و دوسشان دارم.

استاد عزیزم، من میدانم تو برای بلند کردن من از زمین چه کارها که نمی­کنی، من میفهمم چه رنجی میکشی و چه حرصی می­خوری تا من روی پای خود بایستم.

گاهی همچون پدری مهربان هدایتم می­کنی و گاهی همچون مادری عصبانی تلنگرم میزنی، گاهی چون دوستی صمیمی با من همدردی می­کنی و گاهی چون معلمی دوست داشتنی نگرانم می­شوی. ولی در نهایت این منم که تو را به باد فراموشی می­سپارم و این تویی که چون شمع قطره قطره وجودت را به پای من گذاشته­ای.

استادان عزیزم ما دانشجویان محترمانه دوستتان داریم و روز معلم را خدمتتان تبریک عرض می­نماییم.   

تو صمیمی تر از آنی که دلم می پنداشت

دل تو با همه ی ي آینه ها نسبت داشت

این خدا بود که از روز ازل بر دل تو آیه ي روشنی از عاطفه و عشق گذاشت

تو همان ساده ي سرسبز نجیبی که خدا در بین دل پاکت صدف آینه کاشت

اي پری وار ترین

ارچه خداوند ترا با همه ی پاک ولی جز ملائک نگذاشت.[1]

 [1] . https://www.talab.org/poems/

مطالب مرتبط