مطالعه، نه خواندن و پژوهش انرژی ماندگاری کتابداری

در پی نشر یادداشتی با عنوان مطالعه، نه خواندن و پژوهش انرژی ماندگاری کتابداری ، دوست عزیز اقای حمید محسنی یاداشتی بر یادداشت نوشتند که از ایشان متشکرم و برای شفاف سازی متنی که قبلا نوشته بودم، در چهار سطر اهداف متفاوت خواندن، مطالعه و پژوهش را شرح دادم. خیال می کنم این سه متن رویهم دریچه ای تازه به سه راه یا سه مسیری که کتابداران برای پرداختن به موضوع در نظر میگیرند، باز شده است. البته که نظرات دیگر علاقمندان میتواند به شفاف سازی بیشتر یاری رساند.
برای مطالعه هرسه متن یا دو متن اخیر به یکی از روشها زیر اقدام فرمائید:
جستجوی دکتر محمدحسین دیانی – دانشگاه فردوسی – منوی گزینه ها – گزینه دیدگاهها و نظرات، یادداشت مطابعه، نه خواندن و پژوهش انرژی ماندگاری کتابداری
اینجا

استاد عزیرم. متشکرم که یادداشت بنده را اینقدر ارزش دادید که در زیر همان یادداشت خودتان گذاشتید که نقدی است اساسی بر رفتار و کنشهای حرفه ای ما و ضعفهای موجود؛ ضعفهایی که هم‌ در نگاه و رویکردهاست و نیز در کنشهای متصل به آنها.
یادداشت تکمله شما را هم‌ خواندم و استفاده کردم که درباره ضرورت تفکیک‌ واژگانی و مفهومی بود.

درباره ارزش خواندن و مطالعه و از آن مهمتر خود این‌کنش و نه صرفا ارزش آن هر چه تاکید شود کم است. متاسفانه همانگونه که اشاره کردید حلقه گمشده است. کاملا با شما موافقم که راز ماندگاری حرفه ماست. کاش به جد گرفته شود و باز به قول شما در همان یادداشت تنها به نگارش مقاله و پژوهشهای دانشجویی و استادی تقلیل نیابد که ظاهرا همین است. حداقل رفتار نهادهای درگیر در این‌ حوزه همین نگرانی را برجسته می کند. اینها را صد بار تاکید کنیم باز کم است که هویت‌ ما و حرفه ماست و بلکه هر انسان و جامعه ای است و بلکه باید  گفت هویت ساز است.
حیفم آمد نکته ای از رولان بارت، فیلسوف منتقد، نویسنده و محقق بزرگ را شاید صدمین بار نقل نکنم. ایشان در کتابی کوچک، مهم، ۷۰ صفحه ای، جیبی، ترجمه ناصر فکوهی و از نشر فرهنگ‌جاوید به نام “نشانه شناسی ادبی” می نویسد تصور کنید روزی جهان دچار نوعی توحش فرهنگی شود و بخواهد همه علوم را نابود کند اما تنها و تنها یک‌ گزینه به شما بدهد. می پرسد به نظر شما این انتخاب باید کدام یک باشد؟ خودش جواب می دهد: ادبیات. زیرا ادبیات همه علوم را در خود دارد و من می گویم با خود می آورد. زیرا ادبیات هم‌نتیجه تخیل است و هم تخیل آدم را بارور می کند که مادر علوم است، زبان و گفتار آدم را غنی می کند، داشته ها و ناداشته ها را روی دایره می ریزد، احساسات و عواطف آدم را می سازد که منبع اطلاعات است،آدم را آدم می کند و نیز رابطه آدمها با هم و با جهان را تنظیم می کند و هزاران چیز دیگر. تنها یکی از آن هزاران چیز، کل جهان و هستی است! و البته بزرگتر از جهان، خود انسان است که جهان را با همه عظمتش در خود می پذیرد و هضم‌‌‌ می کند. ادبیات هر دو جهان را می سازد! بی دلیل نیست‌که‌ متخصصان تعلیم و تربیت و نیز در رشته ما خواندن و مطالعه اینقدر ارزش و جایگاه هویت ساز می یابد و به قول شما راز ماندگاری می شود.
البته با تفاوت مورد اشاره شما کاملن موافقم. گویی معتقدم در سطوحی به هم‌ می پیوندند و انگیزه ها و بافت را در خواندن و مطالعه و پژوهش برجسته می سازد.
ارادتمند
حمبد محسنی
مطالب مرتبط