درآمدى بر صورت‌بندى «جایگاه مسجد در سیاست‌هاى جمهورى اسلامی ایران»، بر پایۀ تطورات کارکردى مساجد در گذر تاریخ

محسن لب‌خندق
محمد حسن هاشمیان
چکیده
مسجد، به‌عنوان اصیل‌ترین نهاد فرهنگی برخاسته از اندیشۀ دینی، ظرفیت‌های نهفتۀ فراوانی برای نقش‌آفرینی در حیات فرهنگی جامعۀ اسلامی دارد. مساجد مانند هر پدیدۀ دیگر، تنها در صورت سیاست‌گذاری و مدیریت صحیح می‌توانند نقش خود را به بهترین وجه در مناسبات مختلف جامعه ایفا کنند. یکی از ابعاد مهم سیاست‌گذاری و مدیریت مساجد، توجه به ابعاد کارکردی این نهاد مقدس است. در این مقاله، با بررسی منابع تاریخی و دینی، ده کارکرد برای مساجد در جامعۀ اسلامی شناسایی و احصاء شده و سیر تطورات این کارکردها در چهار دوره مورد بررسی قرار گرفته است: 1) دوران صدر اسلام: دورۀ شکوفایی و بالندگی مسجد؛ 2) دوران فتوحات و آغاز ارتباط مسلمانان با دیگر تمدن‌ها: دورۀ آغاز افول و انحراف مسجد از جایگاه دینی خود؛ 3) دوران پس از فتوحات تا آغاز جنبش‌های سیاسی دینی: دورۀ رکود مسجد و تقلیل کارکردی آن؛ 4) دوران جنبش‌های سیاسی امت اسلامی: دوران بازگشت به کارکردهای غیرفردی. در نهایت، نحوۀ پرداختن به این کارکردها در دورۀ پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، مورد تحلیل و بازخوانی قرار گرفته است تا از این رهگذر بتوان به سیاست‌گذاری اعتلای جایگاه مسجد در جمهوری اسلامی ایران اندیشید.
کلید واژه‌ها
مسجد، کارکردهای دینی مسجد، تطورات تاریخی، سیاستگذاری.
مقدمه
مسجد، به‌عنوان اصیل‌ترین نهاد فرهنگی برخاسته از اندیشۀ دینی، ظرفیت‌های نهفتۀ فراوانی برای نقش‌آفرینی در حیات فردی و اجتماعی جامعۀ اسلامی دارد. مسجد، در فرهنگ دینی، مکان بندگی و عبادت، جوشش و حرکت، سیاست‌ورزی و علم‌آموزی است.
در دوره‌های مختلف تاریخی، توجه جامعۀ اسلامی به مسجد با فراز و فرودهایی همراه بوده و این مکان قدسی را با تحولاتی روبه‌رو کرده است. این فراز و فرودها، از عوامل مختلفی سرچشمه گرفته و همیشه یک علت نداشته‌اند. تغییرات و تبادلات فرهنگی، تغییرات سیاسی و رویۀ متفاوت حاکمان و زمام‌داران، ظهور رقیبان جدید در کنار مسجد و…، همگی در زمرۀ این علت‌ها و عوامل‌اند. این تغییرات، غالباً در کارکردهای اصلی مساجد در جامعۀ دینی ظهور و بروز یافته‌اند. مبتنی بر همین تحولات، می‌توان دوره‌های گوناگون تاریخی‌ای را شناسایی کرد و هر دوره را موشکافانه تحلیل نمود.
تعریف کارکردهای مسجد، امری دشوار است و به‌خاطر شرافت این مکان و جایگاه ویژۀ آن در اسلام، ملاحظات فقهی و غیرفقهی بسیاری در این کار وجود دارد. از طرفی مدیریت این نهاد فرهنگی، مستلزم شناخت کارکردهای آن است و بدون فهم دقیق این کارکردها، نمی‌توان نقش این نهاد را در فضای فرهنگی جامعه تعیین کرد. بدین منظور، باید مروری موشکافانه بر کارکردهای مسجد – در منظومۀ معارف دینی – صورت گیرد تا تصویری جامع از این مسئله ارائه شده و راه برای مدیریت صحیح این نهاد دینی هموار گردد. در این مقاله بر آنیم تا تبیین جامعی از این کارکردها صورت پذیرد.
در ادوار حیات مسجد، عصر انقلاب اسلامی، به‌عنوان دورۀ شکوفایی مجدد ظرفیت‌های این مکان مقدس در ایران قلمداد می‌شود. در این دوره، ظرفیت‌های نهفته و از یاد رفتۀ مسجد بار دیگر احیا شد و مسجد جایگاه اصیلش را بازیافت و اینک در دهۀ چهارم انقلاب اسلامی، لازم است تا مروری دیگر باره بر مسجد و وضعیت آن در جامعه صورت پذیرد و با بازخوانی جایگاه مسجد در منظومۀ معارف اسلامی، سیاست‌ها و برنامه‌های ادارۀ مساجد بازبینی شود. از همین‌رو، این نوشتار بر آنست تا با تحلیل کارکردی مساجد در طی ادوار مختلف تاریخی، وضعیت کنونی مساجد در ایران اسلامی را به‌صورت کلی ترسیم کند و تا حدودی افق تغییرات سیاستی پیرامون مساجد را روشن نماید.
2. تعریف مسجد
در ریشه‌شناسی واژۀ «مسجد» دو نظر عمده وجود دارد: برخی مسجد را واژه‌اى عربى از ریشه «سجد» به معناى محل سجده(سجده‌گاه) می‌دانند و برخی نیز بر این باورند كه این واژه، عربى‌شدۀ واژۀ آرامى «مَزِگت» به معنای خانۀ خداست (معین، 1376 ج1: مدخل «مزگت»، ص ۴٠۶٣؛ دهخدا، مدخل «مزگت») گرچه ادیان و مذاهب و یا اقوام مختلف، هر یک برای خویش معبدی با نام‌های گوناگون داشته‏اند، اما اسلام «معبد» خویش را «مسجد» نام نهاده است؛ نامی که یادآور اوج کرنش، خضوع و بندگی است و به همین جهت است که «مسجد» و «نماز» همزاد هم و هماره تداعی‌کنندۀ یکدیگر بوده‏اند؛ زیرا از میان عبادات، عبادتی چون نماز است که در آن آدمی به سجده می‏رود و در برابر عظمت معبود و مسجود سر بر خاک می‏ساید (جوان‌آراسته، 1386: 139).
مسجد در عرف و فرهنگ اسلامى به عبادت‌گاه مسلمانان اطلاق مى‌شود، اما در اصطلاح فقهی تعریف دقیق‌ترى دارد: «المراد بالمسجد المكان الموقوف على كافّة المسلمین للصّلاة» (نجفى، 1392، ج14، ص61)؛ یعنى مكانى وقفی كه براى اقامۀ نماز همۀ مسلمانان وقف شده باشد.
بر این اساس، سه ویژگى اصلى مسجد عبارت‌اند از:
الف) موقوفه بودن و در تملك فرد خاصى نبودن؛
ب) تعلق آن به همه مسلمانان؛
ج) بهره‌برداری از آن براى اقامه‌ی نماز.
یادآور مى‌شود كه این واژه به صورت مفرد (مسجد) و جمع (المساجد)، جمعاً ٢٨ بار در قرآن به كار رفته است كه ١۵ بار آن به صورت«المسجدالحرام»- مسجدى كه كعبه در آن قرار دارد- و یك بار نیز به‌صورت: »المسجدالاقصى»- مسجد معروف بیت‌المقدس- آمده است (الویری، 1386، ص94).
3. جایگاه مسجد در منظومۀ اندیشۀ دینی
در اهمیت و شرافت این مکان، همین بس که «مسجد»، خانۀ خدا شمرده شده است: «خانه‌های من در زمین، همان مساجداند که برای اهل آسمان می‌درخشند، آن‌گونه که ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند…».
فلسفۀ لزوم تعظیم و تکریم این مکان شریف نیز خانۀ خدا بودن آن است: «ابوبصیر مى‌گوید از امام صادق7 دربارۀ علت لزوم تعظیم مساجد پرسیدم. امام7 فرمودند: به تعظیم مساجد فرمان داده شده براى آن‌که مساجد خانه‌هاى خدا در زمین‌اند».
روایات فراوان و متنوعی که دربارۀ مسجد وارد شده و احکام، آداب و الزامات خاص ورود، حضور و خروج از آن، اهمیت این پایگاه بندگی در اسلام را مشخص می‌کند. استحباب ساخت مسجد، استحباب تردد در مساجد، حریم قائل شدن برای مساجد، سرعت گرفتن برای ورود به مساجد، ملازمت بر طهارت، قرائت قرآن، خوشبو‌کردن و پوشیدن لباس‏های آراسته و تمیز در آن، تمیز نمودن مساجد، آرامش و وقار از یک سو و نهی از خرید و فروش، ورود دیوانگان، خوردن، خوابیدن، ایجاد نقش و نگار در مسجد و به امور دنیوی سرگرم شدن از سوی دیگر، در راستای زمینه‏سازی و فراهم آوردن مکانی ویژه برای بندگی خالصانه و پاک شدن انسان‏هاست (جوان‌آراسته، 1386: 142).
مسئلۀ دیگری که به این مکان شریف، اهمیت و جایگاه ویژه‌ای می‌بخشد، کارکردهای منحصر به‌فرد و متنوعی است که مسجد در حیات جامعۀ اسلامی دارد؛ چنان ‌که مجموعۀ این کارکردها، مسجد را از یک مکان صرف، به «نهاد»ی تبدیل می‌کند که فعالانه در عرصۀ حیات فردی و اجتماعی مسلمانان نقش‌آفرین خواهد بود. این نهاد الاهی، در منظومۀ معارف دینی، بی‌رقیب و منحصر به‌فرد است و مجموعۀ آیات و روایات، بیان‌گر این مهم است که این جایگاه بالا و والا، اصالت و موضوعیت دارد. به‌تعبیر دیگر، از مجموعۀ ادلّۀ دینی، چنین برداشت می‌شود که جایگاه مسجد در جامعه- با همان ویژگی‌ها و شاخصه‌هایی که از جانب شارع مقدس رسیده است- باید حفظ شده و این نهاد، نباید تحت‌الشعاع نهادهای دیگر قرار گرفته و نقش‌های محوری خود در نظام فردی و اجتماعی اسلام را از دست دهد.
4. کارکردهای مسجد
برای شناخت جایگاه مسجد، باید کارکردهای آن را در منظومۀ معارف دینی شناخت تا به نقش بی‌بدیل آن در تحقق اهداف دین در جامعه پی برد. از مجموعۀ آیات و روایات و همچنین با بررسی سیرۀ معصومین‌:، به‌دست می‌آید که مسجد، مکانی است برای عبادت پروردگار. به ‌عبارتی، مسجد، مکانی است ویژۀ بندگی و نه چیز دیگر. این مسئله با منحصر‌کردن کارکرد مسجد در «نیایش»، متفاوت است. کسانی‌که با تمسک به انحصار کارکرد مسجد به کارکرد عبادی، آن را تنها مکانی برای نیایش با پروردگار دانسته‌اند، درک صحیحی از معنای «عبادت» در معارف الاهی ندارند.
در فرهنگ اسلامی، تمامی فعالیت‏های انسان در وضعیت خاصی می‏تواند رنگ عبادی به خود بگیرد. در این صورت، اعمال به ظاهر مادی و دنیایی، در واقع، معنوی و اخروی‌اند. تربیت دینی در صدد است تا از این ظرفیت و قابلیت که در همۀ انسان‏ها وجود دارد استفاده نماید. انسانِ تربیت‌یافته در این مکتب، می‏تواند به درجاتی نایل شود که همۀ زندگی او الاهی و عبادی شود: (قل إن صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین) (انعام: 162).
بدین ترتیب، «عبادت» در فرهنگ دینی، به «عبادت خاص (نیایش)» و «عبادت عام» تقسیم می‏شود و اگر «مسجد» محل عبادت است، شایستۀ انجام هر دو دسته از عبادات خواهد بود.
به این نکته کمتر توجه شده است که چرا خانه پیامبر و مسجد او در کنار یک‌دیگر قرار گرفتند؟ پیامبر واسطه میان خدا و خلق است؛ رابطه‏ای با خدا و پیوندی با مردم دارد. به گواهی تاریخ، پیامبر در برقراری هر دو ارتباط (ارتباط با خدا و ارتباط با مردم) از مسجد بهره می‏گرفته و چه بسا رمز همجواری خانه او با مسجد همین بوده است؛ پیوندی ناگسستنی و دائمی با خداوند و مردم، از پایگاهی به نام مسجد.
بدین ترتیب، مسجد تنها محلی برای ارتباط با خدا نبود. ارتباط با جامعه و امّت نیز در دستور کار قرار می‏گرفت و میان «مسجد» و «اجتماع» و امور مربوط به آن پیوندی همیشگی برقرار بود. یکی از موفقیت‏های شگفت‏انگیز پیامبر را باید در همین پیوند »مسجد و مردم» و یا به تعبیری پیوند «دین و دنیا «از طریق مسجد جست‌وجو کرد (جوان‌آراسته، 1386: 140).
رهبر انقلاب اسلامی، این پیوستگی را بدین‌سان تشریح می‌کنند:
پدید آوردن هویتی به نام مسجد، نخست در قبا و سپس در مدینه، در شمار زیباترین و پرمغزترین ابتکارهای اسلام در آغاز تشکیل جامعۀ اسلامی است. خانۀ خدا و خانۀ مردم؛ خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم، کانون ذکر و معراج معنوی و عرصۀ علم و جهاد و تدبیر دنیوى؛ جایگاه عبادت و پایگاه سیاست، دوگانه‌های به هم‌پیوسته‌ای است که تصویر مسجد اسلامی و فاصلۀ آن با عبادت‌گاه‌های رایج ادیان دیگر را نمایان می‌سازد. در مسجد اسلامى، شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگی پاک و خردمندانه و سالم، در هم مى‌آمیزد و فرد و جامعه را به طراز اسلامی آن نزدیک مى‌کند. مسجد، مظهر آمیختگی دنیا و آخرت و پیوستگی فرد و جامعه در دیدگاه و اندیشۀ مکتب اسلام است (پیام به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز، 20/7/1389).
موضوع کارکردهای مسجد، از کلیدی‌ترین نقاطی است که پژوهش‌گران و محققان مسلمان در مورد آن سخن گفته‌اند. در این میان، انواع دسته‌بندی‌ها از این کارکردها ارائه شده است. برای مثال، در کتاب المساجد فی‌الاسلام -که با تمام نواقص و کاستی‌هایش، یکی از متقدم‌ترین و جامع‌ترین کتاب‌های نگاشته‌شده دربارۀ مسجد است- نویسنده در فصل چهارم، به یازده کارکرد مسجد در تاریخ اسلام اشاره کرده که عبارت‌اند از: 1) مرکز اسلامی و محل اجتماع مسلمانان؛ 2) محل حفظ بیت‌المال مسلمانان و خزانۀ کشور؛ 3) مرکز تولید نقدینگی و پول؛ 4) زندان و محل نگهداری مجرمان؛ 5) پناهگاه مردم؛ 6) دادگستری؛ 7) بیمارستان و داروخانه؛ 8) مجلس شورا و قانون‌گذاری؛ 9) مرکز تبلیغات و رسانۀ جهان اسلام؛ 10) مرکز تعلیم و آموزش و 11) کتابخانه (حجتی، 1374: 79).
مستشرقان و دین‌پژوهان غیرمسلمان نیز به مسجد و کارکردهای آن توجه ویژه داشته‌اند. برای نمونه، مارسل بوازار- اسلام‌شناس سویسى- دربارۀ نقش نیرومند مسجد در فرهنگ، اقتصاد، سیاست و وحدت مسلمانان می‌نویسد:
مسجد عامل نیرومندى در همبستگى و اتحاد مسلمانان جهان است و اهمیت اجتماعى و فرهنگى آن را از این بابت نمى‌توان نادیده گرفت، به‌ویژه در روزگار معاصر که مسلمانان شور و حرارت صدر اسلام را دگربار از خود نشان مى‌دهند، مساجد به‌صورت مراکز تربیت روحانى و پایگاه جنبش امت مسلمانان در برابر ستمگران و سلطه‌جویان درآمده است و به‌تدریج، مساجد، موقعیت سال‌هاى نخستین ظهور اسلام را به‌دست آورده‌اند. تأسیس کتابخانه‌ها و تالار اجتماعات در درون مساجد، این حقیقت را آشکار می‌سازد که مساجد در اسلام، بدان‌گونه که بعضی پنداشته‌اند، منحصراً برای ادای فریضۀ نماز نیست و یقیناً یکی از مراکز سیاسی و مهم اسلام است (بوازار، 1361: 101-102)
بسیاری از صاحب‌نظران، مصادیق کارکردی مسجد را به‌صورت موضوعی دسته‌بندی نموده‌اند. در این زمینه، انواع دسته‌بندی‌های موضوعی وجود دارد. برای مثال، کارکردهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و…از این قبیل هستند. لازم به‌ذکر است برخی از کارکردها یا مصادیقی از هر کارکرد که در منابع محققین ارائه شده است، مستند به سیرۀ رسول خدا یا دیگر معصومین: نیست و تنها به استناد عمل مسلمین به آنها اشاره شده است.
در ادامه، تلاش شده تا با مطالعه‌ی منابع دینی و تاریخی، مجموعۀ کارکردهایی که مستند به سیرۀ معصومین: است در دسته‌بندی‌ای جامع ارائه شود. این کارکردها در ده سرفصل ذیل احصاء و جمع‌بندی شده است:
الف) کارکرد عبادی-نیایشی (عبادت به‌معنای خاص)؛ ب) کارکرد اخلاقی-تربیتی؛ ج) کارکرد علمی- آموزشی؛ د) کارکرد فرهنگی- تبلیغی؛ ه‍.) کارکرد اجتماعی؛ و) کارکرد سیاسی؛ ز) کارکرد نظامی؛ ح) کارکرد قضایی؛ ط) کارکرد اقتصادی؛ ی) کارکرد الگوسازی جامعۀ نمونه.
در ادامه، به ‌شرح مختصر این کارکردها خواهیم پرداخت.
1.4. کارکرد عبادی- نیایشی (عبادت به‌معنای خاص)
در تحلیل اقدام پیامبر9 براى تأسیس مسجد به‌عنوان نخستین گام بنا نهادن جامعه‌اى نو، آنچه در نگاه نخست به نظر می‌آید این است که پیامبر با این اقدام خود می‌خواست در اقدامى نمادین، جوهرۀ عبودى جامعه و حکومت را در اندیشه اسلامى بنمایاند؛ یعنى وقتى نخستین گام در مسیر نهادینه‌سازى و آسان‌سازى عبادت برداشته و فضایى کالبدى براى عبادت ساخته مى‌شود، گویى بذرى افشانده و نهالى نشانده مى‌شود که گام‌هاى بعدى، همگى بار و بر و ثمر آن بذر و نهال و برخوردار از جوهره و ویژگى‌هاى اصلى آن‌اند. در چنین تصویرى، تمامى فعالیت‌هاى بعدى پیامبر در مدینه، در مسیر ساختن جامعه اسلامى، مانند دایره‌هاى متحدالمرکز، از همان جوهرۀ عبودى سرچشمه گرفته است. مسلمانان نیز با تأسى به پیامبر، باید عبودیت خدا را جوهرۀ هر شهر و جامعه و نظام اسلامى بدانند (الویری، 1386: 95).
روشن است که اولین کارکردی که در مورد مسجد به ذهن تبادر می‌کند، بعد عبادی- به‌معنای خاص- آن است. اما رسول اکرم9 با استفاده از این ذهنیت و سپس با به‌کارگیری مسجد در زمینه‌های مختلف، جوهرۀ عبادی مسجد را به دیگر ساحت‌های حیات اجتماع تسری دادند. شاید بتوان از منظری دیگر به اهمیت بعد عبادی – نیایشی مسجد، نظر انداخت. شیوۀ شکل‌گیری هویت اجتماعی یک جامعه، مبتنی بر هویت تک‌تک افرادی است که در جامعه زندگی می‌کنند؛ پس استحکام یک جامعه، بر استحکام شخصیت افراد آن جامعه مبتنی است و برای ساختن یک جامعۀ آرمانی، باید انسان‌های تربیت‌یافته‌ای داشت که در یک کلام، عبد و بندۀ صالح پروردگار باشند. با این تعبیر، حتی بعد عبادی – نیایشی مسجد که جنبه‌ای فردی تلقی می‌شود، از یک منظر، هویت اجتماعی دارد.
به هر صورت، نیایش و اعمال عبادی، رکن هویتیِ مسجد است و دیگر کارکردهای مسجد، در طول این بعد از هویت آن معنا می‌یابند. شاهد این مسئله آنست که در تمام دوره‌های تاریخی پس از اسلام، بسیاری از کارکردهای مسجد – ولو به خطا- دست‌خوش تغییر و کاستی شده‌اند، اما کارکرد عبادی- نیایشی آن، هیچ‌گاه از میان نرفته است.
2.4. کارکرد اخلاقی- تربیتی
تربیت شخصیت انسان، مسئله‌ای است که با همۀ ساحت‌های زندگی و عناصر پیرامونی‌اش – اعم از نیایش، آموزش، اعمال سیاسی، اقتصاد، روابط اجتماعی و…- مرتبط است و از آنها جدا نیست. اما در عین حال، روشن است که «تربیت» حقیقتی مستقل و شاید بتوان گفت اعم از همۀ این موارد است.
در این‌جا منظور از کارکرد تربیتی- اخلاقی، تزکیه، کسب فضائل و رفع رذائل است. اگرچه این تزکیه و کسب فضائل، گاه با آموزش و تعلیم، گاه در بستر روابط اجتماعی، گاه در حوزۀ سیاست و گاه با اعمال عبادی فردی و نیایش‌های شخصی به دست می‌آید، اما تخلّق و تربیت، خود هویتی مستقل از تعلیم، نیایش، روابط اجتماعی، سیاست و… دارد.
رسول خدا و ائمۀ معصومین:، مسجد را محیطی برای موعظه و تربیت نفوس انسان‌ها قرار داده و در تزکیه و تطهیر وجود آنها همت می‌گماشتند. خطبه‌های سراسر پند و موعظه امیرمؤمنان7 در نهج‌البلاغه، غالباً در مسجد کوفه ایراد شده است. در لسان روایات، تخلق به اخلاق حمیده و دوری از معاصی، یکی از دستاوردهای حضور در مسجد معرفی شده است. در حدیث مشهوری که از شش تن از معصومین‌: با تعبیرهای گوناگون نقل شده است ، مستقیماً به این کارکرد اشاره شده: «من اختلف الی المساجد، اصاب احدی الثمان….، او یترک ذنباً خشیةً، او حیاءاً؛ کسی که به مساجد رفت و آمد داشته باشد، به یکی از هشت[فایده] می‌رسد…، یا گناهی را از روی ترس [از خدا یا مردم] ترک می‌کند، یا با حیا می‌شود [از روی حیاء الاهی، ترک معصیت می‌کند]».
3.4. کارکرد علمی- آموزشی
در منظومۀ کارکردهای مسجد، نقش معرفت‌دهی و نشر علم به‌واسطۀ این مکان مقدس، جلوۀ ویژه و برجسته‌ای دارد. این کارکرد چنان برجسته است که می‌توان آن را جزء مهم‌ترین و اساسی‌ترین کارکردهای مسجد دانست. روایت مشهوری که از رسول اکرم9در این زمینه وارد شده، گویای این اهمیت و جایگاه ویژه است:
رسول خدا9 به‌سوی مسجد خارج شدند و هنگامی‌که در مسجد دو مجلس برپا بود – یکی مجلسی که در آن تفقه در دین کرده (تعلیم و تعلم دین) و دیگری مجلسی که به دعا و سؤال از خداوند مشغول بودند – پس حضرتش فرمود، هر دو مجلس به سوی خیر است، اما آنها مشغول نیایش پروردگارند و آنها در حال تعلیم و تعلم و یاددهی و آگاهی‌بخشی به جاهل. آنها[اهل مجلس تعلیم و تعلم] برترند، من برای تعلیم فرستاده شدم. سپس در کنار آنها [گروه مشغول به علم‌آموزی] نشست.
این کارکرد مسجد، در زمرۀ مواردی است که به‌رغم فراز و فرود در دوره‌های مختلف تاریخ، در اغلب این دوره‌ها حفظ شده است. صفحات تمدن شکوهمند اسلامى در بردارندۀ نمونه‌هاى شایان توجّهى از مساجد مهم و کارکرد آموزشى آنهاست که در بسیارى از آنها همچنان آموزش رواج دارد. مسجدالحرام، مسجدالنبى، جامع بصره، جامع کوفه، جامع فسطاط (جامع عمرو بن عاص)، مسجدالاقصى، جامع دمشق، جامع زیتونه، جامع قیروان، جامع منصورى در بغداد، جامع قرطبه، جامع قرویین (فارس مراکش)، و جامع ابن طولون و جامع ‌الازهر، از نمونه مساجدی هستند که داراى حلقات درس بوده‌اند (غنیمه، 1372: 61-82). در نگاهى تاریخى، آموزش‌هاى متعارف در مساجد، شاخه‌هاى گوناگون علوم اسلامى، به ویژه قرآن، احادیث، احکام، اخلاق و علوم متعلق به آنها به‌ویژه علم کلام و فقه بوده است (شلبی، ١٣۶١: 96-97).
به خاطر نهادینه شدن این کارکرد، ساختن کتابخانه در جوار مساجد، یکی از پدیده‌هایی است که در سده‌های مختلف دیده می‌شود و برخاسته از نیازمندى آموزش به کتاب و کتابخانه بوده است. کارکرد علم‌آموزی، چنان با مسجد گره خورده و جزء ناگسستنی هویت آن شده است که حتی در برهه‌ای از زمان، این بحث در میان فقها مطرح می‌شود که آیا ساختن مدرسه جایز است یا خیر؛ یعنی بحث چنان می‌شود که با وجود مساجد، آیا ساختن مدرسه جایز است؟ (حسینی بوشهری، 1379: 45). در حقیقت، اولین مکان‌های علم‌آموزی، مساجد بوده‌اند و همین امر سبب شد تا فقها ایجاد رقیبی مانند مدارس را برای مساجد، محل تأمل بدانند؛ چراکه پدید آمدن مدرسه یا مکتب، کاربری آموزشی مسجد را تا حد زیادی تحت‌الشعاع قرار می‌داد.
اوج کاربرد آموزشی مسجد در چهار سدۀ اول بوده است و از سدۀ چهارم به بعد، چون پاره‌ای از مدرّسان، بحث و گفت‌گو و مناظره را خلاف احترام مساجد و آن‌جا را مخصوص نماز و عبادت و نیاز می‌دانستند، از این‌رو محل تعلیم و تعلم را در مدارس قرار دادند و از آن تاریخ به بعد، بر تعداد مدارس در شهرها افزوده شد (سامی، 1352: 35) روشن است که چنین تلقی انحرافی‌ای از کارکرد مسجد و منحصر‌کردن آن در نماز و نیایش، به افول نقش‌آفرینی مسجد در عرصۀ حیات علمی جامعه اسلامی انجامیده است.
4.4. کارکرد فرهنگی- تبلیغی
مراد از کارکرد فرهنگی- تبلیغی، استفاده از مسجد به‌عنوان پایگاه اطلاع‌رسانی و ابلاغ پیام است. در حقیقت، کارکرد فرهنگی- تبلیغی، نشان‌گر نقش‌آفرینی رسانه‌ای مسجد است و حتی عنوان «کارکرد رسانه‌ای» را می‌توان جایگزین عنوان «کارکرد فرهنگی- تبلیغی» کرد.
نشانه‌های فراوانی در سیرۀ معصومین:، به‌ویژه در سیرۀ نبی اکرم9 وجود دارد که ایشان مسجد را به پایگاه اصلی ابلاغ پیام تبدیل فرموده‌اند. این پیام، تنها پیام وحی نبوده و ابلاغ هر نوع پیامی که مربوط به عموم جامعه باشد از این پایگاه رخ می‌داده است.
این سنت نبوی سبب شد تا «مسجد»، اصلى‌ترین مکان شکل‌دهى افکار عمومى، فرهنگ‌سازى و اطلاع‌رسانى در تمدن اسلامى شود (الویری، 1385). نداى «الصلاة مع الجماعة» در عهد پیامبر و پس از آن، فراخوانى عمومى براى گردِ هم آوردن مسلمانان در مسجد و آگاهى از امر مهم به هنگام اقامه نماز جماعت بوده است. پس از تشریع اذان، مردم در غیر اوقات نماز نیز با بانگ مؤذن به مسجد مى‌آمدند (ابن سعد، 1363: 146).
ابلاغ پیام، منحصر به مسلمانان نبود و غیرمسلمانان نیز از همین پایگاه، پیام اسلام را دریافت می‌کردند. پیامبر9 در کنار یکی از ستون‌های مسجد که تا به امروز نیز به ‌نام «اسطوانة ‌الوفود» (ستون هیئت‌ها) شناخته می‌شود، هیئت‌های اعزامی‌ای را که از سوی قبایل گوناگون به مدینه می‌آمدند به حضور می‌پذیرفتند و با آنان به مذاکره‌های دینی و اجتماعی می‌پرداختند. گرچه این مذاکره‌ها از جنبه‌های سیاسی نیز برخوردار بود؛ ولی از آن رو که این هیئت‌ها معمولاً به ‌منظور گرویدن به اسلام به مدینه می‌آمدند، بحث و گفت‌وگو دربارۀ معارف اسلامی، بخش‌های از این مذاکرات را به‌خود اختصاص می‌داد (نوبهار، 1373، ج2: 116).
رسول اکرم9، برای ابلاغ پیام، تنها از گفت‌وگو و سخن‌رانی بهره نمی‌گرفتند. روش‌های ابلاغ پیام در مسجد متنوع بود. ایشان محیط مسجد را کاملاً فرهنگی می‌دانستند و گاه با شیوه‌های فرهنگی غیرمستقیم، پیام‌های خود را به دیگران منتقل می‌فرمودند. برای مثال، در حضور آن حضرت و با اجازۀ ایشان، مسابقه‌هایی (مانند مسابقۀ شعر) در مسجد برگزار می‌شد و پیامبر9 نیز در آن‌جا شاهد بوده و گاه خود ایشان در اعطای جوایز و هدایا مشارکت می‌کردند (حسینی بوشهری، 1379: 46). در کتب سیره و تاریخ پیامبر9، شواهد فراوانی یافت می‌شود که شعرا در حضور آن حضرت به سرودن اشعار می‌پرداخته‌اند. بلکه گاهی ایشان برخی از شعرا مانند «حسّان» را برای سرودن اشعار به مسجد دعوت می‌نمودند (نوبهار، 1373، ج1: 350).
البته، هر نوع پیام‌رسانی در مسجد مورد تأیید نبوده و تنها پیام‌هایی که محتوای دینی و صبغۀ الاهی دارند باید از مساجد ابلاغ و اطلاع‌رسانی شوند. ابلاغ پیام‌های دنیوی و مادّی از پایگاه مسجد، از جانب بزرگان دین نهی شده است. روایتی که در ادامه می‌آید، به‌روشنی گویای این مسئله است: «ان رجلاً جاء الی‌ المسجد ینشد ضالّه له فقال رسول الله قولوا له لا ردّ الله علیک، فإنها لغیر هذا بنیت قال ورفع الصّوت فی‌المساجد یکره…»؛ مردی به مسجد آمد و با صدای بلند اعلام کرد که چیزی گم کرده است. پیامبر فرمودند به او بگویید خداوند آن‌را به تو باز نگرداند؛ چراکه مسجد برای کاری جز‌ این بنا شده است. و همچنین فرمود: بلند‌کردن صدا در مساجد ناپسند است…» (مجلسى، 1362، ج81: 8).
کارکرد رسانه‌ای مسجد، در عصر حاضر که عصر ظهور انواع رسانه‌های جمعی است، هم‌چنان می‌تواند مورد توجه باشد؛ چراکه محیط مسجد، محیط رسانه‌ای خاصی است که در میزان اثرگذاری و نفوذ پیام، کمتر رسانه‌ای می‌تواند با آن رقابت کند. رهبر انقلاب بارها این نکته را به مبلغان دینی گوشزد نموده‌اند:
… شما این رسانۀ تبلیغى خودتان را مغتنم بشمارید….این منبر تبلیغ و این پایگاه عظیم تبلیغ مسجد و حسینیه و زیر خیمۀ امام حسین7 را قدر بدانید. این چیز بسیار نافذ و مؤثر و مبارکى است (بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلغان، 23/1/1378).
… من اعتقاد دارم که تبلیغ سنتى ما – که مسجد و منبر و سخنرانىِ روبه‌روست – بدیل ندارد؛ این را باید حفظ کنیم. این‌که شما بنشینید با یک نفر روبه‌رو صحبت کنید؛ نگاه شما به او بیفتد، نگاه او به شما بیفتد و نفسِ گرم شما به او برسد، این چیز خیلى خوبى است؛ این را باید حفظ کنیم؛ لیکن این کافى نیست (بیانات در دیدار علما و روحانیون کرمان، 11/2/1384).
5.4. کارکرد اجتماعی
منظور از کارکرد اجتماعی، استفاده از محیط مسجد برای تقویت ارتباطات انسانی مسلمانان و نهادینه‌کردن رابطۀ اخوت در میان آنهاست. مسجد، از ابتدا محلی برای شکل‌گیری اجتماع برادرانه و سرشار از مهر و عطوفت مسلمانان بوده است. همیاری و تعاون، نیکی و احسان، همدردی و مساوات، مشورت و نصیحت، مرابطه و محبت و هر مفهوم دینی دیگری که به‌گونه‌ای در ذیل رابطۀ برادری معنا می‌یابد، در مسجد تجلی پیدا کرده و نظام ارتباطات اجتماعی در این مکان مقدس را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. بر همین مبناست که بسیاری از مراسم‌ها در این مکان برگزار می‌شده و معصومین:، بر تبدیل شدن مسجد به پایگاه مرابطه و مراودۀ برادرانۀ مؤمنین تأکید داشته‌اند. برای نمونه نقل شده است که «امام موسی کاظم7 برای یکی از فرزندانش ولیمه داد و اهالی مدینه را به مدت سه روز در مسجد و بازارها با فالوده اطعام کرد…» (مجلسى، 1362، ج48: 110). همچنین رسول‌گرامی اسلام9، مسجد را محل مجالست و مؤانست خود با مردم، به‌ویژه مساکین و محرومان قرار می‌دادند. امام صادق7 از پدرش7 چنین نقل می‌فرماید: «مساکین در زمان رسول خدا 9 در مسجد بیتوته می کردند و یک شب پیامبر 9 با فقرایی که در مسجد بودند، نزدیک منبر در ظرفی غذا تناول فرمود….» (مجلسى، 1362، ج16: 219).
یکی دیگر از مصادیق کارکرد اجتماعی مسجد در صدر اسلام، تبدیل آن به محل ارائۀ خدمات پزشکى و درمانى بوده است. بنا به نقل کتب تاریخ، درمان مجروحان جنگ در مسجد صورت مى‌گرفته است (المغازی، 1366، ج1: 180).
ارائۀ خدمات درمانی، بعدها از رسیدگی به مجروحان جنگ نیز فراتر رفته و در برخی مساجد، شکل عام‌تری به خود گرفته است. برای مثال، بنابر نقل برخی مورخان، روزهای جمعه در جامع ابن طولون، نمازگزاران بیمار در محل خاصی مداوا می‌شدند و داروخانه‌ای نیز در همان‌جا نیازهای مردم را رفع می‌کرد (عریان، 1374: 47)
از دیگر مصادیق فعالیت‌های اجتماعی در مساجد، مشاوره، راهنمایی و غمگساری از نمازگزاران است. رهبر انقلاب در این زمینه تأکیدات فراوانی، به‌ویژه خطاب به روحانیون مساجد دارند:
در دانشگاه‌ها و دیگر مراکز انسانى انبوه، مسجد مى‌تواند جایگاه امن و صفا باشد، و امام جماعت، غمگسارى و راهنمایى و همدلى را در کنار اقامۀ نماز، در آن مهبط رحمت و هدایت الاهى به نمازگزاران هدیه کند» (پیام به اجلاس سراسرى نماز، 16/6/1381).
پیش‌نمازى، یعنى آدم مسجد را واقعاً محل کار خودش بداند؛ قبل از وقت، حتى قبل از دیگران، به آن‌جا برود؛ اوضاع مسجد را ببیند؛ اگر اشکالاتى در وضع ظاهرى مسجد هست، برطرف کند؛ سجاده‌اش را پهن نماید؛ منتظر مردم بماند که بیایند؛ با یک‌یک افرادى که مى‌آیند، تا آن‌جا که مى‌تواند، تماس بگیرد؛ به آنها محبت بکند؛ از آنها احوال‌پرسى نماید؛ اگر مشکلى دارند، در آن حدى که برایش میسور است، برطرف کند، نه این‌که پادوى کارهاى خدماتى مردم بشود – در بعضى از مساجد، چنین چیزهایى وجود دارد که قطعا غلط است – در آن‌جا بنشیند، مردم به او مراجعه بکنند، درد دل بکنند، خودش را بر مردم عرضه کند، در معرض مراجعات مردم قرار بدهد» (دیدار با اعضاى شوراى مرکزى نمایندگان ولى فقیه در دانشگاه‌هاى کشور، 8/7/1369)
البته، مشاوره دادن، منحصر به روحانیون و پیش‌نمازان مساجد نیست و افراد معتمد و کارشناسان خبرۀ دیگر نیز می‌توانند در در کنار روحانی مسجد، این امر را به‌عهده گیرند. تشکیل دفتر مشاوره و راهنمایی در زمینه‌های مختلف – اعم از مشاورۀ خانواده، مشاورۀ درسی و… – ایده‌ای است که در این راستا قابل پی‌گیری است.
نمونه‌های فعالیت‌های اجتماعی و همکاری و تعاون مؤمنان حاضر در مسجد بسیار فراوان است و گاه از چارچوب نیازها و مصالح اشخاص فراتر رفته و وجهۀ اجتماعی‌تری به‌خود می‌گیرد. برای مثال، تأمین امنیت محلات محدودۀ مسجد، یکی از همین مصادیق است. رهبر انقلاب در این زمینه می‌فرمایند:
لازم است با دخالت افراد دلسوز و متدین و همکارى و همفکرى علماء و روحانیون و دیگر نخبگان و با محوریت مساجد، جلوى هرگونه هرج و مرج و قتل و تجاوز و غارت اموال عمومى و خصوصى گرفته شود و فضاى امن و محیط آرام براى کلیه شهروندان به وجود آید تا ملت عراق بتواند در سایۀ وحدت و یکپارچگى، توانایى و آگاهى خود را به نمایش بگذارد (پیام به مردم عراق، 24/1/1382).
برخی از مصادیق کارکرد اجتماعی مسجد، هرچند ممکن است مستقیماً در سیرۀ معصومین: دیده نشده باشد، اما با تکیه بر اصل این کارکرد و به‌منظور تبدیل مسجد به پایگاه روابط اجتماعی اسلامی، می‌توان ابتکاراتی مبتنی بر نیاز روز داشت. برای مثال، شاید بتوان اموری مانند تشکیل صندوق قرض‌الحسنه یا راه‌اندازی دفتری برای امور خیریه در مسجد را مجاز دانست و اهالی مساجد محلات را در این امور همراه نمود؛ همان‌گونه ‌که موارد یادشده، امروزه در مساجد بسیار دیده می‌شوند. البته، ذکر این نکته لازم است که انجام هر کاری نیاز به نظر کارشناسی کارشناسان دینی و بررسی فقهی دارد و بدون پشتوانۀ علمی، نمی‌توان انجام هرکاری را در مسجد مجاز دانست.
غرض از ذکر مثال‌ها و مصادیق کارکرد اجتماعی، افزون بر اثبات وجود این کارکرد در مسجد، اشاره به امکان خلاقیت و ابتکار در نقش‌آفرینی اجتماعی مساجد، به‌ویژه در عصر حاضر دارد.
6.4. کارکرد سیاسی
پیوستگی سیاست و دیانت، یکی از اصول تغییرناپذیر اسلام ناب محمدی9 است که در همۀ مظاهر دینی خود را نشان می‌دهد. مسجد نیز از این قاعده مستثنی نیست و به‌عنوان اصلی‌ترین نهاد دینی در تمدن اسلامی، کارکرد سیاسی به خود گرفته است. بنیان نقش‌آفرینی سیاسی مسجد، از همان صدر اسلام گذاشته شد و با تدبیر شخص رسول اعظم9، مسجد به‌عنوان کانون عبادت و بندگی، به کانون سیاست نیز تبدیل شد. همین رفتار، پیام پیوستگی سیاست و دیانت را در خود نهفته دارد.
اگر حکومت را به‌عنوان مهم‌ترین نهاد سیاسی جامعه در نظر بگیریم، بخش‌های مختلف سیرۀ رسول‌گرامی اسلام9 که به‌نحوی با مسئلۀ حکومت‌داری مرتبط می‌شده و از طرفی در بستر مسجد رخ می‌داده است را می‌توان از منظر سیاسی تحلیل نمود. با این نگاه، بی‏تردید هستۀ اولیه حکومت نبوی در مسجد پی‏ریزی شد. پیامبر خدا9 به هنگام مهاجرت از مکه به مدینه، «مسجد قبا» را بنا نهاد، بسیاری از تصمیم‏گیری‏های مهم سیاسی و اجتماعی در زمان پیامبر9‏ در مسجد صورت می‏گرفت. اساساً مردم برای انجام هر امری، در مسجد گرد هم جمع می‏شدند و مرکز دیگری را نمی‏شناختند. پیامبر خدا9 با سوق دادن امور به سمت مساجد، ظرفیت بالای این مرکز دینی را به مردم نشان می‏داد و عملاً بر تک بعدی بودن دین اسلام، خط بطلان می‏کشید (جوان‌آراسته، 1386: 145).
مسئلۀ پیوند و پیوستگی سیاست و مسجد، نه تنها در سیرۀ رسول اکرم9 پررنگ است، که در میان دیگر معصومین: نیز دیده می‌شود. ابن ابی‌الحدید، می‌نویسد:
وقتى مردم هجوم آوردند تا با امام على7 بیعت کنند، آن حضرت امتناع ورزید ولى اصرارها در حدى بود که حضرت چاره‌اى نداشت. در این مرحله که مشروعیت الاهى با مقبولیت عمومى همراه گشته و حجت بر آن حضرت تمام شد، امام حاکمیت را پذیرفت، ولى براى انجام بیعت، فرمودند: «اگر به ناچار قرار است با من بیعت کنید، پس در مسجد؛ زیرا بیعت با من نباید به‌طور مخفى و پنهان باشد، بلکه باید با خواست مسلمانان و در ملأ عام و محل اجتماع مسلمین انجام گیرد». پس حضرت بلند شدند در حالى‌که مردم در اطرافش حرکت مى‌کردند. تا داخل مسجد شدند، مردم از هر طرف بر سر حضرت ریختند و با ایشان بیعت کردند (ابن ابى‌الحدید معتزلى، ١361، ج11: 9)
کارکرد سیاسی مسجد، فراز و فرودهایی در طول تاریخ داشته است. در برخی از ادوار، این کارکرد تا حدود زیادی به حاشیه رانده شده و از دایرۀ نقش‌آفرینی‌های مسجد خارج گشته است. امام خمینی (ره) در این زمینه می‌فرماید: «مسجد محل این بود که مسائل سیاسی در آن مطرح بشود، مع‏الأسف مساجد را ما کاری کردیم که به کلی از مصالح مسلمین دور باشد» (موسوی‌الخمینی، نرم‌افزار صحیفۀ امام).
گرچه پس از دورۀ صدر اسلام، بسیاری از زمام‌داران به تضعیف نقش سیاسی مساجد پرداخته‌اند؛ ولی همۀ حکام سیاسی چنین سیره‌ای نداشته‌ و در اقصی نقاط عالمِ اسلام، نشانه‌هایی از پیوند مسجد و حکومت دیده می‌شده است. برای مثال، در سال169ه‍.ق در قاهره، جنب مسجد جامع جدید العسکر، دارالاماره‌ای در ارتباط مستقیم با مسجد ساخته می‌شود و ابن طولون، مسجدی می‌سازد که در بخش جنوبی آن، ساختمان حکومتی دارالاماره قرار دارد و این روش تا قرن‌ها میان زمام‌داران اسلامی متداول بوده که مساجدی مانند مسجد ارک از همین قبیل است (بی‌آزار شیرازی، 1372: 18).
امام خمینی (ره) در عصر حاضر، به‌عنوان احیاگر پیوند سیاست و دیانت در جهان اسلام، نقش بی‌بدیلی در احیای کارکرد سیاسی مسجد دارد و بی‌گمان می‌توان ایشان را احیاکنندۀ مساجد نامید. ایشان با قرار دادن مساجد به‌عنوان کانون مبارزات سیاسی خویش، بستر این احیاگری را فراهم آورد:
محراب یعنى مکان حرب، مکان جنگ، هم جنگ با شیطان و هم جنگ با طاغوت، از محراب‌ها باید جنگ پیدا شود، چنآنچه پیش‌تر از محراب‌ها پیدا مى‌شد، از مسجدها پیدا مى‌شد، ‌اى ملت؛ مسجدهایتان را حفظ کنید…تا این نهضت به ثمر برسد (موسوی‌الخمینی، نرم‌افزار صحیفۀ امام).
7.4. کارکرد نظامی
کارکرد نظامی مسجد را می‌توان بخشی از کارکرد سیاسی آن دانست؛ اما به‌دلیل بهره‌گیری فراوان از مسجد در این زمینه، به‌عنوان کارکردی مستقل به آن می‌پردازیم.
کتب تاریخی‌ای که به قلم مورخان همۀ فرق اسلامی نگاشته شده، به این حقیقت اشاره دارد. به گفتۀ این مورخان، پیامبر اعظم9 در بسیاری از موارد، مشاوره‏های مربوط به جنگ را در مسجد انجام می‏داده‌اند. سپاهیان اسلام نیز به هنگام اعزام برای غزوات و سریّه‏ها در مسجد تجمع می‏کردند (جوان آراسته، 1386: 147). برای مثال، بسیج سپاه اسلام برای جنگ احد، هنگامی بود که پیامبر نماز عصر را در مسجد خواندند و مردم مسلّح در میان حجره و منبر پیامبر خدا9 آماده برای اعزام به جنگ بودند (المغازی، 1366، ج1: 213).
در گزارش تاریخی یکی دیگر از جنگ‌های پیامبر9 نیز چنین آمده است: «حضرت پس از ورود به مسجد، چهار رکعت نماز گزارد، مردم همه جمع شده بودند، پیامبر فرمود: اسبش را بر در مسجد حاضر کنند و در حالی‌که به‌واسطه پوشیدن زره، جز چشمانش دیده نمی‏شد به سوی دشمن حرکت کرد» (المغازی، 1366، ج1: 377).
کارکرد نظامی مسجد در صدر اسلام، موضوع پوشیده‌ای نیست که نیاز به اثبات تاریخی داشته باشد و نقل‌های رسیده در این زمینه به‌قدری زیاد است که به حد تواتر رسیده است. امام خمینی (ره) نیز با تکیه بر همین موضوع، به پیوستگی میان سیاست و دیانت اشاره کرده و می‌فرماید: «در صدر اسلام از همین مسجدها، جیش‏ها، ارتش‏ها راه می‏افتاد، مرکز تبلیغ احکام سیاسی و اسلامی بوده، هر وقت یک گرفتاری را طرح می‏کردند، صدا می‏کردند، الصلاة مع الجماعة، اجتماع می‏کردند» (موسوی‌الخمینی، نرم‌افزار صحیفۀ امام).
8.4. کارکرد قضایی
سابقۀ محل قضاوت قرار دادن مسجد، به عصر پیامبر اکرم9 بازمی‌گردد. در آن دوران، امور قضایی، فصل خصومات و محکوم ساختن بزه‌کاران، همگی در مسجد انجام می‌شده و این سخن، غیرواقعی نخواهد بود اگر بگوییم مسجد در آن روزها یک دادگستری به‌تمام معنا بوده است (نقی‌زاده، 1386: 58). چنانچه امام خمینی (ره) نیز به این امر اشاره دارد: «از این مسجدها همه چیز بیرون مى‌رفت، مسجد محل قضاوت بود» (موسوی‌الخمینی، نرم‌افزار صحیفۀ امام). از جمله احادیثی که مؤید این کارکرد مسجد است، حدیثی از امام صادق7 است که فرمودند:
بِأَنَّ أَمیرَالْمُؤْمِنینَ7 حَکَمَ فی مَسْجِدِ الْکُوفَة وَ قَضی فیهِ بَیْنَ النّاسِ وَ دَکَّة الْقَضاءِ مَعَرُوفَة فیهِ إِلی یَوْمِنا هذا…؛ امیرالمؤمنین7 در مسجد کوفه حکم می‌کردند و در آن، بین مردم قضاوت می‌نمودند و دکّۀ قضاء در این مسجد تا به امروز معروف است…. (مجلسی، 1362، ج 80: 362).
شایان ذکر است که تنها قضاوت‌کردن در مسجد جائز شمرده شده و استفاده از مسجد برای تبعات قضاوت- مانند اجرای حکم- در شرایطی مورد نهی قرار گرفته است. برای مثال، اجرای حدود از این سنخ است. بر پایۀ روایات، اقامۀ حدود در مسجد مکروه است. شکی نیست که اجرای حدود الاهی، خون حیات را در رگ‌های جامعه گرم نگه می‌دارد اما با این همه، انجام آن در مسجد کراهت دارد. شاید یکی از فلسفه‌های این حکم آنست که مسجد را باید از هرچه ترس و رنجش در مردم ایجاد می‌کند، دور ساخت و از آن محلی امن برای همگان قرار داد تا با رغبت کامل به مسجد بیایند. مؤید این مطلب، احکام دیگری است که نسبت به مسجد وارد شده، مانند: کراهت نصب شمشیر در قبلۀ مسجد و کراهت دعوا و نزاع در مسجد (مبلغی، 1376: 79).
هر چند به‌کارگیری مسجد به‌عنوان محل قضاوت و دادرسی، در تاریخ اسلام ثبت شده است، اما برخی از فقها حکم به کراهت این امر داده‌اند. عمده دلیل صدور چنین حکمی، همراه بودن مجلس دادرسی با مشاجره و قیل و قال‌های طرفین دعوا در مجلس قضاست و از آن‌جا که حفظ حرمت مسجد امری لازم است، این حکم فقهی صادر شده است. به هر طریق میان فقها در این زمینه اختلاف دیدگاه وجود دارد و طرح دیدگاه‌ها و جمع‌بندی موضوع از حوصلۀ این مقاله، خارج است (رستگار 1385 :157-173).
9.4. کارکرد اقتصادی
مسئلۀ اقتصاد و ارتباط آن با مسجد، وجوه مختلفی دارد. در سیرۀ معصومین: برخی از امور اقتصادی از طریق مسجد انجام می‌گرفته و در مقابل، از انجام برخی فعالیت‌های اقتصادی در مسجد نهی شده است.
پیامبر اکرم9 جمع‌آوری و توزیع زکات را از کانال مسجد انجام می‌داده‌اند و از این طریق، عملکرد اقتصادی را به مسجد ربط می‌دادند (حسینی بوشهری، 1379: 46) یا برای مثال، ماجرای خاتم ‌بخشی امیرمؤمنان7 در رکوع نماز که در مسجد رخ داد، از آن جهت که انفاق است و یکی از ابعاد انفاق نیز بعد اقتصادی آنست، نشانۀ پیوند مسجد با برخی از امور اقتصادی جامعۀ اسلامی است. نشانه‌های دیگری از سیرۀ معصومین: و مسلمانان صدر اسلام می‌توان یافت که بر پیوند امور اقتصادی و مسجد دلالت دارد. برای مثال، مجاهدان جنگ‌های صدر اسلام، در مراجعت از جنگ‌ها پیش از این‌که به خانه‌های خود روند، در مساجد حضور می‌یافتند و به شکرانۀ این توفیق، سر به سجده گذاشته و اگر غنائمی نیز به همراه آورده بودند، مانند دیگر قسمت‌های بیت‌المال، در مسجد متمرکز می‌ساختند و در همان‌جا به تقسیم آن می‌پرداختند (نوری همدانی، 1371: 18).
نقش‌آفرینی مسجد در حیطۀ اقتصاد، تنها به‌صورت مستقیم رخ نداده و نحوۀ معماری شهرهای اسلامی، سبب شده تا مسجد، که در طول ادوار مختلف، به‌واسطۀ حضور در قلب بازارهای اسلامی، تأثیر با واسطه‌ای بر اقتصاد مسلمین داشته باشد. در همه شهرهاى اسلامى، از جمله مهم‌ترین بناهاى شهر، مساجد، به‌ویژه مساجد جامع بوده‌اند. یکی از نتایج پیوند میان بازار و مسجد این بود که قوانین اقتصاد اسلامى اغلب خود به خود به اجرا در مى‌آمد و بازاریان، به‌واسطۀ تردد به مساجد، هم احکام فقهی مربوط به خرید و فروش و معاملات را فرا می‌گرفتند و هم به‌واسطۀ حضور در فضای تزکیه‌کنندۀ مسجد، کم‌تر به‌دام لغزش‌گاه‌های امور اقتصادی دچار می‌شدند. از این رو معاملات بازارهاى اسلامى با اعتماد زیادی صورت مى‌گرفت و مسلمانان، کار و تجارتشان را چیزى جدا از عبادت نمى دانستند (حسینى، 1386: 7-8).
شاید به‌واسطۀ همین ارتباط تنگاتنگ است که برخی از صاحب‌نظران، ظرفیت‌های مسجد در نقش‌آفرینی اقتصادی در بافت اجتماعی جامعۀ اسلامی را بسیار فراتر از کارکردهای ابتدایی و مقدماتی در حوزۀ اقتصاد برشمرده و نقش توسعه‌محور و اساسی برای آن در نظر گرفته‌اند (احمدی، 1383: 366).
با همۀ پیوستگی‌های میان اقتصاد و مسجد، برخی از امور اقتصادی نیز وجود دارد که از انجام آنها در مسجد، به صراحت، نهی شده است. خرید و فروش، یکی از این امور است:
ابوذر می‌گوید: پیامبر9به من فرمود، «ای اباذر! هرکس که دعوت‌کنندۀ الاهی را اجابت و مساجد خدا را به نیکی آباد کند، پاداش او از جانب خداوند بهشت است. گفتم: پدر و مادرم به فدایت! ‌ای رسول خدا ! چگونه مساجد خدا آباد می‌شود؟ فرمود: در آنها صدا بلند کرده نشود و در آنها مشغول امور باطل نشوند و در آنها خرید و فروش نشود… .
به هر طریق، تعیین ملاک فقهی جواز یا عدم‌جواز مصادیق فعالیت‌های اقتصادی مختلف در مسجد، نیاز به بررسی فقهی صاحب‌نظران این حوزه است، ولی آنچه مسلم است آنست که این کارکرد، جزء کارکردهای پذیرفته‌شده و مسبوق به سابقه در سیرۀ بزرگان دین است.
10.4. کارکرد الگوسازی جامعۀ نمونه در مقیاسی کوچک
همۀ کارکردهایی که پیش از این گفته شد، نشان از آن دارد که مسجد، مکانی چندوجهی برای پرداختن به بسیاری از ابعاد حیات فردی و اجتماعی مسلمین است. توجه به پاسخ این‌ پرسش که چرا بسیاری از ابعاد حیات انسان در خانۀ خدا نیز حضور دارد و کارکردهای این مکان شریف، بسیار فراتر از دیگر عبادت‌گاه‌های رایج است، ما را به دو نکته می‌رساند: نخست آن‌که تجمیع این کارکردها در پرستشگاه حضرت حق، بدین معناست که هیچ ساحتی از ساحات زندگی بشر خارج از دایرۀ زندگی الاهی نیست و همۀ ابعاد حیات، در سعادت اخروی انسان نقش دارند؛ نکتۀ دوم آن‌که شاخص‌های حیات طیبۀ انسان – چه در مسجد و چه در خارج از آن – همان شاخص‌هایی‌اند که در اجتماع مؤمنین در مسجد لحاظ شده است. به‌عبارتی، مؤلفه‌های ارزشی سفارش‌شده برای استفاده از مسجد، همان مؤلفه‌های ارزشی مورد سفارش در تمام طول زندگی‌اند. این بدین معناست که اجتماع کوچکی که در شبانه‌روز، پنج نوبت در مسجد تشکیل می‌شود – در صورت رعایت ضوابط و دستورات شارع مقدس – نمونۀ آرمانی یک جامعۀ اسلامی است. مؤمنین می‌توانند با الگو گرفتن از این جامعۀ کوچک و تمرین زندگی الاهی در زمان‌های کوتاه حضور در مسجد، زمان‌های خود در خارج از آن را نیز مانند زمان حضور در آن بگذرانند.
این تحلیل می‌تواند بیان‌گر کارکرد دیگری برای مسجد باشد که جامع همۀ کارکردهای پیشین نیز هست و به نوعی نتیجۀ آنهاست. این کارکرد، «عرضۀ الگویى از جامعۀ مطلوب دینى در مقیاس کوچک و فراهم آوردن فضایى مناسب براى تمرین شهروندى در جامعۀ دینى است (الویری، 1386: 104-106).
یکى از راه‌کارهاى اسلام براى تحقق آرمان‌هاى کلان خود، تکیه بر نمونه‌هاى خرد و تحقق آن آرمان‌ها در محدوده‌اى کوچک و اثبات امکان‌پذیرى آن و سپس تعمیم این تجربه موفق در مقیاسى گسترده‌تر است. پیامبر اکرم9 راهى سخت و دشوار براى ساختن جامعه‌اى الگو و اسوه و امتى وسط پیشِ روى داشت و یکى از مهم‌ترین و شاید مهم‌ترین دشوارى پیش‌روی پیامبر9 در این مسیر، هم‌ساز‌کردن ساکنان نواحى مرکزى شبه جزیرۀ عربستان با جامعۀ مطلوب بود. یکى از سودمندترین و اثربخش‌ترین اقدامانى که مى‌توانست به این هدف کمک کند، طرح الگویی در مقیاس کوچک‌تر از جامعۀ مطلوب و فراهم آوردن فضایى مناسب براى تمرین و ممارست زندگى در این الگوى کوچک، به منظور آماده شدن تاریخى براى شهروندى در جامعۀ مطلوب و مورد نظر پیامبر بود (همان).
این سازوکار، مربوط به دورۀ صدر اسلام نیست و در همۀ تاریخ می‌تواند سریان داشته باشد. مدیران جامعه، از فرصت «مسجد» می‌توانند به‌عنوان زمینه‌ای برای جامعه‌سازی مطلوب بهره برند و همان راهبرد نبوی را در ساختن بنیان‌های جامعه به‌کار گیرند.
5. بررسی اجمالی سیر تطورات تاریخی کارکردهای مسجد
در تبیین تحولات مسجد در بستر تاریخ، آنچه بیش از همه رخ می‌نماید، سه چیز است: نخست، پایداری حیات مسجد و حضور همیشگی آن در جوامع اسلامی در هر عصر و دوره؛ دوم، تغییرات کارکردی مسجد در هر دورۀ تاریخی و فراز و فرود در هر یک از کارکردهای ده‌گانه‌ای که پیش از این ذکر شد؛ و سوم، تغییر و تحول در وجهۀ تمدنی مسجد، یعنی ظاهر و قالب آن که غالباً با نحوۀ معماری و شیوۀ ساخت مساجد مرتبط است.
آنچه پیش از این به‌عنوان کارکردهای مسجد تبیین شد، می‌تواند به‌عنوان یکی از شاخص‌های تحلیل، برای تبیین تحولات تاریخی حیات مسجد در جامعۀ اسلامی مد نظر قرار گیرد. بر همین مبنا و با مطالعۀ تحولات مسجد، می‌توان ادوار ذیل را برای آن در نظر گرفت:
1.5. دوران صدر اسلام
این دوره، دورۀ تولد مسجد و رشد و بالندگی آن است که عمدتاً به‌واسطۀ نقش‌آفرینی پیامبر اسلام9 و نظارت مستقیم ایشان بر مسجد، این مکان مقدس، به اوج جایگاه خود در جامعۀ اسلامی دست ‌یافته است. در این دوره، تمامی کارکردهایی که پیش از این بدان‌ها اشاره شد، حضوری پر رنگ در مسجد داشته‌اند.
به فراخور کارکرد «الگوسازی جامعۀ نمونه در مقیاسی کوچک» که پیش از این برای مسجد تبیین شد، یکی از ویژگی‌های بارز مساجد این دوره، سادگیِ معماری و پرهیز از تجمل‌گرایی افراطی است تا این سبک از معماری و نحوۀ آرایش مکانی، الگویی برای سادگی توأم با زیبایی در دیگر مکان‌های زندگی جامعۀ دینی قرار گیرد.
شیوۀ ساخت و چگونگی معماری مسجد، برای معصومین: اهمیت فراوانی داشته است. دقت در کوچک‌ترین و ظریف‌ترین دقایق معماری و صدور امر و نهی‌هایی برای رعایت بایدها و نبایدهای معماری، نشان از حساسیت این مسئله دارد.
توصیه‌ها و اوامری در روایات معصومین: دربارۀ چگونگی ساختن مساجد ذکر شده که از آن جمله، نهی از زینت مسجد با طلا و نقش و نگارهای مختلف، نهی از ساختن مناره‌های بلند، نهی از کنگره‌دار‌کردن دیوارها و بنای مسجد، نهی از ساختن محراب، نهی از ساختن مقصوره (اتاقک پیش‌نماز)، کراهت درخت‌کاری در مسجد و…است که همگی در زمرۀ احکام فقهی مسجد قرار می‌گیرند. (نوبهار، 1373، ج1: 232-261).
2.5. دوران فتوحات و آغاز ارتباط مسلمانان با دیگر تمدن‌ها
پس از آغاز لشگرکشی خلفا به اقصی نقاط عالم، مسلمانان با فرهنگ و تمدن دیگر ملل آشنا شدند و همین امر سبب شد تا انحرافات بزرگی در شکل و محتوای مساجد ایجاد شود و این امر از دو زمینۀ اصلی سرچشمه می‌گرفت. نخست، مشاهدۀ نحوۀ ساخت‌وساز عبادت‌گاه‌های اهالی ادیان دیگر و الگوگیری از آنها و دوم، انحرافات فکری و رفتاری حاکمان پس از رسول اکرم9 و بدعت‌گذاری‌های پی‌در‌پی امرای بلاد اسلامی در استفاده از مساجد.
این دوره را به‌حق باید دورۀ آغاز افول و انحراف مسجد از جایگاه دینی خود دانست. شواهد تاریخی فراوانی از اقدامات انحرافی این دوره وجود دارد. اقداماتی که کارکردهای مسجد را از موضع اصلی خود خارج نمود. این رویکرد مربوط به منطقۀ خاصی از جهان اسلام نبود و در همۀ اقصی نقاط بلاد اسلامی، چنین رویکردی در حال رشد بود. برخی از وقایع تاریخی که مبین این تحولات است به شرح ذیل‌اند:
در دورۀ عثمان بر مساحت مسجدالنبی افزوده شد. در این دوره مسجد را سفیدکاری کردند و سنگ‌های منقوش در عمارت آن به‌کار بردند و به‌جز از طرف شرقی، از دیگر جهات، آن را توسعه دادند و ستون‌های سنگی در آن کار گذاشتند. در زمان خلفای بنی‌امیه، دلبستگی به زر و زیور دنیا فزونی گرفت و به تبع، جایگاه و نقش اصلی و مهم مساجد خود – به‌عنوان کانون هدایت و رهبری جامعه در ابعاد سیاسی و اجتماعی- کم‌فروغ شد و به‌جای آن، کاخ‌ها و دارالحکومه‌ها سر برافراشتند (پژوهشی از کمیسیون اجتماعی مرکز رسیدگی به امور مساجد، 1370: 38).
معاویه در دوران حکومت خویش، بدعتی بنا نهاد و «مقصوره» را به مساجد افزود که به سبب آن ملامت بسیار شد. «مقصوره» مکانی در داخل مسجد بود که اطراف آن حصاری بود و به خلیفه اختصاص داشت. مقصوره برای حفظ جان خلیفه ساخته شد (همان)
نخستین مسجدی که در نواحی مفتوح بنا شد، مسجدی بود که عتبه‌بن‌غزوان در بصره بنیان کرد که از گل و خشت ساخته شده و طاقش از علف پوشانده شده بود. مسجد کوفه را که به شیوۀ ساده بنا شده بود، زیاد‌بن‌ابیه – حاکم معاویه- از نو به شیوۀ ساسانی ستون نهاد و در آفریقا و مصر نیز در ابتدا، مساجد ساده بنا شد، اما بعدها عمروعاص، منبری که پادشاه مسیحی برای او به ارمغان آورده بود را در مسجد مصر قرار داد. در ایران نیز سعد بن ‌ابی‌وقاص، ایوان شاهنشاهی ایران را محل عبادت قرار داد. در دمشق، ولید اول، کلیسای قدّیس یوحنا را از نو ساخت و آن‌ را مسجد نامید. در حمص، ساختمانی بود که هم به‌عنوان مسجد و هم کلیسا از آن استفاده می‌شد (همان)
ابن ابی‌عامر از خلفای اموی آندلس (366-400ه‍.ق) در سال 387 ه‍.ق کلیسای سنتیاگو را که زیارت‌گران از اقطار اروپا بدان‌جا می‌شدند ویران کرد و آن‌گاه در حالی‌که گروه فراوان اسیران مسیحی، درها و ناقوس‌های کلیسا را پیشاپیش او حمل می‌کردند، پیروزمندانه به قرطبه بازگشت. درهایی که از کلیسای سنتیاگو آورده بود در مسجد بزرگ پایتخت نصب شد و ناقوس‌ها را در بناهای اسلامی به‌جای چراغ به‌کار بردند و مسیحیان را به همان حال که زنجیر به پا داشتند به تعمیر مسجد گماردند (همان: 39).
مسجد جامع دمشق – معروف به مسجد بنی‌امیه – از باشکوه‌ترین مساجد دنیا و از حیث زیبایی از بی‌نظیرترین‌هاست که به دست ولید ‌بن‌ عبدالملک ‌بن ‌مروان ساخته شد. او از امپراطور روم در قسطنطنیه درخواست کرد که صنعتگران آن‌جا را برای او بفرستند. دوازده هزار صنعتگر از روم به دمشق آمدند و بنای مسجد را با صفحه‌های طلایی معروف به نسیفساء و موزاییک که با رنگ‌های گوناگون غریب و زیبا برآمیخته بود، تزیین کردند (همان). گنبد مساجد به تقلید از کلیساهای شام ساخته شد. در تاریخ چنین ذکر شده است که نخستین گنبد بنا شده به‌دست مسلمانان، گنبد مسجدالاقصی است که به فرمان ولید بن‌ عبدالملک (86-96ه‍.ق) بنا شد (عریان، 1374: 47).
آنچه گفته شد، تنها نمونه‌ای از موارد ذکر شده دربارۀ مساجد است. تاریخچۀ بسیاری از مساجد مهم جهانِ اسلام ثبت و ضبط شده و مطالب ذکرشده در مورد آنها، نشان از انحرافاتی دارد که در ابتدا بدان‌ها اشاره شد.
3.5. دوران پس از فتوحات تا آغاز جنبش‌های سیاسی دینی
پس از انحرافات پیش‌آمده در دورۀ فتوحات و خلفای پس از رسول اکرم9، دورۀ رکود طولانی‌ای بر مساجد حاکم می‌شود و انحرافات پیش‌آمده در مساجد نهادینه می‌شوند. بسیاری از کارکردهای مسجد در این دوره رو به افول می‌گذارند و به حاشیه می‌روند و یا در موضعی غیر از موضع حق به‌کار می‌روند. کارکرد سیاسی مسجد یکی از این موارد است که شرح آن پیش از این گذشت. حتی برخی از کارکردها که ربطی به معادلات قدرت ندارند، مانند کارکرد علمی- آموزشی مسجد، بر اثر عواملی چون ظهور رقیبان جدی (مدرسه و مکتب) یا اعتقاد به بی‌حرمتی به مسجد در صورت برگزاری جلسات درس و بحث در آنها، به حاشیه رانده می‌شوند. البته، برخی از کارکردها جایگاه خود را هم‌چنان حفظ می‌کنند. کارکرد نیایشی- عبادی مسجد، همیشه و در همۀ ادوار حضور داشته است. همچنین کارکرد قضایی مسجد در اغلب دوران‌ها از جمله این دوره حضور دارد. به گفتۀ مورخان، مسجد هیچ‌گاه نقش اساسی خود را در برگزاری مجالس حکم و قضا و تشکیل جلسات دیوان مظالم و رسیدگی به تخلفات و امور قضایی از دست نداد و خلفا و امرا در روزهای معینی از هفته، شخصاً در مسجد حضور می‌یافتند و به این امور می‌پرداختند (ابراهیم‌ حسن، 1369: 400).
همچنین رویۀ معماری غیراسلامی و بدعت‌های مغایر با سنت پیامبر9 در ساخت مسجد، در این دوره نیز ادامه دارد. اغلب مساجد تاریخی جهان اسلام در سده‌های مختلف، نشانه‌هایی از انحرافات نهادینه‌شده در معماری اصیل دینی را دارند. این مسئله در مساجد بزرگ ایران نیز دیده می‌شود. مساجد تاریخی‌ مربوط به دوران‌ حکومت سلسله‌هایی چون زندیه در شیراز یا صفویه در اصفهان و…، اثری از سادگی و بی‌آلایشی مسجد رسول اکرم9 را ندارند و سرشار از نقش‌ و نگار و نمادهایی چون مناره‌های بلند و گنبدهایی هستند که اصولاً در معماری سادۀ صدر اسلام جایی نداشته و گاه از آنها نهی نیز شده است. در مجموع این دوره را می‌توان دورۀ رکود مسجد و تقلیل کارکردی آن دانست.
4.5. دوران جنبش‌های سیاسی امت اسلامی
این دوره با ورود مدنیت مدرن به جهان اسلام و ظهور تمدن غرب از یک طرف و آغاز جنبش‌های سیاسی آزادی‌خواهانه و گاه مبتنی بر اهداف اسلامی در برخی از نقاط جهان اسلام، روبه‌رو است. در ایران، می‌توان بارزترین جلوۀ این دوره را دوران مبارزات مربوط به مشروطیت دانست. از آن‌جا که در بسیاری از این جنبش‌ها، حرکت‌‌های سیاسی مردم با‌گرایش‌های مذهبی و دینی آنها گره خورده بود، مسجد به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین نهادهای مذهبی در جامعه، در فرایند مبارزات نقش‌آفرینی کرده است. در مبارزات مشروطۀ ایران، از آنجا که عالمان و فقیهان شیعه در برهه‌ای از زمان، نقش ویژه و محوری‌ای در مبارزات داشتند، پایگاه راهبری خود را مساجد و حوزه‌های علمیه قرار ‌دادند. در خارج از ایران نیز افرادی مانند سید جمال‌الدین اسدآبادی، حسن البنا، محمد عبده، اقبال لاهوری و…‏ از مسجد به عنوان پایگاهی برای آغاز جنبش‏های سیاسی اصلاحی در سده‌های اخیر استفاده کرده‏اند (عابدی جعفری، 1384: 98).
به‌طور کلی، این دورۀ تاریخی از حیات مسجد را می‌توان دوران بازگشت به کارکردهای غیرفردی مسجد برشمرد. در این دوره، زمزمه‌های احیای مسجد و بازگشت آن به کارکردهای اصیل خود به گوش می‌رسد؛ هرچند هم‌چنان تا بلوغ و شکوفایی مسجد فاصلۀ زیادی وجود دارد. از نظر سبک معماری نیز همچنان رویۀ پیشین وجود دارد و تغییری در جهت‌گیری‌های کلی مسجدسازی مشاهده نمی‌شود.
5.5. دوران پس از انقلاب اسلامی در ایران
انقلاب اسلامی ایران، آغاز اوج‌گیری حضور دین در همۀ عرصه‌های حیات بشر معاصر است و در این انقلاب، مسجد نیز به‌عنوان اصیل‌ترین نهاد دینی، هویت اصیل خویش را باز می‌یابد. امام خمینی (‌ره) به‌عنوان رهبر این انقلاب، خاستگاه نهضت خویش را مسجد قرار می‌دهد و با استراتژی «هر مسجد یک سنگر«، انقلاب خویش را به‌پیش می‌برد: «مساجد سنگر است، سنگرها را پر کنید» (موسوی‌الخمینی، نرم‌افزار صحیفۀ امام) رهبر انقلاب در تشریح نقش مسجد در پیروزی انقلاب اسلامی می‌فرمایند:
انقلاب از خانۀ مذهب – یعنى مسجد و مدرسۀ دینى – آغاز شد و جهت‌گیرى مذهبى در انقلاب روزبه روز افزایش پیدا کرد و نقش مذهب و ارزش‌هاى معنوى، آنقدر قوى شد که کسانى را به میدان انقلاب کشاند که معمولاً در هیچ انقلابى، اینگونه آدم‌ها به میدان نمى‌آیند. حتى افراد مسن و بىخبر از مسائل سیاسى و آدم‌هایى را که در شهرها و روستاهاى دورافتاده زندگى مىکنند، به میدان انقلاب و مبارزه کشاند (خطبه‌هاى نماز جمعه‌،20/11/1368).
مساجد توانستند نارسایی نبود تشکیلات در انقلاب اسلامی را جبران کنند و به پایگاه سامان‌دهی و انسجام نیروهای مردمی بدل شوند. در این برهه، مساجد نقش تعیین‌کننده‌ای در تربیت کادرهای اصیل اسلامی داشتند و بستری برای کادرسازی در انقلاب فراهم آوردند. تاریخ، مبارزات علنی رژیم پهلوی با مساجد را به‌فراموشی نخواهد سپرد، مبارزاتی که گاه تا به آتش کشیدن مساجد پیش رفت. از آن جمله، به آتش کشیدن مسجد جامع کرمان است.
با پیروزی انقلاب و افزایش موج بیداری اسلامی برآمده از انقلاب اسلامی ایران در سراسر جهان اسلام، روند احیای جایگاه مسجد، از ایران به دیگر نقاط بلاد اسلامی نیز تسرّی یافته و جوانان و مبارزان کشورهای اسلامی، به باز تعریف نقش مسجد در حیات فردی و اجتماعی خویش اقدام نمودند. رهبر انقلاب، در این‌باره می‌فرمایند:
شعائر اسلامى و مساجد و نمازهاى جمعه و عزاداری‌ها، از جمله عواملى است که در پیروزى انقلاب و تداوم آن، نقش تعیین‌‌‌کننده‌اى داشته است. ملت‌هاى مسلمان، اکنون در همه جاى عالم، با بهره‌گیرى از تجربۀ ملت ایران به مساجد و شعائر دینى اهتمام خاصى نشان مى‌دهند. نهضت فلسطین و بسى نهضت‌هاى دیگر، امروزه از مساجد و نمازهاى جمعه و جماعت، نیرو و توان مى‌گیرد. سزاوار است که ملت عزیز ایران، نقش این شعائر را همواره به یاد داشته باشد (پیام به ملت ایران، در چهلمین روز ارتحال امام خمینى (ره)، 23/4/1368).
ناگفته نماند که حیات مسجد در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خود دارای تطورات مختلفی بوده است. نقش‌آفرینی مسجد در همۀ ادوار سالیان پس از انقلاب، به یک اندازه مطلوب نبوده و این مسئله با ضعف‌ها وکاستی‌هایی در برخی از برهه‌ها روبه‌رو بوده است، اما در قیاس با دوره‌های مختلف تاریخی، می‌توان دورۀ انقلاب اسلامی و پس از آن ‌را در مجموع، دوران احیاء مسجد و شکوفایی مجدد ظرفیت‌های آن در کشور به حساب آورد.
در همۀ سال‌های پس از انقلاب، کارکرد عبادی- نیایشی مسجد به‌قوت خویش باقی است و در برخی دوره‌ها، در این زمینه نیز جهش‌های چشم‌گیر و غیرقابل مقایسه‌ای با سال‌های پیش از انقلاب دیده می‌شود. پدیدۀ «اعتکاف» در سال‌های اخیر، یکی از این نمونه‌هاست.
در دهۀ اول انقلاب اسلامی، به‌واسطۀ پیوند مسجد با فعالیت‌های انقلابی مردم، تقریباً همۀ کارکردهای مسجد به‌صورت خودجوش و فارغ از سیاست‌گذاری‌های رسمی و سازمانی، به منصۀ ظهور می‌رسد. آنچه پیش از این در مورد وضعیت مساجد در دوران انقلاب اسلامی گفته شد، ناظر به همین دهه است.
در این دهه، مساجد نقش ویژه‌ای در تک‌تک‌ وقایع و رویدادهای ملی و اسلامی بازی کردند. مساجد، افزون بر ایفای نقش عبادی- نیایشیِ خود، پایگاه سوادآموزی و نهضت مبارزه با بی‌سوادی، پایگاه آموزش و سازماندهی نیروهای داوطلب و بسیجی برای اعزام به جبهه‌های جنگ، پایگاه حفظ امنیت شهری و محلات در قالب کمیتۀ انقلاب و نهاد بسیج، پایگاه سازماندهی و اعزام جهادگران جهادسازندگی به روستاها و نقاط محروم کشور، پایگاه فعالیت‌های فرهنگی- تربیتی به‌ویژه برای جوانان و نوجوانان، پایگاه جمع‌آوری کمک‌های مردمی در مناسبت‌ها و حوادث مختلف، پایگاه اخذ رأی در انتخابات‌ گوناگون، مبدأ راه‌پیمایی‌ها و تجمع‌های انقلابی و حتی در برهه‌ای، بخشی از پایگاه اقتصادی دولت در دوران عرضۀ کوپنی ارزاق و تشکیل ستاد بسیج اقتصادی بوده است.
اما این شور و سرزندگی مساجد در دهه‌های بعدی با تغییراتی روبه‌رو می‌شود. در دهۀ دوم انقلاب، عواملی چون «اتمام جنگ و حذف خودبه‌خودی مساجد به‌عنوان حلقۀ واسط میان مردم و جبهه‌ها«، «تغییر نهاد جهادسازندگی به وزارت‌خانه و کاهش مشارکت مردمی در سازندگی کشور و بالتبع، حذف مسجد به‌عنوان پایگاه اعزام مردمی به روستاها و مناطق محروم«، «آغاز برنامه‌های توسعه و قدرت یافتن نهادهای آموزشی رسمی و بالتبع، به حاشیه رانده شدن نقش نهضت سوادآموزی و حذف مسجد به‌عنوان مکان تحصیل مردم»، «شکل‌گیری نهادهای رقیبی هم‌چون کانون‌های فرهنگی و فرهنگ‌سراها برای مساجد»، «بروکراتیک شدن ساختار نهادهایی چون بسیج و تبدیل آن از یک نهاد مردمی به سازمان رسمی» و…، سبب کم‌رنگ‌تر شدن کارکردهای مختلف مسجد شده‌اند. البته، کارکردهای مذکور به‌طور کامل از مساجد رخت نمی‌بندند، بلکه به‌واسطۀ تغییرات سیاسی – اجتماعی این دهه، غالباً تضعیف می‌شوند.
دهۀ هشتاد شمسی، دوران استقرار و تثبیت دهۀ پیشین است و تحول جدّی و جدیدی در شرایط کارکردی مساجد رخ نمی‌دهد. البته، برخی تغییرات، همچون انحلال «وزارت جهاد سازندگی» و بسته شدن پروندۀ این نهاد انقلابی در دوران اصلاحات، آخرین بارقه‌های امید برای پیوند مردم و حاکمیت از طریق مساجد را خاموش می‌کند و در ادامه، شکل‌گیری نهاد جایگزینی به‌ نام «بسیج سازندگی» با تدبیر رهبر انقلاب، افق جدیدی برای احیای مجدد جهادسازندگی دهۀ اول انقلاب می‌گشاید و بالتبع زمینۀ احیای برخی کارکردهای مسجد فراهم می‌شود، لکن به‌دلیل نوپا بودن این نهاد و زمان‌بر بودن بازتعریف نهادی انقلابی- مردمی در شرایط سیاسی- اجتماعی کشور، اثرات شکل‌گیری این نهاد در احیای برخی کارکردهای مسجد، چندان چشم‌گیر نیست.
اکنون در دهۀ چهارم انقلاب که دهۀ «پیشرفت و عدالت» نامیده شده، نقش مساجد با توجه به متغیّرهای مختلفی – اعم از «نحوۀ سیاست‌گذاری و عملکرد نهادهای متولی ادارۀ مساجد»، «نحوۀ فعالیت‌ نهادهای مرتبط با مساجد (مانند بسیج مستضعفین و کانون‌های فرهنگی مساجد)»، «ظهور رقبای جدید برای مساجد» و «فرهنگ عمومی و اقبال مردمی به حضور در مساجد» – در معرض تغییر و تحول است.
6. جمع‌بندی
در یک نگاه کلان، پس از انقلاب اسلامی، وضعیت مساجد از حیث تحقق کارکردهای ده‌گانۀ «عبادی- نیایشی (عبادت به‌معنای خاص)»، «اخلاقی- تربیتی»، «علمی- آموزشی»، «فرهنگی- تبلیغی»، «اجتماعی»، «سیاسی»، «نظامی»، «قضایی»، «اقتصادی» و «الگوسازی جامعۀ نمونه»، نسبت به تمام دوره‌های تاریخی تحولات مسجد- به‌غیر از صدر اسلام- مطلوب و قابل دفاع است. اما روشن است که تا وضعیت آرمانی و نقطۀ اوج جایگاه این نهاد مقدس فاصله زیادی وجود دارد. در پی این فاصله و به‌خاطر تضعیف نقش‌آفرینی مثبت مساجد در ادواری از انقلاب اسلامی، رهبر انقلاب نسبت به این مسئله واکنش نشان داده و خطرات این رویه را گوشزد کرده‌اند:
در دوره‌هاى پیش از انقلاب، عالِمى به مسجد مى‌رفت، نمازى مى‌خواند و مسئله‌اى مى‌گفت؛ در ایام مخصوص هم یک منبرى دعوت مى‌شد و سخنرانى مى‌کرد. اگر امروز -که روز حاکمیت اسلام و ارزش‌هاى اسلامى است- مساجد به همان شکل، بلکه در مواردى با افت کیفى و کمّى اداره بشود، آیا این مقتضاى حق و مصلحت است؟ آیا این پیشرفت است؟ پس «من استوى یوماه فهو مغبون» یعنى چه؟ (سخنرانى در دیدار با جمعى از روحانیون، ائمۀ جماعات و وعاظ، 14/12/1370).
در برخی از گزارش‌های رسیده از وضعیت مساجد، آمارهای نه‌چندان مطلوبی از وضعیت مساجد ارائه شده است. عامل شکل‌گیری این وضعیت، تنها کاستی و نقص در قوانین و سیاست‌های تدوین‌شده نیست، بلکه عوامل دیگری چون شیوۀ اجرای سیاست‌ها، فرهنگ عمومی، ظهور رقبای جدید برای مساجد و…در این شرایط نقش دارند.
در صورت عدم سیاست‌گذاری دقیق و صحیح، مسجد در رقابت با نهادهای رقیب، جایگاه اصلی خود را در جامعه از دست خواهد داد و به حاشیه رانده می‌شود. ظهور انواع رقبا که بعضاً بسیار قدرتمند نیز هستند، مستلزم آنست که در فرایند برنامه‌ریزی، به مسائلی مانند جذابیت، نیاز مخاطب، رفع موانع و عوامل مختل‌کنندۀ کارکردها و اقدامات رقبا بیش‌تر توجه شود. در صورت غفلت از جذابیت‌ها و اقدامات رقیبانی مانند انواع رسانه‌های جمعی، مدارس، فرهنگ‌سراها و…، قطعاً سیاست‌های مربوط به مساجد، بسیار خام، ساده‌انگارانه و بدور از واقعیت‌های جامعه شکل خواهند گرفت.
این یک واقعیت است که بسیاری از کارکردهای مسجد، به نهادهایی که جامعه به‌سوی ایجاد، تقویت و گسترش آنها حرکت کرده فروکاسته شده و از این جهت، اگر مساجد بخواهند نقش اجتماعی مستقیمی داشته باشند، اولاً خود را تنها باید به صورت یکی از نهادهای عرضه‏کنندۀ آن خدمات و کارکردها (و نه تنها عرضه‏کنندۀ آنها) معرفی کنند و ثانیاً در محدودۀ همان‏ کارکردها می‏بایست به نحوی تخصصی به موضوعات (حتی وعظ و خطابه) بپردازند تا بتوانند در کنار رقبای جدی به رقابت بپردازند. اگر برای مثال، مساجد بخواهند به امور فقرا و درماندگان رسیدگی کنند، متوجه خواهند شد که تنها یکی از نهادهای خدمات‌دهنده خواهند بود و تنها با تخصصی شدن، رقابت و همکاری با دیگر نهادها می‏توانند در این عرصه باقی‏ بمانند (باقی و همکاران، 1381: 248). به عبارت دقیق‌تر، در سیاست‌گذاری و ادارۀ مساجد، افزون بر توجه به کارکردهای اصیل این نهاد، باید به وضعیت رقبا و نهادهای جایگزین مسجد نیز نظر داشت و راهبردها و سیاست‌های خُرد و کلان مسجد را با توجه به متغیرهای مختلفی چون «سیاست‌ها و برنامه‌های رقبا»، «نیازها و‌گرایشات مخاطبان»، «ملاحظات و چارچوب‌های فقهی» و…تنظیم نمود.

کتاب‌نامه
1. قرآن کریم
2. ابراهیم ‌حسن، حسن (1369)، تاریخ الاسلام، ج1، بیروت: دارالجبل.
3. ابن‌ابى‌الحدید معتزلى، عبدالحمید (1361) شرح نهج البلاغه، ج١١، قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشى.
4. احمدى، على‌ محمد (1383) چکیده مقالات همایش توسعه محله‌ای: «نقش مسجد در اقتصاد محله»، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران.
5. آریمیان سردشتى، نادر (١٣٧٨) تاریخ کتابخانه‌هاى مساجد ایران، تهران: کتابخانۀ موزه و مرکز اسناد مجلس شوراى اسلامى.
6. باقی، عماد الدین و همکاران (1381) پرستش‌گاه در عهد سنت و تجدد، مجموعه مقالات، تهران: نشر سرایی.
7. بلعمى (1380) تاریخ‌نامه طبرى، تصحیح: محمد روشن، تهران: سروش.
8. بوازار، مارسل (1361) اسلام در جهان امروز، ترجمۀ دکتر على مؤیدى، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
9. بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم (1372) «بعد سیاسی مسجد از نظر قرآن»، نشریۀ مسجد، ش7.
10. تویسرکانى راورى؛ فاطمه (1390) عوامل و موانع جذب مردم به ویژه نوجوان و جوانان به مساجد، پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز رسیدگی به امور مساجد.
11. جوان‌آراسته، حسین (1386) کارکرد مسجد در حکومت نبوی، مجله حکومت اسلامی، ش43.
12. حجتی، محمدباقر (1374) «مسجد، مکانی به قدمت تاریخ انسان»، نشریۀ مسجد، ش21.
13. حر العاملی، محمد بن الحسن (1403ه‍.ق) وسایل ‌الشیعه، با تصحیح و پاورقی: عبدالرحیم ربانی شیرازی، تهران: انتشارات اسلامیه، چاپ ششم.
14. حسینی ‌بوشهری، سیدهاشم (1379) «کارکردهای مساجد در گذشته و حال»، نشریۀ مبلغان، ش12.
15. حسینى، سید حمید (1386) آثار، برکات و کارکردهاى فردى و اجتماعى مسجد: مجموعه مقالات پنجمین کنگرۀ بین‌المللی مساجد (فروغ مسجد5) قم: نشر ثقلین نشر ثقلین.
16. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (1378) روزشمار انقلاب اسلامی، ج6: روزها و رویداد‌ها، تهران: انتشارات سورۀ مهر، چاپ اول.
17. رستگار، مرتضی (1385) قضاوت در مسجد، مجموعه مقالات چهارمین کنگرۀ بین‌المللی مساجد (فروغ مسجد4) قم: نشر ثقلین.
18. سامی، علی (1352) سیر دانش و فرهنگ ایران در ادوار مختلفه بعد از اسلام (مساجد بزرگ نخستین مراکز و مجامع درسی در سده‌های نخستین اسلام) مجله هنر و مردم، ش126.
19. سباعى، محمدمکى (١٣٧٣) تاریخ کتابخانه‌هاى مساجد، ترجمۀ محمد عباس‌پور، محمدجواد مهدوى، مشهد: بنیادپژوهش‌هاى اسلامى.
20. شلبى، احمد (١٣۶١) تاریخ آموزش در اسلام، ترجمۀ محمد حسین ساآت، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
21. عابدی‌جعفری، حسن و همکاران (1384) «طراحی مدل مطلوب کارکرد و مدیریت مساجد به عنوان یک سازمان داوطلبانۀ مذهبی»، مجلۀ مصباح، ش60.
22. عباسى نیا، سعید (1380) کتاب‌شناسى مسجد، ج١، تهران: ستاد عالى هماهنگى و نظارت بر کانون‌هاى فرهنگى- هنرى مساجد.
23. عریان، مرضیه (1374) «تاریخچۀ مسجد»، نشریۀ مسجد، ش24.
24. غنیمه، عبدالرحیم (1372) دانشگاه‌هاى بزرگ اسلامى، ترجمۀ نوراللّه آسایى، تهران: دانشگاه تهران.
25. قلی‌پور، رحمت الله (1387) تصمیم‌گیری سازمانی و خط‌مشی‌گذاری عمومی، تهران: انتشارات سمت، چاپ اول.
26. مبلغی، احمد (1376) «فقه مسجد»، مجلۀ فرهنگ کوثر، ش10.
27. مجلسى، محمدباقر (1362) بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیة.
28. محمد بن سعد (1363) الطبقات الکبرى، ج1، بیروت: داربیروت.
29. مرکز رسیدگی به امور مساجد (1370) «جایگاه و رسالت مسجد»، نشریۀ مسجد، ش3.
30. مصباح یزدی، محمدتقی (1371(الف)) «مسجد یا زمینۀ تکامل (بخش نخست)»، نشریۀ مسجد، ش4.
31. ـــــــــــ (1371(ب)) «مسجد یا زمینۀ تکامل (بخش دوم)»، نشریۀ مسجد، ش5.
32. معین، محمد (1376) فرهنگ فارسى، ج ١، تهران: انتشارات امیرکبیر.
33. المغازی، محمد بن عمر بن واقد (1409 ه‍.ق) ج1، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.
34. منتظرالقائم، اصغر (1373) تاریخ صدر اسلام، اصفهان: انتشارات دانشگاه اصفهان، چاپ اول.
35. موظف رستمی، محمدعلی (1381) آیین مسجد، تهران: نشر گویه، چاپ اول.
36. نجفى، محمد حسن (1392ه‍.ق) جواهر الکلام، ج 14، تهران: دارالکتب الاسلامیة.
37. نقی‌زاده، حسین (1386) «بررسی کارکردهای مسجد»، نشریۀ مبلغان، ش96.
38. نوبهار، رحیم (1373) سیمای مسجد، ج1و2، قم: نشر مؤلف، چاپ دوم.
39. ـــــــــــ (1377) «نقش نظام اسلامی در مدیریت مساجد و میزان اختیارات واقف در ادارۀ امور مساجد»، فصلنامۀ «وقف میراث جاویدان»، ش23و24.
40. نوری همدانی، حسین (1371) «نقش مساجد در اسلام»، نشریۀ مسجد، ش4.
41. ولی، طه (1409 ه‍.ق) المساجد فی‌الاسلام، بیروت: دارالعلم للملایین.
42. الویری، محسن (1386) «مسجد ارتباطات و توسعۀ پایدار»، دوفصلنامۀ علمی-تخصصی نامۀ صادق، ش31.
منابع الکترونیکی/ نرم‌افزارها
1 سایت‌ها و پایگاه‌های اینترنتی:
2 پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز رسیدگی به امور مساجد.
3 نرم‌افزار حدیث ولایت، مجموعه بیانات، پیام‌ها و نامه‌های رهبر انقلاب، مؤسسۀ فرهنگی- پژوهشی انقلاب اسلامی (تنظیم و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای)
4 نرم‌افزار صحیفۀ امام، نسخۀ 3، مؤسسۀ تنظیم ونشر آثار امام (ره).