جاذبه توریستی روستایی در خراسان

 نسیم خلیلی

صدای ساز و دهل، نوای آشنای روستاهای ایران است.

این صدا نویدبخش شادمانی مردان و زنان دست افشان و پایکوبی است که در کالبد قافله ای رنگارنگ، عروس و داماد را در پیچاپیچ مسیر رسیدن به خانه تازه شان همراهی می کنند. اگر به روستاگردی علاقه داشته باشید، لابد خوب می دانید که بخش عمده ای از جذابیت های نهفته در روستاگردی، نمایی از آداب و سنن کهنسال و جاودانه مردمی است که از پس سده ها همچنان سنگینی این میراث ارزنده را بر دوش می کشند، مراسم و سنت های نمادینی که در روستاهای دوردست این سرزمین هنوز که هنوز است برگزار می شود، گوشه ای از هویتی دیرینه سال را بازمی تاباندمان، آیا ما در سیمای این سنت های غبارآلود، خود واقعی مان را نمی بینیم و روح هنرمندی که در گذر زمان، مرعوب زندگی ماشینی مدرن شده است؟! اگر دوست دارید که شمه دیگری از این هویت گمشده را در قالب یک جشن سنتی، فراچنگ آورید، بهتر است سفری داشته باشید به روستای خانیک (از توابع بخش کاخک)، روستایی که در ۳۰ کیلومتری شهرستان گناباد و در میان دره ای به نام خانیک از دره های کوه سیاه (سیاهکوه) از کوه های مرکزی خراسان استاده و در تنهایی دیرینه خویش، تپش گام هایی تازه را انتظار می کشد.

اگر شانس بیاورید و موقعی به این روستا برسید که سور و سات عروسی روبه راه است، از دیدن جشن عروسی متفاوت و نمادینی که منحصر به مردم خوش ذوق این روستای کهنسال است، بهره مند شده اید. خانیکی ها عروسی های منحصر به فردی دارند. یکی از برنامه های جالب نهفته در این مراسم سنتی، نمایش نمادین موسوم به «اسب چوبی» است، وقتی عروس را از خانه پدرش بیرون می آورند تا راهی خانه داماد کنند، اسبی چوبی را پیشقراول کاروان عروس می کنند، اسبی که البته خیلی هم چوبی نیست و لابد باصرفه تر و یا سمبلیک تر از اسب های واقعی است! (دست کم آدم را به یاد قصه ها و افسانه هایی درباره اسب چوبی می اندازد.) در واقع زیر پوسته این اسب چوبی باشکوه، مردی استاده است که نردبانی با چهار پله و دو متر طول و پنجاه سانت عرض را با دو تسمه ای که بدان آویخته است، به دوش می کشد.

این مرد آرایشی زنانه دارد و کاروان شادمان همراه خود را از میان خانه های مسیر عبور می دهد. البته این عبور بی سر و صدا و تشریفات و بزن و بکوب نیست. یادتان که نرفته؟ این اسب چوبی جنگ تروا نیست، این اسب چوبی را برای شادی بخشیدن به مراسم عروسی ساخته اند. روی این نردبان که همان اسب چوبی نمادین باشد، پر است از رنگ هایی که درهم تنیده اند، همان رنگ های دهاتی شاد و دوست داشتنی که از فرهنگ و اندیشه مردم روستا مایه گرفته اند. این اسب دمی پارچه ای و الوان هم دارد که با تکان های مرد عروسک گردان، تلو تلو می خورد و منظره ای موزون و افشان می آفریند. عروسک گردان، نقابی به شکل سردیس یک اسب از جلو در برابر صورتش قرار می دهد و سراسر بدنش از پارچه ها پوشیده می شود، انگار که به راستی اسبی چوبی به استقبالت می شتابد. این منظره قبل از هر چیز تو را به یاد نمایش های موزون و عروسک گردانی های شکوهمند هنری می اندازد، راستی مردم این روستا چه رمزی در این نمایش هنرمندانه دیده اند که سال ها است دست از اجرایش نشسته اند؟

حرکات مرد نهفته در اسب و رنگ هایی که در هم می لولند، بازآفریننده شادی عروسی است. انگار که ملکه ای سوار بر اسب چوبی اش به جلو می تازد، شاید او سمبل نوعروس جشن امروز باشد! در جلوی این ملکه زیبا مردی سیاه که چهره اش را به سان میمون گریم کرده اند، با چوبی که در دست دارد به رقص و دست افشانی می پردازد. این کارناوال شادی در کوچه پس کوچه های خانیک گردش می کنند و نمایشی جذاب را در معرض دید مخاطبان خویش قرار می دهند. اگر آنجا باشید می توانید از هنری بومی که بی شباهت به هنر امروزی و شهری هم نیست دیدن کنید و به یاد بیاورید که ریشه بسیاری از هنر ها به خاک روستا و فرهنگ عامه بازمی گردد.