فضای شهری و سازوکارهای هویت جنسی-جنسیتی دختران نوجوان (۳)

۱-۲ ضرورت انجام تحقیق

نگرش فرد به خود، از اندیشه آزاد و خارج از کنترل ساختارهای اجتماعی شکل نمی‌گیرد، بلکه نتیجه‌‌ فرایند اجتماعی شدن در موقعیت‌های اجتماعی متفاوت است. در ‌‌این میان فضا به عنوان یک تولید اجتماعی، که باید در رابطه‌‌ای دیالکتیک با کنش‌گران اجتماعی در نظر گرفته شود(لوفبور ، ۱۹۹۱)، ‌می‌تواند نقش موثری بر شکل‌گیری هویت جنسی و جنسیتی داشته باشد. انسان‌ها در فضا حرکت ‌می‌کنند و با‌ ‌این حرکت معنا ‌می‌آفرینند. اجزای فضا را به نشانه‌های معنادار تبدیل کرده و نشانه‌هایی از بیرون بر فضا ‌می‌افزایند (فکوهی ۱۳۸۳).
با توجه به آنچه در مقدمه توصیف شد، موقعیت تاریخی، فرهنگی و سیاسی ایران امروز به تولید فضای شهری با ویژگی های خاصی منجر شده است که نسبت آن با سازوکارهای هویت جنسی- جنسیتی افرادی که با این فضا در تعامل بوده و در آن زیست کرده اند، نیازمند مطالعه و شناخت است. زیرا اثرات فضا منحصر به مقاصد طراحان و سیاستگذاران به تعبیر لوفبور بازنمایی های فضایی یا فضای به فهم درآمده نیست بلکه رابطه ی کاربران با فضای زیسته یا فضاهای بازنمودی، معنای سیاسی فضا را تعین می بخشد. این عناصر در تعامل با هم فضا را ایجاد می کنند و در عین حال خود نیز در فضا ایجاد می شوند. در نتیجه تولید فضا فرایندی مستمر است که همواره با تغییر مفاهیم، ادراکات و تجربه های زیسته شده تغییر می کند (میلگرام ۱۳۹۳، ۴۹۸).
علاوه بر ملاحظات نظری، انتخاب گروه مورد مطالعه نیز دارای ضرورت اجتماعی و کاربردی است. فرایند شکل‌گیری و تکامل هویت جنسی از تولد آغاز ‌می‌شود. اما در دوره نوجوانی که فاصله بین کودکی و جوانی، مصادف با دوره بلوغ و ورود به بزرگسالی است، با تردیدها، پرسش‌ها و چالش های هویتی مواجه می‌شود که نه تنها در سطح فردی بلکه به لحاظ اجتماعی زمینه ها و پیامدهای قابل ملاحظه ای دارد. از این جهت مطالعه این دوره سنی برای شناخت عمیق‌تر ارتباط فضای اجتماعی با هویت جنسی راهگشا خواهد بود.

توجه به مفهوم فضا و ارتباط آن با سازوکارهای هویتی دختران نوجوان به شناخت این گروه در بستر زندگی روزمره و زمینه اجتماعی آن کمک می کند و در دیده و شنیده شدن این گروه نامرئی و درک پیچیدگی ها و ابعاد چندگانه هویت  اجتماعی آنان تاثیرگذار است. همچنین به نظر می رسد شناخت عوامل موثر بر هویت جنسی نوجوانان در جامعه ‌‌ایرانی و تاثیر متقابل آن با سیاست های فضایی –که توسط سیاست های آموزشی و فرهنگی پشتیبانی می شوند- بتواند بسیاری از پرسش‌ها و چالش‌ها در زمینه ارتباطات و تعاملات بین دو جنس در فضای شهری را پاسخ داده و به کاهش بحران‌های هویتی و تعارضات اجتماعی در ‌‌این زمینه کمک نماید.

۱-۳ پرسش‌های تحقیق
پرسش اصلی تحقیق این است که استراتژی‌های فضایی بر اساس جنسیت – همچون جداسازی‌ و ایجاد فضاهای تک جنسیتی یا در مقابل، ایجاد انعطاف در تفکیک‌های بین دو جنس- چگونه بر کنش و نگرش دختران نوجوان در مورد ویژگی‌های جنسی و جنسیتی‌شان تاثیر می‌گذارد.
در این راستا دو گروه مورد مقایسه قرار گرفته و چند پرسش فرعی مد نظر قرار دارند:
۱- تفکیک فضایی – جنسی منعطف و غیرمنعطف در چگونگی کسب آگاهی در مورد ویژگی‌های جنسی و رابطه بین دو جنس چه تاثیری دارد؟
۲- دختران در دو فرهنگ مورد مطالعه(که در میزان تاکید بر تفکیک فضایی- جنسی متفاوت هستند)، چه نگرش ها و در نتیجه کنش هایی در رابطه با هویت جنسی خود و ارزش‌های مربوط به آن دارند؟
۳- فضاهای شهری و تفکیک‌های فضایی چه برداشت‌ها و معناهایی را در زمینه هویت جنسی ایجاد کرده است؟

۱-۴ مفاهیم نظری
چنان که در این بخش نشان داده خواهد شد، بنیان و رویکرد نظری که رساله حاضر را حمایت می کند و مفاهیم محوری بر اساس آن مورد بحث و بررسی قرار می گیرند، رویکرد برساخت گرایی اجتماعی است. در این رویکرد که در مقابل اثبات گرایی، تجربه گرایی، واقع گرایی و ساختارگرایی قرار می گیرد، مفاهیم، به عنوان برساخته هایی در بستر تاریخی و فرهنگی؛ و نه واقعیت ثابت و تغییرناپذیر در نظر گرفته می شوند. برساخت های ما از جهان موجب استمرار برخی الگوهای کنش اجتماعی و حذف برخی دیگر از الگوها هستند و در نتیجه با روابط قدرت نیز گره خورده اند (ویوین ۱۳۹۴). برساخت گرایی در مقابل ذات گرایی، به برساخت واقعیت در جریان کنش ها، فرایندها و رویه های اجتماعی باور دارد و بنا بر این مفاهیمی مانند جنسیت و فضا را نه در قالب ساختارهای دوگانه یا چندگانه که در واقعیت پدیده ها موجود هستند، نه به عنوان روایت های بزرگ که همه جهان را توضیح می دهند و نه به عنوان مفاهیم ذاتی بلکه به عنوان برساخته های اجتماعی و فرهنگی، نسبی و در بستر زمان و مکان مورد توجه قرار می دهد.
دو مفهوم «جنسیت» و «فضا »، محورهای اساسی در مطالعه حاضر هستند و در حوزه علوم اجتماعی در چند دهه اخیر مورد توجه و بازخوانی قرار گرفته‌ و مفاهیمی نسبی، فرایندی، متغیر و دارای وابستگی متقابل در نظر گرفته شده‌اند. آنچه در مطالعه رابطه این دو مفهوم چالش برانگیز است، این است که نمی‌توان یک بعد را به عنوان بعدی که مبنای تا حدی طبیعی و ثابت داشته باشد، در مقابل بعد دیگری که پدیده اجتماعی بوده و بتواند به لحاظ مفهومی نسبی در نظر گرفته شود، ارائه داد. بلکه فضا و جنسیت هر دو باید به عنوان ساختارهای برسازنده و برساخته در نظر گرفته شوند که به طور متقابل برهم تاثیرگذارند(لوو ،۲۰۰۶).
به عبارت دیگر در ارتباط بین دو مفهوم جنسیت و فضا می‌توان دو پرسش متناظر را مطرح کرد که بدن‌های متفاوت موجب چه نوع تفاوت فضایی می‌شوند و در مقابل تفاوت‌های فضایی و فضاهای جنسیتمند به چه ادراکی از بدن و جنس منجر می‌گردند. انتظام فضایی به تولید ساخت‌های تفکیک جنسی و رفتار جنسی کمک می‌کند و همچنین در بیان هویت، آن‌ها را صراحت می‌بخشد. تفکر درباره جنس و ویژگی جنسی، تفکر درباره کنش متقابل عمل فضایی، تفکیک اجتماعی و همبستگی‌های نمادین در عرصه‌های شهری است (تنکیس ۱۳۸۸، ۱۴۷).
در اینجا سه مفهوم جنس، جنسیت و سکسوالیته به عنوان پایه مفهوم «هویت جنسی-جنسیتی» و به دلیل ارتباط متقابل مفهومی با یکدیگر در ذیل یک عنوان مورد بررسی قرار گرفته اند. پس از آن به طور مجزا به تشریح مفهوم هویت جنسی و جنسیتی، مفهوم فضا و جایگاه آن در علوم اجتماعی و انسان شناسی پرداخته و در نهایت ارتباط دو مفهوم محوری تحقیق یعنی هویت جنسی- جنسیتی و فضا مورد بحث قرار خواهند گرفت.

مطالب مرتبط