اعتباريابی پرسشنامه هوش هيجانی بار-اُن در جمعيت دانش آموزي شهر يزد در سال تحصيلي 87-1386

پايان نامه تحصيلي جهت اخذ مدرك كارشناسي در رشته روانشناسي عمومي
عنوان: اعتباريابي پرسشنامه هوش هيجاني بار-اُن در جمعيت دانش آموزي شهر يزد در سال تحصيلي 87-1386
نام استاد راهنما: دكتر محمود كمالي
مؤلف: منيژه نوشيرواني
زمستان86

­فهرست مطالب

عنوان

صفحه

فصل اول: طرح تحقيق

مقدمه……………………………………………………………………………….. 4

بيان مسأله……………………………………………………………………. 5

اهميت و ضرورت تحقيق………………………………………………. 6

اهداف پژوهش…………………………………………………………………. 7

– هدف كلي……………………………………………………………………… 7

– اهداف جزئي……………………………………………………………….. 7

سؤالات پژوهش…………………………………………………………………. 7

فرضيه هاي پژوهش………………………………………………………… 8

تعريف متغير……………………….. 8

– تعريف نظري……………………………………………………………….. 8

– تعريف عملياتي……………………. 8

فصل دوم: ادبيات و پيشينه تحقيق

مقدمه……………………………………………………………………………….. 10

بخش اول: سوابق نظري………………………………………………. 10

تاريخچه طرح هوش هيجاني………………………………………… 10

تعاريف هوش هيجاني……………………………………………………. 13

خصايصي كه هوش عاطفي را مي سازند…………………… 14

گستره هوش هيجاني……………………………………………………… 15

هوش هيجاني و توانايي شغلي…………………………………. 15

هوش هيجاني و موفقيت زناشويي…………………………….. 16

هوش هيجاني و اختلال هاي رواني………………………….. 16

هوش هيجاني و حافظه…………………. 17

هوش هيجاني و آينده…………………. 17

آموزش و پرورش و افزايش هوش هيجاني……. 17

نقش مدرسه در پرورش هوش هيجاني……….. 19

هوش هيجاني از ديدگاه بار-اُن…………. 20

مشخصات هوش هيجاني بار- اُن…………… 21

حيطه هاي پرسشنامه هوش عاطفي بار-اُن…… 22

نحوه نمره گذاري پرسشنامه……………. 23

معرفي سئوالات مربوط به هر مقياس………. 24

كليد نمره گذاري آزمون هيجان بهر بار-اُن.. 25

ارزيابي پرسشنامه هوش عاطفي بار-اُن……. 26

لزوم هنجاريابي پرسشنامه هوش عاطفي بار-اُن 26

بخش دوم: سوابق پژوهشي………………. 27

پژوهش هاي خارجي……………………. 27

پژوهش هاي داخلي……………………. 33

فصل سوم: روش شناختي تحقيق

مقدمه…………………………….. 40

روش تحقيق…………………………. 40

جامعه تحقيق……………………….. 40

نمونه تحقيق……………………….. 40

روش نمونه گيري…………………….. 41

ابزار پژوهش……………………….. 41

روش اجراي تحقيق……………………. 42

روش هاي تجزيه و تحليل داده ها……….. 42

فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها

مقدمه…………………………….. 45

1- ماتريس همبستگي سئوالات آزمون با هم و با نمره كل   46

2- ماتريس همبستگي خرده مقياس ها قبل از تحليل 46

3- محاسبه پايايي كل آزمون…………… 51

4- تحليل پايايي دروني مقياس هاي پرسشنامه هوش هيجاني 52

5- شاخص هاي توصيفي خرده مقياس ها و ميانگين كل هوش هيجاني…………………………………. 53

6- ماتريس همبستگي كل خرده مقياس ها با هم و با نمره كل  54

7- تحليل عوامل به روش مؤلفه هاي اصلي و چرخش واريماكس   54

فرضيه هاي تحقيق……………………. 55

نتيجه نهايي تحليل پرسشنامه………….. 57

فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري

مقدمه…………………………….. 59

مروري بر تحقيق…………………….. 59

بحث و نتيجه گيري…………………… 60

پيشنهادات تحقيق……………………. 61

– پيشنهاد به والدين………………… 61

– پيشنهاد به دانش آموزان……………. 62

– پيشنهاد به معلمان………………… 62

– پيشنهاد به مسئولين آموزش و پرورش…… 62

– پيشنهاد براي تحقيقات آينده………… 63

محدوديت هاي تحقيق………………….. 63

– محدوديت هاي تحت كنترل پژوهشگر……… 63

– محدوديت هاي خارج از كنترل پژوهشگر….. 64

منابع و مآخذ………………………. 65

منابع فارسي……………………….. 65

منابع انگليسي……………………… 70

منابع اينترنتي…………………….. 71

ضمائم…………………………….. 72

معرفي نامه از دانشگاه……………….

معرفي نامه از آموزش و پرورش………….

نمونه اي از پرسشنامه………………..

نمونه اي از پاسخنامه………………..

جدول ها و نمودارهاي تحقيق……………

– ماتريس همبستگي سئوالات آزمون با هم و با نمره كل

– ماتريس همبستگي خرده مقياس ها قبل از تحليل

– محاسبه پايايي كل آزمون…………….

– تحليل پايايي دروني مقياس هاي پرسشنامه هوش هيجاني

– شاخص هاي توصيفي خرده مقياس ها و ميانگين كل هوش هيجاني

– ماتريس همبستگي كل خرده مقياس ها با هم و با نمره كل

– تحليل عوامل به روش مؤلفه هاي اصلي و چرخش واريماكس

– خلاصه مطالعه سموعي 1382…………….

مقالات انگليسي………………………

چكيده
در دهه هاي اخير ابعاد جديدي از هوش به عنوان يكي از توانائيهاي شناختي انسان شناسايي و مطرح شده است. يكي از مؤلفه هاي جديد هوش كه توجه شاياني را به خود جلب كرده و پژوهشهاي مختلفي را رقم زده است “هوش هيجاني” است كه براساس سوابق موجود نخستين بار توسط داروين (1837) مطرح شده است. پس از بررسي هاي مختلف، جهت سنجش و راه اندازي اين نوع هوش ، بار – اون (1988) پرسشنامه اي 117 ماده اي با مقياس ليكرت تهيه كرده و اين ابزار در تحقيقات مختلف مورد استفاده واقع شده است. به موازات معرفي اين آزمون، مطالعات مختلف اعتباريابي اين پرسشنامه در جوامع مختلف انجام شده است كه شاخص ترين آن مطالعه اعتباريابي سموعي (1382) بوده كه پس از بررسي هاي مختلف روان سنجي روي مواد پرسشنامه و بررسي روايي سازة آن، تعداد عباراتهاي پرسشنامه به 90 سؤال و تحت 15 عامل تقليل يافت. جهت بررسي ساختار عاملي پرسشنامه در جمعيت دانش آموزي دورة پيش دانشگاهي ناحيه دو يزد، فرم نود سؤالي اين پرسشنامه در جمعيت 500 نفري اجرا و مورد بررسي قرار گرفت. پس از حذف پرسشنامه هاي ناقص، پاسخهاي توصيفي يا عزت كرانه اي، حجم نمونه مورد بررسي به 470 نفر تقيليل يافت. با بررسي هاي مختلف كه در فصل چهارم ارائه گرديد، اهم نتايج به دست آمده به شرح زير است:
ماتريس همبستگي عبارات و نمره كل نشان داد همبستگي پاسخ ها با هم نسبتاً پايين بوده و از اين ميان عبارتهاي 1 ، 3 ، 13 ، 59 ، 65 و 88 داراي ضعيف ترين همبستگي دروني بوده است. در بررسي پايايي كل از توان 85/0 به دست آمده كه ضريب بالايي مي‌باشد. در اين مرحله عبارتهاي 1، 3 ، 65 ، 21 ، 54 و 58 داراي همساني دروني كمتري با ساير سؤالات بوده و از ادامه تحليل حذف شدند. نتايج به دست آمده از تحليل پايايي دروني خرده مقياسها، ضرايب به دست آمده بين مقادير 37/0 تا 64/0 متغير مي باشد. درمقايسه با نتايج تحليل سموعي (1382)، برخي عبارات از مقياسهاي حل مسأله، استقلال، خودشكوفايي، خودآگاهي هيجاني، خوشبيني، مسئوليت پذيري اجتماعي و همدلي حذف شده است. پس از اين، همبستگي همه خرده مقياسها با نمره كل پرسشنامه داراي ضريب معناداري بوده است. در مرحله پايايي اعتباريابي آزمون ، پس از حذف سؤالات شماره هاي 1 ، 3 ، 13 ، 59 ، 65 ، 88 ، 21 ، 54 و 58 كه از مراحل قبلي حذف شده است،‌جهت بررسي روايي سازه از تحليل مؤلفه هاي اصلي و چرخش واريماكس استفاده شد كه به دليل همبستگي دروني ضعيف عبارتها و عدم همگرايي بين آنها جهت قرارگرفتن در عوامل مختلف، حتي پس از چرخش، برنامه SPSS از بارگذاري عبارتها تحت عوامل مختلف ناكام ماند كه دلايل روشن شناختي مختلفي براي آن در فصل چهارم ارائه شده است.

 

فصـل اول
طـرح تحقيـق

مقدمه
سالها تصور ميشد كه هوش افراد ، موفقيت آنان را در زندگي تعيين مي كند، مدارس براي ثبت نام دانش آموزان در برنامه هاي مختلف و همچنين شركتها و كارفرما پايان براي انتخاب افراد، از آزمون هوش استفاده مي كردند. ولي در ده سال اخير، محققان دريافته اند كه هوش بهر، تنها شاخص موفقيت افراد نيست. اكنون هوش هيجاني است كه بعنوان شاخص ديگر موفقيت افراد محسوب مي شود. (سموعي،1382).
هوش هيجاني، نوع ديگر باهوش بودن است و شامل درك احساسات خود، براي تصميم گيري مناسب در زندگي است. هوش هيجاني توانايي كنترل حالتهاي اضطراب آور و كنترل واكنش هاست. اين به معني پر انگيزه و اميدوار بودن به كار و رسيدن به اهداف است. بطور كلي، هوش هيجاني يك مهارت اجتماعي است، و شامل همكاري با ساير مردم، كاربرد احساسات در روابط و توانايي رهبري ساير افراد مي باشد. (گلمن،1999) .
هم چنين هوش هيجاني، در موفقيت زندگي فردي و اجتماعي انسانها اهميت دارد. موفقيتهاي زندگي حرفه اي 20 درصد به بهره هوشي و 80 درصد به هوش هيجاني بستگي دارد. ( كاظمي، 1385).
لذا يكي از هدفهاي عهده هر علم اندازه گيري پديده هاي مورد نظر دادن جنبه كمي به آنهاست. وقتي پديده اي را با اعداد و ارقام نشان ميدهم براحتي مي توانيم آن را طبقه بندي و قوانيني درباره آن وضع كنيم كه در علم روانشناسي اصطلاحاً روان سنجي ناميده مي شود. يعني بهره گيري از آزمونهاي رواني براي اندازه گيري تواناييهاي ذهني. (فرجيان1375، گنجي 1370).
به علاوه با ارزيابي هوش هيجاني ميتوان ميزان موفقيتهاي فرد را در زندگي فردي و اجتماعي پيش بيني كرد. (قمراني و جعفري 1383).
بنابراين با توجه به اهميت هوش هيجاني در زندگي لزوم دسترسي به ابزار سنجش مناسب در اين زمينه وجود دارد كه متناسب با فرهنگ و جامعة ايراني قابل كاربرد باشد. در اين زمينه ضمن جستجو در منابع اطلاعاتي پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن به دليل جامعيت و سادگي انتخاب گرديد.
بيان مسأله
با توجه به اينكه هوش هيجاني بر سلامت حافظه و نيروي عقل، ادراك، معنا بخشي تجربه ها، داوري صحيح، تصميم گيري مناسب و رشد رواني- اجتماعي فرد تأثير چشمگير ميگذارد، لذا افرادي كه داراي هوش هيجاني بالايي هستند قدرت بيشتري براي سازگاري با مسائل جديد روزانه دارند. هم چنين هوش هيجاني بالا با برون گرايي، انعطاف پذيري، دلپذير و با توان بودن، هماهنگ كردن احساسات مختلف، شناسايي اين احساسات و تأثير آنها بر مغز و رفتار همبستگي دارد. در مقابل هوش هيجاني پايين با رفتارهاي مسئله ساز دروني، سطح پايين همدلي، ناتواني در تنظيم خلق و خو، افسرده خويي، اعتياد به الكل و مواد مخدر، انحرافات جنسي، تخريب دارايي، دزدي و پرخاشگري همراه است. ( قمراني و جعفري، 1383).
بنابراين هوش هيجاني داراي ابعاد و مؤلفه هايي كه ممكن است فرهنگ بسته باشد. به عبارتي تحت تأثير الگوها و باورهاي فردي و جمعي گروههاي اجتماعي مختلف، معاني و تعابير مختلفي از آن استنباط شود. به علاوه هر مشاور و روانشناس باليني بايد با روشهاي انتخاب، اجرا، تفسير نتايج آزمون ها آشنا باشد. اگر آزمون بطور صحيح انتخاب، اجرا و تفسير شود، مي تواند به يافتن راه حلي براي مشكل مراجع، كمك كند. در غير اينصورت نتيجه اي جز اتلاف وقت و گمراهي مشاور در كمك به مراجع نخواهد داشت. (شفيع آبادي، 1370).
در اين مهم بايد از ابزارهايي استفاده كرد كه قابليت كاربردي در محيطهاي مختلف از حيث فرهنگي را داشته باشد و براساس جامعه اي كه فرد در آن زندگي مي كند هنجار شود. لذا با توجه به اينكه اصل پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن متعلق به فرهنگ غربي است، ‌لازم است با جامعه ايراني و طبقات مختلف آن هنجار شود. به دليل تنوع فرهنگي در كشور، ما نيازمند هنجار شهري براي اين آزمون هستيم. تا به اين پاسخ برسيم كه آيا پرسشنامه مذكور از لحاظ شاخص‌هاي روان سنجي قابليت كاربرد در جمعيت دانش آموزي را دارد؟

اهميت و ضرورت تحقيق
آشنايي با تئوري هوش هيجاني، ديدگاه جديدي دربارة پيش بيني عوامل مؤثر بر موفقيت و هم چنين پيشگيري اوليه از اختلالات رواني فراهم مي كند، كه تكميل كننده علوم شناختي، علوم اعصاب و رشد كودك است. از هوش هيجاني در زمينه هاي آسيب شناسي رواني و تعليم و تربيت، روابط ميان فردي، رضايت حرفه اي، هوش و شغل، سلامت جسمي، فعاليتهاي اقتصادي و تجاري، بهزيستي رواني مي شود صحبت به ميان آورد. ( حسيني حسين آبادي 1383، سياروچي و همكاران2001، مختاري پور 1381).
لذا با توجه به گستردگي حيطه هوش هيجاني و تأثير آن در زندگي انسانها ضرورت دارد كه آزموني با توجه به فرهنگ و جامعه ايراني هنجار شود. بنابراين اهميت پژوهش حاضر، اين است كه بتوان با هنجار نمودن يك پرسشنامه هوش هيجاني در جامعه مورد نظر كمكي هر چند اندك به دانش آموزاني كه در سنين حساس قرار دارند، و اغلب براي انتخاب راه و روش زندگي آينده، به خود شناسي بيشتر نياز دارند، ارائه كرد. اين پرسشنامه ميتواند براي روان سنجها، روان شناسان باليني، مشاوران و روان درمانگران، در تشخيص و درمان كاربرد فراواني داشته باشد. با هنجار كردن پرسشنامه مزبور مشاوران دبيرستانها و همچنين مراكز مشاوره و بهداشتي و درماني مستقر در يزد، قادر خواهند بود كه تا حدي دانش آموزان و جوانان داراي هوش هيجاني پايين را شناسايي كرده و اقدامات بعدي كه ميتواند شامل اجراي آزمونهاي تخصصي تر، استفاده از روشهاي آموزش مناسب، اقدامات مشاورة روانشاختي و مدد كاري لازم و غيره شود را بكار گيرند. همچنين مسئولين مشاوره را بر اين موضوع كه مشكلات دانش آموزان و جوانان بيشتر حول چه محورهايي قرار دارد واقف سازد. بنابراين رهنمودهايي براي آنان جهت برگزاري دوره‌هايي براي آموزش و تعليم و درمان و حل مشكلات براي مشاوران فراهم آورد كه اين امر مي تواند مفيد و اثر بخش باشد.
اهداف پژوهش
الف) هدف كلي
هدف اصلي تحقيق هنجار يابي فرم كوتاه شده پرسشنامه هيجاني بار- اُن در جامعه دانش آموزان مقطع پيش دانشگاهي ناحيه ي دو آموزش و پرورش شهر يزد در سال تحصيلي 87- 1386 مي‌باشد.
ب) اهداف جزئي
مهمترين اهداف جزيي تحقيق به شرح زير است:
– بررسي همبستگي مواد آزمون با هم و با نمره كل آزمون
– بررسي همبستگي خرده مقياس هاي آزمون با يكديگر
– بررسي پايايي پرسشنامه بار- اُن در جامعه مورد تحقيق
– بررسي پايايي خرده مقياس هاي آزمون قبل از تحليل
– بررسي پايايي خرده مقياس هاي آزمون بعد از حذف سئوالات نامناسب
– بررسي شاخص هاي توصيفي خرده مقياس ها و نمره كل آزمون
– بررسي امكان وجود ساختار عاملي جديد در جامعه تحقيق حاضر با توجه به داده هاي جمع آوري شده
– بررسي تفاوت هوش هيجاني پسران و دختران
– بررسي تفاوت هوش هيجاني دانش آموزان در رشته هاي تحصيلي مختلف
سئوالات پژوهش
1- آيا مواد آزمون داراي همبستگي معنادار با هم و با نمره كل آزمون هستند؟
2- آيا خرده مقياس هاي آزمون داراي همبستگي دروني با يكديگر هستند؟
3- آيا بر اساس پاسخ هاي افراد آزمودني پرسشنامه بار- اُن در جامعه تحقيق داراي پايايي قابل قبول است؟
4- آيا خرده مقياس هاي آزمون قبل از تحليل به تفكيك داراي پايايي مي باشد؟
5- آيا خرده مقياس هاي آزمون بعد از حذف سئوالات نامناسب داراي پايايي مي باشد؟
6- شاخص هاي توصيفي خرده مقياس ها و نمره كل آزمون چيست؟
7- آيا ساختار عاملي جديدي در جامعه تحقيق حاضر براي داده هاي جمع آوري شده وجود دارد؟
فرضيه هاي تحقيق
1- آيا بين هوش هيجاني دختران و پسران دانش آموز تفاوت وجود دارد؟
2- آيا بين هوش هيجاني دانش آموزان رشته هاي مختلف تفاوت وجود دارد؟
تعريف متغير
هوش هيجاني
تعريف نظري: يك دسته از توانايي هاي غير شناختي كه توانايي موفقيت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهاي محيطي افزايش مي دهد. ( رشتي،1385).
تعريف عملياتي: هوش هيجاني از لحاظ عملياتي سازه اي است كه براساس نمره فرد در پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن مشخص مي گردد.

 

 

فصـل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق

مقدمه
در سالهاي متمادي بهره هوشي يا هوش بهر، معياري براي سنجش هوش فردي به شمار مي آمد. و از آزمون بهره هوشي تنها شاخصي كه نشان دهندة توانايي يادگيري و ميزان موفقيت شخصي محسوب ميشد، استفاده مي كردند. در سالهاي اخير اين امر مورد بحث و چالش علمي قرار گرفت، زيرا بسياري از افراد در آزمون ورودي دانشگاهها و مؤسسات عالي از نظر بهره هوشي نمره بالايي كسب مي كردند، اما اين افراد در محيط كار و خانواده چندان موفق نبودند، و برعكس افرادي كه بهره هوشي پاييني داشتند، در محيط كار افرادي موفق و سازگار به شمار مي‌رفتند، كه علت آن ميتواند به سطح هوش هيجاني فرد مربوط باشد. (آقايار، 1383).
اين فصل در دو بخش ارائه مي گردد. ابتدا به ادبيات نظري درباره هوش هيجاني پرداخته مي‌شود، كه به توصيف كلي هوش هيجاني كه شامل تاريخچه طرح هوش عاطفي، تعاريف هوش هيجاني، رويكردها در تعريف هوش عاطفي، گستره هوش هيجاني (شغلي، زناشويي، تحصيلي، اختلال هاي رواني، حافظه، آينده) آموزش و پرورش و افزايش هوش هيجاني و… . همچنين هوش هيجاني از ديدگاه بار- اُن، مشخصات آزمون هوش هيجاني، حيطه هاي پرسشنامه بار- اُن، نحوه نمره گذاري، كليد نمره گذاري، ارزيابي پرسشنامه و… مي باشد. و در بخش دوم سوابق پژوهشي ارائه مي شود، كه مهمترين تحقيقات انجام شده در خارج و داخل كشور در اين زمينه ذكر مي گردند.
تاريخچه طرح هوش هيجاني
مدتها قبل از تمدن بشري فلاسفه اي چون ارسطو، سقراط، افلاطون، سنت اگوستين، دكارت، پاسكال و كانت مجذوب نقش عاطفي در تفكر و رفتار شده اند. افلاطون اولين كسي بود كه فكر مي كرد، عاطفه، جنبه بسيار ابتدايي و حيواني انسان است كه با عقل و منطق سازگار نيست. هم چنين چارلز داروين موضوع هوش عاطفي را براي اولين بار در سال 1837 ميلادي مطرح كرد. و در سال 1873 اولين اثر معروف خود را در اين زمينه منتشر كرد. داروين اثبات كرد كه ابراز عواطف در رفتار سازگارانه افراد نقش اساسي ايفا مي كند. اين يافته به عنوان يك اصل مهم هوش عاطفي تا امروز مورد قبول صاحبنظران بوده است. (سياروچي و همكاران 2001، ص85 و ص141).
1900 الي 1969 هوش هيجاني به عنوان دو حيطه جدا از هم
تحقيقات در باب هوش : در اين دوره حوزه آزمون گري روانشناختي براي هوش رشد و گسترش يافت و يك تكنولوژي صريحي دربارة آزمونهاي هوش قدم به عرصه وجود گذاشت. تحقيقات درباب هيجان: در حوزه اي جدا، از هيجان، بحث و گفتگو متمركز بر همان مشكل قديمي مرغ و تخم مرغ بود، كه كداميك زودتر بوجود آمده اند، واكنشهاي فيزيولوژيك يا هيجان. در ديگر گستره هاي كاري، داروين در رابطه با انفعال پذيري و تكوين پاسخهاي هيجاني سخن گفته بود. اما در طول اين دوره هيجان اغلب به عنوان يك موضوعي كه فرهنگي است تعيين شد و عمدتاً محصول آسيب شناسي و پديده‌هايي با ويژگي فردي نگريسته مي شد. (دهشيري 1383، ابراهيمي بي تا).
تحقيقات در باب هوش اجتماعي
همانگونه كه آزمونگري هوش پا به عرصه وجود گذاشت و تمركز بر روي هوش كلامي و بياني بود، تعدادي از روانشاسان بدنبال شناسايي هوش اجتماعي هم بودند. از جمله هوش اجتماعي در سال 1920 توسط ثرانديك مطرح شد. وي در مقاله اي در روزنامه هارپر اظهار داشت، كه:
«هوش اجتماعي يعني توانايي درك ديگران و عمل كردن عاقلانه در ارتباطهاي بشري»
كه جنبه اي از هوش هيجاني است و به خودي خود جنبه اي از هوش بهر را نيز تشكيل مي‌دهد. (همان منبع).
به علاوه وكسلر نيز به ابعاد غير شناختي هوش عمومي تأكيد كرده است. وكسلر در صفحه 103 گزارش 1943 خود درباره هوش مينويسد:
« كوشيده ام نشان دهم كه علاوه بر عوامل هوش، عوامل غير هوشي ويژه اي نيز وجود دارد. كه مي تواند رفتار هوشمندانه را مشخص كند نمي توانيم هوش عمومي را مورد سنجش قرار دهيم مگر اينكه آزمونها، معيارهايي نيز براي سنجش عوامل غير هوشي دربر داشته باشد». (مقني زاده1382).
وكسلر در صدد آن بود كه جنبه هاي غير شناختي و شناختي هوش عمومي را با هم بسنجد. تلاش او را در اين زمينه ميتوان در استفاده وي، از كاربرد خرده آزمونهاي تنظيم تصاوير، درك و فهم، كه دو بخش عمده آزمون وي را تشيكل مي دهد، دريافت. درخرده آزمون درك و فهم، سازگاري اجتماعي و در تنظيم تصاوير، شناخت و موقعيتهاي اجتماعي مورد بررسي قرار ميگيرد. (همان منبع).
ليپر 1948 نيز براين باور بود كه تفكر هيجاني بخشي از تفكر منطقي است و به اين نوع تفكر يا به معناي كلي تر “هوش” كمك مي كند. ( دهشيري،1383).
روانشناسان ديگري نظير ماير و سالوي (1993) نيز پژوهشهاي خو را به جنبه هاي هيجاني هوش متمركز كرده اند، ولي به هر جهت تلاش در اين راه مايوس كننده بود و مفاهيم هوشي منحصراً بصورت شناختي باقي ماندند. ( دهشيري 1383، ابراهيمي بي تا).
1970 الي 1989 پشتازان هوش هيجاني
طلايه داران هوش هيجاني در اين دهه تلاش مي كردند.
حوزه شناخت و عاطفه ظهور يافت تا به بررسي اين مطالب بپردازد كه چگونه هيجانات در رابطه با افكار مي باشند. در اين دوره عنوان شده بود، كه افراد افسرده ممكن است، نسبت به ديگران كمي بيشتر واقع گرا و دقيق باشند، و از اين رو نوسانات خلقي آنها ممكن است، خلاقيت آنها را ارتقاء بدهد. حوزه ارتباط غير كلامي، مقياسهايي را گسترش داد، تا براي ادراك اطلاعات غير كلامي كه قسمتي از آنها هيجان بود، در باب تظاهرات چهره اي و ژستها عمل كنند. آن افرادي كه در حوزه هوش مصنوعي كار مي‌كردند به بررسي اين مطلب پرداختند، كه چگونه كامپيوترها ممكن است، بفهمند و دليل بياورند درباره اينكه داستانها داراي ابعاد هيجاني هستند. (سياروچي و همكاران،2001).
تئوري جديد گاردنر، در باب هوش چند گانه به توصيف يك هوش درون فردي پرداخت، كه اين هوش در برگيرنده قابليت ادراك نماد سازي هيجانات مي باشد. كارهاي تجربي بر روي هوش اجتماعي به اين نتيجه رسيد كه ( هوش اجتماعي) به مهارتهاي اجتماعي، مهارتهاي همدلانه، نگرشهاي پيش اجتماعي، اضطراب اجتماعي و هيجان پذيري، تقسيم مي شود. تحقيقات در باب مغز شروع به جداسازي ارتباطات ميان هيجان و شناخت كردند. (استفاده به طور معمول از واژه هوش هيجاني ظاهر شد). (همان منبع).
1990 الي 1993 ظهور هوش هيجاني
در 4 سال آغازين دهه 1990 ماير و سالوي رشته مقالاتي تحت عنوان هوش هيجاني چاپ كردند. اين مقالات اولين بازنگري حوزه هاي بالقوه مربوط به هوش هيجاني بودند. در همان زمان مطالعات، نشان داده شده، شامل اولين توانايي سنجش هوش هيجاني، تحت همان عنوان به چاپ رسيد. و ديگر مقياسهاي هوش هيجاني گسترش يافتند. علي الخصوص علوم مغزي.
1994 الي 1997- عمومي سازي و گسترش مفهوم هوش هيجاني
گلمن يك ژورناليست علمي، كتاب مشهور خود را تحت عنوان « هوش هيجاني» منتشر ساخت. در آن كتاب، هوش عاطفي را به عنوان:
«آگاهي به عواطف خود،‌مديريت‌عواطف،برانگيختن‌خود،شناسايي‌عواطف‌وتنظيم‌روابط‌با‌ديگران»
تعريف نمود. مجله تايم روي جلد خود واژه هوش هيجاني را بكار برد. تعدادي از مقياس هاي شخصيتي تحت عنوان هوش هيجاني انتشار يافتند. بار- اُن 1997 مدلي چند عاملي براي هوش هيجاني تدوين كرده است. وي معتقد است كه هوش هيجاني جزئي از توانائي ها و مهارتهايي است كه فرد را براي سازگاري مؤثر با محيط و كسب موفقيت در زندگي تجهيز مي كند. وصف هيجان در اين نوع هوش ركن اساسي است كه آنرا از هوش شناختي متمايز مي كند. (ابراهيمي بي تا).
1998 تا به حال، تحقيق و مؤسسه سازي هوش هيجاني
چالش هايي در باب مفهوم هوش هيجاني انجام شد و مقياسهاي جديدي در باب مفهوم و مقالات تحقيقي بازنگري شده در رابطه با موضوع معرفي گرديده است. (ابراهيمي بيتا، رشتي 1385، دهشيري 1381).
تعاريف هوش هيجاني
هوش هيجاني همانند هوش شناختي شناور است. هوش هيجاني ريشه خود را از مفهوم هوش اجتماعي مي گيرد كه اول بار توسط ثرانديك در سال 1920 شناسايي شد. (حامدي1382).
نخستين تعريف رسمي از هوش هيجاني را در سال 1990 توسط سالوي و ماير مطرح شد:
«توانايي شناسايي هيجانهاي خود و ديگران و تمايز بين آنها و استفاده از اطلاعات براي هدايت تفكر و رفتار فرد» (همان منبع).
گلمن (1995) هوش هيجاني را از هوش بهر جدا كرده است. بنظر او هوش هيجاني، شيوه استفاده بهتر از هوش بهر را از طريق خود كنترلي، اشتياق و پشتكار و خودانگيزي شكل مي دهد. (گلمن،1999).
بار- اُن (1999)– هوش هيجاني را
«يك دسته از توانائيها و مهارتهاي غير شناختي، كه توانايي موفقيت فرد در مقابله با فشارها و اقتضاهاي محيطي را افزايش مي دهد»بيان كرده است. (بار- اُن2000).
سازه هوش هيجاني نماينده توانايي تشخيص، ارزيابي و بيان احساس و هيجان به نحو صحيح و سازگارانه است. (حامدي 1382).
هوش هيجاني، عبارت است از پردازش مناسب اطلاعاتي كه بار هيجاني دارند و استفاده از آنها براي هدايت فعاليتهاي شناختي مانند حل مساله و تمركز انرژي روي رفتارهاي لازم. ( اكبرزاده، 1383).
رويكردها در تعريف هوش عاطفي
ميتوان از دو رويكرد در تعريف هوش عاطفي نام برد:
الف: رويكردهاي اصيل و غير تركيبي كه هوش عاطفي را به عنوان هوش كه شامل عاطفه است، تعريف مي كند.
ب : رويكردهاي معمولي و تركيبي، كه هوش عاطفي را با مهارتها و خصيصه هاي ديگري شامل بهزيستي رواني، انگيزشي و توانايي برقراري رابطه با ديگران، در هم مي‌آميزند و بر تركيبي از آنها تاكيد دارند. (رشتي، 1385).
خصايصي كه گفته مي شود هوش عاطفي را مي سازند.
سالوي و ماير هوش عاطفي را به چهار حوزه تقسيم مي نمايند: اولين حوزه شامل ادراك و ابراز عواطف مي باشد، كه در برگيرنده ي ارزيابي صحيح عواطف در خود و ديگران است. حوزه ي دوم شامل توانايي كاربرد جهت تسهيل تفكر است، كه در برگيرنده‌ي پيوند و ارتباط صحيح عواطف با ساير احساسات، و نيز توانايي كاربرد عواطف، براي بهبود و افزايش تفكر مي باشد. سومين حوزه يعني درك و فهم عواطف، شامل تجزيه كردن عواطف به اجزاي مختلف، فهميدن و درك تغيير احتمالي از يك حالت احساسي به حالت احساسي ديگر، و فهم احساسات پيچيده در موقعيت هاي اجتماعي مي باشد. در پايان، حوزه ي چهارم مديريت عواطف است كه شامل توانايي اداره‌ي احساسات خود و ديگران مي باشد. (سياروچي و همكاران،2001).
گستره هوش هيجاني
هوش هيجاني، آخرين و جديد ترين تحول در زمينه فهم رابطه بين تعقل و هيجان است. عليرغم ديدگاههاي اوليه. نگاه واقع بينانه به ماهيت انسان نشان ميدهد، كه انسان نه منطق صرف است و نه احساس و هيجان صرف، بلكه تركيبي از هر دو است. بنابراين توانايي شخص، براي سازگاري و چالش در زندگي به عملكرد منسجم قابليتهاي هيجاني و منطقي بستگي دارد. همانطور كه تامكينز در سال (1962) بيان ميكند:
«تعقل بدون عاطفه، ناتواني است و عاطفه بدون تعقل، نابينا است». (رضوي 1384)
موفقيت در زندگي توانايي شخص را در استدلال و براساس تجارب هيجاني و ساير اطلاعات سرشار عاطفي، پاسخ به شيوه اي انطباقي با منابع ترسيم شده و تعقل دربارة موفقيتهاي گذشته و حال را به مبارزه مي طلبد. به علاوه تجارب باليني امروز مدعي است، كه تفكر خالي از هيجان، فرايند تصميم گيري رضايت بخش را غير ممكن مي‌سازد. بنابراين فقدان كفايت و قابليت هيجاني مي تواند، افراد را از دستيابي به پتانسيل بالقوه شان باز دارد. اما بـُعد مثبت اين قضيه آن است كه، هوش هيجاني قابل يادگيري هست و از لحاظ ژنتيكي ثابت نيست. لذا متخصصان تعليم و تربيت و مربيان با استفاده از برنامه هاي عاطفي– اجتماعي توانسته اند تغييرات مثبت و معناداري در زندگي دانش آموزان از جمله، تحصيل بهتر، پرخاشگري كمتر، عدم اعتياد را بوجود آورند. (رضوي 1384، دهشيري 1381، سياروچي و همكاران 2001، شولتز 1998).
هوش هيجاني و توانايي شغلي
از هوش عاطفي براي گزينش و رشد و توسعه ي توانايي هاي شغلي، آموزش و بهبود مديريت منابع انساني، استفاده مي شود. مهارتهاي عاطفي و اجتماعي، بخش مهمي از توانايي هاي افراد براي احراز شغلي است، كه طالب آن هستند. هم چنين اين نوع هوش، به عنوان يك عامل واسطه اي و سازمان دهنده ميتواند موجب بهبود عملكرد گروه شود. زيرا براي گروه اين امكان را فراهم مي آورد كه بطور سريع و موثر به شكل هماهنگ در آيد. (رشتي 1385، دهشيري 1383).
هوش هيجاني و موفقيت زناشويي
هوش هيجاني با شادكامي در زندگي زناشويي و دوام آن رابطه دارد. مديريت و تنظيم هوشمندانه ي عواطف يك عامل مهم و تعيين كننده در سلامت ازدواج و زناشويي است. زوجهاي شاد و سعادتمند، آنهايي هستند كه به صورت دقيق و صحيح به ادراك، تشخيص و تنظيم و ابراز عواطف خود با يكديگر مي پردازند، و هر چه از سطح بالاتري از اين توانايي برخوردار باشند، زندگي سعادتمند تر و خوشبخت تري خواهند داشت. هم چنين ناتواني مردان در تشخيص و ابراز دقيق عواطف، علت مهم و اساسي ازدواجهاي ناموفق است. (دهشيري 1383، سياروچي و همكاران 2001، كرتيس 1963).
هوش عاطفي و اختلالهاي رواني
هيجانها نقش اساسي در اختلالهاي رواني ايفا مي كنند. شايد به اين دليل كه انسان بايد عقلاني و منطقي باشد. گروس(1998) مطرح مي كند كه عدم تنظيم هيجان در نيمي از اختلالهاي محورI و در تمام اختلالهاي محورII نقش مهمي ايفا مي كند. (خداپناهي، 1385).
لذا در حوزه هاي روان پزشكي و طب رواني تني، درمانگران و پژوهشگران از سازه اي بنام الكسي تيميا ، كه به نحوي باهوش عاطفي در ارتباط است، صحبت مي نمايند. افرادي كه دچار الكسي تيميا هستند، نمي توانند به خوبي با ديگران ارتباط برقرار نموده و سازگار گردند، و آمادگي ابتلا به انواع اختلالات رواني ( اختلال سوء مصرف مواد، اختلال خوردن، اختلال جسماني شكل، اختلال افسردگي و اضطرابي، اختلال شخصيت مرزي) را دارند، و اين اختلال ميتواند باعث انواع آشفتگي و بهم ريختن فرايند تنظيم و ادارة عواطف در آنان گردد. بنابراين هوش هيجاني شيوه اي پذيرفته شده براي ارزيابي موفقيت يك فرد است. ( كاظمي 1385، سياروچي و همكاران 2001، گلمن 1999).
هوش هيجاني و حافظه
تجربه هاي عاطفي ما بر نحوه ذخيره سازي اطلاعات در حافظه مربوط مي شود. حالات عاطفي نقش تعيين كننده اي در نحوه پردازش و اندوزش محتواي اطلاعات، ايفا مي‌كنند. تحريك عواطف در جهت مثبت منجر به تقويت انگيزه و مبارزه براي رسيدن به هدف مي شود. (كياسالار، بي تا).
هوش عاطفي و آينده
هوش عاطفي، مي تواند به مادر زندگي كردن در لحظه حال بسيار كمك كند. حالات عاطفي، غالباً ما را از زمان حال غافل نگه مي دارند، و نسبت به آينده مبالغه آميز و تحريف شده عمل مي كنند. مروري بر احساسات حال و گذشته، مي تواند به مادر پيش بيني آينده و احياناً در تغيير نگرش ما به آينده نقطه تأملي ايجاد كند. (همان منبع).
در مجموع اين نظريه (هوش هيجاني) از خصوصي ترين حالتهاي افراد تا گسترده ترين روابط فرد با اجتماع را در بر مي گيرد. بنابراين عاطفه بر بيشتر رفتارهاي ارتباطي، گروهي، تصميم هاي سازماني، رفتارهاي مرتبط با سلامت، بهداشت و حتي خريدهاي روزانه تأثير مي گذارد، و هوش عاطفي، لزوماً شامل آگاهي از چگونگي و زماني است كه اين تأثير صورت مي گيرند. هم چنين در زمينه ي سلامت جسمي، سطح مناسب و منطقي ابراز عواطف به ما كمك مي نمايد، تا بتوانيم از پيامدهاي منفي چون ابراز خشم يا سركوبي عواطف بپرهيزيم. در زمينه سرمايه گذاري هاي تجاري، يادگيري مديريت و كنترل پشيماني خود از سرمايه گذاري يا اضطراب ناشي از آن، كليد طلايي موفقيت، در زمينه تجارت و سرمايه گذاري و پرهيز از پيامدهاي آسيب شناختي ضرر و زيانهاي اقتصادي مي باشد. هوش عاطفي به فرد كمك مي كند كه هم سالم باشد و هم ثروتمند (عبدي 1384، سياروچي و همكاران2001، كاظمي 1385، كرتيس 1963).
آموزش و پرورش و افزايش هوش هيجاني
شكل گيري اجزاي هوش هيجاني از همان بدو تولد كودك آغاز مي گردد، و به عنوان مبناي تمام يادگيري هاي بعدي او، عمل مي كند. خانواده به عنوان اولين مدرسه آموزش هيجانها به كودك مطرح است. نحوة برخورد والدين با كودك، در شكل گيري ويژگي‌هاي عاطفي وي مؤثر است. نتايج مطالعات مختلف نشان ميدهد، والديني كه فاقد الگوهاي صحيح تربيتي اند، به احساسات و نيازهاي كودك توجه نمي كنند، فرصت اكتشاف و كنجكاوي را از كودك سلب مي نمايند، در برابر اشتباهات كودك موضعي مستبدانه و توام با تنبيه اتخاذ مي‌كنند، نحوه صحيح بيان احساسات و عواطف را به كودك آموزش نمي دهند، مجادله‌هاي كلامي و غير كلامي با همديگر و كودكانشان دارند، خواستهاي خويشتن را به كودك تحميل مي كنند، به برخوردهاي افراطي و ترحم آميز متوسل مي شوند، به طور ناخواسته كودكاني پرورش ميدهند كه فاقد كفايت عاطفي و هيجاني اند. (كاظمي،1385).
اگر ما سعي كنيم در كنار آموزشهاي علمي فرزندانمان، تحولاتي مثل، سواد آموزي هيجاني، خود شناسي و هوش هيجاني را نيز قرار دهيم، آنها ياد خواهند گرفت وقتي عصباني شدند، به جاي اسلحه از زبان و به جاي زور از همدلي استفاده كنند و بتوانند هيجانات خود را شناسايي، كنترل و هدايت كنند. (عبدي،1384).
لذا يكي از راه حلهاي پيشنهادي براي پرورش هوش هيجاني، ايجاد يك محيط امن عاطفي است به گونه اي كه كودكان بتوانند با آزادي و امنيت خاطر دربارة احساساتشان با والدين گفتگو كنند. پس بايد به آنها نشان داد كه به احساسات آنها توجه شده و نظريات آنها با صبر و حوصله شنيده مي شود. حتي اگر نظريات كودكان مورد قبول والدين نيست، بهتر است با استدلال خواهي آنها را توجيه كنند، و اگر اشتباهي از جانب والدين رخ داد، بايد از كودكان عذر خواهي كنند تا عملاً آموخته باشند كه پذيرش اشتباهات و احساس تأسف امري طبيعي است. (رشتي،1385).
هم چنين آموزش مهارتهاي اجتماعي نيز يكي از راه هاي افزايش هوش هيجاني است. اين آموزشها شامل برنامه هاي كنترل خشم و عصبانيت، همدلي، تشخيص و به رسميت شناختن تشابهات و تفاوتهاي مردم. اظهار ادب و صميميت و تعارف، اداره خود، برقراري ارتباط، ارزيابي خطرات، خود گفتاري مثبت، حل مساله و مشكل، تصميم گيري ايجاد هدف و مقاومت در مقابل فشار گروه همسن است. ( حسيني حسين آبادي 1383، رشتي 1385).
بعلاوه سالوي عقيده دارد، كه بسياري از مهارتهايي كه قسمتي از هوش هيجاني هستند، مي‌توانند ياد گرفته شوند. روان درماني، مشاوره، مربي گري، آماده سازي راههايي هستند كه بوسيله آنها مي توان مهارتهاي هيجاني را افزايش داد. (ماير و سالوي2002، نقل از خشنودي فر1385).
بنابراين آنچه مسلم است اين است كه مهارتها و قابليتهاي هيجاني قابل يادگيري بوده و وارد نمودن آموزش اينگونه مهارتها در برنامه آموزشي استاندارد مدارس و حتي دانشگاه‌ها و مراكز صنعتي و تدريس آنها مانند ساير مهارتهاي تخصصي در رويكرد پيشگيرانه مهم بشمار مي آيد. براي نمونه صنعت آمريكا 50 ميليون دلار صرف آموزش هوش هيجاني كاركنان خود كرده است و بسياري از اين آموزشها، بر توانايي ها و قابليتهاي اجتماعي و هيجاني آنها تمركز يافته اند. گرانت براي پديد آوردن“هوش هيجاني” در فرد برنامة آموزشي چند مرحله اي زير را پيشنهاد كرد كه با موفقيت خوبي همراه بود.
الف) آموزش مهارتهاي هيجاني
شناسايي و نامگذاري احساسات، ابراز احساسات، مديريت احساسات، به تعويق انداختن كاميابي، كنترل هيجانها، آگاهي يافتن از تفاوتهاي موجود ميان احساسات و عمل.
ب) آموزش مهارتهاي شناختي
صحبت با خود ( اجراي گفتگوي دروني)، دريافتن و تفسير نشانه هاي اجتماعي، استفاده از گامهاي مشخصي براي حل مسائل و انجام تصميم گيري ها ( به عنوان مثال، كنترل هيجان، تعيين اهداف و…) درك نظر گاه ديگران درك هنجارهاي رفتاري، داشتن ديدگاهي مثبت به زندگي و خود آگاهي.
ج) آموزش مهارتهاي رفتاري
مهارتهاي غير كلامي، مهارتهاي كلامي، در اجراي اين برنامه، استادان از شيوه هاي متفاوتي استفاده مي كنند. اما نوعاً با شناخت هيجانات آغاز مي كنند و از دانش آموزان مي خواهند دربارة احساسات مختلف خود تا آنجا كه ميتوانند در مقابل دوستانشان آنها را توصيف كنند. ده‌ها تمرين وجود دارد كه متناسب با شرايط سني و سطح تحول آنها طراحي شده است، و كودكان و نوجوانان مي آموزند، كه چگونه هيجانات خود را بشناسند و با چه شيوه اي بر هيجانات، عواطف و رفتار خود مديريت كنند. (اسدي1382، عبدي 1384، اكبرزاده 1383).
نقش مدرسه در پرورش هوش هيجاني
جايگاه مدرسه در پرورش ابعاد مختلف شخصيت كودكان از دير باز مورد توجه متخصصان قرار گرفته است. پرورش ابعاد شناختي به همراه ابعاد غير شناختي، تاثيرهاي فراگير و عميق بر روند شكل گيري شخصيت دانش آموزان مي گذارد. مدارسي در پرورش استعدادهاي هيجاني، موفق اند كه به ايجاد رابطه اي مناسب بين دانش آموزان، معلمان و ساير اعضاي مدرسه كمك كنند. در چنين مدارسي معلم و دانش آموزان براي ايجاد تعامل و رابطه متقابل و مطلوب تلاش ميكنند. برنامه هاي آموزش مهارتهاي هيجاني اينگونه مدارس نه تنها به آگاهي دانش آموزان از حالتهاي هيجاني خود كمك مي كنند، بلكه عزت نفس آنان را نيز تقويت نموده باعث مي شوند كه در آزمونهاي شناختي استاندارد نمره هاي بهتري كسب كنند. (رشتي، 1385).
به علاوه دانش آموزاني كه داراي هوش هيجاني بالايي اند، كمتر دچار رفتارهاي انحرافي، گريز از مدرسه و اخراج از مدرسه مي شوند. (قمراني و جعفري، 1383).
لذا نظام تعليم و تربيت بايد از طريق تدارك زمينه هاي تربيت كامل و آموزش چگونگي رويارويي و نحوه سازگاري با مسائل شايستگي هاي لازم براي تامين سعادت و نيك بختي را در كودكان و نوجوانان ايجاد كند. دانش آموزان براي مقابله سازگارانه با استرس‌ها، موقعيتهاي مختلف و تعارض هاي زندگي به كاركردهايي نياز دارند، كه آنان را در كسب اين توانايي ها تجهيز كنند. اين كاركردها بسيار زير بنايي اند و در فرايند تحول شكل مي گيرند، كاركردهايي نظير: شناخت ها، عواطف و رفتارها كه در قالب ساختارهاي مثل:
عزت نفس، خود كارآمدي، حل مسئله و مهارتهاي اجتماعي تجلي مي يابند. (نيك پور 1383، لواساني 1383، سياروچي و همكاران، 2001).
هوش هيجاني از ديدگاه بار- اُن
يكي از نظريه پردازان مدل مختلط هوش هيجاني ريون بار- اُن (1997) است كه وي هوش هيجاني، را به اين صورت تعريف كرده است:
«يك دسته از مهارتها، استعدادها و توانايي هاي غير شناختي كه توانايي موفقيت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهاي محيطي را افزايش مي دهد.» (دهشيري، 1383).
مدل بار- اُن از هوش هيجاني چند عاملي است و مربوط به استعدادهايي براي عملكرد است تا خود عملكرد. (يعني استعداد موفقيت تا خود موفقيت). اين مدل همچنين فرايند مدار است تا نتيجه مدار، لذا در اندازه گيري هوش هيجاني بيشتر به توان بالقوه انجام كار توجه مي شود تا حاصل كار يعني بيشتر به فرايند كار توجه داريم تا پيامدها. ماهيت جامع اين مدل مفهومي، براساس گروهي از مولفه هاي عاملي ( مهارتهاي هوش هيجاني) و روشي كه آنها تعريف مي‌شوند، قرار دارد. ( ابراهيمي بيتا، جلالي 1381).
مشخصات آزمون هوش هيجاني بار- اُن
اين آزمون داراي 117 سؤال و پانزده مقياس مي باشد كه توسط بار- اُن در سال 1988 ساخته شد. اين هوش بنا به نظر بار- اُن پنج مؤلفه به شرح زير دارد كه 15 عامل در آن موثر هستند. افرادي كه تعداد بيشتري از اين مولفه ها را در خود بيابند، هوش هيجاني بالاتري دارند.
1- مهارت هاي درون فردي شامل:
خود آگاهي هيجاني ( باز شناسي و فهم احساسات خود).
جرأت ( ابراز احساسات، عقايد، تفكرات و دفاع از حقوق شخصي به شيوه اي سازنده).
خود تنظيمي ( آگاهي، فهم، پذيرش و احترام به خويش).
خود شكوفايي ( تحقق بخشيدن به استعدادهاي بالقوه خويشتن).
استقلال ( خود زماني و خود كنترلي در تفكر و عمل شخصي و رهايي از وابستگي هيجاني).
2- مهارتهاي ميان فردي شامل:
روابط ميان فردي ( آگاهي، فهم، درك احساسات ديگران، ايجاد حفظ روابط رضايت بخش دو جانبه كه به صورت نزديكي هيجاني و وابستگي مشخص مي شود).
تعهد اجتماعي ( عضو موثر و سازنده گروه اجتماعي خود بودن، نشان دادن خود به عنوان يك شريك خوب).
همدلي ( توان آگاهي از احساسات ديگران، درك احساسات و تحسين آنها).
3- سازگاري شامل:
مسأله گشايي : ( تشخيص و تعريف مسائل، همچنين ايجاد راهكارهاي موثر).
آزمودن واقعيت : ( ارزيابي مطابقت ميان آنچه به طور ذهني و آنچه به طور عيني، تجربه مي‌شود).
انعطاف پذيري : ( تنظيم هيجان، تفكر و رفتار به هنگام تغيير موقعيت و شرايط).
4- كنترل استرس شامل:
توانايي تحمل استرس ( مقاومت در برابر وقايع نامطلوب و موقعيت هاي استرس زا).
كنترل تكانه ( ايستادگي در مقابل تكانه يا انكار تكانه).
5- خلق عمومي شامل:
شادي ( احساس رضايت از خويشتن، شاد كردن خود و ديگران).
خوشبيني (نگاه به جنبه هاي روشن زندگي و حفظ نگرش مثبت حتي در مواجهه با ناملايمات). (بار- اُن 2007، سموعي1382، حسيني حسين آبادي 1383).
حيطه هاي پرسشنامه هوش عاطفي بار- اُن
پرسشنامه عاطفي بار- اُن براي ارزيابي هوش عاطفي آزمودنيها استفاده شده است. اما بهتر است، آن را يك مقياس خود سنجي توانش عاطفي و اجتماعي بناميم، كه برآوردي عاطفي و اجتماعي را در اختيار ما قرار ميدهد. اين پرسشنامه شامل117 بخش كوتاه است و گزينه هاي آن بر طبق مقياس پنج درجه اي ليكرت تنظيم شده است. پاسخ به بخشهاي پرسشنامه ي هوش عاطفي، يك نمره كامل از ضريب هوش عاطفي بدست مي‌دهد. خرده مقياسهاي پنج گانه، كه هر كدام از آنها خود به سه خرده مقياس ديگر تقسيم مي شوند. جمعاً پانزده نمره بدست ميدهند. پنج خرده مقياس اصلي عبارتند از:
1-ضريب هوش عاطفي درون فردي ( شامل: حرمت نفس، خود آگاهي عاطفي، جرات ورزي، شجاعت خود شكوفايي).
2-ضريب هوش عاطفي بين فردي ( شامل همدلي، مسئوليت پذيري اجتماعي، روابط بين فردي).
3-ضريب هوش عاطفي مديريت استرس ( شامل تحمل استرس، كنترل تكانه).
4- ضريب هوش عاطفي خلق عمومي ( شامل خوش بيني، شادكامي).
اين پرسشنامه داراي چهار شاخص اعتبار به قرار زير است:
نرخ حذف (تعداد پاسخهاي حذف شده).
شاخص ناهمساني (درجه ناهمساني بين انواع بخشهاي مشابه).
برداشت مثبت (تمايل به دادن پاسخ مثبت مبالغه آميز).
برداشت منفي (تمايل به دادن پاسخ منفي مبالغه آميز).
پرسشنامه ي ضريب هوش عاطفي يك ضريب تصحيح دارد كه بطور خود كار نمره هاي مقياس را با نمره هاي برداشت مثبت و برداشت منفي تطبيق ميدهد. (سياروچي و همكاران، 2001).
نحوه نمره گذاري
از آنجا كه گزينه ها بر روي يك طيف پنج درجه اي ليكرت تنظيم شده اند، نمره گذاري از 5 به1 (كاملاً موافقم 5 و كاملاً مخالفم1) و در بعضي سؤالات با محتواي منفي يا معكوس، كه در جدول شماره1 با علامت * مشخص شده اند از يك به 5 (كاملاً موافقم 1 و كاملاً مخالفم) انجام مي شود. نمره كل هر مقياس، برابر با مجموع نمرات هر يك از سؤالات آن مقياس و نمره كل آزمون برابر با مجموع نمرات 15 مقياس مي باشد. كسب امتياز بيشتر در اين آزمون، نشانگر موفقيت برتر فرد در مقياس مورد نظر يا در كل آزمون و برعكس مي باشد. مثلاً كسب امتياز بالاتر در مقياس خودابرازي؛ نشان دهنده، خود ابرازي بيشتر در فرد است. (سموعي، 1382).

ارزيابي پرسشنامه هوش عاطفي بار- اُن
اين گونه ادعا شده است كه پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن يكي از جامع ترين آزمونهاي خودسنجي هوش عاطفي است. لذا براساس اظهارات بار- اُن طراح و سازنده آزمون پرسشنامه هوش هيجاني، خرده مقياس هاي آن، با توجه به مطالعاتي كه در فرهنگهاي متفاوتي بدست آمده است از ضريب پايايي، همساني دروني و بازآزمايي رضايت بخشي برخوردار است، و آزمون مفيد و سودمندي براي سنجش هوش عاطفي ميباشد. اين آزمون با متغيرهايي چون موفقيت تحصيلي، توانايي سازگاري، فرهنگهاي متفاوت ، مهارت مقابله با استرسها و سازگاري با شرايط زندان همبستگي معنا داري دارد. (سياروچي و همكاران، 2001).
لزوم هنجاريابي پرسشنامه هوش عاطفي بار- اُن
هوش هيجاني يكي از عوامل مهم در تعيين موفقيت فرد در زندگي است، و مستقيماً بهداشت رواني فرد را تحت تأثير قرار مي دهد. هوش هيجاني با ساير تعيين كننده هاي مهم ( توانايي موفقيت فرد در مقابله با اقتضاهاي محيط) از قبيل آمادگي هاي زيست پزشكي، استعداد و هوش شناختي و واقعيتها و محدوديتهاي محيطي در تعامل است. در واقع تفاوت بين معلومات كتابي و مهارت در زندگي روزمره و ارتباط افراد، همان تفاوت بين ضريب هوشي و هوش هيجاني آنها است. ( ابراهيمي، بيتا).
هم چنين هوش عاطفي نقش اساسي و مركزي در تعاملهاي انسانها با يكديگر دارد و در فعاليتهاي مرتبط با خانه، مدرسه، شغل و ديگر موقعيتها تأثير گذار است، با توجه به گسترده بودن دامنه‌ي شمول هوش عاطفي، بايد به روشهاي پردازش و افزايش آن توجه زيادي مبذول داشت. براي اينكه يك ايده، ارزش تحليلي داشته باشد، لازم است تا به چند طريق مقبول يا معقول باشد. از آنجا كه ما مدعي هستيم، هوش عاطفي يك واقعيت علمي است، پس در ارزيابي آن بايد بتوانيم از استانداردهاي مقبوليت علمي استفاده نمائيم. لذا با توجه به كاربرد وسيع آزمون هوش هيجاني بار- اُن در مدارس، كلينيك ها و مراكز روان سنجي و جلوگيري از مقايسه نمره‌هاي كسب شده در اين آزمون توسط افراد ايراني با نرمهاي كشورهاي ديگر هنجاريابي اين آزمون ضروري به نظر مي‌رسد. پس از ترجمه فرم اصلي توسط راحله سموعي در اصفهان (1382) كه برروي 500 نفر از دانشجويان 40-18 ساله دانشگاههاي آزاد و دولتي در دو جنس هنجار يابي شد. اين پرسشنامه از 117 سؤال به 90 سوال تقليل يافت. (به دليل تكراري بودن بسياري از سوالات). همچنين روايي صوري آن تاييد شده و بعلاوه پايايي آن از طريق آلفاي كرونباخ 93/0 گزارش گرديده است.
پژوهش هاي خارجي
همة مطالعاتي كه در اين قسمت گزارش مي شود، از پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن براي ارزيابي هوش هيجاني آزمودني ها استفاده كرده اند.
مطالعات مربوط به اعتباريابي پرسشنامه بار- اُن
دكتر بار- اُن به منظور هنجاريابي آزمون هوش هيجاني خود و به منظور دستيابي به اعتبار سازه آزمون، همبستگي آن را با آزمونهاي ديگر كه از كاربرد و مقبوليت بالايي برخوردارند بررسي كرده است. به علاوه اين آزمون توسط بار- اُن بر روي 3831 نفر از كشور آرژانتين، آلمان، هند، نيجريه و آفريقاي جنوبي كه 8/48 درصد آنان مرد و 2/51 درصد آن ها زن بودند اجرا شده و به طور سيستماتيك در آمريكاي شمالي هنجاريابي گرديد. نتايج نشان داد كه آزمون از حد مناسبي از اعتبار و روايي برخوردار است. (سموعي،1382).
مطالعات مربوط به رابطه هوش هيجاني و ساير آزمون هاي مرتبط
در بررسي رابطه هوش هيجاني با سلامت روان، بار- اُن با همكاري دكتر ماريا گرايدو ، همبستگي بين داده هاي آزمون هوش هيجاني و نمرات بدست آمده از آزمون سلامت روان يا نشانگان مرضي SCL- 90 را مورد بررسي قرار دادند. اين تحقيق بر روي نمونه‌اي متشكل از دانشجويان و ديگر اقشار مردم در آمريكاي شمالي (آمريكا و كانادا) در سال 1999 به اجرا در آمد، نمرات بدست آمده حاكي از رابطه نيرومند و بسيار معني‌داري بين هوش هيجاني و سلامت روان بود. در اينجا خلاصه اين همبستگي ارائه شده است.
روان پريشي پارانويا فوبي اضطراب دگرسان بيني خود وسواس هوش هيجاني
80/0- 88/0- 48/0- 75/0- 86/0- 79/0-
در تحقيق مشابهي كه به وسيله بار- اُن و همكاران در آفريقاي جنوبي انجام گرفت، با اندكي تغيير، نتايج مشابهي بدست آمد. در اين تحقيق اگر چه ميزان همبستگي ها كاهش نشان ميداد، اما بطور كلي معني دار بود. خلاصه نمرات همبستگي عبارتند از:
روان پريشي پارانويا فوبي اضطراب دگرسان بيني خود وسواس هوش هيجاني
37/0- 45/0- 23/0- 39/0- 43/0- 59/0-
(رضوي، 1384)
آزموني كه الكسي تيميا را مي سنجد آزمون 20 بخشي بنام TAS-20 مي باشد (الكسي تيميا به عنوان اختلال ناشي از هوش هيجاني پايين، به عبارتي يعني اشكال و ناتواني در تشخيص احساسات خود، توصيف آنها براي ديگران، فقدان توانايي در خيال پردازي و وجود يك نوع سبك شناختي سطحي است). در مطالعه اي كه اخيراً براي بررسي رابطه بين الكسي تيميا و پرسشنامه مقياس بهر عاطفي بار- اُن صورت گرفته، ديده شده است، كه ضريب همبستگي بين اختلال الكسي تيما و هوش عاطفي بالا، معكوس و معنادار است. (سياروچي و همكاران، 2001).
جميز پاركر و مايكل بگبي به گرد آوري اطلاعات از 734 نفر آزمودني بزرگسال كه در شهركهاي حومة آنتاريو زندگي ميكردند، پرداختند. پس از جمع آوري و تحليل اطلاعات و نتايج مشاهده شد، كه نمره هاي حاصل از آزمون سنجش الكسي تيميا بصورت منفي و معناداري با نمره هاي آنان در آزمون هوش هيجاني همبستگي دارد.72/0=r (همان منبع).
استفان هارت و همكاران در مطالعه اي كه بر روي يك گروه 234 نفري از دانشجويان دانشگاه سيمون فريزر در برتيش گلمبيا انجام شد، مشاهده نمودند، كه اگر چه بين نمره‌هاي دانشجويان و نمره هايي كه از افراد عادي بدست آمده همبستگي بالايي وجود ندارد، اما بين نمره هاي حاصل از آزمون سنجش الكسي تيميا با نمره هاي حاصل از هوش بهر عاطفي و پنج نمره ي مقياس‌هاي تركيبي آن همبستگي منفي و معنادار وجود دارد. (رضوي، 1384).

ماير و سالوي (1997)
در پژوهشهايشان به اين نتيجه رسيدند كه افرادي كه نمره بالايي در مقياس آزمون سنجش الكسي تيميا بدست مي آورند. نمره پاييني در مقياس حرمت نفس آزمون هوش هيجاني بدست مي آورند، كه نشان ميدهد آنان احساس خودبسندگي بالايي ندارند، و قادر به پذيرش خود نمي‌باشند. 43/0=r (دهشيري، 1382).
گروهي از پژوهشگران كانادايي دريافته اند كه گروهي از افراد كه براساس ملاك هاي DSM-IV-R به عنوان مبتلا به اختلال مرزي تشخيص داده شده اند، در مقايسه با گروه گواه كه هيچ گونه اختلال رواني نداشته اند، بصورت معناداري در تشخيص و ابراز چهره‌اي عواطف، عقب تر و ناتوان تر هستند. ادعايي كه مطالعات« بار- اُن» آن را تاييد مي نمايد. اگر فردي نمره پاييني در مقياس هوش هيجاني داشته باشد احتمالاً نمره بالايي در مقياس ابعاد شخصيت مرزي كسب خواهد كرد. (رضوي 1384).
مطالعات مربوط به رابطه هوش هيجاني و ساير سازه هاي روانشناختي
بلاك و بلاك ( 1980) با كاربرد ابزاري دريافتند كه ابعاد مهم هوش هيجاني، اطمينان به خود، خوش بيني و تعادل هيجاني است. افرادي داراي هوش هيجاني بالا از خود كنترلي و خود انگيزي بالايي برخوردارند، زندگي شان معنادار است، مسئوليت پذير هستند، عواطف خود را به درستي تعبير و ابراز مي كنند. قانع هستند، نسبت به ديگران حساس و مراقبند، زندگي هيجاني شان پر بار و متعادل است، با خودشان با ديگران و محيط اجتماعي شان راحتند، از لحاظ اجتماعي خود انگيخته و با نشاط بوده و تجارب جديد را مي پذيرند. (همان منبع).
در پژوهشهايي كه در آمريكا صورت گرفته بود، مشخص شد كه دانش آموزاني كه در درك پيامهاي احساسي غير كلامي ديگران توانايي بيشتري دارند، محبوب ترين و از لحاظ عاطفي باثبات ترين بچه هاي مدرسه بودند. اگر چه تعدادي از اين بچه ها از لحاظ هوش هيجاني در سطح پاييني بوده اند، ولي معلمان كلاس علاقه خيلي زيادي به آنها نشان مي دادند. (دهشيري، 1381).
در تحقيقي، براي بررسي ارتباط بين هوش عاطفي و عملكرد دانش آموزان، كه در اسرائيل توسط ريوون بار- اُن و در ايالات متحده، توسط بنياد كودكان شمال شرقي صورت پذيرفت، يافته ها نشان ميدهد، كه يادگيري اجتماعي و عاطفي و هوش عاطفي اثرات مهمي بر تمامي ابعاد عملكرد دانش آموزان از جمله پيشرفت تحصيلي آنان دارند. (سياروچي و همكاران، 2001).
پژوهش مختلفي كه در آمريكاي شمالي ( با آزمودني هاي بزرگسال) در سال 1997 اسرائيل ( با آزمودني هاي نوجوان) در سال 2000 و در هلند با آزمودنيهاي بزرگسال در سال 1999 صورت گرفت رابطه بين خود شكوفايي و عملكرد موفقيت آميز در محيط كار، بهزيستي، و سلامت رواني را نشان مي دهد. نتايج نشان دهنده ي همبستگي بالا و معني داري بين هوش عاطفي و خود شكوفايي است. ضرايب همبستگي در مطالعه ي انجام شده در آمريكا (75/0=r) در اسرائيل (72/0=r) و در هلند (71/0=r) مي باشد. در آزمودنيهاي اسرائيلي و هلندي بين هوش شناختي و خود شكوفايي رابطه‌ي معنا دار وجود ندارد. ( 8/0=r و 2/0=r). و اين به بدين معنا است، كه هوش عاطفي بهتر از هوش شناختي مي تواند سبب شكوفاسازي استعدادهاي بالقوه و رسيدن به اهداف متعالي در زندگي گردد. اين يافته ها نشان ميدهد، كه عملكرد مطلوب تحصيلي كه از طريق هوش بهر قابل ارزيابي است، نمي تواند پيش‌بيني كننده‌ي خوبي براي ميزان موفقيت در زندگي پس از فارغ التحصيلي باشد. (دهشيري، 1383).
پول ( 1997) در مقاله اي عنوان كرد كه هوش هيجاني عامل پيش بيني كننده اي براي موقعيت تحصيلي و شغلي است. وي با انجام مطالعه بر روي 27 نفر از دانش آموزان، دريافت كه ميانگين نمره هاي تحصيلي دانش آموزان داراي هوش هيجاني بالا از ميانگين نمره هاي تحصيلي دانش آموزان داراي هوش هيجاني پايين بطور معنا داري بهتر بود. (دهشيري، 1381).
پيترسون و همكاران ( 1998) با انجام مطالعه اي بر روي 175 دانش آموز دبيرستاني با استفاده از آزمون هوش هيجاني بار- اُن دريافتند كه دانش آموزان باهوش هيجاني بالاتر در مدرسه، خانه و رابطه با دوستان نسبت به دانش آموزان با هوش هيجاني پايين تر كمتر شكست را تجربه مي كنند. ( همان منبع).
در تحقيقي كه توسط لاندو ويسلر (1998) انجام شد ارتباط بين بلوغ هيجاني (كنترل تكانش) هوش و خلاقيت در بچه هاي با استعداد را در 221 بچه با استعداد در يك مدرسه خاص در اسرائيل مي آزمود، اين نتيجه بدست آمد، كه هوش بالا و بلوغ هيجاني بچه ها بيشتر از خلاقيت و كمتر از بلوغ هيجاني بچه هاي با استعداد بود. (رشتي،1385).
پژوهشگران در سال 1998 دريافتند كه بين ويژگي برون گرايي و خوش رويي در پذيرفته شدن در شغل مورد علاقه ارتباط زيادي وجود دارد. به علاوه در پژوهشهاي صورت گرفته مشخص شده بود كه افراد موفق در محيط كار از لحاظ خودآگاهي، خود كنترلي و خود اعتمادي، خود اتحادي و نوآوري 7 برابر نمره بيشتري نسبت به افراد ناموفق داشته اند. از اينرو ما مي توانيم نتيجه بگيريم كه خود كنترلي و مديريت خود تا حدود زيادي مي تواند، موفقيت شغلي را شكل دهند.(دهشيري، 1381).
در مطالعه اي رايس (1999) متخصص آمريكايي در زمينه منابع انساني، مقياس چند عاملي هوش هيجاني را روي 164 نفر از كاركنان عادي و 11 نفر از رهبران اين كاركنان كه در يك شركت بيمه كار مي كردند، اجرا كرده است و با اين آزمون به ارزيابي هوش هيجاني آنان پرداخته است. نتيجه چنين بوده است، كه همبستگي بين نمره هاي مربوط به گروه رهبران در آزمون هوش هيجاني با نمره هاي كارايي آنان كه توسط مديران اداره درجه بندي شده بود (51/0=r) محاسبه كردند. همبستگي بين ميانگين نمره هاي گروه در آزمون هوش هيجاني و امتياز بندي مديران از عملكرد آنان در ارائه خدمات به مشتريان 46/0=r محاسبه شد. در اين بررسي رابطه بين هوش هيجاني و عملكرد پيچيده بود. با امتياز بندي مديران از نظر دقت گروه، در رسيدگي به شكايات مشتريان، رابطه منفي ( 35/0=r) داشت، در حالي كه عملكرد امتياز بندي شده توسط گروه همبستگي مثبت و نسبتاً بالايي با هوش هيجاني بود، ( 58/0=r). (مختاري پور، 1381).
جيل پاستوريا و همكاران 2000 در پژوهشهايشان نشان داده اند كه مهارتها و تخصصها به تنهايي عملكرد درخشاني را آشكار نمي سازد، بلكه بيشتر سطوح بالاي هوش هيجاني است، كه منجر به موفقيت و پيشرفت مي شود. هر چه شغل پيچيده تر باشد هوش هيجاني از اهميت بيشتري برخوردار خواهد بود. (رضوي، 1384).
استين و بوك (2000) يك گروه 104 نفري از كارمندان مركز منابع انساني را براساس پنج عامل موجود در پرسشنامه هوش عاطفي بار- اُن كه به طور كلي به موفقيت در محيط كار مربوط مي شود، (خود شكوفايي، شادكامي، خوش بيني، حرمت نفس و جرات ورزي) درجه بندي كرد. پنج عامل مربوط به گروه مشاوران و مديران عبارت بود از: جرأت ورزي، خود آگاهي عاطفي، واقعيت آزمايي، خود شكوفايي و شادكامي، پنج عامل مربوط به گروه مهندسان عبارت بود از: خود شكوفايي، شادكامي، خوش بيني، همدلي و روابط بين فردي. هم چنين پژوهش جديدي كه توسط، گينگزبوري و راوس انجام شده نشان ميدهد، كه مديريت عاطفه براي موفقيت در مصاحبه شغلي تأثير زيادي دارد. (سياروچي و همكاران، 2001).
تحقيقي كه بوسيله نيكولا اسكات و همكاران (2001) انجام شد و بر هوش هيجاني و ارتباط ميان فردي متمركز بود، كه نتايج رابطه بين هوش هيجاني و ارتباط ميان فردي را تاييد كرد. هم چنين پژوهشگران، هوش هيجاني را با هم حسي ( همدلي) و كنترل و مراقبت خود ( كنترل تكانش)، مهارتهاي اجتماعي، همكاري، ارتباط با ديگران در رضايت زناشويي آزمون كردند و در پايان مطالعه، به برتري هوش هيجاني براي همسران دست يافتند. ( همان منبع).
در تمام پژوهشهاي انجام شده و نظريه هاي مختلف مطرح شده، از هوش هيجاني و مولفه‌هاي آن به عنوان يك عامل مهم و مؤثر در سلامت رواني، رضايت تحصيلي، رضايت زناشويي و سازگاري فردي و اجتماعي افراد ياد شده است. (رضوي،1384).
پژوهش هاي داخلي
مطالعات مربوط به اعتباريابي پرسشنامه بار- اُن
منصوري (1380)
در پژوهشي به منظور هنجار يابي آزمون هوش هيجاني بار- اُن به نتايج زير دست يافت، از 13 عاملي كه در ساختار عاملي نمونه آمريكاي شمالي توسط بار- اُن بدست آمده بود تقريباً 8 عامل آن ( خودخرسندي، كنترل تكانه، خوشي يا لذت، حل مسأله، خودآگاهي، روابط بين فردي، مسئوليت پذيري و انعطاف پذيري) در نمونه دانشجويان ايران بدست آمد.
راحله سموعي (1382)
در پژوهشي تحت عنوان هنجاريابي پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن در بين دانشجويان اصفهان به اين نتايج دست يافت، بعد از ترجمه فرم اصلي روايي صوري آن تاييد شد. اين پرسشنامه بدليل تكراري بودن بسياري از سوالات از 117 سوال به 90 سوال تقليل يافت. پايايي اين آزمون با روش آلفاي كرونباخ 93/0 بدست آورده شد. بنابراين پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن براي جامعه دانشجويان ميتواند آزموني مناسب جهت تعيين هوش هيجاني آنها باشد.
ماراني (1382)
در پژوهشي تحت عنوان هنجار يابي پرسشنامه ويژگيهاي هوش عاطفي در بين دانشجويان و دانش آموزان دبيرستان شهر اصفهان كه بر روي 150 نفر از دانشجويان و 150 نفر از دانش آموزان شهر اصفهان انجام شد، به نتايج زير دست يافت، نتيجه تحليل سوالات نشان داد كه كليه سئوالات پرسشنامه رابطه مثبت و خوبي با نمرات كل پرسشنامه داشتند. ضريب پايايي پرسشنامه به شيوه الفاي كرونباخ 81/0 محاسبه شد. يافته ها نشان داد كه هيچ رابطه معناداري بين پرسشنامه هوش عاطفي و ويژگيهاي جمعيت شناختي اعم از سن، ميزان تحصيلات والدين، تعداد فرزندان، ميزان درآمد خانواده ، و شغل پدر وجود ندارد. هم چنين تفاوت معني داري بين ميانگين نمرات هوش عاطفي زنان و مردان و دانشجويان و دانش آموزان وجود نداشت.

 

رشتي (1385)
در پژوهشي تحت عنوان بررسي رابطه هوش هيجاني با محبوبيت اجتماعي دختران نوجوان شهر يزد با استفاده از پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن به نتايج زير دست يافت، بين هوش عاطفي افراد محبوب و هوش هيجاني افراد مطرود تفاوت معني داري ملاحظه مي شود. تمام مولفه هاي هوش هيجاني با هوش هيجاني ضريب همبستگي بالايي دارند. ماتريس همبستگي مولفه هاي هوش هيجاني با همه مؤلفه هاي محبوبيت رابطه همبستگي معنا داري را نشان داد. و فقط رابطه دو مؤلفه استقلال و واقع گرايي با محبوبيت معنادار نبود. در ضمن چهار مؤلفه استقلال، خوش بيني خود آگاهي هيجاني و همدلي، داراي توانايي پيش بيني متغير ملاك بودند، و استقلال بيشترين نقش را در پيش بيني محبوبيت داشت. پايايي به دست آمده براي آزمون هوش بهر عاطفي بار- اُن در اين تحقيق 92/0 گزارش گرديده است.
مطالعات مربوط به رابطه هوش هيجاني و ساير آزمون ها
تيرگري، اصغر نژاد، فريد، بيان زاده، عابدين (1383)
در پژوهشي به منظور مقايسه سطوح هوش هيجاني و رضا مندي زناشويي و رابطه ساختاري آنها در زوجين ناسازگار و سازگار شهرستان ساري در سال (1383) كه ابزار پژوهش پرسشنامه بهر عاطفي بار- اُن و پرسشنامه رضامندي زناشويي انريچ و مشخصه هاي جمعيت شناختي بود. يافته‌ها نشان داد، كه نمره هوش هيجاني و رضا مندي زناشويي و همچنين نمرات مولفه هاي سازنده آنها، بين همسران ناسازگار و سازگار تفاوت معني داري داشت. در بررسي رابطه بين هوش هيجاني و رضامندي زناشويي نتايج نشان داد، بين عوامل و مولفه‌هاي هوش هيجاني و سازگاري (رضامندي) زناشويي و تفاوت سطوح برخورداري از ظرفيتهاي آن در همسران سازگار و ناسازگار رابطه وجود دارد. بنابراين كفايت هوش هيجاني زوجين به عنوان سازه اي بنيادين و اثرگذار، بر روند بهبود تقويت روابط زناشويي و رضامندي به شمار مي رود. بنظر مي رسد بتوان از طريق تصريح نقش هوش هيجاني در بهسازي روابط بين فردي و زناشويي با هدف كمك به همسران ناسازگار اقدامي مؤثر انجام داد.

حكيم جوادي، اژه اي (1383)
در پژوهشي به منظور مطالعه بررسي رابطه كيفيت وابستگي و هوش هيجاني در دانش آموزان تيز هوش و عادي با استفاده از پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن (1997) و پرسشنامه كيفيت دلبستگي گرين برگ (1995) و آزمون بهره هوشي و- ام- ت- اي (1980). به نتايج زير دست يافتند، كه بين كيفيت دلبستگي و هوش هيجاني رابطه معنا داري وجود دارد. ترتيب ورود متغيرها به معادله رگرسيون گام به گام، در مورد گروه تيزهوش ( بيگانيگي از همسالان- اعتماد به مادر- بيگانگي از پدر- ارتباط اثر جنس) در هوش هيجاني بود. تحليل واريانس چند عاملي، نشان از معناداري اثر گروه جنس به زير مقياسهاي مقابله، حرمت خود پايدار، روابط بين فردي، خود آگاهي هيجاني و خود شكوفايي داشت. همچنين نشان داد كه دلبستگي بيشتر تيز هوشان به همسالان و دلبستگي بيشتر گروه عادي به خانواده است افزون بر اين دختران داراي هوش هيجاني بيشتري از پسران بودند و كيفيت هوش هيجاني پيش بيني كنند خوبي براي ميزان هوش هيجاني بود.
ذراتي، رامين يزدي، آزاد فلاح ( 1385)
در پژوهشي به منظور بررسي رابطه هوش هيجاني و سبكهاي دلبستگي
كه با استفاده از پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن و پرسشنامه دلبستگي بزرگسالان هازن و شيور و پرسشنامه دلبستگي كولينز انجام شده و 232 دانشجوي كارشناسي دانشگاه فردوسي آن را پاسخ دادند، بين سبك دلبستگي ايمن و هوش هيجاني رابطه مستقيم و معنا داري يافتند. سبك دلبستگي يا ايمن مضطرب دو سوگرا و سبك دلبستگي نا ايمن اجتماعي نيز با هوش هيجاني رابطه معكوس و معنا داري داشتند. همچنين مردان و زنان از نظر هوش هيجاني تفاوت معناداري نداشتند. هم چنين مشخص شد، كه سبكهاي دلبستگي مي تواند پيش بيني كننده خوبي براي هوش هيجاني كلي و مولفه هاي آن باشد.
مطالعات مربوط به رابطه هوش هيجاني و ساير سازه هاي روانشناختي
زارع (1380)
در پژوهشي به منظور، مطالعه توان پيش بيني هوش هيجاني در موفقيت تحصيلي دانش آموزان. با استفاده از پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن بين موفقيت تحصيلي و هوش هيجاني، همبستگي معنا داري يافت و اظهار داشت كه تنها 48 درصد از واريانس كل موفقيت تحصيلي را هوش هيجاني تبين مي كند.
ترابي (1382)
در بررسي رابطه بين هوش هيجاني و عملكرد مديران به نتايج زير دست يافت، بين هوش هيجاني 3 مورد از مولفه هاي آن يعني خود آگاهي، خود انگيزي، مهارتهاي اجتماعي و عملكرد مديران رابطه معناداري وجود دارد. و بين 2 مولفه همدلي و خود كنترلي و عملكرد مديران رابطه معناداري وجود ندارد.
اعتصامي (1382)
در پژوهش تحت عنوان مقايسه نقش هاي جنسيتي زنانه، مردانه، آندروژن و رابطه آنها با هوش هيجاني در دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي اصفهان به نتايج زير دست يافت، بين هوش هيجاني در افراد با نقشهاي جنسيتي مردانه، زنانه و آندروژن تفاوت وجود دارد. بين ميزان خود آگاهي در افراد با نقشهاي جنسيتي مردانه و آندروژن و خود آگاهي در افراد با نقشهاي جنسيتي زنانه و آندروژن تفاوت وجود دارد. بين ميزان خود كنترلي در افراد و نقشهاي جنسيتي زنانه و افراد با نقشهاي جنسيتي آندروژن تفاوت وجود دارد. ساير يافته ها نشان ميدهد كه بين ميزان مهارت اجتماعي در افراد با نقشهاي جنسيتي مردانه و آندروژن و ميزان مهارت اجتماعي در افراد با نقشهاي جنسيتي زنانه و آندروژن تفاوت وجود دارد. اما تفاوتي بين خود انگيزي و همدلي در بين افراد با نقشهاي جنسيتي مردانه و آندروژن و زنانه و آندروژن مشاهده نمي شود.
شاره، اصغر نژاد، يزدان دوست، طباطبايي (1382)
در مطالعه اي تحت عنوان بررسي ارتباط مولفه هاي هوش هيجاني و ريسك فرار از منزل در دختران نوجوان مشهد، كه با استفاده از پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن و پرسشنامه ويژگيهاي شناختي ريسك فرار از منزل بر روي 500 نفر از دانش آموزان دختر در مقطع متوسطه و پيش دانشگاهي مناطق 7، 5، 2 شهر مشهد انجام شد، به نتايج زير دست يافتند: يافته ها نشان داد كه بين هوش هيجاني كلي و برخي از مولفه هاي آن شامل احترام به خود، شادكامي، و امنيت سنجي، خود آگاهي هيجاني و تحمل استرس، انعطاف پذيري، مهارت تكانه، مسئوليت پذيري اجتماعي و حل مساله با ريسك فرار دختران از منزل همبستگي منفي و معني داري وجود دارد. نتايج تحليل رگرسيون به ترتيب، حاكي از نقش برجسته تر واقعيت سنجي، مهارت كنترل تكانه و شادكامي در پيش بيني ريسك فرار دختران از منزل بود. نهايتاً: تاثير اجتماعي مولفه هاي هوش هيجاني بر ريسك فرار دختران از منزل حمايت مي كند. مولفه موقعيت سنجي برجسته ترين متغير در پيش بيني فرار دختران از منزل بود.
ديهيمي (1383)
در پژوهشي به منظور بررسي رابطه خلاقيت با هوش هيجاني، كه با استفاده از پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن صورت گرفت. به اين نتيجه دست يافت، كه بين هوش هيجاني و خلاقيت و نيز مولفه هاي سيالي، ابتكار، انعطاف پذيري و هوش هيجاني همبستگي وجود دارد. ولي بين مولفه انبساط و هوش هيجاني همبستگي وجود ندارد.
اسماعيلي (1383)
در پژوهشي تحت عنوان تأثير آموزش مولفه هاي هوش هيجاني (آگاهي درون فردي، آگاهي بين فردي و مهارتها مقابله اي) بر افزايش سلامت رواني با استفاده از پرسشنامه هيجاني بار- اُن. به اين نتيجه دست يافت، كه شيوه درماني- آموزشي در ارتقا هوش هوش هيجاني شركت كنندگان، مؤثر بوده، و نمره هاي مولفه هاي سلامت رواني كسب شده در پس آزمون نيز به طور معنا داري نشانگر افزايش سلامت رواني اعضاي گروه آزمايش بود.
فرقداني (1383)
در پژوهشي تحت عنوان رابطه بين هوش هيجاني و سازگاري اجتماعي دانشجويان دوره كارشناسي. با استفاده از پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن به اين نتيجه دست يافت، كه بين متغير هوش هيجاني و مولفه هاي آن (خود آگاهي، خود انگيزي، خود كنترلي، هوشياري اجتماعي و مهارتهاي اجتماعي و سازگاري اجتماعي) دانشجويان دختر رابطه معنا داري وجود دارد.
پزشكي (1383)
در پژوهشي، به عنوان بررسي و مقايسه هوش هيجاني در دانش آموزان دختر- كم بينا و بيناي مقطع متوسط تهران با استفاده از آزمون هوش هيجاني بار- اُن به اين نتيجه دست يافت، كه بين دو گروه از مولفه هاي هوش هيجاني تحمل فشار رواني و كنترل تكانه، حل مساله و روابط بين فردي تفاوت معناداري وجود ندارد.
رستمي (1383)
در پژوهشي به منظور بررسي رابطه وضعيت مذهبي با هوش هيجاني در دانش آموزان مقطع پيش دانشگاهي شهر تهران در سال تحصيلي 84-1383 كه نمونه پژوهش شامل 450 دانش آموز دختر و پسرش دانشگاهي از مناطق 18 و 11و 4 آموزش و پرورش شهر تهران بود. به نتايج زير دست يافت، كه وضعيت مذهبي دانش آموزان با هوش هيجاني آنان رابطه مثبت و معنادار دارد. هم چنين پژوهشها حاكي از آن است كه هوش هيجاني با سلامت رواني سازگاري و اخلاقيات نيز مرتبط است.
نگه دار (1385)
در پژوهشي تحت عنوان بررسي رابطه هوش هيجاني و رضايت زناشويي در زوجين جوان استان يزد با استفاده از پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن و پرسشنامه رضايت زناشويي انريچ به نتايج زير دست يافت، هوش هيجاني و رضايت زناشويي در زوجين به عوامل بسياري ارتباط دارند از جمله سن، جنس تحصيلات و… يافته ها نشان دادند كه هر چند بين متغيرهاي مذكور رابطه وجود دارد، ولي براساس جنس متفاوت است. به عبارتي رابطه آنها در زنان استنباط مي شود ولي در بين مردان اين رابطه برقرار نمي‌باشد.

 

 

فصـل سوم
روش شناختي تحقيق

مقدمه
در اين فصل به موضوعات روش تحقيق جامعه آماري و نمونه و روش نمونه گيري، ابزار نمونه گيري و معرفي روش هاي آماري مورد استفاده پرداخته شده است.
روش تحقيق
تصميم گيري در مورد روش تحقيق بستگي به هدف تحقيق، ماهيت مسئله مورد مطالعه و روشهاي مختلف بررسي آن دارد. پس روش تحقيق بايد با توجه به مسله مورد مطالعه انتخاب شود. (دلاور،1376).
با توجه به اهميت اين پژوهش كه هنجاريابي پرسشنامه 15 عاملي بار- اُن است. اين پژوهش از نوع پژوهش توصيفي محسوب مي شود. كه در آن توزيع پاسخ هاي گروه نمونه به سؤالات اين پرسشنامه از لحاظ شاخص هاي روان سنجي مورد تجزيه و تحليل آماري قرار مي گيرد.
جامعه آماري و حجم نمونه و روش نمونه گيري
جامعه آماري اين پژوهش كليه دانش آموزان پيش دانشگاهي ( دو جنس) كه در سال تحصيلي 87-1386 در ناحيه دو آموزش و پرورش شهر يزد مشغول به تحصيل مي‌باشند را شامل مي‌شود. حجم جامعه برابر 2058 نفر مي باشد كه از 640 نفر پسر و 1418 نفر دختر تشكيل شده است.
حجم نمونه و روش نمونه گيري
حجم نمونه 500 نفر مي باشد كه اين حجم با توجه به روش آماري مورد استفاده (تحليل عاملي) و رعايت تناسب حجم نمونه با تعداد سؤالات پرسشنامه (پنج به يك) تعيين شده است. به طور كلي هرچه حجم نمونه در اينگونه تحليل ها بيشتر باشد، ساختار عاملي با قدرت بيشتري استخراج مي شود. بنابراين با توجه به توزيع متفاوت دانش آموزان در رشته هاي مختلف و جنسيت آنها تعداد نمونه نيز به همان نسبت متفاوت انتخاب گرديده كه 156 نفر پسر و 344 نفر دختر مي ‌‌باشند.
دانش آموزان پسر رياضي تجربي انساني هنر
فراواني درصد فراواني درصد فراواني درصد فراواني درصد
71 45 46 48/29 33 15/21 6 86/3

دانش آموزان دختر رياضي تجربي انساني هنر
فراواني درصد فراواني درصد فراواني درصد فراواني درصد
100 06/29 142 27/41 99 77/28 3 86/0
روش نمونه گيري: خوشه اي
نمونه گيري بدين ترتيب انجام گرفته كه بعد از انتخاب ناحيه دو آموزش و پرورش از اداره آموزش و پرورش ناحيه دو فهرست دبيرستان هاي دخترانه و پسرانه درخواست گرديد و چند دبيرستان به طور تصادفي انتخاب شده و دو يا سه كلاس از هر دبيرستان انتخاب گرديد. (تصادفي) و كليه دانش آموزان اين كلاس ها پرسشنامه را تكميل كرده اند.
ابزار پژوهش
پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن جهت سنجش هوش هيجاني استفاده شد. كه توسط بار- اُن درسال 1988 ميلادي ساخته شده است، ترجمه و هنجاريابي اين پرسشنامه توسط راحله سموعي در اصفهان صورت گرفته است. همچنين فرم اصلي 117 سوال داشته، كه در ايران پس از كار هنجاريابي به 90 سوال تقليل يافته است. در اين پژوهش پرسشنامه كوتاه شده (90 سوالي) اجرا گرديد. پاسخ هر سوال چهارگزينه اي بوده است و در يك مقياس پنج درجه اي ارائه شد. شيوه نمره گذاري به گونه اي بود كه در بعضي از سوالات بصورت مستقيم و در بعضي به صورت معكوس انجام مي پذيرفت. در مورد پايايي فرم ترجمه شده در اصفهان بايد گفته شود كه از طريق محاسبة آلفاي كرونباخ ميزان آن براي كل آزمون 93/0 گزارش گرديده و با روش زوج فرد، پايايي 88/0 گزارش شده كه معنا دار بوده است. (روايي و پايايي اصلي در ضمائم ميباشد).
روش اجراي تحقيق
پس از گرفتن معرفي نامه از دانشگاه جهت آموزش و پرورش كل به آنجا مراجعه شد و از اين سازمان براي آموزش و پرورش ناحيه دو معرفي نامه دريافت گرديد. پس از آن جهت مراجعه به مدارس معرفي نامه اي داده شد، كه با مدارس مربوطه تماس گرفته و در زمان معين مراجعه گرديد. تعداد كلاسها مورد نظر مشخص گرديد و سپس پرسشنامه‌ها به آزمودني ها ارائه و براي آنها مراتب لازم توضيح داده شد. تكميل هر پرسشنامه حدود 20 دقيقه به طول مي انجاميد. كه در نهايت 600 پاسخنامه دريافت شده كه نزديك به 80 پاسخنامه فاقد ارزش و كارايي بود.
روش تجزيه و تحليل داده ها
پس از اجراي پرسشنامه روي گروه نمونه، اطلاعات به دست آمده طي مراحل زير مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد.
– محاسبه پايايي كل پرسشنامه و مقياس هاي آن به ترتيب.
– بررسي توزيع پراكندگي پاسخ ها به هر سؤال و بازنگري ضريب همبستگي هر سؤال با كل پرسشنامه و هر سؤال با نمره كل مقياس به منظور شناسايي سؤالات داراي پاسخ‌هاي كرانه اي و حذف آنها.
– انجام تحليل عاملي با روش مؤلفه هاي اصلي و استفاده از چرخش عامل ها به روش واريماكس جهت تعيين ساختار عاملي پرسشنامه و سؤالات ذيل هر عامل. گفتني است درا ين مرحله نيز برخي از سؤالات به دلايل قرارنگرفتن تحت عوامل يا نداشتن بارعاملي معنادار حذف مي شوند.
– تشكيل ساختار عاملي پرسشنامه و تركيب جديد آن.
– محاسبه پايايي كل و پايايي مقياس ها در ساختار جديد.
– بررسي تفاوت نمرات هوش هيجاني دانش آموزان به تفكيك رشته تحصيلي و جنسيت.

فصـل چهارم
تجزيه و تحليل اطلاعات
مقدمه
در اين بخش جهت بررسي كلاسهاي اعتباريابي آزمون هوش هيجاني بار – ان در بين جمعيت دانش آموزي ناحيه دو آموزش و پرورش يزد، پس از اجراي آزمون در يك گروه 500 نفري، جهت بررسي پايايي كل آزمون همساني دروني و پايايي خرده مقياسها و همچنين روايي سازه پرسشنامه از شاخصهاي زير استفاده شده است:
1- ماتريس همبستگي سؤالات با كل قبل از تحليل
2- ماتريس همبستگي خرده مقياسها قبل از تحليل
3- پايايي كل آزمون
4- پايايي دروني مقياسهاي پرسشنامه هوش هيجاني
5- شاخصهاي توصيفي خرده مقياس و ميانگين كل
6- ماتريس همبستگي نمرات كل خرده مقياسها با هم و با نمره كل
7- برونداد تحليل عوامل به روش واريماكس
8- آزمون ‏T تفاوت بين دختر و پسر
9- آزمون f رابطه رشته تحصيلي با نمره هوش هيجاني
و در آخر نتيجه نهايي تحليل پرسشنامه ارائه مي شود.

1- ماتريس همبستگي سؤالات آزمون با هم و با نمره كل
همبستگي بين نمرات (90 سؤال) با هم و با نمره كل آزمون طي يك ماتريس مفصل محاسبه شده است كه اصل خروجي برنامه SPSS در بخش ضمائم ارائه شده است. چون از اين ماتريس جهت بررسي همساني دروني سؤالات با هم و همبستگي هر سؤال با نمره كل استفاده ميشود. پس از ملاحظه ضرايب و معناداري آنها، نتيجه اين بوده كه سؤالات شمارهاي 1 و 3 و 13 و 59 و 65 و 88 (در مجموع 6 سؤال) به دليل عدم همبستگي كامل با نمره كل و يا همبستگي ضعيف و پراكنده با اكثر سؤالات ديگر مي‌تواند در ادامه تحليل از سؤالات حذف شود.
2- ماتريس همبستگي خرده مقياسها قبل از تحليل
در اين بخش ماتريس همبستگي عبارتها و هر مقياس به طور جداگانه بررسي و به ترتيب نتايج زير به دست آمده است.
جدول 1: ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس حل مسأله
1 16 31 46 61 76
سؤال 1 1 **11/0 05/0 *1/0 02/0- **13/0
سؤال 16 1 08/0 **16/0 04/0 07/0
سؤال 31 1 **22/0 *09/0 **27/0
سؤال 46 1 05/0 **27/0
سؤال 61 1 *1/0
سؤال 76 1
جدول 2: ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس خوشبختي
2 17 32 47 62 77
سؤال 2 1 **13/0 **19/0 **15/0 **11/0 **25/0
سؤال 17 1 **22/0 **13/0 **17/0 **54/0
سؤال 32 1 **17/0 **37/0 **61/0
سؤال 47 1 **24/0 **17/0
سؤال 62 1 **17/0
سؤال 77 1

جدول 3: ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس استقلال
3 18 33 48 63 78
سؤال 3 1 08/0 **15/0 *09/0 04/0 *09/0
سؤال 18 1 **15/0 **16/0 **26/0 **17/0
سؤال 33 1 **14/0 **21/0 **14/0
سؤال 48 1 **29/0 **15/0
سؤال 63 1 **2/0
سؤال 78 1
جدول 4: ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس تحمل فشار رواني
4 19 34 49 64 79
سؤال 4 1 *1/0 **11/0 **15/0 **15/0 **2/0
سؤال 19 1 **28/0 **25/0 **18/0 **11/0
سؤال 34 1 **17/0 **27/0 **32/0
سؤال 49 1 **16/0 **16/0
سؤال 64 1 **2/0
سؤال 79 1
جدول 5: ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس خود شكوفايي
5 20 35 50 65 80
سؤال 5 1 *09/0 **16/0 *11/0 08/0 **23/0
سؤال 20 1 **25/0 *1/0 04/0 **13/0
سؤال 35 1 **18/0 02/0 **3/0
سؤال 50 1 04/0 **15/0
سؤال 65 1 05/0-
سؤال 80 1

جدول 6: ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس خودآگاهي هيجاني
6 21 36 51 66 81
سؤال 6 1 004/0 07/0 **18/0 **18/0 *1/0
سؤال 21 1 **12/0 03/0 3/0 *9/0
سؤال 36 1 **15/0 *08/0 **22/0
سؤال 51 1 **25/0 05/0
سؤال 66 1 002/0
سؤال 81 1
جدول 7: ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس واقع گرايي
7 22 37 52 67 82
سؤال 7 1 *1/0 *08/0 **19/0 **12/0 02/0
سؤال 22 1 *08/0 **14/0 2/0 **16/0
سؤال 37 1 **17/0 *09/0 8/0
سؤال 52 1 **11/0 07/0
سؤال 67 1 03/0
سؤال 82 1
جدول 8 : ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس روابط بين فردي
8 23 38 53 68 83
سؤال 8 1 **35/0 05/0 **27/0 **37/0 **16/0
سؤال 23 1 **14/0 **28/0 **32/0 **21/0
سؤال 38 1 **15/0 **11/0 *09/0
سؤال 53 1 **25/0 **24/0
سؤال 68 1 **19/0
سؤال 83 1

جدول 9 : ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس خوش بيني
9 24 39 54 69 84
سؤال 9 1 **22/0 **34/0 01/0 **21/0 *1/0
سؤال 24 1 **33/0 002/0 **21/0 **2/0
سؤال 39 1 01/0 **17/0 **2/0
سؤال 54 1 006/0 01/0
سؤال 69 1 01/0
سؤال 84 1
جدول 10 : ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس عزت نفس
10 25 40 55 70 85
سؤال 10 1 **21/0 **16/0 **11/0 **14/0 **15/0
سؤال 25 1 **17/0 **21/0 *09/0 *9/0
سؤال 40 1 **12/0 *1/0 07/0
سؤال 55 1 **14/0 *1/0
سؤال 70 1 **26/0
سؤال 85 1
جدول 11 : ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس كنترل تكانش
11 26 41 56 71 86
سؤال 11 1 **3/0 **13/0 **12/0 **27/0 **32/0
سؤال 26 1 **14/0 **19/0 **24/0 **29/0
سؤال 41 1 *09/0 **19/0 **25/0
سؤال 56 1 **22/0 **21/0
سؤال 71 1 **43/0
سؤال 86 1

جدول 12 : ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس انعطاف پذيري
12 27 42 57 72 87
سؤال 12 1 **15/0 05/0 06/0 08/0 03/0
سؤال 27 1 07/0 06/0 09/0 05/0
سؤال 42 1 1/0 **16/0 05/0
سؤال 57 1 **15/0 **13/0
سؤال 72 1 **15/0
سؤال 87 1
جدول 13 : ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس مسئوليت پذيري
13 28 43 58 73 88
سؤال 13 1 **22/0 **2/0 03/0 **14/0 02/0
سؤال 28 1 04/0 02/0 06/0 03/0
سؤال 43 1 007/0 **16/0 02/0
سؤال 58 1 06/0 07/0
سؤال 73 1 **15/0
سؤال 88 1
جدول 14 : ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس همدلي
14 29 44 59 74 89
سؤال 14 1 **18/0 07/0 06/0 *09/0 **11/0
سؤال 29 1 **17/0 7/0 *1/0 **18/0
سؤال 44 1 **14/0 **19/0 06/0
سؤال 59 1 *11/0 007/0
سؤال 74 1 **19/0
سؤال 89 1

جدول 15 : ماتريس همبستگي عبارتهاي خرده مقياس خود ابرازي
15 30 45 60 75 90
سؤال 15 1 **18/0 **13/0 **21/0 **15/0 **15/0
سؤال 30 1 **13 **13/0 **15/0 **26/0
سؤال 45 1 **12/0 **14/0 07/0
سؤال 60 1 *09/0 01/0
سؤال 75 1 **13/0
سؤال 90 1
نتيجه ماتريس هاي همبستگي خرده مقياسها
با مرور كلي جداول فوق، مشخص مي‌گردد كه براساس نتايج تحليل هاي قبلي و نوع پاسخهاي گروه نمونه تحقيق، برخي عبارتها در هر مقياس داراي همبستگي معناداري با ساير عبارتهاي همان مقياس نمي‌باشند كه در مراحل بعدي بررسي عبارتهاي مذكور كه در مراحل بررسي پايايي دروني نيز همبستگي دروني كمي نشان دهند، از مجموعه تحليل حذف خواهند شد.
3- محاسبه پايايي كل آزمون
پايايي اوليه آزمون با روش آلفاي كرونباخ محاسبه شده و ضريب پايايي برابر با 83/0 به دست آمده است ، جدول شاخصهاي كل سؤالات و ستون ضريب الفا نشان مي دهد كه ضريب پيشنهادي ارائه شده براي برخي عبارات به شرط حذف آنها بيشتر از مقدار آلفاي كرونباخ اوليه مي باشد. برخي از اين سؤالات براساس ماتريس همبستگي و برخي در مراحل بعد از جريان تحليل حذف شده اند. سؤالات حذف شده براساس اين رويه عبارت هاي شماره 58 و 54 و 21 و 65 و 3 و 1 مي باشد. سؤالات حذف شده براساس ماتريس همبستگي كل 88 و 65 و 59 و 13 و 3 و 1 مي‌باشد. ضعيف ترين سئوالات از اين جهت در محاسبات بعدي جهت بررسي پايايي جداگانه براي هر مقياس، حذف شده است و با حذف سئوالات مذكور مجدداً ضريب پايايي كل آزمون محاسبه شده و ضريب پايايي كل برابر با 84/0 به دست آمد.

4- تحليل پايايي دروني مقياسهاي پرسشنامه هوش هيجاني
در مرحله بعد با در نظر گرفتن ماتريس همبستگي بين سؤالات پرسشنامه و ضعف همبستگي دروني برخي سؤالات در مقياسهاي مربوطه، ضريب پايايي هر مقياس با حذف سؤالات ضعيف بررسي گرديد كه نتيجه نهايي به شرح زير ارائه مي گردد .
جدول شماره16: پايايي مقياسهاي هوش هيجاني و سؤالات تحت هر عامل
رديف نام عامل سؤالات ذيل هر عامل ضريب پايايي
1 حل مسأله 76 و 61 و 46 و 31 و 16 44/0
2 شادماني 77 و 62 و 47 و 32 و 17 و 2 59/0
3 استقلال 78 و 63 و 48 و 33 و 18 54/0
4 تحمل فشار رواني 79 و 64 و 49 و 34 و 19 و4 59/0
5 خودشكوفايي 80 و 50 و 35 و 20 و 5 51/0
6 خودآگاهي هيجاني 81 و 66 و 51 و 36 و 6 43/0
7 واقع گرايي 82 و 67 و 52 و 37 و 22 و 7 40/0
8 روابط بين فردي 83 و 68 و 53 و 38 و 23 و 8 62/0
9 خوش بيني 84 و 69 و 39 و 24 و 9 55/0
10 عزت نفس 85 و 70 و 55 و 40 و 25 و 10 49/0
11 كنترل تكانش 86 و 71و 56 و 41 و 26 و11 64/0
12 انعطاف پذيري 86 و 72 و 57 و 42 و 27 و 12 37/0
13 مسئوليت پذيري اجتماعي 13 و 73 و 43 و 28 38/0
14 همدلي 89 و 74 و 59 و 44 و 29 و 14 44/0
15 خودابرازي 90 و 75 و 60 و 45 و 30 و 15 49/0

5- شاخصهاي توصيفي خرده مقياسها و ميانگين كل هوش هيجاني
از شاخصهاي توصيفي مقياسهاي مختلف كه اصل آن در قسمت ضمائم موجود است فقط ميانگين نمرات و انحراف معيار گزارش مي‌شود.
جدول شماره 17: ‌شاخصهاي توصيفي خرده مقياسها و ميانگين كل و انحراف معيار

شاخص
مقياسها ميانگين انحراف معيار
كل مقياس 38/3 32/0
1 حل مسأله 5/3 57/0
2 خوشبختي 7/3 64/0
3 استقلال 2/3 65/0
4 تحمل فشار رواني 8/2 63/0
5 خود شكوفايي 4/3 65/0
6 خودآگاهي هيجاني 5/3 53/0
7 واقع گرايي 2/15 20/3
8 روابط بين فردي 7/3 63/0
9 خوش بيني 4/3 67/0
10 عزت نفس 5/3 59/0
11 كنترل تكانش 7/2 75/0
12 انعطاف پذيري 9/2 57/0
13 مسئوليت پذيري 1 /4 61/0
14 همدلي 4 55/0
15 خودابزار 3 63/0
با توجه به جدول تنها ميانگيني كه با ميانگين كل فاصله دار است و داراي انحراف معيار زيادي است خرده مقياس واقع گرايي مي باشد و خرده مقياس استقلال و خودشكوفايي و خوش بيني به ميانگين كل بسيار نزديك بوده اند. خرده مقياس خودآگاهي هيجاني داراي كمترين انحراف معيار از كل مقياس بوده است.
6- ماتريس همبستگي كل خرده مقياسها با هم و نمره كل
بيشترين همبستگي با نمره كل را خرده مقياس خودشكوفايي دارا مي باشد (72/0) و كمترين ضريب همبستگي را با ميانگين كل متعلق به خرده مقياس احساس مسئوليت مي باشد (32/0). همچنين كل مقياسها با هم رابطه معناداري دارند به غير از مقياسهاي واقع گرايي روابط بين فردي پذيرش مسئوليت و همدلي و انعطاف پذيري كه با خرده مقياسهاي ديگر رابطه معناداري ندارند .
جدول18 : ضرايب همبستگي خرده مقياسها با نمره كل پرسشنامه
نام عامل ضريب همبستگي
حل مسأله
خودآگاهي هيجاني **59/0 r = كنترل تكانش *44/0
شادماني
واقع گرايي *48/0 r = انعطاف پذيري **51/0
استقلال
روابط بين فردي **53/0 مسئوليت پذيري **32/0
تحمل فشار رواني *68/0 خوش بيني **64/0 همدلي *39/0
خودشكوفايي **72/0 عزت نفس **63/0 خودابزاري **56/0
نتايج جدول فوق نشان مي دهد كه بين ميانگين نمره هر يك از مقياسها و ميانگين نمره كل آزمون رابطه مستقيم و معني دار وجود دارد يعني تمام مقياسهاي موجود در آزمون با متغير هوش هيجاني داراي ارتباط مستقيم است.
7- تحليل عوامل به روش مؤلفه هاي اصلي و چرخش واريماكس
پس از حذف سؤالاتي كه داراي همبستگي معنادار با كل سؤالات نبوده (سؤالات 1 و 3 و 13 و 59 و 65 و 88) و يا سؤالاتي كه در محاسبه پايايي آزمون و خرده مقياسها از آزمون حذف شدند (سؤالات 1 و 3 و 65 و 21 و 54 و 58) تحليل عوامل آزمون انجام شد و نتايج به شرح زير ملاحظه مي شود. در مرحله نخست براساس مقدار ضريب به دست آمده آزمونهاي كايزر – ماير – اوكلين (آزمون Kmo ) (69/0) است. نشان مي دهد كه چون اين مقدار بيش از 5/0 است بنابراين حجم نمونه انتخابي (500 نفر) براي انجام تحليل عامل مناسب بوده است. آزمون دوم آزمون كرويت بارتلت است كه سطح معناداري كمتر از 001/0 نشان ميدهد كه مجموعاً داده ها تناسب لازم جهت انجام تحليل عوامل را دارند و مقدار Sig (سطح معنادار) در اين آزمون نيز <001/0 به دست آمده است. در بخش ديگر تحليل ميزان تبيين واريانس كل آزمون توسط هر يك از سؤالات سنجيده مي‌شود. مثلاً سؤال 2 (56/0) واريانس كل آزمون را تبيين مي كند. كه بيشترين توان تبيين واريانس كل متعلق به سؤال 45 مي‌باشد و كمترين توان تبيين واريانس كل متعلق به سؤال 67 مي‌باشد. مقدار ضريب تبيين براي سؤالات بين 55/0 تا 70/0 مي باشد وحدود 2/0 متغير است .
– در مرحله بعد تحليل مؤلفه هاي به روش تحليل مؤلفه هاي اصلي و مقادير ارزش ويژه نشان مي دهد كه برنامه مجموعة سؤالات را تحت 29 مؤلفه مجزا كه داراي ارزش ويژه بالاتر از 1 بوده اند قرار داده است و مجموع واريانس تبيين توسط اين مؤلفه ها 9/61 بوده است.
– در مرحله بعد چرخش سؤالات و محورها جهت تحليل عوامل انجام شد كه برنامه در ارائه عوامل و بارگذاري سؤالات تحت عوامل مختلف موفق نبود. دلايل مختلفي براي اين موضوع مي‌توان ذكر كرد.
– تعداد زياد سؤالات
– زمان كم براي پاسخگويي به سؤالات
– نامناسب بودن سؤالات براي اين گروه سني
– غيرواقعي بودن ارزيابي دانش آموزان از خود (ايده آل ارزيابي كردن آزمودنيها از خود)
– پايين بودن دقت پاسخ گويي آزمودنيها و يا جدي نگرفتن همكاري كردن با محقق و …
فرضيه هاي تحقيق
فرضيه1- بين هوش هيجاني دختران و پسران تفاوت وجود ندارد.

مقدار t درجه آزادي سطح معنادار
هوش هيجاني 2/1 498 2/0
چون سطح معناداري بزرگتر از 05/0 است و مقدار T از T بحراني براي 498= df كوچكتر است،‌بنابراين فرضيه صفر رد نمي شود. يعني تفاوتي بين پسران و دختران از لحاظ هوش هيجاني نيست. ميانگين اين دو گروه هم نزديك به هم (4/3 و 3/3 ) مي باشد.
فرضيه2- بين هوش هيجاني دانش آموزان رشته هاي مختلف تفاوت وجود ندارد.
اين فرضيه با روش تحليل ورايانس يك طرفه انجام شده و سطح معناداري آزمون چون بالاتر از 05/0 است. (07/0). بنابراين ضريب f بدست آمده (33/2) در مقايسه با ضريب f جدول (496و3 بf) كوچكتر است. بنابراين، فرضيه صفر رد نمي شود. يعني تفاوتي بين رشته هاي مختلف از لحاظ سطح هوش هيجاني نيست.

نتيجه نهايي تحليل پرسشنامه
براساس كل تحليل هاي انجام شده، مي توان گفت از مجموعه فرم 90 سؤالي پرسشنامه هوش هيجاني بار اُن ،‌با حذف عبارتهاي شماره هاي 1 و 3 و 65و 21 و 54 و 88 و 58 ، تعداد كل اين عبارات به 83 ماده مي رسد كه براساس تحليل انجام شده در جامعه دانش آموزي يزد، عبارات حذف شده داراي همبستگي دروني قابل قبول نبوده اند. به همين ترتيب از آنچه در مطالعه سموعي (1382) 90 سؤال به دست آمده بود و تحت هر مقياس 6 عبارت قرار گرفته بود در اين مطالعه به شرحي كه گذشت تعداد عبارتهاي زير بعضي از عوامل كمتر شده است.

 

 

 

فصـل پنجم
بحث و نتيجه گيري

مقدمه
اين فصل در چندين بخش ارائه مي شود. در بخش اول مروري بر تحقيق، سپس بحث و نتيجه‌گيري و در بخش ديگر پيشنهادات ارائه مي‌گردد. كه پيشنهادات مشتمل بر چهار بخش: (يشنهاد به والدين، و دانش آموزان، همچنين مسؤلين آموزش و پرورش و پيشنهاداتي براي تحقيقات بعدي) مي باشد. و در پي آنها نيز به محدوديتها، كه به دو بخش محدوديتهاي تحت اختيار پژوهشگر ( قابل كنترل) و محدوديتهاي خارج از كنترل پژوهشگر تقسيم شده اند، پرداخته مي‌شود.
مروري بر تحقيق
موضوع تحقيق اعتباريابي پرسشنامه هوش هيجاني بار – اُن در جمعيت دانش آموزي دوره پيش دانشگاهي ناحيه دو شهر يزد در سال تحصيلي 87-1386 بوده است كه با هدف هنجاريابي فرم كوتاه شده اين آزمون كه توسط سموعي (1382) در اصفهان ترجمه شده اجرا شد. اين پرسشنامه اولين بار توسط ريوون بار – اُن در سال 1988 ساخته شده كه 117 سوالي و در پانزه مقياس و پاسخها در مقياس ليكرت و بصورت چهارگزينه اي بوده است كه در ايران توسط سموعي (1382) ترجمه و هنجاريابي گرديده و روايي صوري ‌براي آن كسب شده و پايايي آن نيز به روش آلفاي كرونباخ 93/0 گزارش گرديده است. اين تحقيق به منظور هنجاريابي فرم نود سوالي در جمعيت 500 نفري از جامعه 2058 نفري اجرا و مورد بررسي قرار گرفت كه نتايج زير به دست آمد. ماتريس همبستگي عبارات و نمره كل نشان داد همبستگي پاسخها، با هم نسبتاً پايين بوده و از اين ميان عبارتهاي 1 و 3 و 13 و 59 و 65 و 88 داراي ضعيف ترين همبستگي دروني بوده است. در بررسي پايايي كل آزمون 85/0 بدست آمده كه ضريب بالايي مي‌باشد. در اين مرحله عبارتهاي 1 و 3 و 65 و 21 و 54 و 58 داراي همساني دروني كمتري با ساير سئوالات بوده و از ادامه تحليل حذف شدند. بر اساس نتايج به دست آمده از تحليل پايايي دروني خرده مقياسها، ضرايب به دست آمده بين مقادير 37/0 تا 64/0 متغير مي باشد. درمقايسه با نتايج تحليل سموعي (1382)، برخي عبارات از مقياسهاي حل مسأله، استقلال، خودشكوفايي، خودآگاهي هيجاني، خوشبيني، مسئوليت پذيري اجتماعي و همدلي حذف شده است. پس از اين، همبستگي همه خرده مقياسها با نمره كل پرسشنامه داراي ضريب معناداري بوده است. در مرحله پايايي اعتباريابي آزمون ، پس از حذف سؤالات شماره هاي 1 ، 3 ، 13 ، 59 ، 65 ، 88 ، 21 ، 54 و 58 كه از مراحل قبلي حذف شده است،‌ جهت بررسي روايي سازه از تحليل مؤلفه‌هاي اصلي و چرخش واريماكس استفاده شد كه به دليل همبستگي دروني ضعيف عبارتها و عدم همگرايي بين آنها جهت قرارگرفتن در عوامل مختلف، حتي پس از چرخش، برنامه SPSS از بارگذاري عبارتها تحت عوامل مختلف ناكام ماند كه دلايل روشن شناختي مختلفي براي آن مي باشدو در بررسي فرضيه ها مشخص شد كه بين هوش هيجاني دختران و پسران و رشته تحصيلي تفاوتي وجود ندارد.
بحث و نتيجه گيري
در مقايسه نتايج تحليل اين پژوهش با مطالعات قبلي در حاليكه پژوهشگران قبلي در جوامع متفاوت عباراتي را در قالب 15 عامل هوش هيجاني معرفي كرده اند، در پژوهش حاضر، برخي عبارتها از بعضي عوامل حذف شده است و در بقيه موارد بين نتايج اين پژوهش با مطالعات منصوري (1380) ، دهشيري (1381) و سموعي (1382) تشابه وجود دارد.
سوابق مطالعات
عوامل پرسشنامه سموعي (1382) نوشيرواني (1386) سؤالات حذف شده
حل مسأله 76 و1و46و31 و16و1 76 و1و46و31 و16 1
شادماني 77و12و47و32و17و2 77و12و47و32و17و2 ــــــ
استقلال 78و63و48و33و18و3 78و63و48و33و18 3
تحمل فشار رواني 79و64و49و34و19و4 79و64و49و34و19و4 ــــــ
خودشكوفايي 80و65و50و35و20و5 80 و50 و35و20و5 65
خودآگاهي هيجاني 81و66و51و36و21و6 81 و66و51و36و21و6 21
واقع گرايي 82و67و52و37و22و7 82 و67و52و37و22و7 ــــــ
روابط بين فردي 83 و68و53و38و23و8 83 و68و53و38و23و8 ــــــ
خوش بيني 84و69و54و39و24و9 84 و69و54و39و24و9 54
عزت نفس 85و70و55و40و25و10 85 و70و55و40و25و10 ــــــ
كنترل تكانش 86و71و56و41و26و11 86 و71و56و41و26و11 ــــــ
انعطاف پذيري 87و72و57و42و27و12 87 و72و57و42و27و12 ــــــ
مسئوليت پذيري‌اجتماعي 88و73و58و43و28و13 88 و73و58و43و28و13 58 و 88
همدلي 89و74و59و44و29و14 89 و74و59و44و29و14 ــــــ
خودابرازي 90و75 60و45و30و15 90و75 60و45و30و15 ــــــ
پيشنهادات
پيشنهاد به والدين
1- توجه و شناخت احساسات فرزندان.
2- آموزش روش صحيح ابزار هيجانات و احساسات به فرزندان.
3- پرورش و افزايش هوش هيجاني فرزندان از زمان طفوليت.
پيشنهاد به دانش آموزان
1- ياد گيري مهارتهاي اجتماعي و ابراز احساس همدلي با ديگران.
2- مراجعه به مشاور در صورت نياز داشتن به بيان هيجانات و احساسات خود و همچنين افزايش سازگاري و حل مسائل و مشكلات.
3- كامل و صحيح پاسخ دادن به پرسشنامه و همكاري با پژوهشگر.
پيشنهاد به معلمين
1- توجه به هيجانات دانش آموزان و كمك كردن به آنها در شناخت عواطف و احساساتشان.
2- كمك به دانش آموزاني كه در سطح پايين تري از هوش هيجاني قرار دارند زيرا كه اين هوش در پيشرفت تحصيلي آنها تأثير زياد مي گذارد.
3- آموزش و پرورش و افزايش هوش هيجاني در دانش آموزان.
پيشنهاد به مسئولين آموزش و پرورش
1- تفهيم ماهيت و مفهوم هوش هيجاني و تفكيك آن از مفهوم هوش بهر در معلمان و دانش آموزان توسط متخصصان و كارشناسان وزارت آموزش و پرورش. از اين جهت كه بسياري افراد بين اين دو گزينه تفاوتي قايل نيستند و آن دو را مترادف مي شمارند.
2- برگزاري دروه هاي مختلف آموزش ضمن خدمت و كارگاههاي آموزشي، براي كليه معلمان مدارس ابتدايي، راهنمايي و متوسطه در زمينه مهارتهاي زندگي و از جمله هوش هيجاني.
3- تهيه منابعي بصورت مكتوب، همراه با دستورالعملهاي قابل اجرا و كاربردي در زمينه آموزش مولفه هاي مربوط به هوش هيجاني با بهره گيري از تجربه هاي كارشناسان آموزش و پرورش و دانشگاهها.
4- همكاري صميمانه با دانشجويان براي انجام تحقيق.
5- استفاده از تحقيقات انجام شده ي دانشجويان براي بهبود وضعيت آموزش و پرورش شهر يزد.
پيشنهادات براي تحقيقات آينده
1- با توجه به عدم وجود آزمون هاي هوش هيجاني نرم شده، براي ايران و استفاده گسترده از آزمونهاي نرم نشده در سطح كشور نرم يابي آزمونها در استانهاي مختلف ضروري است.
2- بهتر است آزمون هوش هيجاني بار- اُن در سطح كشور مورد نرم يابي قرار گيرد و يك نرم كشوري براي آن تهيه گردد.
3- بهتر است در مطالعات بعدي اعتبار و روايي اين آزمون با اجراي آن بر روي گروههاي نمونه‌اي از افراد شاغل بالاتر از ليسانس ( اساتيد، مديران كارخانجات، پزشكان) بررسي شود.
4- پژوهش و بررسي در زمينه روشهاي افزايش هوش هيجاني معلمان انجام گيرد.
5- تحقيقات آزمايشي تأثير آموزش هوش هيجاني در معلمان و افزايش آن در دانش آموزان مورد بررسي قرار گيرد.
6- در تحقيقات آينده رابطه طبقات اجتماعي- اقتصادي، شغل و تحصيلات والدين و تأثير آن بر هوش هيجاني فرزندان بررسي شود.
محدوديتهاي تحت كنترل پژوهشگر
1- توزيع متفاوت دانش آموزان در رشته هاي مختلف و جنسيت متفاوت مي توانست بر نتايج تحقيق تأثير بگذارد لذا تعدا د نمونه با همان نسبت متفاوت انتخاب گرديد
2- گروه هدف پرسشنامه هوش هيجاني، افراد از سن 18 سال تا سنين بالاتر، مشروط بر اين كه از حد متعارفي از تحصيلات حداقل ديپلم برخوردار باشند بود. بنابراين دورة پيش دانشگاهي انتخاب گرديد.
3- براي اينكه شرايط براي همه يكسان باشد، سعي تمام شده كه توضيحات براي تمام آموزشگاهها يكسان ارائه شود.
محدوديتهاي خارج از كنترل پژوهشگر
1- با تمام تلاشي كه به منظور انتخاب تصادفي نمونه صورت گرفت عدم همكاري برخي از دبيرستانها اشكالاتي را بوجود آورد.
2- به علت زياد بودن تعداد سوالات پرسشنامه هوش هيجاني بار- اُن و محدوديت زماني دانش آموزان امكان كاهش دقت پاسخگويي به سئوالات وجود داشت.
3- اين پژوهش، فقط در مورد دانش آموزان پيش دانشگاهي انجام شده است و تعميم آن به جامعه هاي ديگر بايد با احتياط باشد..
4- نمره گذاري اين پرسشنامه، با توجه به حجم بالاي نمونه و تعداد زياد سوالات به دقت زيادي احتياج داشت. كه تماماً توسط پژوهشگر انجام شده است و كار بسيار سخت و وقت گيري بود.
5- تفاوت در طبقه اجتماعي- اقتصادي، وضعيت خانوادگي و محيط آن نحوه تربيت، شغل و تحصيلات والدين كه در ميزان هوش هيجاني آزمودني تأثير داشته، ازكنترل پژوهشگر خارج بوده است.

مطالب مرتبط