موج سوم

پا به هستی گذاشتیم که بخندیم یا بگرییم؟ این مرگ است بر ما سایه افکنده یا حیاتی است دوباره؟ 
کارلوس فوئنتس                                          

سعیده سلطانی طالع
دانشجوی کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه قم
saeede.tale.۲۴۱۱@gmail.com                                      

 

تافلر آلوین[2] (1374). موج سوم. ترجمه شهیندخت خوارزمی[3]. تهران: نشر فاخته

مقدمه: سر یکی از جلسه های درس مبانی اطلاعات بودیم که استاد محمدی در حین صحبت­هایشان کتاب موج سوم نوشته الوین تافلر را معرفی کردند و بنا شد یک نفر این کتاب را بخواند و حدود 10 دقیقه راجع به آن سر کلاس صحبت کند. من که تازه بی­کار شده بودم و وقت آزادم بیشتر شده بود تصمیم گرفتم بعد از کلاس سری به کتابخانه بزنم و کتاب را امانت بگیرم نه برای اینکه سر کلاس ارائه بدهم فقط برای مطالعه­ی خودم. وقتی کتاب را به امانت گرفتم اولش پشیمان شدم چون هم قطر کتاب زیاد بود هم برگه های آن کاهی و در ضمن برای خواندن تمام آن، وقت زیادی می­طلبید. ولی در هر صورت کتاب را به امانت گرفتم و بعد متوجه شدم یکی از همکلاسی­هایم قرار است کتاب را بخواند و در کلاس ارائه دهد. همان روز که به خانه برگشتم حدود 50 صفحه اول آن را مطالعه کردم و برایم خیلی جالب شد از موضوعش خوشم آمد و تصمیم گرفتم به مطالعه ادامه بدهم…

هفته بعد که سر کلاس حاضر شدیم متوجه شدم خانمی که قرار است کتاب را در کلاس ارائه دهد تا صفحه 300 مطالعه کرده ولی اوایل کتاب را نخوانده بود، یکی دو نفر از بچه­ها هم همینطور. ولی من کتاب را از همان صفحات اول شروع کرده بودم و تا نیمه­ی آن را مطالعه کرده و خیلی دوست داشتم تا آخر ادامه دهم. کلاس شروع شد و دوستم برای ارائه کتاب آماده بود وقتی که دوستم ارائه خود را شروع کرد متوجه شدم چون اوایل کتاب را نخوانده نمی­تواند خوب مفهوم را برساند و به ناچار خودم را وارد بحث کرده و اجازه خواستم توضیحاتی را ارائه دهم…

کتاب موج سوم جامعه بشری را تحت تأثیر سه موج می­داند. موج اول عصر کشاورزی است که 1000 سال به طول انجامید تا موج دوم خود را نمایان کند. موج دوم عصر صنعتی است که 300 سال به طول انجامید تا موج سوم خود را نمایان کند. و حالا موج سوم آغاز شده، فراگرد متمدن شدن، کلبه الکترونیک، منازعه­ی بزرگ.

موج سوم با از هم گسستن خانواده­هایمان، متزلزل ساختن اقتصادمان، فلج کردن سیستم­های سیاسی­مان، درهم شکستن ارزش­هایمان بر همه اثر خواهد کرد. با خود شیوه نوین زندگی و منابع متنوع و احیاءپذیر به همراه دارد.

آخرین نسل از یک تمدن کهن و اولین نسل از یک تمدن نوین و سرگشتگی، دلواپسی، سرگردانی­های شخصی ناشی از تعارض است بین موج دوم و موج سوم. در ادامه با هر سه این امواج و ویژگی‌های آنها به تفضیل آشنا خواهیم شد.

موج اول و ویزگی­های آن: قبل از انقلاب موج اول مردم به­ اصطلاح بدوی در دسته­ها و قبایل کوچک می­زیستند، و از راه جمع­آوری آذوقه، شکار یا ماهیگیری امرار معاش می­کردند. با انقلاب کشاورزی و موج اول زمین مبنای اقتصاد، زندگی، فرهنگ، ساختار خانواده و سیاست را تشکیل می­داد. در همه جا ساخت قدرت تمام و کمال استبدادی بود. قلمروهای متمرکز در اطراف نظام­های عظیم آبیاری تشکیل شد، و تمدن کشاورزی به وسیله موج اول انتشار یافت.

در موج اول اقتصاد نامتمرکز بود، یعنی هر ناحیه و محله بیشترین قسمت مایحتاجش را خودش فراهم می­کرد. کارخانه های تولید انبوه کوچکی وجود داشت.

جوامع موج اول انرژی­شان را از همان نیروی عضلانی حیوان و انسان و یا از خورشید و آب و باد می­گرفتند. برای طبخ غذا درختان را قطع می­کردند، حیوانات گاوآهن را می­کشیدند و از آسیاب­های بادی و آبی استفاده می­کردند. و همه­ی این انرژی­ها احیا­پذیر بودند. جوامع موج اول متکی بر اختراعات ضروری بودند. کالاها طبیعتا با دست ساخته می­شدند. در جوامع موج اول خانواده­های بزرگ چند نسلی زیر یک سقف به سر می­بردند و به صورت یک واحد تولید اقتصادی با هم کار می­کردند. مسئولیت افراد مسن و معلول و بیمار به عهده خانواده بود. تولید برای مصرف بود چون وسایل نگهداری مواد غذایی وجود نداشت. اغلب میزان تولید به مصرف داخل روستا یا اربابان میرسید. زندگی شغلی و زندگی خانوادگی در هم ادغام شده بود. موفقیت دهقانان در یک جا به آنچه در جای دیگر اتفاق می­افتاد بستگی نداشت. همزمان سازی کارها مثل پارو زدن کشیدن تورها و … به صورت ارگانیک و طبیعی بود.

مردمان موج اول بسیار بی­تحرک بودند و زندگی به کندی جریان داشت. ارتباطات آنقدر ابتدایی بود که ارسال یک پیام یک هفته به طول می­انجامید. مردمان موج اول بی­سواد و ناآگاه بودند. هنوز مناطق به صورت کشور درنیامده بود و سرحدات به روشنی تعیین نشده و حدود حکومت مبهم بود. امپریالیسم موج اول در واقع امپریالیسم خرد بود، زیرا با نظام اقتصادی یکپارچه نشده بود. (موج سوم ص­118)

موج دوم و ویژگی­های آن: سخت­ترین حادثه برای کشاورزان هجوم صنعتکاران اولیه یا به عبارتی مأموران آینده موج دوم بود. کارخانه­ها و شهرها مانند قارچ از زمین روییدند. از آن به بعد کشاورزی در همه­ی زمینه­ها اعم از اقتصاد، سیاست، زندگی اجتماعی و فرهنگی عقب­نشینی کرد و صنعت حکمفرما شد و موج اول با پیدایش ناگهانی موج دوم فرونشست(موج سوم ص­34)

منابع انرژی فناپذیر به عنوان  باطری­های حیات، خانواده با کارایی بیشتر، برنامه درسی نهانی( درس وقت­شناسی،  اطاعت، کارتکراری)، کارخانه موسیقی، بوران کاغذ( اداره پست)، شکاف نامرئی بین تولید و مصرف، بازار با اقتصاد سود طلب، پشت پا زدن به قواعد، استاندارد کردن، همسان­سازی، همزمان­سازی، تخصصی کردن، بیشینه سازی، متمرکز کردن، ماشین زدگی، که موتور انسجام دهنده­ی همه­ی این­ها دولت بزرگ است که با بسته­ی لوازم نمایندگی (افراد رأی دهنده، احزاب، نامزد، مجالس قانون­گذاری، مجریان) اعتماد را به مردم باز­می­گرداند.

تمدن موج دوم جهان را به دولت­های متمرکز ملی تقسیم کرد و سازمان بخشید. شیوه­ی جدیدی از تفکر درباره واقعیت به وجود آورد. فرهنگهای اولیه موج دوم خیلی هم با طبیعت بملایمت رفتار نمی­کردند. جنگلها را میبریدند و می­سوزاندند و بیش از اندازه گله­های خود را در طبیعت می­چراندند.

با قدرت گرفتن موج دوم زمان خطی بر زمان دایره­ای پیروز شد.زمان خطی به صورت زمان رایج در همه جوامع صنعتی اعم از شرق و غرب درآمد. مفهوم و تجربه ما از فضا همگام با خطی شدن زمان فراگرد خطی شدن را طی کرد. در تمام جوامع صنعتی، تخصصی کردن فضاهای معماری، استفاده از نقشه تفصیلی، واحدهای یکسان و دقیق اندازه­گیری و بالاتر از همه استفاده از خط، یک عنصر ثابت فرهنگی گردیدکه اساس واقعیت صنعتی جدید را تشکیل می­داد.

موج دوم حتی طنین صداها را نیز دگرگون کرد. سوت کارخانه را جایگزین آواز خروس و صدای گوشخراش ترمز چرخها را جایگزین جیرجیرکها کرد. شب را روشنایی بخشید و ساعات هوشیاری و بیداری را گسترش داد.تصاویر بصری با خود آورد که هیچ چشمی هرگز ندیده بود. حتی طعم گوشت و سبزیجات نیز تغییر کرد. بوی گازوئیل جایگزین بوی خاک شد. بدن انسان نیز دستخوش تحول گردید.

تمدن موج دوم علی­رغم رکود شدید اقتصادی و اتلاف وحشتناک زندگی بشر، سطح مادی زندگی مردم معمولی را بطرز محسوسی بالا برد.(موج سوم ص­164)

با اینکه تمدن موج دوم بمقدار زیاد شرایط زندگی پدران و مادران ما را بهبود بخشید، عوارض جانبی پیشبینی نشده­ای نیز به­بار آورد، که از میان آنها می­توان خسارات فراوان و جبران ناپذیری که بر سپهرزیستی شکننده زمین وارد ساخت نام برد.

موج سوم و ویژگی­های آن: تمدن موج سوم برخلاف تمدن­های پیشین باید از منابع انرژی بسیار متنوعی استفاده کند، وهمچنین بر منابع انرژی متنوع­تری نیز اتکا دارد. تکنولوژی­های موج سوم دیگر آلوده کننده محیط زیست نخواهند بود.

اساسی­ترین ماده خام تمدن موج سوم (که فرسایش ندارد) اطلاعات و تخیل است.(موج سوم ص­487)

 موج سوم با انبوه­زدایی، تنوع مشاغل، ناحیه گرایی و قوم گرایی، سپهر زیستی، سپهر اجتماعی ( انجمن، آژانس، اتحادیه­های صنفی)، بیکاری، سپهر اطلاعاتی، سپهر قدرت و سیاست، موضع گیری اخلاقی، چند منظوره بودن شرکت­ها، ساعات شناور در شرکت­ها، علاقه به کار نیمه­وقت، انبوه­زدایی زمان، تبدیل مصرف­کننده­ی غیرفعال به تولید کننده­ی فعال برای مصرف، برون هشتن هزینه کار، همزیستی با طبیعت، متفاوت بودن سرعت زمان در بخش­های مختلف عالم، جمعیت پراکنده و از بین رفتن شهرهای بزرگ، ترغیب به کل­گرایی در کنار جزء­گرایی ، شکست و جهش­های یکباره همراه هست.

کشور­های فقیر و غنی هر دو در خط آغازین مسابقه­ای تازه و متفاوت به سوی آینده آماده و منتظر سوت آغاز مسابقه ایستاده­اند.(موج سوم ص­483)

درعین حال با خروش موج سوم در برابر دیدگان ما دو چیز راه خود را باز می­کند: اول حرکت در جهت انتقال جامعه به سطح عالیتری از تنوع و دیگری شتاب، یعنی تحول تاریخی با سرعتی بیشتر تحقق می­یابد. این دو باهم فشار­های عظیمی بر افراد و نهادها وارد می­آورند، و درگیری و منازعه­ی بزرگ را دامن می­زنند و آن را تشدید می­کنند.(موج سوم ص­499)

بنیاد انرژی موج دوم که بر پایه ی انرژی های احیاناپذیر بود رو به زوال است. امروزه چهر رشته از صنایع بهم مرتبط آماده برای رشد اساسی­اند و احتمال دارد ستون فقرات صنایع عصر موج سوم را تشکیل دهند. الکترونیک و کامپیوتر یکی ازاین رشته­های بهم­پیوسته را تشکیل می­دهند. صنایع فضایی دومین رشته صنایع در سپهر فنی در حال تکوین تشکیل می­دهند. کشش بسوی اعماق دریاها بازتابی است از کشش بسوی فضای لایتناهی ماوراء جو که مبنای سومین رشته صنایع است را تشکیل میدهد. و صنعت ژن چهارمین رشته صنایع خواهد بود.

سپهر اطلاعاتی موج سوم: کودک موج اول با منابع محدودی مانند معلم، کشیش، رئیس و از همه مهمتر خانواده سروکار داشت و انگاره­ی خود از واقعیت را با این منابع می­ساخت. کودک موج دوم علاوه بر این منابع از روزنامه، مجلات، رادیو و بعدها تلویزیون نیز استفاده می­کرد.

امروزه موج سوم با شدت تمام در حال دگرگون کردن همه اینهاست. اطلاعات تازه می­رسد و ما باید خود را با سرعت بیشتری اصلاح کنیم. این تسریع فراگرد تصویر سازی درونی بدین معناست که تصاویر بیش از پیش موقتی و گذرا می­شوند.(موج سوم ص­218)

یک سپهر جدید اطلاعاتی همگام با سپهر جدید فنی در حال تکوین است. میزان اطلاعاتی که ما با یکدیگر مبادله میکنیم جهش آسا افزایش یافته است. ززیرا هرقدر تمدن از تنوع بیشتری برخوردار شود، یعنی هرچه تکنولوژی و اشکال انرژی و افراد جامعه متفاوت­تر شوند، برای حفظ انسجام جامعه تحت فشار تحول زیاد، باید اطلاعات بیشتری بین بخش­های متشکله­ی آن جریان یابد. امروزه با برپایی سپهر اطلاعاتی جدید، به محیط اطرافمان هوش می­دهیم. پخش کامپیوترها در خانه ها صرفنظر از بهم­پیوستگی­شان در شبکه­ها نمایانگر پیشرفت دیگری است در محیط هوشمند.

با سپهر اطلاعاتی جدید، مغزها نیز دچار دگرگونی شده و نقش سواد در زندگی نیز پررنگ­تر شده است. سواد چیزی بیش از یک مهارت حرفه­ای است.

حافظه­ی اجتماعی نیز دگرگون گشته، کامپیوتر حافظه اجتماعی را هم گسترش داد و هم زنده و متحرک کرد. و همین ترکیب است که کامپیوتر را به نیروی محرکه­ی تمدن نو مبدل ساخته است. (موج سوم ص246)

پیام­ها و یادداشت­ها در سکوت کامل و بفوریت مخابره می­شوند.

با افزایش اهمیت اطلاعات، تمدن نوین نظام آموزش و پرورش را نوسازی خواهد کرد، یادگیری بیشتر در خارج کلاس درس انجام خواهد گرفت. تحول عظیمی در جریان اطلاعات در جامعه اتفاق می­افتد.

ناهنجاری­های موج سوم: انگار بمبی در سپهر روانی جمعی ما منفجر شده. در سراسر کشورهای مرفه فریاد عجز و لابه­ای آشنا بگوش میرسد: افزایش خودکشی نوجوانان، الکلیسم بیداد می­کند، افسردگی روانی همه­گیر شده، بربریت و جنایت مد روز شده است. زندگی روزمره به طرز افتضاحی کیفیت خود را از دست داده است، اعصاب همه خرد و داغان است.(موج سوم ص­504)

برای تمدن در حال ظهور فردا ، باید سه نیاز اساسی فرد را بشناسیم: نیاز به تعلق اجتماعی، نیاز به ساختار، نیاز معنی.

به وجود آوردن احساس تعلق اجتماعی در افراد که باعث درمان تنهایی میشود. استفاده از ارتباطات و لغو رفت­و­آمد­های بین خانه و محل کار پیوندهای خانوادگی و همسایگی را قوی­تر می­کند.

زوال تمدن صنعتی، بی­هدفی و پوچی و بی­معنایی را در زندگی جوانان به ­بار آورده و آنها را به استفاده از مواد مخدر و هروئین سوق داده است. چون اعتیاد به هروئین جوان را مشغول به فرار از پلیس و تهیه پول خرید مواد و … کرده است.

جامعه­ی موج سوم باید ساختاری هدفمند و منظم و کیش­مآبانه به خود بگیرد تا قابل زیستن باشد.

تمدن موج سوم جوانانی بار می­آورد با خصوصیات متفاوت: از جمله اینکه با همسالان خود کمتر می­جوشند، به مصرف تمایل کمتری دارند، و همینطور کمتر به عیش و لذت­جویی رغبت خواهند داشت. با هجوم موج سوم ، کار نه تنها تکراری­تر نمی­شود بلکه کمتر در این جهت پیش خواهد رفت، ساعات کار شناور می­شود، افراد وظایف بزرگتری را بر عهده می­گیرند. موسسه اقتصادی موج سوم به افرادی با فرمان­بری کمتر و اتکا به نفس و سرعت عمل بیشتری نیاز دارد.

در آینده افراد جامعه­ی موج سوم وقت خود را بین کار نیمه­وقت در سازمان­های شرکت­های بزرگ و کار نیمه­وقت برای خود و خانواده ، در واحدهای مستقل کوچک تولید برای مصرف تقسیم می­کنند.

شخصیت آینده باید با سیاست آینده تناسب یابد.

رهبر موج سوم با جامعه­ای بسیار نامتمرکز و مشارکت­جوتر سر و کار دارد. در موج سوم به نوعی مسیحای سیاسی برای نجات جامعه از چنگال مصائب نیاز داریم.

تکنولوژی فرسوده سیاسی عصر صنعتی با وسعتی محدود و ناتوان در حل مسائل فراملیتی جامعه­ی امروز و مقابله با مسائل بهم­پیوسته، ناتوان در همگام شدن با حرکت شتاب­آلوده­ی نیازها و مقابله با تنوع و تکثر گروه­بندی­ها، و خرد شده در زیر بار مشکلات جلوی چشم همه در حال متلاشی شدن است.(موج سوم ص­567)

نتیجه گیری: و حال با توصیفی که از جامعه­های موج اول، موج دوم و موج سوم به عمل آمد، آیا ما باید دست روی دست بگذاریم  و نظاره­گر باشیم؟ آیا ما باید در خلاف امواج در حرکت باشیم و حالت نزاع داشته باشیم؟ یا که نه این­ها همه شیوه­ای از تکامل نظام بشریت و صعود است؟ پس خود را با حوادث زمان وفق دهیم؟ پس با قرار گرفتن در آستانه موج سوم چگونه خود را سازگار سازیم؟ نه این است که افراد خردسال تا مسن با گوشی­های مدل بالا و پرسرعت و استفاده از شبکه­های اینترنتی در صفحه های مجازی و خبری و اینستاگرام و … خود را با این امواج پر سرعت وفق داده­اند؟

موج سوم با قدرت و با سرعت در حال دگرگون کردن است، سیاست، اطلاعات، خانواده، مشاغل، حکومت و … همه را دربر می­گیرد.

در این سیطره­ی عظیم اطلاعات و جامعه­ی موج سوم که به جامعه اطلاعاتی شهرت یافته جایگاه کتابخانه چگونه خواهد شد. کتابخانه که منبع عظیم اطلاعات در جامعه هست چگونه می­تواند خلأهای نظام اطلاعاتی را پر کند. تغییر کتابخانه ها از حالت سنتی به کتابخانه­های هیبریدی و دیجیتالی پاسخگوی نیاز ما خواهد بود؟ آیا کتابخانه­های مجازی می­تواند خود را با سرعت دگرگونی و روزآمدی اطلاعات وفق دهد؟

و حال آیا کتابدار علاوه بر تغییر عنوان به مدیریت اطلاعات عملا هم مدیر اطلاعات شده است؟ چه فرآیندی لازم است تا مدیر اطلاعات موج سوم بتواند خود را با انبوه اطلاعات و سرعت دگرگونی اطلاعات وفق دهد؟ آیا فناوری­های موجود پاسخگوی مدیریت اطلاعات خواهد بود؟ کتابخانه فقط  به عنوان منبع اطلاعاتی خواهد بود یا نقش خود را تغییر می­دهد و خلأهای اجتماعی و خانوادگی و فرهنگی ناشی از موج سوم را پر خواهد کرد؟ کتابخانه محل جمع شدن­ها یکی شدن­ها و خلق اندیشه های نو نخواهد بود؟

                                                         پایان

[1] Saeede.tale.2411@gmail.com

[2] الوین لویس تافلر (به انگلیسی: Alvin Toffler) (۳ اکتبر ۱۹۲۸–۲۷ ژوئن ۲۰۱۶)، نویسنده و آینده‌پژوه آمریکایی بود. وی برای آثارش در زمینه‌های انقلاب دیجیتال، انقلاب ارتباطات و تکینگی فناوری شناخته می‌شود. از تافلر به عنوان یکی از مشهورترین آینده‌پژوهان جهان یاد می‌شود که به خصوص با موفقیت حرکت جامعه صنعتی از مرحله تولید کالا به سوی عصر اطلاعات و تسلط کامپیوتر بر حیات اقتصادی و اجتماعی را پیش‌بینی کرد.

 

تافلر برای نخستین بار در ایران با ترجمه و انتشار کتاب «موج سوم» شهرت یافت.

[3] شهیندخت خوارزمی (زاده ۱۳۲۷ در روستای خَبر از توابع شهر بافت استان کرمان) روانشناس، نظریه‌پرداز شاخص‌های کیفیت زندگی و هیئت علمی و استاد پیشگام روابط عمومی الکترونیک (بعنوان نخستین استاد زن که به این عنوان دست یافته‌است و تمبر یادبودی نیز با تصویر وی چاپ شده‌است

مطالب مرتبط