دکامرون

معرفی کتاب از عباس جباری مقدم

نویسنده: جیووانی مشهور به بوکاچیو، از نویسندگان قرن چهاردهم میلادی ایتالیا است. منظومه شکار دایانا و فیلوکولو در هفت جلد از دیگر آثار وی می‌باشد؛ اما شهرت وی به دکامرون است.

مترجم: محمد قاضی در 12 مرداد 1292 شمسی در مهاباد به دنیا آمد و در 1376 در تهران از دنیا رفت؛ وی در طول حیات پرارزش خویش به ترجمه بسیاری کتاب‌ها از جمله باخانمان اثر هکتور مالو  و دن کیشوت نوشته سروانتس پرداخت.

دکامرون داستان چند زن و مرد است که از قحط‌سالی هولناک و به تبع از شیوع بیماری‌هایی چون طاعون به بیرون شهر و دیار خود رفتند و در مناطقی خوش آب و هوا سکونت گزیدند و به این صورت خویشتن را از بیماری‌ها و مرگ نجات بخشیدند. آنان  برای اینکه از بیکاری و بی‌کسی و غربت ملول نشوند و این روزها را به خوشدلی یا خشنودی سر کنند، هر روز یک نفر را بر منصب شاهی می‌نشاندند  و آن روز را به فرمان وی به قصه‌گویی در خصوص موضوعی معین و خواندن شعر و موسیقی و رقص و تفریح و تفرج در اطراف می‌گذراندند.

این اثر مجموعه‌حکایت‌ها و خاطراتی است که تصویرگر افکار و رفتارهای ناپسند یا دلنواز و دلنشین مردم خاص و عام و بی‌عهدی‌ها و بی‌اخلاقی‌ها ایشان است؛ ترسیم‌گر مردمی است که برای منفعت خویش و لذت‌جویی از هیچ کاری رویگردان نیستند و به هر ترفند و نیرنگی شده است به آن دست می‌یابند، حتی اگر دست اندازی به آبرو یا دست‌انداختن دیگران باشد.

این کتاب به چند دلیل ارزش خواندن دارد:

نثر شیوا و چشم‌نواز محمد قاضی است که صبورانه به ترجمه این اثر دست زده است.

تشابه برخی داستان‌های این نوشتار با برخی حکایات و قصه‌هایی که در کتاب‌های ادبی‌ای چون کلیله و دمنه ضبط است؛ به عبارتی می‌توان از دید ادبیات تطبیقی به این اثر نگریست و اثر‌گذاری‌ها و اثرپذیری‌ها را نمایش داد.

نشان‌دادن وضعیت نادرست ارباب کلیساست که با دنیاپرستی و مال‌اندوزی و حیله و نیرنگ‌زدن برای تعرض به آبرو و ناموس دیگران زمینه دوران رنسانس و نگرش سکولاری به دین را فراهم آوردند.

مطالب مرتبط