روایات متفاوت داروین و انجیل از منشاء گونه‌ها

هادی صمدی

داروین و انجیل روایات متفاوتی را از منشاء گونه ها بیان می دارند. آیا می توان میان این دو سازگاری برقرار کرد؟ هم شکاکان علمی و هم مومنان دینی غالبا در این فرض مشترکند که بایستی یکی از این دو روایت را انتخاب کنیم. فیلسوف تکاملی دانیل دنت می نویسد حداقل از دیدگاه دانشگاهیان، علم پیروز شده و دین شکست خورده است؛ ایده داروین بساط کتاب آفرینش را برچیده و آن را تبدیل به اسطوره شناسی کرده است. از طرف دیگر بسیاری از افراد مذهبی معتقدند کتاب آفرینش داروین را رد کرده است. هر دو طرف فرض را بر آن گذاشته اند که انجیل به طریقی اطلاعات علمی در اختیار ما قرار می دهد اما نظریه داروین و مفهوم انجیلی خلقت الهی در واقع قابل مقایسه نیستند. یکی از آنها شدیدا دینی و دیگری علمی است و تعارض معنی داری میان آنها نمی تواند وجود داشته باشد.با این حال وقتی داستان خلقت جدید داروین ظاهر شد، حداقل برای بسیاری از افراد به نظر می رسید که جایگزینی برای روایت های انجیلی باشد و نه متممی برای آن. انگلیس و آمریکا در روزگار داروین کاملا تبشیرگرا بودند. بیشتر مومنان آن دوره روایات انجیلی آفرینش را تحت اللفظی معنا می کردند. فرض بر آن بود که سن جهان حدودا شش هزار سال است و تمامی گونه های زنده به صورت مجزا و به روشی مشخص و از ابتدا توسط خدا خلق شده اند.زمین شناسان از قبل زمان بیشتری را برای فسیل ها در نظر گرفته بودند، اما متفکران دینی راه های هوشمندانه ای را برای تلفیق میان یافته های جدید و تفسیر تحت اللفظی از انجیل یافته بودند.داروین روایت تکان دهنده جدیدی از خلقت ارائه کرد. روایتی که به نظر می رسید ممکن نباشد با روایات انجیلی تاریخی که شدیدا بر اذهان نسل های مختلف حک شده بود تطبیق یابد. حتی امروزه یکی از چالش هایی که علم داروینی بر سر راه فهم دینی قرار داده این است که چگونه داستان خلقت توسط خدا و داستان تکامل به وسیله انتخاب طبیعی را با هم بپذیریم. افراد موسوم به «خلقت گرایان» معتقدند که چنین توافقی غیرممکن است و بنابراین به سادگی داستان داروین را نادرست و حتی غیرعلمی پنداشته و آن را رد می کنند. از طرف دیگر بسیاری از تکامل گرایان انجیل را به عنوان «افسانه» ای که با علم ناسازگار است کنار می نهند. اما چگونه می توان این دعوا را فیصله داد؟سرراست‌ترین راه این است که بپذیریم انجیل کتاب علمی نیست و علم داروینی هم وحی نیست. این توصیه را در اواسط قرن نوزدهم به صورت ضمنی توسط پاپ لئوی سیزدهم در اطلاعیه ای خطاب به اسقف ها با عنوان مشیت الهی ارائه شد. پاپ ضمن پاسخ به این سئوال که چگونه باید متون مقدس را تفسیرکرد به پیروان خود توصیه می کند در متون انجیل به دنبال اطلاعات علمی نباشند. این دستور العمل ساده که ما بایستی دائما متوجه آن باشیم می تواند مقدار زیادی از اضطراب ها و سرگشتگی های غیرضروری را کنار نهد. نکته در اینجاست که نبایستی در بدو امر هیچگاه داستان داروین را در رقابت با روایات خلقت از دیدگاه انجیل قرار دهیم.کاتولیک ها و سایر کلیساهای غیربنیادگرا به مقدار زیادی از ارتکاب این اشتباه اجتناب می کنند اما فرقه های اصلی بنیادگرا و پروتستان های تبشیری همچنان این دیدگاه که انجیل را به مثابه یک کتاب صحیح علمی بنگرند را حفظ کرده اند. نتیجه هم آن است که اینان علم داروینی را ناسازگار با «حقایق» انجیلی می یابند.

منبع: جان هاوت (۲۰۰۱) پاسخ هایی به ۱۰۱ سئوال درباره خدا و تکامل
مطالب مرتبط