انعطاف‌پذیری معماری یونانی (بخش دوم)

ولادیسلاو تاتارکویچ
ترجمه: سید جواد فندرسکی
تاریخ زیباشناسی

🔸انسان به مثابه اندازه

👈طبق منابع، قانون نسبتها در مجسمه سازی یونانی و ساختمانهای دوره کلاسیک نشان میداد که نمای ساختمان در یک معبد ۲۷ واحد و طول بدن انسان ۷ واحد بود. علاوه بر این، اندازه خرابه‌های یونان حتی یک نظم کلیتری را نیز نشان میدهد، یعنی هم مجسمه ها و هم ساختمان ها بر طبق همان نسبت طلایی بنا شده است. نسبت طلایی نسبتی است که در آن قسمت کوچکتر به قسمت بزرگتر و قسمت بزرگتر به کل مرتبط میشود.

دقت این اعداد و اندازه‌ها می تواند مورد مناقشه باشد، اما مطمئنا تائیدی کلی را به همراه دارد. مجسمه سازی و معماری نسبتهای مشابهی را در خود دارد، اما مهم اینست که وقتی انسان فکر میکند، نسبتهای موجود در مجسمه سازی در تصور یونانیان، نسبت های ترکیبی موجود در انسان‌هاست، نتیجه میگیرد که نسبتهایی را که یونانیان دوره کلاسیک در معماری و مجسمه سازی به کار برده اند، همان نسبتهای خودشان می‌باشد: تمام نسبتهایی که آنها به کار بردهاند در ابعاد و قلمرو انسانی وجود داشت.

در دوره های خاصی از فرهنگ، انسان‌ها نسبتهای موجود در خود را زیباترین نسبتها میدانند و بنابراین آثار خودشان را الگو قرار میدهند. این ویژگی «دوره های کلاسیک» است: این دوره ها براساس ترجیح نسبت‌های طبیعی انسان و ساخت اشیاء بر طبق چهارچوب انسانی متمایز میشوند. با این حال، دوره های دیگری وجود دارد که به طور آگاهانه از این فرمها و نسبتها دوری جسته شده و به سراغ اشیایی رفته اند که بزرگتر از انسان و نسبتهای شان نیز کامل تر از نسبت‌های طبیعی می‌باشد. بنابراین، ذوق، نسبتها، هنر و زیباشناسی همواره در معرض تغییر و دگرگونی اند. هنر کلاسیک یونان برآمده از نوعی زیباشناسی بود که فرم‌ها و نسبت‌های کامل و الگو را با فرمها و نسبتهای طبیعی و زنده منطبق میکرد. این امر موجب می شد که بیان هنری در مجسمه سازی امری بی واسطه و مستقیم ولی در معماری امری با واسطه باشد. مجسمه سازی کلاسیک یونان، خدایان را در کالبدی انسانی به نمایش می گذاشت: معماری کلاسیک یونان معابدی را برای خدایان به وجود آورد که ابعادشان مبتنی بر نسبت‌های انسانی بود.

مطالب مرتبط