تفریح اخلاقی

نکته ای درباب اخلاق در شبکه های اجتماعی

 

دکتر اریک شویتزگبل (استاد فلسفه دانشگاه ریورساید کالیفرنیا)  مترجم: محمدزهیر باقری نوع پرست
منبع: nedaesfahan
چرا از محکوم کردن رفتارهای نادرست در شبکه های اجتماعی لذت می بریم؟

«محکوم کردن رفتارهای نادرست» بخش مهمی از فعالیت اخلاقی است و شبکه های اجتماعی بستری تاثیرگذار برای این کار هستند. محکوم شدن نژادپرستی، جنسیت گرایی و تبعیض علیه افراد دارای معلولیت در شبکه های اجتماعی، آگاهی ما را نسبت به این مسائل افزایش می دهد. با این حال، محکوم کردن رفتار بد افراد در شبکه های اجتماعی بیش از اندازه «مفرح» شده است، به شکلی که من را به عنوان فیلسوف اخلاق و روانشناس نگران می کند. چرا محکوم کردن دیگران در شبکه های اجتماعی اینقدر مفرح شده است و این لذت های ناشی از محکوم کردن افراد در شبکه های اجتماعی نشان دهنده چیست؟

مشخصا بخشی از این تفریح به این خاطر است که وقتی شما فردی را محکوم می کنید شما عضوی از یک تیم می شوید. با محکوم کردن رفتارهای بد، شما و دوستانتان در تیم آدم خوب ها قرار می گیرید؛ تیمی متحد علیه شخص یا اشخاصی که کاری احمقانه یا ناپسند انجام داده اند و با هیجان آنها را محکوم می کنید. کارهای احمقانه و ناپسندی که صدالبته شما هرگز انجام نمی دهید!

یکی از لذت های بزرگ زندگی این است که به همراه دیگرانی که نظرات مشابه شما دارند، افرادی که خارج از گروه شما هستند را محکوم کنید و در برابر آنها – اگر نه در واقعیت حداقل در تخیل خود – به پیروزی برسید. این «لذتی اخلاقی و اجتماعی» است و هنگامی که محکوم کردن شما به لحاظ اخلاقی درست باشد و قابل دفاع، این عمل می تواند کاملا موجه و خوب جلوه کند.

یکی از ابعاد مهم این «تفریح اخلاقی» این است که برای این رفتار «محکوم کردن» دیگران بازخوردی نامطلوب دریافت نمی کنید. دوستان شما در شبکه های اجتماعی به احتمال زیاد شبیه شما فکر می کنند و اگر چنین نباشد احتمالا سکوت خواهند کرد. و حتی اگر ساکت نباشند، می توانید پست های آنها را نادیده بگیرید و با لایک نکردن آنها، از دیده شدن بیشتر آنها جلوگیری کنید. «لایک» وجود دارد ولی «دیس لایک» یا مخالفت وجود ندارد. اگر امری که بین دوستانتان بحث برانگیز است را محکوم کنید، ممکن است در بخش نظرها واکنش هایی ببینید ولی معمولا در «محکوم کردن» دنبال چنین مواردی نمی گردیم، بنابراین بهترین حالت محکوم کردن، محکوم کردن پدیده ای است که مطمئن هستیم دوستانمان نیز محکوم می کنند یا حداقل به آن واکنش نشان نخواهند داد.

بخش دیگری از این «تفریح اخلاقی» این است که شخصی را که هدف محکومیت شما است دگرگون می کنید. شما در حال محکوم کردن شخصی هستید، بله، ولی تقریبا همیشه عملی واحد را محکوم می کنید، یا شاید اعمالی مشابه به یکدیگر را که تنوع آنها نیز زیاد نیست. شخصی که محکوم می شود تنها از طریق چند نقل قول یا عکس دیده می شود که ممکن است بازتابی از یک تصمیم اشتباه در یک زندگی بسیار پیچیده باشد، ولی از طریق تکرار و تاکید محکومیت به صفتی بارز در شخص محکوم شده تبدیل می شود.

شما واکنش شخص محکوم شده را نمی بینید، زمینه وقوع عملی که محکومش می کنید را نمی بینید، تلاش محکوم شده برای عذرخواهی و تغییر را هم نمی بینید یا اگر هم عذرخواهی را ببینید، از آنجایی که این عذرخواهی ها را نمی پذیرید، خود این عذرخواهی نیز تبدیل به سیبل جدید محکومیت می شود.

شاید یکی از تفاوت های سادیسم و بدخواهی این باشد که «سادیسم» بر گوشت و خون قربانی جشن می گیرد، در حالی که «بدخواهی» تنها به بخشی از یک شخص می خندد و تعمدا از نگاه کردن به کلیت انسانی او طفره می رود. لذت محکوم کردن در شبکه های اجتماعی تا حدود زیادی از نوع «بدخواهی» هستند.

به نظرم محکوم کردن اعمال زشت نباید پایان بیابد. با محکوم کردن اعمال غیراخلاقی به تقویت هنجارهای جامعه خود کمک می کنیم. نمی توانیم همیشه با افرادی که اشتباه می کنند همدردی کنیم. با این حال، وقتی در شبکه های اجتماعی گذر می کنیم می بینیم که عکس گربه های ملوس و مطالب خنده دار به اندازه «محکوم کردن افراد» مورد توجه قرار می گیرد. به نظر می آید در چنین تعاملی، «انسانیت» قدری غایب است. شخص خطاکار به عنوان یک انسان گاهی مستحق بخشیده شدن است.