مخبر‌السلطنه

سر ریدر بولارد سفیر انگلستان در ایران در دوره رضاشاه در مورد مخبرالسلطنه نظر داده است که او گاه با روسیه و گاه با آلمان دوستی کرد و روابط گسترده ای با این دو کشور داشت. و… «به زبان های آلمانی، فرانسه و تا حدی انگلیسی صحبت می کند… اکثر مواقع نسبت به بریتانیا دشمنی می ورزید. در سال های اخیر (زمان جنگ جهانی دوم) رفتار دوستانه تری داشته است. در مقام رئیس الوزرایی کاری به جز اجرای سیاستی که تیمورتاش (وزیر دربار) به او دیکته می کرد، از دستش ساخته نبود.»۳

در مورد شیوه فکری خود توضیح جالبی دارد. در صفحه ۲۱۰ کتاب خاطرات و خطرات می نویسد: «[در تبریز] فخرالسادات سرابی روزی از من سئوال کرد: طرز حکومت تو مشروطه است یا استبداد؟ گفتم: امر بین امرین (کاری میان این دو) و به استبداد نزدیک تر است. گفت: می گویند حاکم مشروطه ای؟ گفتم: راست می گویند. گفت چطور می شود حاکم مشروطه بود و به استبداد حکومت کرد؟ گفتم: مردم… مشروطه نمی فهمند. من ناچار هستم به استبداد حفظ نظم کنم. لیکن در ضمن مردم را به مشروطه سوق می دهم.» جناب والی سفسطه فرموده اند. اگر این نظر را با توجه به اخلاق و رویه حکومتداری مهدی قلی خانی بخواهیم تفسیر کنیم، چنین می شود: مهم ماندن و حکومت کردن ماست، حال به هر نامی که باشد. اخلاق و منش مخبرالسلطنه که شکل افراطی محافظه کاری سیاسی است در جامعه سیاسی ما رهروان بسیاری دارد. رواج این طرز فکر مخاطرات فراوانی دارد. از جمله ثابت ماندن کاستی ها و عیب های اساسی در پایه های سازمان ها و نهادهای حکومتی، مقاومت در برابر ورود افکار و شیوه های نوتر و… به حاشیه رانده شدن افکار ترقی خواهانه.

• احضار جهانگیرخان

مهدی قلی هدایت پنهان نمی کرد که جایگاهی برای روزنامه و احزاب و در اصل دخالت غیراشراف در امور سیاسی و اجتماعی نمی شناسد. در صفحه ۱۵۱ کتاب خاطرات و خطرات در توضیح اوضاع در دوره پیش از ویرانی مجلس می نویسد: «روزنامه ها جز تجزیه کردن، زشت گفتن و تهمت زدن، حرفی نداشتند.» چنین برداشتی یک دست و قاطع از مطبوعات مشروطه روحیه او را می رساند.

جالب اینکه مهدی قلی خان از عمده ترین تنظیم کنندگان قانون اول مطبوعات، دستپخت مجلس اول هم بود: «قانون روزنامه را من در تصدی وزارت علوم، از روی قانون فرانسه… به مجلس بردم. گذشت. اما عملی نشد. چه، نظر بر انقلاب بود… طبع مردم ما هزل پسند است. هر که بیشتر به دولت حمله بیاورد مشروطه طلب تر است.»۴ قانون مصوب محرم ۱۳۲۶ قمری (بهمن ماه ۱۲۸۶شمسی) قانون مفصل و بسیار سختگیرانه ای است که تا امروز الهام بخش همه قوانین مطبوعات بعد از خود به شمار می رود. مهم ترین نکته در این قانون شاید منتهای بدبینی مجلس و دولت نسبت به کارکرد مطبوعات باشد. نشریه صوراسرافیل را قاسم خان تبریزی راه انداخت. او بعدها سود فراوانی به عنوان میراث خوار صور برد. بدون آنکه در امور جاری آن کاری کرده باشد. اما جهانگیر خان شیرازی و علی اکبر خان قزوینی (دهخدا)، دو عضو کمیته انقلاب (وابسته به حزب اجتماعیون عامیون – سوسیال دموکرات) همه زندگی خود را بر سر این نشریه گذاشتند و آخر کار اولی به ضرب قداره قزاقان از پای درآمد و دومی آوارگی را برگزید.شماره اول صور (هفدهم ربیع الآخر ۱۳۲۵ قمری) وقتی بیرون آمد، مقاله سرخوشانه، خوش ساخت و پر از کنایه علی اکبر قزوینی همان قدر که اهل دل را به وجد آورد، موجب وحشت مواضع قدرت شد. در آن زمان مهدی قلی خان وزیر معارف و اوقاف کابینه مشروطه بود. تنها دو روز پس از انتشار این شماره جناب وزیر احضاریه ای برای مدیر صور فرستاد: «جناب میرزا جهانگیرخان، مدیر روزنامه صوراسرافیل- لزوما زحمت می دهم: صبح یکشنبه بیستم در مدرسه مبارکه دارالفنون تشریف بیاورید که ملاقات شما لازم است.»

خود جهانگیر خان گزارش این احضار را در شماره دوم آورده است. مهدی قلی خان پوست کنده گفت که مجلس و دولت خواستار مجازات نشریه اند. ولی جناب وزیر تخفیف می دهد: به این شرط که نشریه دیگر از این مطالب درج نکند. جهانگیر خان از خود دفاع کرد که: «چیزی نوشته نشده که سیاست بشوم… آنچه نوشته شده از وقایع مهم عالم است.» بعد جناب وزیر بر سر اصل موضوع رفت که مقاله «دو کلمه خیانت» بود و در آن خطاب به محمدعلی شاه از او خواسته شده بود تاریخ را بخواند و از سرنوشت خودکامگان پند بگیرد و… «اعلیحضرت… تمام مطالب و وقایع را می‌داند و من هم همه روزه آنچه را که بدانم به عرض می رسانم.» بعد می رسد به اصل دلخوری: «چرند و پرند یعنی چه؟» مدیر در مورد خاصیت و ویژگی طنز سیاسی (اخلاقی) توضیح داد و سرانجام وزیر به اینجا رسید که چرا نوشته اید وزارت معارف از مطبوعات شیرینی می خواهد؟ در آن زمان بدون تصویب قانون، برای هر کتاب تازه باید دو ریال به وزارت معارف پرداخت. مهدی قلی هدایت در آخر بحث به شخصیت خود بازگشت یعنی دستور داد که در شماره بعد یا موضوع گرفتن شیرینی تکذیب شود یا نشریه را تعطیل خواهد کرد.»۵

جهانگیر خان در شماره بعد (همان شماره دوم) گزارش این ملاقات را نوشت و در پایان آورد: «ای وکلای محترم ملت، آیا مملکت ایران مشروطه هست یا خیر؟ آیا معنی مشروطه این است که مطبوعات آزاد نباشند؟ آیا اینکه نوشته ایم شیرینی خواستند، افترا و بهتان بود؟ آیا در تبریز رئیس انطباعات برای اجازه طبع کتاب، یک کله قند و دو جلد کتاب نمی گیرد؟ آیا قند شیرین نیست؟» مخبرالسلطنه هدایت در کتاب خاطرات خود در مورد این احضار، نقش مطبوعات در مشروطیت، سرانجام روزنامه نگاران و وقایع دیگر مربوط به مطبوعات سکوت کرده است.

پی‌نوشت ها:

۱ – هدایت، مهدی قلی. سفرنامه تشرف به مکه معظمه، بی تا بی جا.

۲- بامداد، پیش گفته، جلد چهارم، ص۱۸۴ تا ۱۸۷

۳ – بولارد، سر ریدر، خاطرات سفیر کبیر انگلستان در ایران، ترجمه غلامحسین میرزا صالح، طرح نو -۱۳۷۸ ص ۵۲۳

۴ – هدایت، خاطرات و خطرات، ص۱۵۲.

۵ – صور اسرافیل، دوره تجدید چاپ شده، نشر تاریخ ایران، تهران ۱۳۶۱.