نگاهی به نظام آموزش فلسفه در بریتانیا

دکتر حسین شیخ رضایی

گام دیگری که برای به حداقل رساندن یادداشت برداری دانشجو و سوق دادن او به مشارکت فعال تر در کلاس برداشته می شود استفاده از دستگاه هایی مانند کامپیوتر یا اورهد است که امکان نمایش صفحات را روی پرده و یا دیوار فراهم می کنند. استاد معمولا نکات اصلی بحث، سرفصل ها و یا نقل قول ها را به روی پرده می اندازد تا دانشجویان بخوانند و احتیاجی به یادداشت برداری پیدا نکنند و سرانجام آنکه با پیشرفت تکنولوژی ارتباطات شبکه ای بسیاری از دانشگاه ها فضاهای مجازی را به اساتید هر درس اختصاص می دهند و آنها جزوات درسی، فهرست های مطالعاتی و نکات خود را به صورت آن لاین روی آن قرار می دهند. دانشجویان هر درس نیز با وارد کردن کلمات عبور مربوطه به این محتوا دسترسی پیدا می کنند و عملا تمام جزوات و نکات استاد را به صورت آن لاین خواهند داشت و این نیاز به نوشتن در کلاس که مشکلی دیرینه برای آموزش و پرورش است را تا حد زیادی منتفی می کند.

اما مهم ترین بخش آموزش به خصوص آموزش فلسفه مشارکت دانشجویان در مباحث است. دانشجو باید طی دوران تحصیلی کارشناسی دوره طولانی کارآموزی خود را طی کند و طی آن بیاموزد که چگونه به سخن فرد دیگری گوش کند، چگونه استدلال او را تحلیل کند، چگونه در حجم و وقت معین استدلال خود را ارائه دهد و چگونه از نظر خود دفاع کند. در اغلب دانشگاه های بریتانیا برای رفع این منظور هر واحد درسی شامل دو بخش است. بخش اول همان کلاس متداول است که استاد در آن مباحث را توضیح می دهد و اگر دانشجو سئوال داشته باشد، می پرسد. در این کلاس ها عموما به دلیل فشرده بودن مباحث و حجم بالای اطلاعاتی که در یک جلسه منتقل می شود کمتر فرصت ابراز عقیده به دانشجویان می رسد. در بخش دوم کلاس ها اما دانشجویان متکلمان اصلی هستند.

معادل با زمان هر کلاس (مثلا یک ساعت در هفته) دانشجویان در کلاس دیگری که عنوان «بحث» (Tutorial) را می توان بر آن گذاشت شرکت می کنند. در اینجا استاد یا دانشجوی دکترایی که جلسه را می گرداند صرفا موضوعی از مباحث درس را طرح کرده و هدایت بحث دانشجویان را بر عهده می گیرد. هدف او آموزش مستقیم نیست. بلکه هدف تقویت نحوه استدلال دانشجویان است. در بسیاری موارد پیش از جلسات بخش هایی از متون دست اول فلسفی برای مطالعه معرفی و توزیع می شود و سپس در جلسات بحث، گفت وگو حول آن متون پیش می رود. در مواردی دیگر مقالات کوتاهی که دانشجویان نگاشته اند محل و محور بحث قرار می گیرد.

جلسات بحث هر کلاس معمولا بیش از پانزده دانشجو ندارد، چرا که با اضافه شدن افراد فرصت صحبت کردن آنها کم می شود. حال آنکه ممکن است در جلسات اصلی درس عده ای بالغ بر صد نفر نیز در کلاس استاد حاضر شوند. جلسات بحث فرصت مغتنمی نیز برای دانشجویان دکترا است تا بتوانند با نحوه تدریس، هدایت بحث و هدایت کلاس آشنا شوند. ضمن آنکه از منابع متداول تخصیا کمک هزینه برای آنها نیز محسوب می شود. در بعضی موارد جلسات بحث به کمک تکنولوژی ارتباطات می تواند از راه دور و به کمک کامپیوتر نیز انجام شود. به این صورت که در یک میزگرد مجازی کسی نظرش را گفته و آنگاه در ساعات یا روزهای بعد دیگران در مورد آن اظهارنظر می کنند. اما این شیوه محاسن جلسات حضوری بحث از جمله گوش دادن به استدلال طرف مقابل و ارائه نظر خود در یک چارچوب زمانی خاص را ندارد.

در آزمون هر درس علاوه بر امتحان کتبی نوشتن حداقل یک مقاله ضرورت دارد. در این مقالات که حجم معین و مشخصی دارد دانشجو باید از تکرار بحث های کلاس پرهیز کند و با مطالعه منابع معرفی شده نظر خود را هر چند کوتاه پرورش دهد. هدف اصلی و نمره نهایی برای خلاقیت و تفکر است. تکرار گفته دیگران هر اندازه هم که معقول باشد به فیلسوف شدن نمی انجامد ضمن آنکه نوشتن مقاله، شیوه صحیح ارجاع به منابع، نقل قول، ویراستاری و… را نیز آموزش می دهد.

اما مهم تر از همه آن است که استاد باید تمام مقالات را به دقت بخواند، برای تک تک آنها نکات مثبت و منفی را یادداشت کند و آنها را به دانشجو بازگرداند. هر مقاله کمکی است برای نوشتن مقالات بعد. اگر بنا باشد که استاد همه را جمع کند و به سطل زباله اتاقش تحویل دهد جز اتلاف کاغذ و وقت حاصل دیگری به دست نیامده است. مقالات درسی دو شکل دارند. برخی در نمره پایانی سهم دارند و برخی صرفا نوشته می شوند تا استاد آنها را تصحیح کند و با یادداشت های خود به مقاله نویسی دانشجو کمک کند. این گونه مقالات گرچه در نمره اثری ندارند ولی از لحاظ مقررات آموزشی نوشتن آنها برای دانشجو الزامی است.

یکی از جالب ترین وجوه آموزش فلسفه در بریتانیا برای نگارنده آشنایی او با رشته های تلفیقی در سطح کارشناسی بود. اصولا نظام های آموزشی در کشورهای پیشرفته قید و بندها و مرزبندی های سخت دیار ما را ندارند و تلفیق رشته ها و مطالعات میان رشته ای در آنها بسیار راحت تر است. در مورد فلسفه به عنوان دانشی پایه تلفیق این رشته با گستره وسیعی از سایر رشته ها وجود دارد. برای مثال دانشگاه دورهام رشته های تلفیقی زیر را ارائه می کند: فلسفه و سیاست/ فلسفه و روانشناسی/ فلسفه و الهیات/ ادبیات انگلیسی و فلسفه/ فلسفه، سیاست و اقتصاد/ فلسفه و انسان شناسی/ فلسفه و باستان شناسی/ فلسفه و زیست شناسی/ فلسفه و شیمی/ فلسفه و علوم کامپیوتر/ فلسفه و علوم زمین/ فلسفه و اقتصاد/ فلسفه و جغرافی/ فلسفه و ریاضی.

به عنوان نمونه دانشجویی که فلسفه و شیمی را برمی گزیند واحدهای درسی اش را میان این دو رشته تقسیم می کند. او دروس مقدماتی و پایه از هر رشته ای را می خواند و سپس آن واحدهایی را انتخاب می کند که در حوزه تداخل این دو رشته قرار دارند مانند فلسفه علم. برای فارغ التحصیل کارشناسی در چنین رشته ای امکان تحصیل در دو رشته فلسفی و شیمی در سطح کارشناسی ارشد و دکترا وجود دارد.

بسیاری از مطالعات میان رشته ای و فلسفه علوم خاص (مانند فلسفه شیمی) از چنین برنامه هایی تغذیه می کنند. سرانجام آنکه در این جا نیز آزادی و گشودگی در سئوالات پایان سال به چشم می خورد. عموما در پایان سال تعداد پنج تا ده سئوال به دانشجو داده می شود و او می تواند دو یا سه سئوال را از بخش هایی که بهتر فهمیده و در موردشان تحقیق کرده انتخاب کند و پاسخ دهد. سئوال ها غالبا باز هستند و کمتر بر حافظه و محفوظات متکی اند. پاسخ به هر سئوال در حکم نگارش مقاله ای کوتاه است و امتیاز اصلی به استدلال منطقی و نحوه دفاع از یک موضع است و نه موضع خاصی که دانشجو اتخاذ می کند. به عنوان نمونه در درس اخلاق کاربردی چنین سئوالاتی پرسیده می شوند: آیا وظایف ما در قبال غیرانسان ها (حیوانات) صرفا وظایف غیرمستقیم ما در قبال سایر انسان ها است؟ دکتری به مریض خود دارویی می دهد تا درد او را تسکین دهد، اما پیش بینی می کند که دارو او را خواهد کشت. آیا دکتر برای مرگ بیمار از لحاظ اخلاقی مسئول خواهد بود؟

و یا در درس تاریخ علم که کمتر جنبه تحلیلی دارد چنین سئوالاتی مطرح می شود: چرا عناصر اربعه ارسطویی و یا تقسیمات زیست شناختی او تا پایان قرن ۱۷ میلادی متداول باقی ماند؟ و در درس نظریه ادبیات و جامعه: در مورد گفته سارتر که «کار خواننده معنادار کردن متن است» نظر خود را بیان کنید. توضیح دهید که چرا طبق نظریه فروید ما نمی توانیم به حقیقت عینی دست پیدا کنیم.

• دوران دانشگاه- تحصیلات تکمیلی

دوره کارشناسی ارشد فلسفه در بریتانیا، همچون اغلب رشته ها، اگر به صورت تمام وقت گذرانده شود یک سال و اگر به صورت پاره وقت گذرانده شود دو سال به درازا می انجامد. اصولا برای پذیرفته شدن در این دوره و یا سایر دوره های تحصیلات تکمیلی مانند دیپلم فلسفه، دوره Mphil یا دوره دکترا لزومی به داشتن مدرک کارشناسی در فلسفه نیست. هر داوطلبی با داشتن معدلی خوب در دوران تحصیلی گذشته و با ارائه یک کار مکتوب در یکی از زمینه های فلسفه (عموما در حدود ۵۰۰۰ کلمه) می تواند در این دوره پذیرفته شود. به صورت کلی هدف از طی کردن دوره کارشناسی ارشد را می توان در سه مورد بیان کرد: دسته اول داوطلبانی هستند که تصمیم به ادامه تحصیل در سطح دکترا دارند. اینان با شرکت در دوره کارشناسی ارشد کارهای مقدماتی دوره دکترای خود را انجام می دهند (البته شروع مستقیم دوره دکترا پس از اخذ مدرک کارشناسی در بریتانیا ممکن است و بسیاری با احراز شرایط آن از شرکت در دوره کارشناسی ارشد صرف نظر می کنند). دسته دیگر کسانی هستند که هنوز تصمیم به گرفتن دکترا در فلسفه ندارند چرا که اصولا نمی دانند کار دانشگاهی در این رشته در سطوح بالاتر چگونه است. اینان در این دوره با مقدمات کار تخصصی فلسفه آشنا می شوند. و سرانجام گروه سوم کسانی هستند که اصولا ادامه تحصیل را مد نظر ندارند بلکه ترجیح می دهند پیش از پرداختن به کاری دیگر یک سال دیگر را نیز به تحصیل فلسفه بپردازند. کارشناسی ارشد فلسفه همچون اغلب دیگر رشته ها می تواند به دو صورت تدریس و تحقیق انجام شود. در شق تدریس دانشجو موظف به گذراندن واحدها و کلاس هایی است. ضمن آنکه در نهایت باید پایان نامه کوچکی را هم بنگارد. در شق تحقیق تمام تاکید بر نگارش یک پایان نامه مفصل تر است و دانشجو لزومی به شرکت در کلاس ندارد. برای آشنایی بیشتر اجازه دهید که برنامه نوعی کارشناسی ارشد پیوسته در شق تدریس را مرور کنیم. در این جا کلاس ها به صورت سمینار برگزار می شود و عموما دو نوع سمینار وجود دارد. در نوع اول اداره کننده جلسه یکی از اعضای هیات علمی است. او در جلسات اولیه اصول کلی روش تحقیق و این که کدام روش فلسفی مناسب برای پاسخ دادن به کدام سئوال های فلسفی است را توضیح می دهد. آن گاه در جلسات بعدی سایر اعضای هیات علمی شرکت می کنند و در باب یک موضوع کلی و یا یک کتاب یا مقاله خاص سمیناری را ارائه می دهند. ادامه این سمینارها صرف ارائه مباحثی توسط دانشجویان و بحث جمعی می شود. معمولا در ترم اول مقالات معتبر فلسفی با انتخاب خود دانشجویان توسط آنها ارائه می شود. حال آنکه در ترم دوم و سوم مقالات خود دانشجویان ارائه و مورد بحث واقع می شود. انتخاب مقالات کلا با نظر دانشجویان و مشاوره با اداره کننده جلسات است. مقالات از پیش به دانشجویان داده می شود و آنها پیش از جلسه آن را می خوانند. نوع دوم سمینارها، سمینار بدون حضور اعضای هیات علمی است. در این جا دانشجویان خود به صورتی غیررسمی ایده ها و مباحث خود را مطرح و در باب آن بحث جمعی می کنند. ارزیابی این سمینارها به صورت نگارش یک مقاله در باب روش های فلسفی و یک طرح پیشنهادی برای ادامه تحقیق دانشجو صورت می گیرد. سوای این سمینارها، مابقی کار تدریس در دوره کارشناسی ارشد به صورت جلسات نفر به نفر دانشجو با استاد مربوطه اش انجام می گیرد. دانشجو به صورت معمول موظف به نوشتن ۳ مقاله (هر کدام تقریبا ۵۰۰۰ کلمه) در موضوعات مختلف فلسفه مانند زیر است: فلسفه ذهن/ زبان و منطق/ فلسفه علم/ اخلاق/ زیبایی شناسی/ فلسفه سیاسی/ متافیزیک و… نهایتا هر دانشجو موظف به نوشتن پایان نامه ای (در حدود ۱۲ تا ۱۵ هزار کلمه) نیز هست. همان گونه که مشاهده می شود دوره کارشناسی ارشد در بریتانیا به علت زمان یک ساله و گستردگی محتوای آن از دوره های فشرده است. در حالتی که دانشجویی کارشناسی ارشد با شق تحقیق را انتخاب کند، از ابتدا شروع به تحقیق و نگارش پایان نامه خود زیر نظر استادش که در زمینه بحث متخصص است می کند. در این جا روال کار شبیه دوره دکترا است که در ادامه به آن اشاره می کنیم. دوره دیگری که پس از کارشناسی ارشد در بریتانیا وجود دارد Mphil است. این دوره حدواسط میان کارشناسی ارشد و دکترا است و بسته به دانشگاه از یک تا دوسال به طول می انجامد اما گذراندن آن برای تمام داوطلبان دوره دکترا ضروری نیست. داوطلب می تواند پس از دوره کارشناسی ارشد مستقیما دکترای خود را آغاز کند. اما در صورتی که دانشگاهی پذیرش Mphil به فرد بدهد، به آن معنا است که او طی یک یا دو سال باید آمادگی و توانایی خود را برای ادامه تحصیل در سطح دکترا نشان دهد. در صورت وجود این شایستگی پس از Mphil دانشجو وارد دوره دکترا شده و عموما با تکمیل کارهای دوره Mphil خود پایان نامه دکترا را در همان موضوع می نویسد. در صورت عدم شایستگی او با مدرک Mphil فارغ التحصیل شده و می تواند دکترا را در جایی دیگر ادامه دهد. روش کار و ماهیت دوره Mphil تفاوت ماهوی با دوره کارشناسی ارشد ندارد و ما از تکرار آن در این جا پرهیز می کنیم. سرانجام آخرین مرحله از آموزش دوره دکترا است که در بریتانیا و به خصوص در رشته فلسفه عموما به صورت تحقیق برگزار می شود. این دوره به صورت تمام وقت رسما سه سال و به صورت پاره وقت شش سال طول می کشد و داوطلب در آن باید از ابتدا تحقیق بر موضوع پیشنهادی خود را شروع کرده با استاد راهنمای خود یک متخصص که در آن حوزه است جلسات منظم بحث و گفت وگو داشته باشد. (گاه ممکن است که دانشجو به شرکت در کلاسی ترغیب شود اما این امر از لحاظ قانونی ضروری نیست.) در این جلسات منظم دانشجو حاصل کار و مطالعه خود را به شکل مکتوب به استاد می دهد و استاد هم نظراتش را درباره کار دانشجو بیان می کند. ضمن آنکه معمولا پیشنهادهایی برای مطالعه منابع خاص و معین کردن خط سیر مطالعه از جانب استاد مطرح می شود. یک استاد راهنمای دوره دکترا باید وقت کافی به هر دانشجو اختصاص دهد و چه بسا خود نیز هم پای او به مطالعه بعضی متون بپردازد. اساتید گرچه ساعات کمی را به تدریس در کلاس ها می گذرانند اما اکثر وقت خود را صرف مباحثه با دانشجویان تحصیلات تکمیلی مطالعه مستمر کار آنها و پیگیری تحقیقات شخصی شان می کنند. اصولا دوره دکترا در بریتانیا تحقیق محور و دانشجومحور است. به این معنا که هدف اصلی آن دادن توانایی به فرد در هدایت تحقیق مستقل و آکادمیک است. محصول کار این دوره حتما باید حرفی نو در زمینه مورد بحث باشد و دانشجو باید نشان دهد که از نقطه نظری متفاوت به موضوع خود نگریسته است و کارهای پیشین را نقادانه تحلیل کرده. طبیعی است که مطالعه تعداد محدودی منبع و ترجمه آنها و یا خلاصه کردن نظرات دیگران در اینجا کارساز نیست. حجم پایان نامه دکترا بسته به دانشگاه مختلف است. اما در رشته فلسفه عموما متوسط هفتاد هزار کلمه متداول است. پس از اتمام پایان نامه جلسه دفاعیه با حضور دانشجو و دو استاد متخصص دیگر (یکی از خارج دانشگاه و یکی از داخل دانشگاه) و در غیاب استاد راهنما برگزار می شود. دانشجو باید در اینجا به سئوالات اساتید از پایان نامه اش پاسخ دهد و در صورت لزوم تغییرات مدنظر آنها را پس از جلسه در متن خود اعمال کند. گاه این تغییرات گسترده بوده و از فرد خواسته می شود مثلا شش ماه یا یک سال دیگر را به تکمیل فصولی از کار خود اختصاص دهد.

• چند نکته برای تامل

اکنون اجازه دهید پس از ترسیم این تصویر عمومی به نکات خاص تری در باب تحصیلات تکمیلی فلسفه در بریتانیا اشاره کنیم. اولین نکته سن فارغ التحصیلی است. با احتساب سه سال برای کارشناسی، یک سال برای کارشناسی ارشد و سه سال برای دکترا می توان دید که یک دانشجوی بریتانیایی در سن ۲۵سالگی دکترای خود را گرفته و می تواند تحقیق و تدریس را شروع کند. این رقم بسیار پایین تر از متوسط سن فارغ التحصیلی دکترا در ایران است و این امکان را می دهد که نظام آکادمیک یک کشور مدت زمان بیشتری از اساتید خود استفاده کند.

نکته دیگر مربوط به فعالیت های دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. علاوه بر تحقیق رکن اساسی زندگی آکادمیک شرکت در سمینارها و گروه های مطالعاتی در دانشکده ها است. عموما هر هفته دو سمینار تشکیل می شود یکی توسط اعضای هیات علمی (چه از داخل و چه از خارج دانشکده) که در آن یک استاد مقاله ای را ارائه می دهد و سپس حضار به بحث جمعی می پردازند. سمینار دیگر توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی ارائه می شود و هر هفته یک نفر از آنها مقاله ای را در مورد تحقیق در حال انجامش ارائه می دهد. علاوه بر این دو، سمینارهای دیگری نیز تشکیل می شوند. گاه انجمن ها و گروه های بزرگتری (مانند انجمن سلطنتی فلسفه در بریتانیا) به برگزاری سمینار در دانشکده ها می پردازند و گاه انجمن های فلسفه که توسط دانشجویان و به عنوان مراکزی برای تجمع دوستداران فلسفه و خارج از چارچوب آکادمیک تشکیل شده اند با دعوت از اساتید سمینارهایی تشکیل می دهند و همه اینها از سمینارها در سایر شهرها و کشورها جدا است. هر دانشجو ترغیب می شود که در سمینارهای علمی در سایر نقاط شرکت کرده و در صورت توانایی مقاله ای ارائه کند. معمولا دانشکده ها بخش عمده ای از هزینه های این گونه سفرها را (حداقل برای یک بار در سال) به اعضای هیات علمی و دانشجویان خود می پردازند. جلسات دیگری که بخشی از زندگی آکادمیک را تشکیل می دهند گروه های مطالعاتی است. عموما چند دانشجوی علاقه مند به یک موضوع واحد به همراه یکی از اعضای هیات علمی یک گروه مطالعاتی تشکیل داده و هر هفته در باب مقاله و یا کتابی بحث می کنند. کتاب های تازه نشریافته موضوعات مناسبی برای این جلسات هستند. این گروه های مطالعاتی می تواند با حضور خود دانشجویان (حتی با حضور دو نفر) و بدون حضور اعضای هیات علمی نیز تشکیل شود.

نکته دیگر مربوط به امکانات تحقیق است که دانشگاه در اختیار دانشجویان می گذارد. کتابخانه قلب یک دانشگاه است و نظام های نوین کتابداری برای پژوهش حیاتی هستند. کتابخانه های باز که محدودیتی برای وارد شدن و برداشتن کتاب در آنها نیست و عموما تا نیمه های شب بسته نمی شوند، کتابخانه های به روز که هر سال هزاران عنوان کتاب جدید را با مشورت دانشکده ها خریداری می کنند و امکاناتی مانند قرض گرفتن کتاب و مجله از سایر کتابخانه های عظیم (مانند کتابخانه لندن) را دارند نمونه هایی از این دست هستند.

نکته دیگر در باب مجلات است که امروزه به مدد تکنولوژی ارتباطات اکثر آنها به صورت آن لاین در اختیار کتابخانه ها هستند و هر دانشجویی قادر به دسترسی به آنها است. یکی دیگر از ابزارهای حیاتی پژوهش موتورهای جست وجوی تخصصی در هر زمینه آکادمیک است. به عنوان نمونه در رشته فلسفه موتور Philosopher Index یک موتور جست وجوی عظیم اطلاعاتی است که حجم عظیم و روزآمدشده ای از مقالات و کتاب ها را نمایه می کند و به راحتی می توان بر حسب عنوان/ سال نشر/ ناشر/ کلید واژه/ چکیده/ مولف/ محل نشر و… در آن جست وجو کرد. کتابخانه و سایت آن باید چنین امکاناتی را داشته باشند تا یک دانشگاه بتواند از داخل و خارج کشور دانشجوی دکترا جذب کند.

نکته بعدی مربوط به استفاده از ای میل در نظام دانشگاهی است. هر دانشجو دارای یک آدرس شخصی بر روی دامنه دانشگاه است و حجم زیادی از اطلاعات از طریق این ابزار به او می رسد. عموما هر روز چند نامه الکترونیکی از داخل و خارج دانشکده در مورد سمینارهای مختلف در سراسر بریتانیا، کتاب های تازه نشریافته، فرصت های شغلی و… به دست هر کس می رسد. ضمن آنکه بسیاری از سئوال ها و ارتباطات استاد و دانشجو هم بدون نیاز به ملاقات حضوری و مشکل سنتی پیدا کردن استاد از طریق ای میل قابل پیگیری است. استادان مسن و بازنشسته در استفاده از تکنولوژی های جدید به اندازه استادان جوان فعال هستند و به سرعت خود را با تحولات تکنیکی آموزش وفق می دهند. یک مطالعه تطبیقی جالب می تواند بررسی میزان نفوذ و استفاده اساتید علوم انسانی در ایران از توانایی های شبکه ای باشد. اصولا شبکه های کامپیوتری دانشگاه های پیشرفته و حجم عظیم اطلاعاتی که منتقل می کنند چهره نظام آموزشی را متحول کرده است.

• دوران پس از دانشگاه- فوق دکترا

دوره های فوق دکترا را می توان هم بخشی از نظام آموزش و تحقیق دانست و هم بخشی از نظام استخدام فارغ التحصیلان. عموما مراکز تحقیقاتی و دانشگاه هایی که بودجه مالی در اختیار دارند با توجه به نیازهای موجود در زمینه های مختلف پروژه هایی را تعریف می کنند آنگاه برای انجام این پروژه ها به استخدام کسانی که دارای دکترا در آن زمینه هستند، می پردازند. دوره های فوق دکترا می تواند از شش ماه تا چندین سال به طول بکشد. طی این مدت بنابر قرارداد اولیه محقق به کار، تحقیق، نوشتن مقاله و گاهی تدریس برای کارفرما می پردازد و در ازای آن حقوق دریافت می کند. حقوق پرداختی برای این دوره ها عموما هم سطح حقوق مرسوم برای اعضای هیات علمی است.

ویژگی این دوره ها آن است که در آنها مراکز بزرگتری جهت تحقیق را معین می کنند. حال آنکه در دوره های دکترا عموما خود دانشجویان و بر حسب علایق خود به موضوعات می پردازند. (البته گاه این مراکز بزرگ دانشجویان دکترا را نیز جذب کرده و با پرداخت شهریه های آنها از آنان می خواهند در زمینه های خاصی تحقیق کنند.) به عنوان نمونه با گسترده شدن بحث های اخلاقی پیرامون شبیه سازی، دولت، یک موسسه تحقیقاتی و یا یک دانشگاه بودجه ای را برای تحقیق در این باب اختصاص می دهد. آنگاه در قالب این پروژه گروهی از محققین به کار مشغول شده نتیجه کار را به صورت سمینار، کتاب، مقاله، بحث و… ارائه می دهند.

•••

نظام آموزش فلسفه در بریتانیا بی نقص نیست و از مقایسه آن با نظام سایر کشورهایی مانند کانادا و یا آمریکا می توان در آن خلل هایی نیز یافت. اما مطالعه این نظام می تواند به ما کمک کند تا اولا تصویری واقعی از آموزش فلسفه در ذهن داشته باشیم و از فلسفه چیزی ورای تحمل آن انتظار نداشته باشیم. ثانیا در راه رسیدن به این هدف روش های مناسب و روزآمدی اتخاذ کنیم.