مشروطه مشروعه و هواداران آن

علی حجوانی

بحث، درباره مشروطه است. جنبشی که علما، بازاریان و روحانیون از یک سو و روشنفکران چپ و راست از سوی دیگر، بر آن تاثیر گذاشته اند؛ میراث مشترک سال های بیداری ایرانیان. سخنرانان همایش پژوهشی جریان های فکری مشروطیت، اغلب نوادگان فکری علما و روحانیون بودند. آنها از شیخ فضل الله نوری، آخوند خراسانی، میرزای شیرازی و علمای دیگر بارها به نیکی یاد کردند و تاثیر آنها را بر مشروطه یادآور شدند. اغلب نهادهای تاریخی و موسسات اسنادی دولتی کشور، در برپایی این همایش مشارکت کرده بودند و ۱۴ جمادی الثانی این امکان را به آنان داده بود تا پیش از «دیگران» همایش مشروطه برگزار کنند. کتابخانه ملی و موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی میزبانان اصلی همایش بودند و در راهروهای کتابخانه، نمایشگاهی از اسناد و آثار مشروطه برگزار کرده بودند. بعد از هر سخنرانی عده ای کف می زدند و عده ای دیگر صلوات می فرستادند. پیش از سخنان هاشمی رفسنجانی، اشعری رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به میهمانان خوشامد گفت و حاضران را به درس گرفتن از اتفاقات مشروطه دعوت کرد: «مشروطیت با سوار شدن بر موج عدالتخواهی مردم شکل گرفت و به رغم پشتیبانی علما و روحانیون به بیراهه رفت و از آن تنها تجربه ای برای حرکت های بعدی باقی ماند.» تلفن های همراه، اجازه ورود نداشتند و فضای خوبی برای شنیدن سخنان هاشمی رفسنجانی به وجود آمده بود. او در طول سخنانش به مقایسه زمینه ها و اقدامات مشابهی پرداخت که در انقلاب اسلامی و جنبش مشروطیت، وجود داشت: «زمینه ها و اقدامات مشروطه بسیار شبیه به انقلاب اسلامی است هر چند تفاوت های این دو حرکت، پس از پیروزی آشکار می شود. هر دو حرکت، در فضای استبداد و وابستگی به خارج روی داد و در هر دو، مسائل دینی از سوی حکومت مورد غفلت قرار گرفته بود. در این میان تفاوت اصلی انقلاب اسلامی با جنبش مشروطیت، یکپارچگی مردم بود. اکثر افراد تاثیرگذار در مشروطه، نخبگان بودند و از توده مردم خبری نبود.» او سپس به سه جریان فکری مشروطه و انقلاب اسلامی اشاره و بر نقش علما و روحانیون تاکید کرد: «جریان اول، روشنفکرانی بودند که در ارتباط با فرهنگ غرب و دستاوردهای آنها مشروطه خواه بودند. دسته دوم جریان چپ گرایان بودند و جریانی که از هر دو اساسی تر بود، علما و روحانیون بودند. این اتفاق در انقلاب اسلامی هم روی داد اما علما و روحانیون، بیش از چپی ها و روشنفکران متمایل به غرب، بدنه اصلی جامعه را به میدان آوردند. در این دوره، مردم حرف نهایی را می زدند.» هاشمی به امتیازات انقلاب اسلامی بر مشروطه تاکید کرد و گفت: «مشروطه اتفاق مهمی است. در مشروطه، یک رژیم استبدادی ۲۵۰۰ ساله ظرف مدت کوتاهی در برابر خواست علما، روشنفکران و عدالتخواهان تسلیم می شود. هر چند انقلاب ایران از حضور مردم و تدبیر رهبری چون حضرت امام خمینی(ره) سود می برد. دو امتیازی که مشروطه از آن محروم بود.» او در پایان سخنانش، تفرقه میان مردم و علما را عامل اصلی شکست مشروطیت دانست و یکپارچگی مردم را عامل حفظ انقلاب اسلامی عنوان کرد.

• جمهوری خواهی و استبداد

محمد رجبی دیگر سخنران این همایش بود و تلاش کرد از نقش جمهوری خواهان در کنار مشروطه خواهان و استبدادطلبان سخن بگوید: «گاهی در بحث ها، صورت مسئله یا تصور ارائه شده، در پرده ابهام و نقص قرار می گیرد و تصدیقاتی که پس از آن به وجود می آید خدشه دار می شود. اغلب مشاجرات لفظی و قلمی هم به دلیل همین ابهام است. گفته ها و نوشته ها درباره مشروطیت، نشان می دهد که استبداد به عنوان وضعیت حاکم، تنها یک معارض داشت و آن هم مشروطه خواهی بود و بس. این در حالی است که بنابر شواهد تاریخی بسیاری، اندیشه جمهوری خواهی پیش از مشروطه وجود داشته اما از دید تحلیلگران غافل مانده است.» رجبی سخنانش را با تحلیل اندیشه های موجود مشروطیت ادامه داد: «یک وجه قیام مردم در دوره قاجار جنبه عدالتخواهی داشت و تحت تاثیر علما بود. وجه دیگر آن تحت تاثیر اتفاقات جهان به خصوص دو انقلاب فرانسه و روسیه بود. جنبش های جمهوری خواه، پس از پیروزی مشروطه در گوشه و کنار ایران به وجود آمدند. مثلا شیخ محمد خیابانی به دنبال تشکیل حکومت فعله و کارگران بود که شباهت زیادی به جمهوری خواهان سوسیال دموکرات انقلاب روسیه داشت. میرزا کوچک خان هم جمهوری تاسیس کرد. از همه اینها مهمتر عده ای خواهان «جمهوری اسلامی» بودند و در خواسته های مکتوب خود بر آن تاکید می ورزیدند.» پایان سخنان رجبی، خواندن متن سندهایی از دوران مشروطیت بود که این گفته ها را تایید می کرد.

• طراز اول

سخنرانی علی اکبر ولایتی نیز در تایید تفکرات مشروطه مشروعه بود: «طراز اول، به اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطیت اشاره دارد. طبق این اصل لازم بود پنج نفر از علمای طراز اول انتخاب شوند و مصوبات مجلس را با موازین شرعی تطبیق دهند. این اصل، نماد تلاش روحانیت برای مشروعه کردن مشروطه بود.» ولایتی پس از این مقدمه، به تشریح روابط میان علما و حکومت های مختلف پرداخت: «جمهور روحانیت در صفویه، از تاسیس سلسله ای با رسمیت شیعه امامیه حمایت کردند و پس از آن نیز در مقاطعی که تمامیت ارضی ایران دچار مخاطره می شد در صحنه های دفاع حضور داشتند. علما در بسیاری از اوقات در صحنه بودند و اهداف مذهبی و ملی خود را دنبال می کردند. حمایت از عباس میرزا در جنگ با روسیه، حمایت از تاسیس عدالتخانه و نمونه های دیگر نشان می دهد همان طور که علما با قراردادهای ننگین مخالف بودند با اقداماتی که در جهت احیای اسلام و حفظ تمامیت ارضی ایران بود موافق بودند و در آن شرکت می کردند. بخش پایانی سخنان ولایتی، انتقاد از عملکرد برخی روشنفکران بود. بحث ها همچنان ادامه داشت. سخنرانان از منظرهای گوناگون، جریان های فکری جنبش مشروطه را بررسی می کردند و علل آسیب ها را مورد توجه قرار می دادند. هر چند تمام اینها، تنها نیمه اول بازی بود. چرا که مشروطه سالروز دیگری نیز دارد که در تقویم شمسی آمده است.

 

مطالب مرتبط