چرا در دیوار دروغ می‌گوییم

بیشتر مردم وبگاه و اپلیکیش دیوار را می شناسند. بستری اینترنتی برای خرید و فروش کالاهای نو و دست دوم که از سال 92 راه‌اندازی شد و توسعه یافت و پس از دیوار بود که دیگر بسترهای خرید و فروش اینترنتی در ایران راه‌اندازی شد، اما طبق معمول آن موردی که زودتر عرضه شد و از نظر کارپرپسندی؛ اقبال بیشتری یافت در ذهن مردم جا افتاده است. بیشتر از آنکه قرار باشد نقدی به آن شود، باید از چنین بسترهایی قدردان بود و اینکه فرصتی برای تامین احتیاج مردم بوجود می آورد خوشحال بود، منتها نقدهایی اگر به آن وارد است نه به این بستر اینترنتی، بلکه به فضایی است که در آن به کاربران اجازه انتشار مطالبی را می‌دهد که راستی آزمایی در مورد آنها کار بسیار دشواری است و زمینه کلاه‌برداری و دلال بازی را فراهم می آورد. اگر مسولین دیوار این زمینه را ایجاد می‌کردند که از طریق آن، کاربران واقعی و تایید شده بتوانند فعالیت کنند؛ هم اعتمادسازی ببیشری به وجود می آمد و هم میزان کلاه برداری و آفت بزرگی به نام دروغ کمتر می شد.
حرف از دروغ به میان آمد. چیزی که مه به آن مبتلا هستیم و حتی با وجود علم به خطا بودن آن انجام می دهیم. دن اریلی روانشناس رفتاری در دانشگاه دوک می‌گوید «بدترین و خطرناک‌ترین چیزی که درباره دروغ وجود دارد این است که افراد نمی‌فهمند که دروغگویی چقدر ما را عوض می‌کند.» این پدیده از کودکی با ما همراه است و بعد از مدتی به دلیل وجود احساس اخلاقی و توانایی خودقانون‌گذاری محدود می شود. اینکه دروغ چه تاثیر روانی در شخص می گذارد و تا چه وی را متحول می کند از طریق علمی ثابت شده و پژوهشهای عصب شناسی فراوانی در مورد آن وجود دارد.
حال همین پدیده را در بستری به نام دیوار و در محدوده ای به نام کشور ایران بررسی کنیم، نتایج آن تامل برانگیز است. در تجربه ای که در این مدت در دیوار داشتم، بیش از آنکه از وجود چنین بستری خوشحال باشم حسرت و یاس زیادی وجودم را فراگرفت. از اینکه چرا مردم تا به این حد عریان دروغ می گویند! برخی به صورت گمراه کننده و اقلیتی نیز به صورت سهوی، اما نمی دانند که در آینده این دروغگویی چقدر به زیان خود آنها تمام می شود و از جنبه اجتماعی، رویایی با این افراد در آینده چقدر باعث حسرت آنها می شود که یا از روی کم‌اطلاعی یا حس پیشرفت تا این حد نمودار اخلاقی یک انسان را دچار نوسان می کنند. آخرین موردی که از دیوار دریافت کردم پرنده ای بود که فردی تحصیل کرده برایم آورد و با وجود اینکه می دانست به وی اعتماد کرده‌ام و می دانست که جنسی که می‌دهد مشکل دارد، تن به این کار داد.
جنبه مادی این خسارت‌ها اگر مهم نباشد، آن تاثیری که بوجود می آید مهم است. جا دارد جامعه شناسان و روانشناسان در بستر اجتماعی کشور بیشتر به کار گرفته شوند و از نظر آنها استفاده شود. جامعه ما زخمی شده و عفونتی که بوجود آمده قابل درمان است. به امید روزی که معیارهای اخلاقی در صدر قرار گیرد و بر پیشرفت‌های مادی و حرفه ای انسان‌ها تاثیر گذارد.

مهیار موسوی
بیستم خرداد هزار و چهارصد

مطالب مرتبط