ویژگی‌های یک داستان خوب برای کودکان

زهرا سادات ریحانی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت اطلاعات دانشگاه قم

Reihanizahra250@gmail.com

مقدمه

امروزه والدین کودکان، بیشتر از هر زمان دیگری به پرورش و تربیت هرچه بهتر کودکانشان اهمیت می‌دهند و کتاب، ابزاری که در امر تربیت کودکان بسیار مؤثر است و هم یاور والدین است و هم یار مهربان برای کودکان. اکثر داستان‌ها که به طور معجزه‌آسایی بر تفکر کودکان تأثیر می‎گذارند و آن‌ها را با خود همراه می‌سازند، گاه روحیه جنگندگی و تلاش و پشتکار را در کودکان تقویت می‌کنند و گاه طعم شکست را به آن‌ها می‌چشانند و برای کودکان سرشار از پیام‌های اخلاقی هستند. داستان‌هایی که به پرورش استعدا‌ها و توانایی‌های کودکان کمک می‌کنند. اما در عصر تکنولوژی و بازی‌های برخط و وسایل بازی مختلف، آیا هنوز هم جایی برای کتاب وجود دارد؟ آیا هنوز هم می‌شود امید داشت که کودک کتاب را در ساعاتی به این وسایل بازی متنوع و رنگارنگ جدید ترجیح دهد؟ چه عواملی در این میان مؤثرند؟

این مقاله سعی دارد تا برخی از ویژگی‌های کتاب‌داستان‌های مناسبی که باعث جذب کودک  به کتاب و کتاب‌خوانی می‌شود بیان کند.

تعریف ادبیات کودک

تعاریف زیادی برای ادبیات کودک صورت گرفته است اما از بین تفاسیر توضیحاتی که برای ادبیات کودک بررسی شده است می‌توان گفت که، ادبیات کودکان عبارت است از هرگونه متنی که با چارچوب و طرح مشخصی به طور عمد و یا غیرعمد برای کودکان آفریده شده باشد(محور ساختاری) به صورتی‌که کودک با آن ارتباط برقرار کند(محور ارتباط‌شناسی) و این رابطه منجر به برانگیختن احساسات و عواطف و پدید آمدن لذت زیبایی‌شناختی شود (محور زیبایی‌شناسی) و تأثیرات خاص روحی و روانی روی کودک بگذارد و سبب رشد شناخت او شود (تأثیر شناخت‌شناسی).(محمدی،1398)

تأثیر داستان برکودکان

داستان و قصه نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری شخصیت کودکان دارد. کودکان از طریق داستان و قصه‌های خوب، نسبت به بسیاری از ارزش‌های اخلاقی شناخت پیدا می‌کنند. پرورش حس زیبایی‌شناسی در كودك، متوجه ساختن كودك به دنیایی كه اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفید در كودك، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت كودك، هدف‌های اصلی طرح قصه‌های خوب برای كودكان است. “زیرا همه‌ی انسان‌ها به طور ناخودآگاه به دنبال راه‌های بهتر و درست‌تر برای زندگی کردن هستند و با مشاهده‌ی هر پدیده‌ای، ارتباطی را بین آن پدیده و بهتر کردن زندگی خویش جست‌وجو می‌کنند”.(طاقدیس،1378) کاری که دقیقا داستان و قصه انجام می‌دهند، داستان‌ها خواننده را سریع با شخصیت‌های داستان همراه می‌سازند و با قرار دادن خود به جای آن‌ها اتفاقات و حوادث شخصیت‌های داستان را نیز زندگی می‌کنند و دقیقا به همین دلیل است که باید به بهبود و افزایش هرچه بیشتر کیفیت محتواهای داستان‌های کودکان پرداخته شود تا به تکوین شخصیت کودکان کمک کند.

چگونه یک داستان مناسب برای کودکان انتخاب کنیم؟

برای یافتن یک داستان مناسب برای کودکان ابتدا باید یک شناخت کلی از خصوصیات کودکان داشته باشیم، با وجون این‌که هر کودک و به طور کلی هر انسانی منحصربه‌فرد است، اما یکسری از خصوصیات در اکثر انسان‌ها و از جمله کودکان تقریبا یکسان است، مثلا اکثر کودکان کم حوصله هستند و ذهنشان نمی‌تواند به طور طولانی مدت برروی چیزی متمرکز بماند پس بهتر است از داستان‌ها و قصه‌های کوتاه استفاده شود. روایت داستان باید یک‌دست و از ساختاری ساده تشکیل شده باشد چرا که کودکان از پیچیدگی و موقعیت‌های شلوغ کلافه می‌شوند. همان‌طور که گفته شد کودک خود را جای شخصیت‌های داستان می‌گذارد و با آن‌ها حوادث را تجربه می‌کند پس نباید در داستان یک شخصیت شکست خورده و افسرده را به تصویر بکشیم و او را با مشکلی که راه‌حلی برای آن وجود ندارد مواجه کنیم و داستان را این‌گونه به پایان برسانیم، اگر چنین شخصیت و موقعیتی را در داستان قرار دادیم، بهتر است با پایان خوش و با موفقیت، داستان را به پایان برسانیم که دچار افسردگی و خودباختگی کودک نشود. از آن‌جایی که کودک از دریافت پیام مستقیم چندان خوشنود نمی‌شود باید پیام‌های اخلاقی داستان به طور غیرمستقیم به کودک منتقل شود به گونه‌ای خود از داستان آن پیام‌های اخلاقی مورد نظر را نتیجه‌گیری کند.(طاقدیس،1378)

ویژگی‌های یک داستان خوب

زمانی که برای خرید یک کتاب داستان مناسب برای کودکان به کتاب‌فروشی مراجعه می‌کنیم، اول از هرچیزی آن خودِ کودک است که باید انتخاب کند که چه کتابی را مایل است مطالعه کند و سپس شخصی که به همراه کودک برای خرید کتاب می‌رود باید یک شناخت درستی از کتاب‌های داستانی داشته باشد تا بتواند یک کتاب مناسب را به کودک پیشنهاد دهد. این نکته را هم باید در نظر داشته باشیم، داستانی که تنها کودک از آن لذت ببرد صرفا داستان خوبی نیست.(هانت،1388) دراین‌جا ما به برخی از ویژگی‌های یک داستان خوب اشاره می‌کنیم:

1-   در هر قصه، ماجرایی پیگیری می‌شود كه نقاط مجهولی دارد و می‌تواند حس كنجكاوی بچه‌ها را برانگیزد.

2-   پشت سرهم بودن و پیوستگی منطقی صحنه‌های قصه، كودك را سرگرم می‌كند و به ذهن او نظم منطقی می‌دهد.

3-   كودك به كمك قوه‌ی تخیل، خود را جایگزین یكی از شخصیت‌های قصه می‌كند و به این ترتیب شادمانی و لذت را نصیب خود می‌سازد.

4-   با خواندن قصه و بازگویی آن‌ها نیروی بیان و تكلم كودك رشد می‌یابد و گنجینه‌ی لغات و اطلاعات وی غنی می‌شود.

5-   كودك از طریق قصه‌های مناسب با مشكلات و مسائل زندگی آشنا می‌شود و مهارت‌های اجتماعی بیشتری به دست می‌آورد.

6- قصه‌گویی، فاصله‌ی میان قدرت «خواندن» و قدرت «درك كردن» را در كودك پر می‌كند. به عبارت دیگر آن دسته از كودكان كه در دوره‌ی پیش از دبستان به قصه‌ها گوش داده‌اند و با صداها و واژه‌ها و معنای آن‌ها به صورت شنیداری آشنا شده‌اند، در سنین مدرسه و با برخورد با شكل نوشتاری كلمات معنی آن‌ها را سریع تر درك می‌كنند.

شیوه‌های آماده‌سازی قصّه(عابدی،1397):

  1. قصه‌گو می‌تواند پدر، مادر، مربی و یا هرکس دیگری باشد. اما آن شخص قصه‌گو باید در طول سال با مطالعه خلاصه داستان‌هایی را كه می‌تواند برای كودكان بازگو كند، در یک دفترچه یادداشت كند؛ البته نباید از این دفترچه و كارت‌ها سركلاس استفاده كند،‌ چون موجب كم تأثیری قصّه خواهد شد. قصه گو باید قصّه‌ای را انتخاب و خلاصه‌نویسی كند كه شرایط زیر را داشته باشد:

الف: داستان خود «قصّه‌گو» را برانگیزد.

ب: «قصّه‌گو» بتواند از عهده بیان «قصّه‌» برآید.

ج: برای گفتن مناسب باشد.(خواندن آن برای كودكان بهتر از شنیدن آن نباشد.)

د: مناسبت قصّه با گروه سنّی کودک لحاظ شود.(برای كودكان طولانی نباشد.)

  1. اگر به عنوان مربی به قصه‌گویی می‌پردازید بهتر است به آماده كردن تصاویری از قصّه مرحله به مرحله آن روی دیوار یا تابلو، ‌برای این كه كوكان بهتر در فضای قصّه قرار بگیرند، نصب کند.
  2. استفاده از عروسك شخصیت‌های قصّه،‌ كه با این شیوه قصّه به صورت نمایشی درخواهد آمد. البته بهترین شیوه، بازگویی قصّه بدون ابزار و وسایل نمایشی است. در این شیوه «قصّه‌گو» باید با حالت‌های چشم وحركات دست با كودكان ارتباط برقرار كند،‌ چون چشم‌های قصّه‌گو نقطه تمركز به شمار می‌آید و از آن اطمینان،‌ صداقت، عطوفت و … احساس می‌شود. شنوندگان به چشم‌های او چشم می‌دوزند و حالت های آن را درك می‌كنند. از حركت دست‌ها هم پرسش، ‌خواهش، تأكید، درك اندازه، ‌فاصله، وزن و بافت یك شیء فهمیده می‌شود؛ لیكن باید توجّه داشت كه این حركت‌‌ها از درون قصّه بجوشند، ‌نه این كه قصّه‌گو با حركات اضافی خود شنوندگان را گیج كند و موجب دور شدن آن‌ها از قصّه را فراهم كند.

نتیجه‌گیری

با توجه به مطالب ارائه شده می‌توان گفت که ما برای آن که بتوانیم کودکانی خلاق و کوشا داشته باشیم به ابزاری به نام کتاب حتما نیاز خواهیم داشت. زیرا کودکان پیام‌های غیرمستقیمی که در کتاب‌های داستان و قصه‌ها وجود دارد را راحت‌تر پذیرا هستند. در نتیجه بهتر است تا والدین خود نیز به کتاب و کتاب‌خوانی بیشتر اهمیت بدهند و فرزندان خود را با این ابزار آشنا کنند تا فقط تنها کتابی که در دستشان می‌گیرند کتاب‌های درسی نباشد و ذهنیت کودک از کتاب تنها یکسری محتواهای خشک و اجباری نباشد.

منابع

بی‌نا(1382).ویژگی‌های یك قصه‌ی خوب. بازیابی شده در تاریخ 16تیر1399 از https://article.tebyan.net/5421

طاقدیس، سوسن(1378) . یادداشت‌هایی درباره کودک، قصه و مطالعه. پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، دوره4،ص3-14

عابدی، محمدرضا(1397) . مهارت‌ «قصّه‌گویی». بازیابی شده در تاریخ 17تیر1399 از https://el.balagh.ir/news/482

محمدی، محمدهادی(1398) .ادبیات کودکان چیست؟. بازیابی شده در تاریخ 17تیر1399 از https://ketabak.org/content/14055

هانت، پیتر؛ ابراهیمی الوند، حسین(1378) .تعریف ادبیات کودک. پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، دوره4، ص18-23

 

 

 

مطالب مرتبط