سر‌رفتن حوصله مسئله‌ای مدرن و پیچیده (2)

 

دکتر نعمت الله فاضلی

 

سر رفتن حوصله» از منظر «از خودبیگانگی»
«ملال» همچنین ممکن است از «از خود بیگانگی» سرچشمه گیرد. گاهی ممکن است ما نسبت به زمان، مکان و فعالیتی که انجام می‌دهیم هیچ نوعی از پیوند وجودی و اصلی برقرار نمی‌کنیم. گویی ما را به زور به آن کار یا حضور در آن موقعیت واداشته‌اند. این وضعیت از خودبیگانی در مواردی خود را از طریق زبان ما آشکار می‌کند. در واقع «حوصله‌ام سر رفته» اعتراف به این از خودبیگانگی است.

ملال عمیق
اسونسن باور دارد که موارد مختلفی در ما «ملال» ایجاد می‌کند. یکی از این موارد وقتی است که ما در انجام کار مطلوب‌مان، ناتوانیم یا واردار به انجام کاری می‌شویم که آن را دوست نداریم. به تعبیر اسونسن در این موارد دچار نوعی «ملال عمیق» می‌شویم که البته وضعیت بدتر و حادترش وقتی است که از پذیرش مسئولیتی در موقعیت‌های زندگی عاجز شویم. در اینجا منظور از ملال «ملال موقعیتی» است. بدین معنا که از درون موقعیت برخواسته است و این متفاوت است از زمانی که «حوصله ندارم» را نه در معنای لفظی این کلمه بلکه به صورت عبارتی انتقادی به کار می‌بریم تا اعلام نارضایتی کنیم. مثل زمانی که نمی‌خواهیم با کسی گفت‌وگو کنیم یا نمی‌خواهیم جایی بایستیم و می‌گوییم حوصله ندارم.

ملال و اوقات فراغت
یکی از وجوه دیگر قابل مطالعه ارتباط بی‌حوصلگی و اوقات فراغت است. بخشی از اینکه چرا در کنار افزایش اوقات فراغت ابتلا به ملال افزایش یافته است، ریشه در نحوه گذران فراغت دارد. مثلاً بسیاری از ما درگیر رسانه‌ها(تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی، مطبوعات و…) هستیم. رسانه‌ها اگر چه دسترسی آسان و رایگان دارند اما همان‌طور که «پست من» و اندیشمندان دیگر توضیح داده‌اند در صورتی که فرد توان و سواد رسانه‌ای انتقادی لازم را برای انتخاب از میان سروصداهای رسانه‌ای و اراده‌ای برای خودشکوفایی، مشارکت فعال و معنا دادن به زندگی خود نداشته باشد، رسانه‌ها ملال را تشدید می‌کنند و حتی ملال تحمل ناپذیر را بر ما تحمیل می‌کنند.

مواجهه با ملال
در کنار توصیف ملال باید به این بیندیشیم که چگونه باید با آن مواجه شویم. اگر ما مدت طولانی‌ای در ملال بمانیم زندگی به «ملال تحمل ناپذیر» سوق می‌یابد. چیزی که می‌تواند ملال را کاهش دهد تلاش ما برای خودشکوفایی است. ما باید تلاش کنیم تا زندگی برای ما جالب شود. زندگی وقتی برای ما جالب می‌شود که ما از توانایی‌ها و ظرفیت‌های وجودی خود چون خلاقیت، گفت‌گو و استدلال کردن و از ظرفیت‌های اخلاقی مثل بخشش کردن، یاری دیگران و با هم بودن استفاده کنیم. ما آدم‌ها برای آنکه زندگی پرشوری داشته باشیم نیازمند مسئولیت‌پذیری نیز هستیم. چیزی که ما را از ملال و بی‌حوصلگی آزاد می‌کند قبول مسئولیت است.

مطالب مرتبط