ایثار: از خودگذشتگى و مقدّم داشتن دیگران بر خود

منبع: باشگاه اندیشه
واژه ایثار بر وزن اِفعال از ریشه «ا ـ ث ـ ر» و به معناى مقدّم داشتن دیگرى بر خود است[1]؛ اما گاه در معنایى وسیع‌تر به هرگونه ترجیح بین دو طرف گفته مى‌شود. (یوسف/12،91)[2] این مفهوم در اصطلاح به معناى مقدم شمردن دیگرى بر خود در کسب سود و منفعتى یا پرهیز از ضرر و زیانى است که نهایت برادرى و دوستى بین دو نفر را نشان مى‌دهد.[3] نقطه مقابل این خصلت انسانى را بخل دانسته‌اند که به معناى پرهیز از رساندن هرگونه سودى به دیگران است[4]، گرچه مساوات به معناى قرار دادن خویش در مرتبه‌اى همسان دیگران نیز مفهومى مقابل بخل به شمار مى‌رود که البته در مقایسه با ایثار در رتبه‌اى پایین‌تر از آن قرار داشته و در نقطه وسط میان بخل و ایثار قرار دارد.[5]
واژه ایثار در قرآن نیامده؛ اما همخانواده‌هاى آن از همین باب، 5 بار در قرآن به‌کار رفته است. (یوسف/12،91؛ طه/20،72؛ حشر/59‌،9؛ نازعات/79،38؛ اعلى/87‌،16) ایثار در آیه نخست در مورد برگزیده شدن یوسف از میان برادرانش و در آیه دوم درباره بى‌توجهى ساحران به فرعون در برابر آیات الهى و در سومین آیه در مورد انصار که مهاجران را در نیازمندیها بر خود مقدم مى‌شمرند و در آیات چهارم و پنجم درباره مذمت ترجیح دنیا بر آخرت آمده است. کاربردهاى گوناگون این واژه نشان مى‌دهد که چنین اصطلاحى در عصر نزول شکل نگرفته بود و در قرآن تنها معناى لغوى آن به‌کار رفته، گرچه در آیه 9 حشر/59 معناى لغوى مطابق با معناى اصطلاحى در آمده است، ازاین‌رو براى بررسى موضوع ایثار در قرآن باید به جستوجوى کلید واژه‌هاى دیگرى باشیم که به نوعى در ارتباط معنایى با این اصطلاح است. در این بررسى به مفاهیمى همچون: بِرّ (بقره/2،177؛ آل‌عمران/3،92)، احسان (بقره/2،83)، اِطعام (انسان /76،8 ـ 9)، انفاق (آل عمران/3،92) یا عناوینى نظیر فروش جان و مال به خداوند (توبه/9،111) و در نقطه مقابل به مفاهیم بخل (آل عمران/3،180)، شحّ (تغابن/64‌،16) یا عناوینى نظیر مقدّم داشتن خود بر پیامبر (توبه/9،120) برمى‌خوریم.
مفهوم ایثار بر اثر وجود پاره‌اى صفات اخلاقىِ مرتبط با آن مانند بخشش و مهمان‌نوازى و گذشت در نظام اخلاقى عرب قبل از اسلام براى مردم شبه جزیره مفهومى شناخته شده بود.[6] آیات قرآن با امضاى این رفتار نیک آن را در خدمت اهداف دین جدید قرار داده و گاه با ایجاد تغییراتى به اصلاح و تکمیل آن پرداخته است.[7] مهم‌ترین آیه ایثار که به صراحت از آن یاد شده، درباه میزبانى صمیمانه انصار از مهاجران پس از مهاجرت مسلمانان مکّه به مدینه است: «والَّذینَ تَبَوَّءُو الدّارَ والایمـنَ مِن قَبلِهِم یُحِبّونَ مَن هاجَرَ اِلَیهِم ولا یَجِدونَ فى صُدورِهِم حاجَةً مِمّا اوتوا و یُؤثِرونَ عَلى اَنفُسِهِم ولَو کانَ بِهِم خَصاصَةٌ». (حشر/59‌،9) در این آیه از خصلت مهمان دوستى و جود و بخشش خالصانه مسلمانان مدینه نسبت به مهاجران مکّه یاد شده و ایثار آنان به رغم نیاز شدید خویش ستایش شده است. سپس با گذر از این ماجراى تاریخى به بیان این گزاره اخلاقى عام پرداخته شده که هرکس بتواند با پرهیز از بخل، صفت خویشتن دوستى افراطى خود را مهار کند همو رستگار شده است: «و مَن یوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولـئِکَ هُمُ المُفلِحون» [8].
در آیه قبل از این آیه نیز خداوند از مهاجران یاد مى‌کند که براى یارى خداوند و پیامبرش از ثروت و وطن خویش چشم پوشیده، در پى فضل الهى هجرت گزیدند: «لِلفُقَراءِ المُهـجِرینَ الَّذینَ اُخرِجوا مِن دیـرِهِم واَمولِهِم یَبتَغونَ فَضلاً مِنَ اللّهِ و رِضونـًا‌ویَنصُرونَ اللّهَ ورَسولَهُ اُولـئِکَ هُمُ الصّـدِقون». (حشر/59‌،8) همنشینى این دو گروه با تکیه بر وجود خصلت مشترکى میانشان ما را به عنصر اساسى مفهوم ایثار رهنمون مى‌سازد. این دو گروه هر دو با گذر از خویشتن به آرمانى والاتر اندیشیده، در مسیر آن از هرگونه گذشتى دریغ نکردند. با مبنا قرار دادن این مؤلفه معنایى به آیات دیگرى دست مى‌یابیم که از جانبازى مؤمنان در راه دین جدید یاد مى‌کند. در نمونه‌اى از این آیات از ایثار جانى با وصف تجارتى با خداوند که بهاى آن کسب رضایت الهى است یاد شده: «و مِنَ النّاسِ مَن یَشرى نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ واللّهُ رَءوفٌ بِالعِباد». (بقره/2،207) این آیه در روایات متعددى از شیعه و سنى به رخداد مهاجرت پیامبر از مکه در شب موسوم به لیلة المبیت مربوط دانسته شده است.[9]در این شب امیر مؤمنان، على(علیه السلام)براى حفظ جان پیامبر در بستر وى خوابید و آن حضرت شبانه مکه را ترک گفت و بدین ترتیب خطر مرگ را براى یارى دین جدید به جان خرید.
در آیه دیگرى خداوند از وجود تجارتى همیشگى بین خداوند و مؤمنان پرده برمى‌دارد که در آن مؤمنان جان و مال خویش را به طور کامل در اختیار خداوند قرار داده، در برابر، بهشت برین را نصیب خویش مى‌سازند: «اِنَّ اللّهَ اشتَرى مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم واَمولَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ… فَاستَبشِروا بِبَیعِکُمُ الَّذى بایَعتُم بِهِ وذلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظیم». (توبه/9،111) در نقطه مقابل، بخل مالى و جانى برخى صحرانشینان عرب مذمت شده است.[10] آنان واجبات مالى مانند زکات را در آیین جدید نوعى باجگیرى تلقى کرده، در اداى آن کوتاهى مى‌کردند: «و مِنَ الاَعرابِ مَن یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ مَغرَمـًا… و مِنَ الاَعرابِ مَن یُؤمِنُ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ و یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ قُرُبـت عِندَ اللّهِ وصَلَوتِ الرَّسولِ اَلا اِنَّها قُربَةٌ لَهُم سَیُدخِلُهُمُ اللّهُ فى رَحمَتِهِ اِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم». (توبه/9، 98 ـ 99) رابطه تقابل میان این دو گروه از اعراب نشان مى‌دهد که درونى نشدن انفاق در قالب صفت ایثار از نبود ایمان واقعى به خداوند و جهان آخرت پرده برمى‌دارد. در آیه دیگرى از همین سوره این حقّ از مؤمنان سلب شده که به هنگام تخییر بین خواسته خویش و اهداف آیین جدید از دستورات پیامبر سر باز زده، به ارضاى خواسته خویش همت گمارند: «ما کانَ لاَِهلِ المَدینَةِ ومَن حَولَهُم مِنَ الاَعرابِ اَن یَتَخَلَّفوا عَن رَسولِ اللّهِ ولا یَرغَبوا بِاَنفُسِهِم عَن نَفسِهِ». (توبه/9،120) در ادامه آیه در مقام توجیه سلب این حقّ چنین آمده که هرگونه از خودگذشتگى در راه خدا کارى نیک به شمار مى‌رود که بدون تردید نزد خداوند بى‌پاداش نخواهد ماند، بلکه پاداش والاتر از آن را در پى خواهد داشت: «ذلِکَ بِاَنَّهُم لا یُصیبُهُم ظَمَأٌ ولا نَصَبٌ… اِلاّ کُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صــلِحٌ اِنَّ اللّهَ لا‌یُضیعُ‌اَجرَ المُحسِنین… لِیَجزِیَهُمُ اللّهُ اَحسَنَ ما کانوا‌یَعمَلون». (توبه/9، 120 ـ 121)[11]
در نگاهى دیگر به مفهوم ایثار به برخى شروط و ضوابط اخلاقى در رفتارهاى ایثارگرانه سفارش شده که مهم‌ترین آنها در تناسب با محور معنایى این مفهوم، پرهیز از منّت گذارى و بیان سخنان آزار دهنده یا ابراز برخى درخواستهاى متقابل است: «اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم فى سَبیلِ اللّهِ ثُمَّ لایُتبِعونَ ما اَنفَقوا مَنًّا ولاَ اَذًى لَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم و لا خَوفٌ عَلَیهِم و لا هُم یَحزَنون». (بقره/2،262) درهمین راستا در سوره دهر به الگویى عملى از ایثار خالصانه برمى‌خوریم که بنابر روایات متعدد شیعه[12] و سنى[13] شأن نزول آن مربوط به از خودگذشتگى امیرمؤمنان، على(علیه السلام)و همسرش فاطمه و دو فرزندشان حسن و حسین(علیهم السلام)در انفاق تنها خوراک شب خود به نیازمندان در سه شب متوالى است: «اِنَّ الاَبرارَ یَشرَبونَ مِن کَأس کانَ مِزاجُها کافورا… و یُطعِمونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسکینـًا ویَتیمـًا واَسیرا اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللّهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً ولا شُکورا». (انسان/76، 5 – 22) در آیات دیگر در ادامه این نگاه اخلاقى از آفت ریا و خودنمایى به هنگام انجام دادن کارهاى نیک اجتماعى یاد شده که باز با مفهوم از خودگذشتگى در نقش محور معنایى ایثار در تضاد است: «یـاَیُّها الَّذینَ ءامَنوا لاتُبطِـلوا صَدَقـتِکُم بِالمَنِّ والاَذى کَالَّذى یُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ ولا یُؤمِنُ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ…». (بقره/2،264) در اینجا نیز اخلاص پشتوانه اصلى رفتارهاى نیک دانسته شده که بدون آن هر رفتار نیکى بى‌فایده بوده، از نبود ایمان واقعى به خدا و جهان آخرت پرده برمى‌دارد، بنابراین صفت اخلاص در نقش نقطه مقابل ریا، رابطه همنشینى با ایثار یافته، مفهوم از خودگذشتگى بدون اخلاص قابل تصور نخواهد بود. اهمیت این موضوع آنگاه بیشتر آشکار خواهد شد که به وجود اخلاق فخرفروشى و خودنمایى با تظاهر به صفات نیک اخلاقى در جامعه عرب قبل از اسلام پى بریم.[14] در همین راستا خداوند از زیاده روى در رفتارهاى ایثارگرانه و فراموش کردن واقعیات زندگى روزمره پرهیز داده، به ضرورت ملاحظه مصالح معیشتى توجه مى‌دهد: «والَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا ولَم یَقتُروا وکانَ بَینَ ذلِکَ قَوامـا» (فرقان/25،67) و در آیه‌اى دیگر به پیامبر سفارش مى‌شود که نه دست خویش را از شدت بخل به گردن ببند و نه به سخاوت یکباره هرچه دارى یکجا از دست بده که آنگاه به حال ملامت و حسرت قرارگیرى: «ولا تَجعَل یَدَکَ مَغلولَةً اِلى عُنُقِکَ ولا تَبسُطها کُلَّ البَسطِ فَتَقعُدَ مَلومـًا مَحسورا» (اسراء/17،29) و باز در آیه دیگرى از زیاده‌روى در ایثار مال به عنوان تبذیر یاد شده و این خصلت نکوهش شده است: «وءاتِ ذَا القُربى حَقَّهُ والمِسکینَ وابنَ السَّبیلِ ولا تُبَذِّر تَبذیرا * اِنَّ المُبَذِّرینَ کانوا اِخونَ الشَّیـطینِ». (اسراء/17، 26‌ـ‌27)
منابع اخلاق و تصوّف با تکیه بر آیات ایثار به بررسى ابعاد گوناگونى از آن پرداخته‌اند. ابونعیم در تعریف تصوّف، ایثار را عنصر اساسى آن دانسته[15]، آن را منبع آبیارى درخت محبت مى‌داند که در کنار درخت معرفت و توبه و… ارکان ایمان را تشکیل مى‌دهد.[16] غزالى با اختصاص فصلى به «ایثار» در دائرة المعارف اخلاقى خویش از آن به عنوان برترین مرتبه «جود» در برابر پایین‌ترین مرتبه «بخل» که بخل بر خویشتن است یاد مى‌کند. او نمونه‌هاى گوناگونى از ایثار را از زندگى پیامبران و اولیا شاهد آورده و در این میان به ماجراى لیلة‌المبیت و برخى ماجراهاى قرآنى دیگر نیز مى‌پردازد.[17] وى در کتاب دیگرش از کم‌خورى، کنترل شهوت و ریاضتهاى دینى به عنوان راهکار نهادینه ساختن ایثار و تبدیل آن به ملکه نفسانى یاد مى‌کند.[18] در آثار دیگر اخلاقى به روابط معنایى بخل و شحّ و حسد و ایثار در آیات قرآنى توجه شده[19] و با استناد به آیه «اَلنَّبِىُّ اَولى بِالمُؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم» به تعمیم مفهوم ایثار در قالب ترجیح همیشگى اراده خداوند بر اراده خویش پرداخته شده[20] و نمونه‌هایى قرآنى مانند ابراهیم در ماجراى ذبح اسماعیل معرفى شده است.[21] بدین سان مفهوم ایثار در این دستگاه اخلاقى با مفاهیم بنیادى قرآن مانند ایمان، تسلیم، انقیاد، طاعت و رضا پیوند یافته، شبکه معنایى گسترده‌اى تشکیل مى‌دهد.[22]
در منابع عرفانى نیز با توجه به آیاتى نظیر «لَن‌تَنالوا البِرَّ حَتّى تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ» برترین مرتبه انفاق، بذل محبوب معرفى شده و بالاترین مرتبه ایثار، انفاق در حال نیاز دانسته شده[23] و در این باره به تأویل عرفانى آیه «یُؤثِرونَ عَلى اَنفُسِهِم ولَو کانَ بِهِم خَصاصَةٌ» پرداخته شده[24]؛ همچنین مراتبى براى ایثار معرفى شده[25] است.

منابع
احیاء علوم الدین؛ التعریفات؛ تفسیر القرآن الکریم، ابن‌عربى؛التفسیر الکبیر؛ جامع البیان عن تأویل آى القرآن؛ الجواب الکافى لمن سئل عن الدواء الشافى؛ حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء؛ روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم؛ روض الجنان و روح الجنان؛ زادالمهاجر الى ربه؛ الزهد و الورع و العباده؛ شواهد التنزیل؛ الصحاح تاج‌اللغة و صحاح العربیه؛ فرهنگ معارف اسلامى؛ الکشاف؛ کشف المحجوب؛ لسان‌العرب؛ مجمع‌البیان فى تفسیر القرآن؛ معارج‌القدس فى مدارج معرفة النفس؛ معجم الفروق اللغویه؛ مفاهیم اخلاقى دینى در قرآن؛ المفصل فى تاریخ العرب قبل‌الاسلام.

پی نوشت:
[1]. الصحاح، ج‌2، ص‌575‌، «اثر».
[2]. الفروق‌اللغویه، ص‌87‌ـ‌88‌؛ لسان العرب، ج‌1، ص‌70، «اثر».
[3]. التعریفات، ص‌59‌.
[4]. همان، ص‌62‌.
[5]. همان، ص‌304.
[6]. المفصل، ج‌4، ص‌575‌ـ‌584‌.
[7]. مفاهیم اخلاقى، ص‌92‌ـ‌93.
[8]. جامع‌البیان، مج‌14، ج‌28، ص‌55‌ـ‌56‌؛ مجمع‌البیان، ج‌9، ص‌493؛ روض الجنان، ج‌19، ص‌126‌ـ‌127.
[9]. شواهد التنزیل، ج‌1، ص‌123‌ـ‌131؛ مجمع‌البیان، ج2، ص‌535‌؛ التفسیرالکبیر، ج5‌، ص223‌ـ‌224.
[10]. المفصل، ج‌5‌، ص‌79؛ ج‌7، ص‌439.
[11]. مجمع‌البیان، ج‌5‌، ص‌124.
[12]. مجمع البیان، ج‌10، ص‌611‌.
[13]. الکشاف، ج‌4، ص‌670‌؛ التفسیر الکبیر، ج‌30، ص‌243‌ـ‌244؛ روح‌المعانى، مج‌16، ج‌29، ص‌269‌ـ‌270.
[14]. المفصل، ج‌4، ص‌294؛ مفاهیم اخلاقى، ص‌95.
[15]. حلیة الاولیاء، ج‌2، ص‌430.
[16]. حلیة الاولیاء، ج‌10، ص‌214.
[17]. احیاء علوم‌الدین، ج‌4، ص‌1803‌ـ‌1806.
[18]. معارج‌القدس، ص‌81‌.
[19]. الزهد والورع والعباده، ص‌29.
[20]. زادالمهاجر، ص‌29.
[21]. الجواب الکافى، ص‌135.
[22]. زادالمهاجر، ص‌29.
[23]. فرهنگ معارف اسلامى، ج‌1، ص‌356.
[24]. تفسیر ابن‌عربى، ج‌2، ص‌622‌.
[25]. کشف المحجوب، ص‌236‌ـ‌237.

 

مطالب مرتبط