صنعتگری در خدمت کتابخانه

به بهانه دهمین سال خاموشی زنده یاد حاج احمد تیموری؛

لیزنا؛ سید کاظم حافظیان رضوی، کتابدار و سید ابراهیم عمرانی، سردبیر : در دهه 1340 خورشیدی و همزمان با بنیاد‌گذاری رشته کتابداری در دانشگاههای کشور و آموزش نظام‌مند علوم کتابداری جدید، همچنین تاسیس هیات امنای کتابخانه‌های عمومی کشور (نهاد کتابخانه های عمومی بعدی)، و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نهضت بازسازی کتابخانه‌های دانشگاهی و پژوهشی  نیز آغاز شد.

بهره گیری از نیروهای دانش‌آموخته حوزة کتابداری که در خارج از کشور تحصیلکرده بودند، برای سازماندهی مجموعة کتابخانه‌ها با نظامهای کنگره و دیویی آغاز شد. در این میان تشکیل انجمن کتابداری ایران در سال 1345 خورشیدی و حضور استادان و دانشجویان علاقه‌مند مقطع کارشناسی ارشد، در آموزشهای انجمن داستانی شنیدنی دارد که در دو بعد هم آموزش کتابداران شهرها و شهرستانها ، و هم بازسازی و سازماندهی مجموعة کتابخانه‌ها نقشی پویا و فعال ایفاء کردند.

کتابداری در ایران به یمن این فعالیتهای علمی و آموزشی و در عین حال اجرایی و عملی، جدی گرفته شد و اندک اندک دامنة فعالیتهای حرفه‌ای در کتابخانه‌ها و مراکز اسناد و مدارک گسترش یافت.

کارگاه‌های کوتاه مدت، آموزش رسمی، توسعه کتابخانه‌های عمومی و دانشگاهی رونق گرفته بود، و هر روز کتابخانه تازه‌ای تاسیس می‌شد و یکی از معضلات همه کتابخانه ها، تجهیزات استاندارد و البته با قیمت مناسب بود. تا پیش از این تاریخ اغلب کتابخانه‌ها تجهیزات مناسبی نداشتند، و بسیاری از کتابخانه های عمومی (به ویژه کتابخانه های عمومی کوچک) قفسه‌هایشان، قفسه‌های به اصطلاح پیچ مهره‌ای بود که در بقالیها هم استفاده می شدند، که قفسه‌های مناسبی برای کتابخانه‌‌ها نبودند. کتابخانه‌هایی هم که ثروتمندتر بودند یا وابسته به ارگانی بودند که مشکل مالی نداشت، از قفسه های خارجی استفاده می‌کردند نمونة قفسه های مبسو (نمی‌دانیم مستقیم از خارج می‌آمد یا در ایران تولید یا مونتاژ می‌شدند) که در برخی کتابخانه‌ها استفاده می‌شدند.  . قفسه‌های چوبی هم که نجاران بصورت سفارشی برای کتابخانه ها می‌ساختند اگر قرار بود محکم باشد و در کتابخانه های دانشگاهی و عمومی دوام بیاورند، خیلی سنگین می‌شدند و در ضمن حتما باید به  دیوار نصب می‌شدند و قابلیت انعطاف و تحرک لازم را برای چیدمان کتابخانه نداشتند. برخی سازندگان هم یا از چوبهای سبک و فیبر و با مواد و ابزارهای نجاری دهه 1340 ساخته می‌شدند که اصلا دوامی نداشتند و به سرعت از استفاده خارج می‌شدند.

در چنین شرایطی و با توجه به نیاز روزافزون کتابخانه‌ها به وسایل و ابزار استاندارد و در ضمن ارزان، از جمله انواع قفسه‌ها، و میزها و صندلیها و برگه دانها، و کم‌کم  میز امانت، جای مجله‌، جای روزنامه، چرخ حمل کتاب و بسیاری ابزارهای دیگر، اتفاق مبارکی افتاد. به پیشنهاد خانم فرنگیس امید، اولین مدیر گروه کتابداری و از اولین روسای انجمن کتابداری که خدا عمرشان را طولانی کند (ایشان اکنون 105 سال دارند و خارج از ایران زندگی می کنند) حفظشان کند، و با اهتمام نجاری زبردست و خلاق به نام احمد تیموری، اقدامات شایسته‌ای برای تولید وسایل و ابزار کتابخانه با مطالعه و رعایت استاندارد‌های موجود آغاز شد.

حاج احمد تیموری که خود از اهالی شمیران بود و به شمیران و تجریش علاقه ویژه‌ای داشت، در همان تجریش، در کوچه محمودی (مشهور به کوچه ذغالیها) که در دهه چهل چندین چوب فروشی و ذغال فروشی در آن قرار داشت و مرکز خرید ذغال زمستانی شمیرانیها بود، دارای کارگاه نجاری بود و به این حرفه اشتغال داشت. فرنگیس امید که  تحصیلکرده امریکا و از کتابداران و استادان فعال دهه 1340 ایران بود، در مورد تجهیزات کتابخانه‌ای جزوه ای تهیه کرده بود که این تجهیزات را بر پایه استانداردها و با استفاده از کتابها و  کاتالوگهای کتابخانه‌های اروپایی و امریکایی تدوین و برای تدریس در کلاسها و کارگاههای کتابداری استفاده می‌‌کرد. خانم امید با آشنایی با این نجار خبره و زبردست، از او تقاضا می‌کند که این تجهیزات را برای کتابخانه‌‌های ایران تهیه کند و آقای تیموری که عاشق جستجو و عاشق کارش بود، کار را شروع کرد، و وارد حوزه‌ای شد که در ایران تجهیزات چوبی کتابخانه‌ای با نام او رقم خورد.

تیموری کاری با کیفیت و شکیل تحویل کتابخانه‌های ایران داد و باید با کمی شوخی بگویم در فضای کتابداری ایران کار سختی را به عهده گرفت. چون باید کارش را به بانوان تحویل می‌داد و رضایت آنان را جلب می‌کرد، آن هم بانوانی سختگیر و مشکل پسند. فضای کتابداری ایران در آن سالها به سمت بانوان سنگینی می‌کرد و چند بانوی بزرگ در راس بسیاری از امور کتابداری ایران نام خود را به یادگار گذاشته‌اند، از جمله فرنگیس امید و پوری سلطانی. از زبان خانم سلطانی نقل می‌کنیم که می‌گفتند، زمانی که حاج آقا تیموری شروع کردند برای مرکز خدمات قفسه بسازند، شاید من پنجاه بار او را آوردم و بردم و هربار ایراد جدیدی داشتیم که ایشان با حوصله و دقت ایرادها را گوش می‌کردند، و با لطف هر چه تمامتر قفسه نمونه را می‌بردند ، و باز دو روز دیگر با قفسه تازه‌ای می‌آمدند، تا روزی که من یک نفر راضی شدم و گفتم این خوب است. خدا حاج آقا تیموری را بیامرزد که واقعا در این قبیل کارها با بانوان کار کردن بسیار سخت است، که خیلی سختگیر هستند وکوتاه هم نمی‌آیند و همه چیز را کامل می‌خواهند  و می‌دانم که با چه درجه از علاقه، و باور به اینکه این ایرادها در جهت بهتر شدن کارشان است، کار را به انجام رسانده‌اند. کاری کارستان، که با تجربه نیم قرن کار در کتابخانه‌های مختلف ایران، می‌توانم به جرئت بگویم این قفسه‌ها به درد کسانی که خیلی زود از یکنواختی از وسایل خانه و محل کار خسته می‌شوند، و هر چند یک بار می‌خواهند دکوراسیونشان را تغییر بدهند نمی‌خورد، چون کیفیت بالایی دارند و عمری طولانی.

بلی، باید گفت درک درست موقعیت باعث شد جناب تیموری آستینها را بالا بزنند و کار خود را آغاز کنند. با توجه به نیاز روزافزون کتابخانه ها، حاج احمد اقدامات لازم برای تاسیس و راه‌اندازی کارخانه صنایع چوبی را در جاده کرج شروع کرد و کار را گسترش داد و به زودی به پاسخگویی درخواستهای فراوان کتابخانه ها توفیق یافت.

آشنایی با وسایل و تجهیزات کتابخانه به عنوان یکی از موضوعات مهم در آموزش کتابداری، است که همانطور که گفته شد خانم فرنگیس امید اولین بار در این زمینه جزوه‌ای منتشر کردند و در سال 1353 سرکار خانم شیرین تعاونی دست به تالیف کتابی با عنوان «وسایل و تجهیزات کتابخانه» زدند که مرکز خدمات کتابداری آن را منتشر کرد و به یکی از متون اصلی این حوزه تبدیل شد. اغلب تصاویر این کتاب، از روی تجهیزات ساخت کارخانه تیموری عکسبرداری شده است.

مدیریت حاج احمد تیموری، تمام امکانات کارخانه را نخست درخدمت کتابخانه‌های ایران و به مرور زمان به دلیل کیفیت خوب و رعایت استانداردها، صادرات به کشورهای همسایه را به دنبال داشت. بیشتر کتابخانه‌های ایران دارای وسایل ساخت کارخانه تیموری هستند. 55 سال فعالیت در تجهیز کتابخانه‌های ایران و خاورمیانه را می‌توان به عنوان حرکتی بالنده در صنایع کتابخانه‌ای تلقی کرد.

تیموری با اینکه فروشش تضمین شده بود و ممکن بود مانند بسیاری از کاسبکاران کم مایه، محصولاتش را تکرار کند و درآمد خوبی داشته باشد، دست از نوآوری و خلاقیت نکشید و برای بهتر کردن تولیدات خود، سفرهای زیادی کرد و نمونه های زیادی با خود از اروپا آورد که بهترین نمونه اش برگه‌دانهای منحصر به فردش بود. برگه‌دانهای اولیه تمام چوبی و بسیار سنگین بود، که حاج آقای ما با پیدا کردن نمونه هایی خارجی، با وسواس زیاد قالبهایی را ساخت، که تا روزی که برگه در برگه‌دانهای کتابخانه‌های ایران ابزار جستجوی منابع بود، همه ایشان را دعا می‌کردیم که با استفاده از کشوهایی که جز قسمت درب بیررونی کشو که چوبی بود، باقی از مواد سبک پلاستیکی ساخته شده و وزن برگه دانها را به یک سوم تفلیل داده بود. خدمت حاج آقا تیموری بودیم و صحبت همین برگه دانها شد، خدایشان بیامرزاد، داستان یافتن نمونه و درست کردن این قالبها را با همان لهجه شمیرانی زیبای خود برایمان تعریف می‌کردند و در      پایان با دلخوری از کسانی گلایه می‌کردند که این قالبها را بدون اجازه ایشان و بدون رعایت حق مالکیت معنوی کپی کرده‌اند و با کیفیتهای نازل و به اسم کار تیموری و آنها که شرم کمتری دارند، به نام خود دارند می‌فروشند.

من روزی را به یاد می‌آورم که در دیماه 1364 که حاج آقا تیموری به ساختمان نوسازی شده کتابخانه علوم دانشگاه تهران آمدند و سفارش میز امانت بزرگی را دادیم که قرار بود به سه تالار (تالار اصلی و دو تالار دو طرف آن) مشرف باشد. محوطه‌ای را که به ایشان نشان دادم دیدند و ابتدا گفتند ما که میزهایمان ال (L) است و حالا می خواهی دو تا بگیر بگذار کنار هم، و سوال دومشان این بود که میز کوتاه می‌خواهی یا بلند، و در همین میان، دیدم متری از جیب مبارکشان بیرون آمد و به من گفتن یک کاغذ قلم بیار، و سر متر را بگیر، و اندازه‌هایی نوشتند و رفتند، و بعد از دو هفته یکی از زیباترین میزهای امانت کتابخانه ای را برای ما آوردند و نصب کردند، که هنوز به بهترین وجهی پاسخگوی کتابخانه‌ای شده که از ابتدای دهه هفتاد، سیستم امانت خود را به لطف نرم افزار خود، ماشینی کرد، کارتهای امانت زرد و سفید را کنار گذاشت، و این میز کماکان جوابگوی کار کتابخانه بوده و هنوز هم هست. قفسه های کتابخانه و میز و صندلیها همه ساخت همان سال است و همه آنان که کتابخانه علوم را در دهه‌‌های شصت تا نیمه های نود از نزدیک دیده‌اند حجم استقبال دانشجویان از این کتابخانه را به خوبی شاهد بوده‌اند و این میز و صندلیها و قفسه ها که همه ساخت سالهای 64 و 65 هستند، هنوز به بهترین وجهی کارایی خود را حفظ کرده اند. (سید ابراهیم عمرانی)

من هم روزی را به یاد می آورم که در کتابخانه مرکزی سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی خدمت سرکار خانم نسرین دخت عماد خراسانی بنیانگذار این کتابخانه رسیدم، و ایشان ضمن اینکه مرا در کتابخانه می‌گرداندند و بخشهای مختلف را  معرفی می کردند، این خاطره را برایم تعریف کردند که در نیمه دوم دهه پنجاه  وقتی کتابخانه افتتاح شد،‌ همه مدیران سازمان تحقیقات و پژوهشگران کشاورزی که به کتابخانه می‌آمدند، از طراحی و زیبایی قفسه ها و میزها و مبلمان کتابخانه که همه کار تیموری بود به وجد آمده بودند. و خیلیها نزد من می‌امدند که نشانی تیموری را بگیرند و برای کتابخانه‌های شخصی و حتی مبلمان و دکوراسین منزل سراغ کارهای تیموری بروند. (سید کاظم حافظیان رضوی)

حسن اخلاق و صداقت و مشتری مداری حاج احمد تیموری به قضاوت اکثر کتابداران که با وی آشنا بودند زبانزد بود و از او چهره ای محبوب بین کتابداران ایران ساخته بود، چهره‌ای که از زبان استادان بزرگی چون ایرج افشار، پوری سلطانی در باره او بارها و بارها شنیدیم که می گفتند، بسیار انسان صادق و درستکاری است و هرگز تن به فساد در کارش و در روابط مالیش نداده است. خداوند این مرد خلاق و بزرگ منش را قرین رحمات خود نماید.

زنده یاد احمد تیموری در 11 دیماه 1389 در سن 87 سالگی چشم ازجهان فروبست و اداره کارخانه به عهده پسرانش گذاشته شد. پسرانی که راه پدر را پیش گرفتند تا نشان دهند فرزندان خلف همان پدر نیکوکار و پرتلاش و خلاق هستند. یادش گرامی و روحش شاد.

 

حافظیان رضوی ،سید کاظم ؛ عمرانی ، سید ابراهیم . « به بهانه دهمین سال خاموشی زنده یاد حاج احمد تیموری: صنعتگری در خدمت کتابخانه ». سخن هفته لیزنا، شماره 523، 29دی ماه 1399