روش کلایزی و دیکلمن در تحلیل پدیدارشناسی

روش کلایزی و دیکلمن الگویی هفت مرحله‌ای برای تحلیل داده‌های کیفی در مطالعات پدیدارشناسی است. تحلیل داده ها در روش تحقیق پدیدارشناسی به عنوان یک روش تحقیق کیفی، الگوی منظمی از تکرار، گردآوری و تحلیل هم زمان داده ها است. این الگو اغلب از گردآوری داده‌های تحلیل تا اشباع داده‌ها ادامه می یابد.

🔺روش های مختلفی برای تحلیل اطلاعات در پدیدارشناسی (فنومنولوژی) مطرح است که اهم آنها عبارت اند از : روش های مربوط به فانکام، جورجی، کلایزی، پارسی و دیکلمن و همکاران. اگرچه روش های فوق تفاوت چندانی با هم ندارند، با این حال پژوهشگران باید روشی که با اهداف پروژه تحقیقاتی و نوع فلسفه انتخابی مناسب تر است، انتخاب کنند.

به طور معمول کسانی که با روش فنومنولوژی توصیفی، کار می کنند، از روش کلایزی Colaizzi و افرادی که از روش فنومنولوژی تفسیری پیروی می کنند، از روش دیکلمن و همکاران بهره می گیرند.

کلایزی به سال ۱۹۶۹ مقاله‌ای در زمینه پدیدارشناسی نوشت که بعدها به سال ۱۹۷۸ آن را تصحیح کرد. روشی که او در این مطالعات ارائه کرد همچنان یک روش کارآمد در انجام تحلیل پدیدارشناسی است.

هفت مرحله روش کلایزی و دیکلمن

۱- تمام توصیف های ارائه شده توسط شرکت کننده در مطالعه را که به طور مرسوم پروتکل نامیده می شود، به منظور به دست آوردن یک احساس و مأنوس شدن با آنها بخوانید.

۲- به هر یک از پروتکل ها مراجعه و جملات و عباراتی را که مستقیما به پدیده مورد مطالعه مرتبط است، استخراج نمایید. این مرحله تحت عنوان استخراج جملات مهم شناخته شده است.

۳- تلاش نمایید تا به معنای هر یک از جملات مهم پی ببرید. این مرحله تحت عنوان شناخته شده فرموله کردن معانی است.

۴- مراحل فوق را برای هر پروتکل تکرار نموده و معانی فرموله شده و مرتبط به هم را در خوشه‌هایی از تِم ها (مقوله‌ها) قرار دهید.

الف) از طریق مراجعه به پروتکل‌های اصلی، اعتبار خوشه‌ها را مورد بررسی قرار دهید.

ب) در این مرحله ممکن است تناقضاتی در بین و یا درون خوشه‌های متعدد مورد توجه قرار گیرند. پژوهشگر نباید از این داده‌ها یا تم‌های به ظاهر نامناسب، چشم پوشی کند.

۵- تلفیق نتایج در قالب یک توصیف جامع از موضوع مورد پژوهش.

۶- فرموله کردن توصیف جامع پدیده تحت مطالعه به صورت یک بیانیه صریح و روشن از ساختار اساسی پدیده مورد مطالعه که اغلب تحت عنوان ساختار ذاتی پدیده نام گذاری می‌شود.

۷- از طریق مراجعه مجدد به هر یک از شرکت کنندگان و انجام یک مصاحبه منفرد و یا انجام جلسات متعدد مصاحبه، می‌توان نظر شرکت کنندگان را در مورد یافته ها پرسید و نسبت به اعتبارسنجی نهایی یافته ها، اقدام نمود.

کلایزی معتقد است پژوهشگرین باید نسبت به این مراحل انعطاف پذیر باشند. دیکلمن و همکاران معتقدند این راهنمایی ها برای مطالعات پدیدارشناسی مهم می‌باشند. آنها نشان می دهند که جستجو برای جوهره پدیده و معنای آن در درون یک زمینه تعریف شده، فقط یک تکنیک یا یک سری از مراحل مکانیکی نیست، بلکه آشکار نمودن معانی است که نیاز به تعلیق، شهود و تفکر را دنبال می کند.

روش دیکلمن: دیکلمن نیز یک روش هفت مرحله‌ای برای انجام تحلیل پدیدارشناسی ارائه کرده است:

۱. خواندن مصاحبه ها برای دریافت یک ایده کلی
۲.نوشتن خلاصه‌های تفسیری و جستجو برای موضوعات بالقوه
۳.تجزیه و تحلیل نوار پیاده شده به عنوان یک کار گروهی برای یک موضوع تفسیری
۴.رجوع به متن یا شرکت کنندگان برای روشن نمودن موضوعات معین
۵.مقایسه متون برای تعیین معانی رایج و اعمال مشترک
۶.تعیین الگوهای مرتبط با موضوعات
۷. سؤال از گروه مفسر و دیگر همکاران برای پیشنهادات در طرح نهایی

جمع بندی و نتیجه گیری

کاربرد روش پدیده شناسی به پژوهشگران کمک می کند تا فارغ از محاسبات آماری به مطالعه عمیق پدیده ها بپردازند. با استفاده از روش پدیدارشناسی پژوهشگر قادر است یک سیستم تفسیری و تبیینی ایجاد کند که به کمک آن ارتباط و تبادل و تعامل درونی خود با دیگران را برقرار کند. بر این اساس، روابط با هر پدیده دیگری که در محدوده تجارب زندگی است، با استفاده از شیوه هایی مثل توصیف، تصور و تفکر، قابل درک است.

با این روش می‌توان تجربه زنده (زیسته) را مطالعه و پدیده‌ها را همانطور که در آگاهی وجود دارد، تبیین نمود. همچنین جوهر یا معنی پدیده‌ها را کشف و به توصیف معانی تجربی زندگی به همان گونه که با آنها زندگی می کنیم دست یافت.

منبع:

روش کلایزی و دیکلمن

مطالب مرتبط