روحانیون و انقلاب مشروطه

 نسیم خلیلی

گرچه فریدون آدمیت، درباره نقش روحانیت در رهبری مبارزه مشروطه خواهانه مردم می نویسد: «فعالیت عنصر روحانی در آرایش دینی جلوه کرد با روح سیاسی، ماهیت آن بیشتر انفعالی بود و کمتر فعلی»، اما واقعیت این است که مردم، خط اصلی مبارزه را از روحانیون می گرفتند. این موضوع از حکمی تاریخی و دینی نشات می گرفت؛ عبدالهادی حائری در همین زمینه می نویسد: مجتهد یا مقلد (با فتح لام)، قرار بود مقامی باشد که علاوه بر امور مذهبی، کشور را نیز اداره کند و به همین سبب «اجتهاد» و «تقلید» جای مهمی در سیر اندیشه کیش شیعه برای خود باز کرد. علمای شیعه این چنین بحث کردند که عمل تقلید به دلایل عقلی و نقلی هر دو لازم است. عقل دستور می دهد که فرد نادان از فرد دانا راهنمایی بجوید؛ دلایل نقلی، یعنی قرآن و آنچه از پیامبر به صورت های گوناگونی به ما رسیده، نیز ثابت می کند که وظیفه نادان به دست آوردن دانش و راهنمایی از دانا است. دانشمندترین همه علمای هر ناحیه عنوان «مرجع تقلید» دارد که عبارت است از کسی که محل مراجعه مقلدان و از نظر قوانین شیعی گری دارای حقوق و اختیارات سیاسی و مذهبی است. از همه بالاتر او فردی است که می تواند اجتهاد کند یعنی توانایی آن را دارد که رایی مستقل صادر کند. ولی این عنوان هرگز نمی تواند به وسیله نصب و تعیین، گزینش و یا رای عمومی به دست آید. (ر.ک تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، عبدالهادی حائری، موسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۴ ص ۸۱)

حرکت بیدارگرانه روحانیون مشروطه خواه را که در مقاطعی پرافت وخیز، رهبری اصلی قیام و مبارزه مردمی را بر دوش داشتند، می توان نقطه عطف تاریخ مشروطه دانست. از آنجا که جامعه ایرانی، یک جامعه با پیرنگ های قوی مذهبی بود، نگاه و توجه مردم به اندیشه و باور و فتوای روحانیت و مراجع، بسیار کلیدی، سرنوشت ساز و تعیین کننده بود. این انگیزه ها و اعتقادات مذهبی، مردم را به این ضرورت لایتغیر، گره می زد که رعایت دستورات مراجع روحانی از واجبات دینی است که خیر دنیا و سعادت آخرت را دربردارد؛ در نتیجه در پیروی و اجرای اوامر و باور های روحانیون هرگز اهمال نمی کردند و همین باعث می شد که روحانیت به عنوان بازوی اصلی، نهضت را پشتیبانی کند. حتی روشنفکران تحول خواه نیز می دانستند که برای پیشبرد اهداف آرمانی شان و همراه کردن مردم با تحقق این اهداف، باید دست به دامان حمایت مراجع و روحانیون شوند و تایید آنها را جلب کنند. سخنرانی های پرشور روحانیون بر فراز منابر و در دل مساجد که در این مقطع تاریخی به کانون هم اندیشی مردم مبارز تبدیل شده بود، در برانگیختن مردم و جهت دهی به آنان بسیار موثر بود. این سخنرانی ها به اضافه حضور روحانیون در بدنه رهبری نهضت، از جمله راه ها و شیوه های بیدار کردن مردم و هماهنگی شان در واکنشی جمعی و انقلابی بود.

این رهبری و این نقش آفرینی اجتماعی و سیاسی البته ماجرای نوظهوری نبود و ریشه ای قوی در دل تاریخ کهنسال این سرزمین داشت؛ اما واقعیت این است که پیشینه مبارزاتی پررنگ مراجع و نقش مدیریتی آنها در رهبری جنبش ها و قیام های مردمی به ویژه در ماجرای تحریم تنباکو به اوج خود رسیده بود. این ماجرا سرحلقه زنجیره ای از رهبری خردمندانه روحانیون مردم گرا در مبارزه ای اجتماعی و سیاسی شمرده می شد. در دوره مشروطیت نیز علما گرچه برانگیزانندگان نخستین نبودند، ولی بنا به روحیه و منش مذهبی و غلبه گرایشات دینی مردم، به زودی رهبری مردم را در حرکت های انقلابی بر عهده گرفتند. سخنرانی های علما بر فراز منابر و تلگراف هایی که از سوی مراجع و در تایید جنبش صادر می شد، مبارزه مردم را دارای خطوط مشخصی کرده بود. در منازعات مربوط به مشروطه و مشروعه نیز، روحانیون و به ویژه مراجع نجف با صدور اعلامیه هایی می کوشیدند از بروز شکاف در نهضت جلوگیری کنند. این همکاری و آرمان خواهی تا بدانجا رسید که روحانیون، عملکرد اسلام خواهانه روحانی مشروعه خواه شیخ فضل الله نوری را به بوته نقد کشیدند.

• یک رهبر خوشنام

سیدمحمد طباطبایی یکی از مهمترین رهبران انقلاب مشروطه است که همواره به عنوان رهبری خوشنام تر از دیگران معرفی می شود؛ او در نوزدهم ذیحجه سال یک هزار و دویست و پنجاه هجری قمری به دنیا آمد؛ وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، به عتبات عالیات در عراق رفت و از محضر استادان بزرگ و نامداری که در عراق می زیستند، بهره برد. آیت الله طباطبایی پس از واقعه تحریم تنباکو به درخواست میرزای شیرازی راهی تهران شد و مبارزات سیاسی خود را در راستای اهداف نهضت مشروطه، وسعت بخشید. هنگامی که عین الدوله صدراعظم مظفرالدین شاه قاجار آزادیخواهان را تحت فشار قرار داد و علاءالدوله حاکم تهران، چند تن از بازرگانان را به چوب و فلک بست، این روحانی برجسته به همراه آیت الله سیدعبدالله بهبهانی و عده زیادی از مردم و بعد از مقدماتی از مبارزه و اعتراض بی پاسخ در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کردند؛ این تحصن در واقع زمینه انقلاب مشروطه را فراهم آورد؛ اما پس از به توپ بسته شدن مجلس، به دست محمدعلی شاه قاجار، آیت الله سیدعبدالله بهبهانی تبعید شد و آیت الله طباطبایی نیز در منزل خود تحت نظر و مراقبت قرار گرفت. آیت الله طباطبایی دانشمندی آگاه و مطلع از مبانی احکام اسلامی بود؛ او همزمان با فعالیت های مبارزاتی خود، برای گسترش معارف دینی نیز به تلاش های فراوانی دست یافت و از جمله به تربیت شاگردان برجسته ای پرداخت. این شخصیت دینی و سیاسی، سرانجام پس از تحمل رنج فراوان در قیام مشروطه و پس از آن در حدود سال یک هزار و سیصد و سی و نه هجری قمری چشم از جهان فروبست و در حرم حضرت عبدالعظیم در ری به خاک سپرده شد.

مطالب مرتبط