تاملی در وحدت اندیشه لنین

محسن محمدی

کتاب «تاملی در وحدت اندیشه لنین» توسط جورج لوکاچ به رشته تحریر درآمده، نیکولاس جاکوبز آن را از آلمانی به انگلیسی ترجمه کرده و نهایتا آقایان حسن شمس آوری و علیرضا امیرقاسمی توسط نشر و پژوهش دادار آن را به زبان فارسی ترجمه کرده اند. البته باید توجه داشت که نظریات لوکاچ در ایران تقریبا شناخته شده است خصوصا بخش های اصلی نظریات سیاسی او پس از ترجمه کتاب بسیار مهم «تاریخ و آگاهی طبقاتی» توسط م.ج.پوینده به مجموعه ترجمه های فارسی پیوست ولی با تمام اینها هنوز آثاری از لوکاچ وجود دارند که هنوز به فارسی ترجمه نشده اند. هنگامی که با این کتاب روبه رو می شویم اولین سئوالی که پیش می آید عبارت از علت پرداختن به «لنین» است. در زمینه این سئوال باید پاسخ داد که در ابتدا از لحاظ تاریخی تصویر قرن بیستم بدون درک واقعی عمل و اندیشه لنین ناقص است و در زمینه اندیشه نیز هنوز بسیاری از آرای ایشان مورد معارضه جدی قرار نگرفته است مانند تئوری امپریالیسم، رشد سرمایه داری در روسیه و همچنین «دولت و انقلاب» لوکاچ نیز که جزء کتاب های بسیار مهم در تفسیر و تشریح نظریات مارکس است اما این کتاب تلاشی است در زمینه مخالفت با گرایش هایی که تصورات در مورد لنین را صرفا به مسائل سیاسی محدود می کنند و با به وجود آوردن روابط علت و معلولی و مستقیم بین او و استالین، وی را لگدمال می کند، با توجه به اینکه انقلاب اکتبر در سراسر قرن بیستم تاثیرگذار بوده و غفلت از آن سبب درک ناقص موقعیت تاریخی می شود.

«جورج لوکاچ» را می توان به همراه «کارل کرش» و خصوصا «آنتونیو گرامشی» از مبدعان اصلی جریان چپ جدید به شمار آورد چرا که به عنوان مثال به صراحت می گوید که ارتدوکس بودن صرفا در قلمرو روش – روش دیالکتیکی – معنا و مفهوم خود را پیدا می کند و به گفته بسیاری از اندیشمندان مطرح دنیا همین یک نکته برای متحول و منقلب کردن اندیشه چپ و ظهور چپ های جدید کافی بوده است.

علت نوشته شدن این کتاب معارضه با انتقاداتی بود که کمونیست ها به کتاب «تاریخ و آگاهی طبقاتی» او وارد آورده بودند اما لوکاچ این رساله را سندی به حساب می آورد که دیدگاه بعضی از مارکسیست ها را در مورد شخصیت و رسالت لنین و نقش او در رخدادهای جهانی مشخص می کند و البته خود لوکاچ نیز در این دوره سخت تحت تاثیر لنین بوده است و تلاش می کند بعضی از حقایق معنوی را در زمینه درک لنین به عنوان حکیمی پراگماتیست و فعال به اثبات برساند که شامل درکی ماهرانه از رئال پولتیک و نه تجربی بوده نه جزمی بلکه نقطه فراز دیدگاه تئوریک او به حساب می آید. زندگی لوکاچ سرشار از اقدام مستمر و مبارزه مداوم در جهانی است که همواره راه حلی برای او و دشمنانش پیدا می شود، او همیشه برای اقدام درست آماده بود و از لنین آموخته بود که خودآموزی بی وقفه و برخورد صریح و صادق با درس های تجربه داشته باشد. لوکاچ در این کتاب به مسائلی می پردازد که از لحاظ روش شناسی بسیار معتبرند مانند انتقاد از رفتار لنین که در اصل نقد ضمنی و دقیق استالین است، البته کتاب حاضر ادعای بررسی همه جانبه تئوری و عمل لنین را ندارد و فقط کوششی است در مورد پیدا کردن روابط میان آن دو. لوکاچ نیز از مشکلات نوشتن در مورد مسائل منفرد پیش از آنکه تمامیت آن روشن شود آگاهی دارد و در نتیجه تلاشی برای انعکاس مسائلی که چه در تمامیت شان و چه در نظم دقیق وقوع شان در زندگی لنین وجود دارد به عمل نمی آورد و برای مشخص کردن روابط درونی آنها به گزینش، تسلسل و گسترش مسائلی که هرچند به صورت کلی هستند دست می زند.