ادبیات عصر مشروطیت

 دکتر مهدی شریفیان

بی تردید، ادبیات عصر مشروطیت ایران، «ادبیات پایداری، مقاومت و بیداری» است. نویسندگان و شعرای وطن دوست و غیرتمند ایرانی، برای نخستین بار از «برج عاج» ادبیات اشرافی فرود می آیند، و ادبیات را آینه تمام نمای «خواست و اراده» توده های محروم ایرانی، برای رسیدن به «آزادی و دموکراسی» قرار می دهند. موتیف های (motife) اصلی شعر مشروطیت، هم در حوزه نظم و هم در حوزه نثر، موضوعات زیادی را دربر می گیرد. نظیر دشمنی و ستیز با استبداد، دعوت به اتحاد مسلمانان، تشویق به استقلال و خودکفایی، عشق وطن، دشمنی با استعمار، طرفداری از کارگر و زارع، دفاع از آزادی و آزادیخواهی، تنفر از خرافات، آزادی و حقوق مدنی زنان و سایر مسائل خاص اجتماعی. شعر به لحاظ فرم و شکل، تغییر زیادی پیدا نمی کند ولی به لحاظ محتوا، دگرگونی وسیعی می یابد که در دوره هزارساله شعر پارسی بی همتاست. ظهور ادیبانی نظیر ملک الشعرای بهار، ادیب پیشاوری، ادیب نیشابوری، وحید دستگردی، ایرج میرزا، ابوالقاسم لاهوتی، فرخی یزدی، اشرف الدین نسیم شمال و عارف، حوزه شعر اجتماعی و سیاسی را گسترش داده و «شعر متعهد» را ایجاد می نماید. طنز اجتماعی شعر مشروطیت غنای زیادی پیدا می کند و نهایتا به تصنیف های جانگداز عارف می رسد. نثر فارسی حتی پیشتازتر از شعر مشروطیت جلوه گری می کند و قید و بندهای نثر مصنوع و فنی را کنار گذاشته، کاملا «گزارشی و ساده» می گردد. تحمیلات شعری (صنایع ادبی) از دامن نثر زدوده می شود و نثر فارسی پویا و توفنده در خدمت بیان خواست و آمال مردم قرار می گیرد. ظهور نویسندگانی چون طالبوف تبریزی، زین العابدین مراغه ای، میرزافتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان ناظم الدوله و سیدجمال الدین اسدآبادی نثر فارسی را جان تازه ای می بخشد و آثار آنان زمینه ساز پیداش ادبیات داستانی (Fiction) می شود و بعدها به دست نویسندگانی چون جمال زاده، چوبک، هدایت، آل احمد و… به ترقی شایانی ارتقا می یابد.

* هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا

مطالب مرتبط