چشم‌اندازهاى گوناگون مسئله معناى زندگى

معناى زندگى یکى از مهم ترین موضوعات فلسفى, روان شناختى و دینى است. به این موضوع از چشم اندازهاى گوناگون مى توان نگریست, از این رو, در حوزه هاى مختلف سخن از معناى زندگى به میان مى آید. به نظر بعضى, به مسئله معناى زندگى جز با عطف توجه به وجود خدا و هدف آفرینش نمى توان پرداخت (مابعدالطبیعه و فلسفه دین); بعضى دیگر زندگى دنیوى را فقط در صورتى معنادار مى دانند که زندگى اخروى اى در کار باشد (فلسفه دین); بعضى معتقدند که معناى زندگى جز با شناخت طبیعت آدمى قابل تحصیل نیست (فلسفه ذهن); بعضى معتقدند که فقط با تعیین معناى زندگى مى توان به ارزش ها و تکالیف اخلاقى پرداخت (فلسفه اخلاق); بعضى معتقدند که معنادارى زندگى براى حیات آدمى ضرورت دارد و اگر آدمى زندگى را بى معنا بداند, از بهداشت روانى محروم مى شود (روان شناسى); بعضى معتقدند که معناى زندگى کشف کردنى نیست, بلکه جعل کردنى است (فلسفه ارزش ها); و بعضى معتقدند که سنخ هاى روانى افراد در تعیین و جعل معناى زندگى دخالت تام دارند (روان شناسى); بعضى معتقدند که همه انسان ها معنا یا معانى مشترکى براى زندگى قائلند (روان شناسى) و بعضى معتقدند که همه ادیان قائل به معنا یا معانى مشترک یا مختلف اند (دین شناسى تطبیقى). بدین جهت, صاحب نظران مختلفى مى توانند متناسب با حوزه تخصصى خود, در این بحث مهم شرکت جویند و شماره آینده مجله ما را که در زمستان 82 منتشر خواهد شد غنى سازند.

اول. معناى زندگى و طبیعت انسان:
1. ثبات یا عدم ثبات طبیعت انسانى
2 . ثبات یا عدم ثبات معناى زندگى
3. ارتباط طبیعت انسانى و هدف زندگى از لحاظ وجودشناختى (چگونه طبیعت انسان هدف زندگى را تعیین مى کند).
4. ارتباط طبیعت انسانى و هدف زندگى از لحاظ معرفت شناختى (چگونه شناخت ما از طبیعت انسان به شناخت ما از هدف زندگى کمک مى کند).

دوم. معناى زندگى و اخلاق:
1. تفکیک ارزش هاى ذاتى از ارزش هاى غیر ذاتى در اخلاق
2. ربط و نسبت هدف زندگى با ارزش هاى ذاتى
3. معناى زندگى و نسبى و مطلق بودن ارزش ها
4. وحدت هدف زندگى و اختلاف در مسائل اخلاقى

سوم. معناى زندگى و وجود خدا:
1. ربط و نسبت تکوینى خداوند با انسان
2. آیا انسان داراى هدف خارجى است یا نه؟
3. آیا انسان هدف خود بنیاد دارد یا نه؟ یعنى آیا انسان هم براى خودش هدف دارد یا نه؟
4. چه ربط و نسبتى میان هدف خارجى و هدف خود بنیاد انسان هست؟
5. آیا عمل کردن بر وفق هدف خارجى به از خود بیگانگى انسان نمى انجامد؟

چهارم. معناى زندگى دنیوى با عطف به زندگى اخروى:
1. آیا براى معنادار بودن زندگى دنیوى اعتقاد به زندگى اخروى لازم است یا نه؟
2. آیا جمع میان اهداف این جهانى و هدف یا اهداف آن جهانى ممکن است یا نه؟
3. آیا تصورات مختلف در باب زندگى اخروى موجب پیدایش هدف هاى مختلفى در زندگى دنیوى مى شود یا نه؟
4. آیا مى توان گفت که اهداف خاصى براى زندگى این جهانى, تناسب بیش تر یا کم ترى با سعادت اخروى دارند یا نه؟

پنجم. معناى زندگى و بهداشت روانى:
1. آیا انسان بدون هدف مى تواند زندگى سالم جسمانى, ذهنى و روانى داشته باشد یا نه؟
2. آیا انسان بى هدف مى تواند زندگى اخلاقى درستى داشته باشد یا نه؟
3. آیا انسان بى هدف مى تواند زندگى معنوى درستى داشته باشد یا نه؟
4. بى هدفى (بى معنایى) در زندگى چه آثار و نتایج متکثرى مى تواند داشته باشد؟

ششم. معناى زندگى و سنخ روانى:
1. آیا اصلاً چیزى به نام سنخ روانى وجود دارد یا نه؟
2. آیا سنخ هاى روانى متفاوت هدف هاى متفاوتى را در زندگى القا مى کنند؟
3. اگر سنخ روانى در هدف زندگى اثر دارد, آیا مى توان به نظام اخلاقى واحدى دست یافت؟

هفتم. نقش دین در معنا یافتن زندگى:
1. دین زندگى را داراى ناظر مى داند و وجود ناظر به زندگى معنا مى دهد.
2. دین به دلیل اعتقاد به حیات پس از مرگ به زندگى معنا مى دهد.
3. دین جهان را داراى نظام اخلاقى مى داند و لذا زندگى معنا دارد.
4. دین به زندگى به دلیل این که الگوهاى چشم گیرى در اختیار انسان ها قرار مى دهد, معنا مى دهد. (نظریه نینیان اسمارت)

هشتم. معناى زندگى و هدف خلقت:
1. آیا هدف خلقت قابل تشخیص است یا نه؟
2. در صورت قابل تشخیص بودن آیا تشخیص هدف خلقت در تشخیص هدف زندگى به ما کمک مى کند یا نه؟
3. در صورت مثبت بودن پاسخ پرسش دوم, چه اهدافى از خلقت با چه معانى از زندگى مسانخت دارد؟

نهم. ضرورت هدف دارى زندگى:
1. آیا زندگى هدف دارد؟ آن ها که گفته اند نه, گفته اند که هر فعلى از افعال انسان داراى هدف است و همین کافى است, دیگر لازم نیست کل زندگى معنا داشته باشد. اما کسانى گفته اند که کل زندگى به صورت جدا باید هدف داشته باشد, این ها سه دسته اند:
2. اگر کل زندگى هدف نداشته باشد, زندگى روانى از هم مى پاشد, پس هدف دارى یک مکانیسم دفاعى است.
3. اگر زندگى معنا نداشته باشد, کیان اجتماعى (نظم, امنیت و رفاه) از هم مى پاشد.
4. اگر زندگى هدف نداشته باشد رشد معنوى انسان متوقف مى شود.

دهم. کشف یا جعل معنا براى زندگى:
1. معنا جعل کردنى است نه کشف کردنى (نظریه آلبر کامو و آنتونى فلو).
2. معناى زندگى قابل کشف است.
3. اگر معناى زندگى قابل جعل است, آیا معنایى نسبت به معناى دیگر رجحان دارد یا نه؟
4. اگر معناى زندگى قابل کشف است, راه و روش کشف آن کدام است؟

یازدهم. وحدت و کثرت و اختلاف هدف زندگى:
1. اعتقاد به هدف یا اهداف مشترک انسان ها
2. اعتقاد به هدف یا اهداف نامشترک انسان ها, بر اثر تکثّر افراد یا سنخ هاى روانى

دوازدهم. توقف یا عدم توقف هدف دارى زندگى بر آموزه خدا و زندگى پس از مرگ:
1. وجود خدا و زندگى پس از مرگ هر دو شرط لازم هدف دارى زندگى اند.
2. وجود خدا شرط لازم هست, ولى زندگى پس از مرگ شرط لازم نیست.
3. عکس صورت قبلى, یعنى زندگى پس از مرگ شرط لازم هدف دارى است, ولى وجود خدا نیست.
4. هیچ کدام شرط لازم نیستند.

سیزدهم. وحدت یا کثرت هدف زندگى از دیدگاه ادیان:
1. اعتقاد به وحدت هدف زندگى در همه ادیان
2. اعتقاد به وحدت هدف زندگى در ادیان شرقى یا غربى
3. اعتقاد به عدم وحدت هدف زندگى در همه ادیان