تاریخ صفویه

 نسیم خلیلی

 

«برای آنکه در تاریخ و جغرافیای تاریخی ایران تحقیقی جامع و کامل و دقیق انجام بگیرد نخستین کار آن است که مآخذ و مدارک مهم و معتبر در دسترس محققان واقع شود.»

این سرآغاز یادداشت کوتاهی است که پرویز ناتل خانلری، دبیرکل بنیاد فرهنگ ایران، بر کتاب تاریخ سلاطین صفویه، نوشته است و در واقع کوشیده در چند سطر اهمیت چاپ و انتشار منابع اصیل تاریخی را به خواننده خود بنمایاند. وی در ادامه به کمبودها و کاستی های نهفته در این عرصه نیز اشاره کرده و می افزاید: «بسیاری از این آثار که در ادوار مختلف به زبان فارسی تالیف شده هنوز به چاپ نرسیده و چاپ بعضی دیگر با دقتی شایسته انجام نگرفته است…»

خانلری در ادامه به فعالیت های فرهنگی سودمند بنیاد فرهنگ اشاره کرده و اضافه می کند که «برای رفع این مشکل بنیاد فرهنگ می کوشد کتاب های فارسی را که از این جهت ارزش و اهمیت دارد و نسخه های خطی آنها از دسترس علاقه مندان دور است منتشر کند…»

البته باید افزود که این تلاش برای معرفی منابع و مطالعات تاریخی برجسته تنها به نسخ خطی، منحصر و محدود نشده و کتاب ها و آثار تالیفی به زبان های بیگانه را نیز دربر گرفته است: «کتاب ها و رسالاتی که به زبان های دیگر نوشته شده نیز فراوان است و البته هر پژوهنده ای نمی تواند با چندین زبان بیگانه آشنایی داشته باشد.»

در همین راستا و با توسل به همین آرمان است که دکتر سیدامیرحسن عابدی، استاد برجسته دانشگاه دهلی هند، نسخه منحصر به فردی از کتاب تاریخ سلاطین صفویه را در موزه حیدر آباد دکن (واقع در هندوستان) پیدا کرده و به بررسی و چاپ و انتشارش اهتمام می ورزد. ظاهرا احمد نگر، شهری که این نسخه در آن نگهداری می شده است، قبلا پایتخت یکی از معتبرترین سلسله های تاریخ هند، یعنی نظامشاهیان بوده و در واقع در همان شهر نیز استنساخ شده است. مصحح در توصیف برجستگی این نسخه می نویسد: «نسخه نامبرده خیلی زیبا است و به خط نستعلیق خوب مایل به شکسته و ریز استنساخ شده و یک نمونه پر ارزش خطاطی است.» (رک مقدمه_ ص ۹) باید اشاره کنیم که نسخ خطی معمولا در گذشته توسط چندین کاتب مختلف و در نسخه های گونا گون تحریر و استنساخ می شده است. هرکدام از این کاتبان نیز در استنساخ خود، اعمال سلیقه می کردند و بدین ترتیب معمولا نسخ متعدد یک اثر مشترک تاریخی و ادبی کهن، کاملا به هم شبیه نیست و در صفحه آرایی ظاهری و نوع خط و حتی در دل متن و محتوای اثر نیز تفاوت های برجسته ای مشهود است. این تفاوت ها اغلب برخاسته از تلاش کاتبان برای خودنمایی و ابراز عقاید شخصی است. آنها در واقع می کوشیدند با ابراز نظرات خود، از حالت یک رونویس کننده صرف که وظیفه اش انتقال امانت دارانه یک اثر تاریخی به آیندگان است، فراتر روند و نقشی پررنگ تر و اساسی تر و شاید همپایه یک مولف، پیدا کنند. البته این دخل و تصرف ها گاهی هم به تشویق و سفارش و تاکید سلاطین و فرمانروایان وقت، به کاتبان دیکته می شده است. چرخش در سیاست ها و تغییر سران و فرمانروایان در این دخل و تصرف ها بی تردید نقش کلیدی و مهمی داشته است. به همین دلیل است که نقد کامل و پذیرش صحت و سقم تاریخی این نسخ خطی، کاری است سهل ممتنع که نیازمند مطالعات جدی و فراگیری در دل دیگر نسخ بازمانده از دوره تاریخی خاص مورد مطالعه است.

اما این که چرا باید رد پای اثری درباره حیات سلاطین صفوی در سرزمین هندوستان پیدا شود، هم خود رمز و رازی از معمای تاریخ در این دوره و روزگار مشخص است. مصحح در ریشه یابی همین موضوع می نویسد: «مردمان و سلطنت های هند بالخصوص سلطنت هایی که در قرن های دهم و یازدهم هجری (شانزدهم و هفدهم میلادی) در جنوب هند برپا بوده به پادشاهان صفوی نسبت به امپراتوران مغول هند معاصر خود، نه فقط علاقه روحانی مخصوص و مفرطی داشته و ابراز نموده، بلکه در خطبه نماز اسم پادشاهان صفوی را نیز می برده اند. به علاوه تحت حمایت ایشان زبان و فرهنگ ایران هر چه بیشتر رواج پیدا کرد و دانشمندان و هنرمندان ایران در دربار آنها تشویق می شدند.» (رک همان- ص۹)

این اثر را ظاهرا نگارنده گمنامی به نام میرزا محمد معصوم به دستور میرزا عمده الحجابی و در سال ۱۰۸۸ نگاشته است. گرچه نام نگارنده مشخص است و حتی این که این اثر را به دستور چه کسی نوشته هم پیداست و نام کاتب را هم محمدحسین بهجت نامی ذکر کرده اند، اما با این همه درباره این مولف و ماهیت اصلی عمده الحجاب و کاتب این اثر، هیچ اطلاعات موثق تاریخی دیگری در دست نیست. عابدی البته با اطمینان می نویسد: «البته می توان گفت که صاحب این رساله شخصی متین و سنجیده و دانشمند و ادیب و با ذوق و با تاریخ وقایع عهد صفویه با خبر و به آنها علاقه مفرطی داشته و مثل این که ایرانی بوده است، و هر چه می نویسد با اعتماد کامل می نویسد.» اما نکته جالب توجهی که عابدی در ادامه توصیف خود از خصال نگارنده اثر بدان می پردازد و با نگاهی گذرا در میان مطالب کتاب نیز آشکار خواهد شد، این است که نویسنده گاه و بی گاه از اطلاعات تاریخی دیگر مورخان هم روزگار خود و از جمله ابوالفضل و اسکندر بیگ استفاده می کند و با حفظ امانت داری به این استفاده خود اشاره می کند. از جمله در صفحه ۳۳ بخش تواریخ چنین آمده است: «مجملا در ضمن احوال هلاکت مآل شاهی بیگ خان بدسگال، صاحب «تاریخ عالم آرا» ذکر کرده… و بعد تر و در همین صفحه می نویسد: «و سر او را پوست کنده و پر کاه کرده به سلطان بایزید بن سلطان محمد غازی پادشاه روم فرستادند، و استخوان کاسه سر او را به طلا گرفته به قول مولف «احسن التواریخ» قدح مثال در بزم حریفان باده نشاط در گردش آوردند…» (رک- همان- ص ۳۳) البته عابدی، موشکافانه به سهل انگاری های مولف و انحرافش از مسیر امانت داری و نقل قول نیز پی برده و در نگاهی منتقدانه می نویسد: «در بعضی جاها مولف این تاریخ عین عبارت را از منابع دیگری گرفته، اما اسم آن منابع را ذکر ننموده است.» سنتی که در تاریخ نگاری به تکرار بازتولید می شده است و تنها به نویسنده این اثر اختصاص ندارد؛ البته باید اضافه هم کرد که این استفاده ها و استناد ها پراکنده و گذراست و نویسنده ظاهرا می کوشد بیشتر از نگاه خود به تاریخ و حوادثش بنگرد و شاید به همین دلیل است که موفق نمی شود اثری موشکافانه و در خور مقایسه با دیگر آثار تاریخی نسبتا مفصل دوره صفوی، خلق کند.

• تاریخی فشرده

واقعیت این است که برجستگی و امتیاز این اثر شاید در شکل فشرده آن خلاصه شود؛ میرزا محمد معصوم، کتاب تاریخ سلاطین صفویه را به شکلی منحصر به فرد و کاملا چکیده و خلاصه به رشته تحریر در آورده است. او اهتمام اصلی خود را صرفا بر معرفی اجمالی و فشرده سلاطین صفوی قرار داده و در این معرفی تنها به تولد و وفاتشان اشاره کرده و برخی حوادث مهم روزگارشان را در بخشی مجزا تحت عنوان تواریخ بعضی از فتوحات آورده است؛ «این رساله اصلا مجموعه تواریخ است که از طرف شعرای تاریخ گو در ضمن وقایع گوناگون سروده شده است، از این رو می توانیم این رساله را تواریخ وقایع عهد صفوی بنامیم. مولف وقایع و تواریخ را مختصرا بیان و اشعار تاریخ گویان را نقل کرده و به قدر امکان از سرایندگان آن تواریخ اسم برده است. بعضی از این تواریخ در منابع دیگر هم موجود است، اما بیشتر از این ها در جای دیگر دیده نمی شود.» (ر ک همان- ص ۱۳)

از دیگر امتیازات این اثر قسمتی است به نام تعلیقات که مباحث کتاب را تکمیل کرده است. در واقع در قسمت تعلیقات کتاب، به مجموعه ای نسبتا کامل از دانستنی های تاریخی برجسته درباره واژگان و عبارات نهفته در کتاب و ماده تاریخ های اشاره شده از سوی نویسنده برمی خوریم که بر ارزش و اهمیت این اثر افزوده است از سوی دیگر باید به نثر مطنطن و ادبی نویسنده نیز اشاره کنیم که در واقع به تاسی از نثر و سبک تاریخ نگاری عصر صفویه، نگاشته شده است؛ واقعیت این است که «نثر فارسی در عهد صفوی به نثری منشیانه و متکلف تبدیل می شود که مملو از تکلفات شاعرانه و پیچیدگی های بیانی است. گویا قصد شاعر بیشتر اظهار فضل و فخرفروشی بوده تا بیان هنری و ادبی.»۱ این ویژگی در آثار تاریخ نگارانه این دوره نیز مشهود است؛ کتاب تاریخ سلاطین صفویه نیز از این قاعده مستثنی نمانده است؛ نویسنده در توصیف به قدرت رسیدن شاه اسماعیل می نویسد: «و خروج آن آفتاب روح سروری و ترویج مذهب حق ائمه اثنا عشری در اوایل سال فرخنده مآل سنه ست و تسعمایه بود. چنانچه گویند در همان اوان که صیت خروج آن حضرت در اطراف عالم منتشر گشت، و آوازه دولت حیدری و ملت جعفری از گنبد نیلوفری گذشت، خوندگار روم تاریخ سلطنت آن حضرت را مذهب ناحق یافته، نوشته، فرستاد.» (رک همان- ص ۸) از جمله اشعاری که نویسنده به مناسبت از آنها استفاده کرده است عبارتند از: «شاه گیتی پناه اسماعیل/ آنکه چون مهر در نقاب شده/ رفته خورشید و ظل شده تاریخ/ سایه تاریخ آفتاب شده / نویسنده در این بخش نام همه سرایندگان را آورده است که عبارتند از: حکیم رکنا، شاه طاهر، مولانا شرمی، میرحیدر معمایی، مولانا شعوری، مولانا کلب علی تبریزی، مولانا صائب و غیره اما در دیگر بخش ها اغلب از ذکر نام شاعر اجتناب ورزیده و تنها نوشته است: شاعری فرموده، یا یکی از شاعران گفته و غیره. نکته جالب این است که خواننده در قسمت تعلیقات کتاب با شرح حال این شعرای نسبتا کمتر شناخته شده آشنا می شود؛ از جمله در شرح حال و معرفی شاه طاهر می خوانیم: «شاه طاهر از نیکان عهد خود بوده. آبا و اجدادش در خدمت سلاطین وقت همیشه معزز و محترم بوده و در رودبار قزوین اقامت داشته اند. چون سلطانیه صورت ایجاد پذیرفت حسب الفرموده پادشاه وقت در سلطانیه اقامت گزید. شاه طاهر در سلطانیه متولد شده در مبادی سن رشد و تمیز جهت تحصیل به کاشان آمد. در اندک روزی جامع فنون صوری و حاوی انواع علوم معنوی گردید… چون حقیقت به واجبی معلوم معلوم باریافتگان شاه اسماعیل ماضی شد خواست که قامت قابلیتش را به خلعت صدارت محلی گرداند که جمعی حسد کرده به مذهب باطله اش متهم گردانیدند و خار. شاه مزبور به سخنان واهی غرض آمیز و اکاذیب فتنه انگیز متغیر شده در مقام نقص عزت وی در آمد…» (رک- همان- ص ۷۳) در جای دیگر درباره شرح حال و زندگی میر حیدر معمایی چنین آمده است: «میر حیدر از سادات طباطبایی حسینی صاحب سیورغال آنجا است، در شیوه معما بی مثل و در تاریخ گویی بی بدل. مدت عمرش از نود تجاوز نموده و هرگز از زمره عاشقی خالی نبوده. در زمان شاه جنت مکان در کاشان به میرزا جعفر ولد میرزا بدیع الزمان وزیر آنجا که به حسن و جمال صوری و اخلاق معنوی آراسته بود مختلط و مصاحب بود…» (همان- ص ۷۵)

• نقش نگین شاه

از دیگر مشخصات این اثر توجه نگارنده به برخی مسائل نسبتا بی اهمیت تر و ذکر آنها به جای بیان وقایع کلیدی تاریخ است. از جمله در معرفی شاه طهماسب به نقش نگین او اشاره کرده و می نویسد: «از اتفاقات حسنه و واردات مستحسنه، آنکه نقش نگین آن حضرت به تاریخ برابر گشته، چنانچه یکی از شاعران گفته: شرف بندگی شاه نجف/ یافته چون ز بدایت طهماسب/ نقش مهرش شده تاریخ جلوس/ بنده شاه ولایت طهماسب

نویسنده عمده مباحث و دانسته های تاریخی خود را در بخشی به نام تواریخ بعضی از فتوحات گرد آورده و در کنار هم قرار داده است. نویسنده در این بخش هر کدام از این حوادث را تحت عنوان تاریخی خاصی آورده است که منحصر به فرد و جالب است. از جمله قتل جمعی از سرداران و اعیان ترکان تکلو به فرمان شاه طهماسب را به عنوان «آفت تکلو» بیان می کند. یا مثلا تاریخ مصالحه کردن سلطان سلیمان خوندگار با شاه طهماسب جم اقتدار را به عنوان «الصلح خیر» بیان می دارد.

از دیگر اتفاقات و حوادثی که نویسنده بدان ها پرداخته است می توان به این موارد اشاره کرد: تاریخ ساخت چهارباغ اصفهان، تاریخ فتح ایروان، تاریخ فتح قلعه شماخی، تاریخ فتح تبریز، تاریخ گریختن طهمورث والی گرجستان و فتح آن، تاریخ فتح استرآباد و خراسان که مولف آن را «فتح الفتح» لقب می دهد، تاریخ بنای مسجد جامع کبیر اصفهان و…

و این چند جمله، اختتامیه این نسخه خطی است:

«در احمد نگر

حسب الفرموده میرزای عمده الحجابی میرزا محمد معصوم به تصبیغ این سفینه مبادرت نمود. به تاریخ ۲۲ شهر محرم الحرام مرقوم گردید.

حرره

محمد حسین بهجت

عفی ذنوبه و ستر عیوبه»

پی نوشت:

۱- ر. ک کتاب ایران: تاریخ ادب پارسی- احمد تمیم داری

مطالب مرتبط