تشکیک در رصدهای گالیله

امسال از سوی یونسکو و اتحادیه بین‌المللی نجوم و با تایید مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سال جهانی نجوم نامگذاری شده است.
اگرچه اهداف این نامگذاری تلاش برای ارتقای سطح علمی عموم مردم و آشنا کردن آنها با زیبایی‌ها و جذابیت‌های جهان است، اما بهانه‌ای که باعث نامگذاری سال2009 به نام سال جهانی ستاره‌شناسی شده است، چهارصدمین سالگرد رصدهای تاریخ‌سازی که گالیله برای نخستین بار با کمک تلسکوپی دست‌ساز انجام داد و باعث بروز انقلابی بزرگ نه تنها در زمینه دانش ستاره‌شناسی شد که کمک شایانی به پیشرفت جنبش رنسانس و تغییر زندگی انسان براین سیاره و درک او از جایگاهش کرد. اگرچه امسال به نوعی بزرگداشت گالیله به شمار می‌رود و جهان با یاد او که پایه‌های نجوم تلسکوپی و مدرن را بنیاد گذاشت، برنامه‌های این سال را به پیش می‌برند، اما گویی گروهی از دانشمندان در این سال تصمیم گرفته‌اند آرامش گالیله را بر هم بزنند. این گروه از پژوهشگران در تلاشند با بررسی DNA گالیله درباره احتمال ضعف بینایی او در دوره میانسالی مدارکی معتبر به دست آورند. به این ترتیب ممکن است برخی رصدها و گزارش‌های گالیله مورد شک و تردید قرار گیرد، اما آنچه جایی برای تردید ندارد، نقش موثر و تاریخی گالیله در شکل‌دهی دانش نجوم معاصر است.
اگر بخواهیم از میان کسانی که در نوزایی علمی اروپا و پایان دادن به دوران تاریک قرون وسطی، نقش مهم و تاریخ‌ساز ایفا کردند و پایه‌های علم نوین و مدرن را استحکام بخشیدند، یکی را به عنوان چهره‌ای موثر و نقش‌آفرین و محبوب میان مردم نام ببریم، ناچاریم انگشت اشاره را به سوی گالیلئو گالیله، نشانه رویم.
فیزیکدان، ‌ستاره‌شناس، فیلسوف و ریاضیدان برجسته‌ای که با رصد تلسکوپی آسمان نه‌تنها فصل جدیدی در ستاره‌شناسی تجربی آغاز کرد که توانست پایه‌ باورهای مربوط به سیستم زمین مرکزی را با روشی تجربی در هم بریزد و خشم کلیسای کاتولیک را آنچنان برانگیخت که او را به دادگاه‌های تفتیش عقاید کشیدند و اگرچه در پی اعتراف دروغین او، به اشتباه در رفتارش او را مانند دیگر دانشمندان پیشرو زمان خود نسوزاندند، اما او تا آخر عمر در حبسی خانگی قرار گرفت و تنها در دهه 1990 بود که پاپ ژان پل دوم، او را مورد عفو قرار داد. به این ترتیب داستان گالیله و کلیسا به نمادی تاریخی از مقابله قرون وسطی و رنسانس بدل شد.
دانش ستاره‌شناسی یکی از میدان‌های اصلی مقابله دانش نوین و آزاداندیشان دوره رنسانس و سنت کلیسایی بود. جایی که سنت بطلمیوسی کلیسا تحت فشار ایده‌ها و دستاوردهای جدید علمی زیر سوال می‌رفت و نظریه قدیمی زمین مرکزی، از سوی افرادی چون کپرنیک و گالیله به چالش کشیده می‌شد.
آنها زمین را از مرکزیت عالم بیرون می‌انداختند و آن را سرگردان در اطراف ستاره‌ای معمولی به نام خورشید می‌دانستند.
چنین ایده‌ای خطرناک و تحمل‌ناپذیر ارزیابی می‌شد و کلیسا می‌اندیشید که مبادا انتشار چنین عقیده‌ای جایگاه مرکزی و محوری کلیسا را نیز با چالش مواجه کند.
گالیله که 400 سال پیش، با کمک رصدهای تلسکوپی خود شواهد دقیقی برای رد نظریه زمین مرکزی به دست آورده بود، به دلیل نگرانی از رفتار کلیسا، تحقیقات خود را تا زمانی که یکی از دوستانش به نام پاترن باربریانی با نام اوربان هشتم به مقام پاپی رسید، منتشر نکرد؛ اما دوستی با پاپ هم نتوانست گالیله را از چنگال دادگاه تفتیش عقاید دور نگاه دارد و داستان معروف تعقیب، محاکمه و آزار گالیله سندی از روابط خشمگینانه کلیسا و دانش مدرن را رقم زد. این داستان هیچ‌گاه به پایان نرسید و آخرین برگ آن، ممانعت دانشجویان و استادان دانشگاه ونیز از حضور و سخنرانی پاپ بندیکت شانزدهم در دانشگاه رم شدند.
اما نقش گالیله فقط در بالا بردن مبارزه میان سنت قرون وسطی و دانش مدرن نبود. بلکه دستاوردهای علمی و نجومی آن به خودی خود سنگ‌بنای دانش نجوم جدید را گذاشت.
او با شنیدن خبر ساخت ابزاری توسط یک عینک‌ساز هلندی به نام شیپرلی که توانسته بود از ترکیب 2 عدسی، ابزاری بسازد که قادر به بزرگنمایی تصویر است، سال 1609 نمونه چنین دستگاهی را ساخت و به جای آن‌که از آن برای رصد مناظر زمینی استفاده کند، دهانه آن را به سوی آسمان گرفت و توانست نگاه دقیق تری به اجرام کیهانی بیندازد. او توانست لکه‌هایی بر سطح خورشید، ‌دهانه‌های برخوردی ماه، ‌اهله سیاره زهره، ‌اقمار مشتری و برجستگی‌هایی اطراف سیاره زحل پیدا کند و با ثبت این مشاهدات و تحلیل مشاهداتش به مدرکی تجربی و عینی از اشتباه بودن فرضیه زمین مرکزی و صحت دیدگاه خورشید مرکزی دست یافت که ضربه‌ای جبران ناپذیر به باورهای آن دوران وارد کرد.
با وجود این، زندگی گالیله هم مانند بسیاری از افراد برجسته دیگر در هاله‌ای از ابهام و داستان‌های عجیب و غریب پیچیده شده است. یکی از این موارد، به این موضوع بر می‌گردد که آیا گالیله نخستین رصدگر تلسکوپی آسمان بوده است یا خیر؟
در سال جهانی نجوم که به یاد رصدهای تاریخ‌ساز گالیله برگزار می‌شود، گروهی از دانشمندان درصدد آزمودن ژنتیک سلامت گالیله هستند
تا کنون چند نفر در رده نامزدهای رصدهای آسمان با فاصله‌ای چند ماهه از گالیله قرار دارند که پژوهشگران در حال بررسی زندگی آنها هستند تا شاید بتوانند با قطعیت بیشتری در این باره اظهار نظر کنند.
اما مورد جالب دیگر، موضوع سلامت جسمی گالیله است که با داستان‌های زیادی همراه شده است.
اخیرا گروهی از دانشمندان ایتالیایی و انگلیسی درخواست نبش قبر گالیله را مطرح کرده‌اند تا بتوانند با استفاده از آزمایش‌های ژنتیک پاسخی در باره مساله بیماری بینایی گالیله به دست آورند.
پائولو گالوزی، ‌مدیر موزه تاریخ علم فلورانس در این باره به رویترز گفته است، چنانچه ما بتوانیم به داده‌هایی درخصوص ضعف‌های جسمی گالیله دست پیدا کنیم، خواهیم توانست با کمک شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای، ‌آنچه را او توانسته از دریچه تلسکوپ کوچکش ببیند، بازبینی کنیم. بر اساس شواهد تاریخی، گالیله در نیمه دوم زندگی‌اش با مشکل کم‌بینی مواجه بود به طوری که عملا در آخرین سال‌های زندگی‌اش نابینا شده بود.
دکتر واتسن از دانشگاه کمبریج که متخصص در زمینه زندگی و آثار گالیله است و صفحات بسیاری از دستنوشت‌های او را مورد بررسی و تحقیق قرار داده است، ‌در این باره می‌گوید: ‌مسلم است که در دوره‌ای از طول زندگی گالیله وی دید بسیار مناسبی داشته و در دوره‌ای دیگر دچار ضعف جدی بینایی بوده، اما دلیل این آسیب مشخص نیست.
به گفته واتسن، برخلاف آنچه تاکنون درباره این ضعف بینایی مطرح می‌شد و آن را به رصدهای گالیله از خورشید و بدون استفاده از فیلتر نسبت می‌دادند که اثرات طولانی مدتی بر بینایی وی باقی گذاشته است، اما به نظر می‌رسد مشکل گالیله به بیماری ژنتیک دیگری باز می‌گردد. چرا که بر اساس مشاهدات تاریخی، گالیله دوره کوتاهی نیز در جوانی به دلیل حمله همین بیماری، دچار ناشنوایی موقت شده بود.
به گفته این پژوهشگران، احتمال دارد منشأ این ناراحتی بیماری ژنتیکی باشد که بر اثر حمله‌های ناشی از فشارهای عصبی افزایش پیدا می‌کرده و از جمله در سال‌های پایانی زندگی گالیله و زمانی که او تحت فشارهای دادگاه‌ها تفتیش عقاید دوره پراسترسی را سپری می‌کرده است، شدت آن افزایش یافته باشد.
در حال حاضر، این دانشمندان در انتظار صدور اجازه نبش قبر گالیله هستند تا بتوانند به مدارک دقیق‌تری در این زمینه دست یابند، مدارکی که اگرچه جزئیات زندگی گالیله را تغییرخواهد داد، اما ضربه‌ای به جایگاه ارزشمند وی وارد نخواهد کرد.

مطالب مرتبط