جمهوری های چك و اسلواك

پس از شكست امپراطوري هابسبورگها و سقوط امپراطوري اتريش و مجارستان در جريان جنگ اول جهاني، جمهوري چكسلواكي در سال 1918 در اروپاي مركزي تأسيس شد. اولين جمهوري چكسلواكي در بين سالهاي 1938 1918 بود كه تأسيس آن توسط كميته ملي چكسلواكي در 28 اكتبر 1918 اعلام شد. پيوستن اسلواك ها به اين جمهوري در نتيجه بيانيه مارتين (شهري در مركز اسلواك) بود. اساس اين جمهوري توسط توماش گاريك ماساريك، ادوارد بنش و ميلان راستيسلار و شتفانيك كه در تبعيد بودند و در راه استقلال چك ها و اسلواك ها مبارزه مي كردند، بنا نهاده شد. اين مبارزه در قالب مشترك و در نتيجه توافقنامه هاي كلولند در سال 1915 و پيترزبورگ در سال 1918 بود. در اين مبارزات ساكنين مناطق مختلف اين دو جمهوري از قبيل چك ها، موراديائي ها، سلزيائي ها، اسلواك ها و اهالي منطقه كارپات در بخش اسلواك شركت داشتند. در نتيجه كثرت اقوام مختلف يك نظام دموكراسي با احزاب سياسي متعدد به وجود آمد، اما اين سيستم نتوانست مشكلات اجتماعي و مليتي ميان دو ملت چك و اسلواك و مليت هاي آلماني، مجاري، روسي، اوكرايني، لهستاني كه در اين نقطه از اروپا زندگي مي كردند و همچنين بحران اقتصادي وقت چكسلواكي را حل نمايد. از همين زمان موقعيت اسلواك ها هم در قالب چكسلواكي از نظر ايشان نامشخص و حل نشده باقي ماند كه به ايجاد نهضت ها در راه حفظ هويت اسلواك ها و استقلال آنها منجر شد. در زمينه سياست خارجي اين جمهوري به فرانسه گرايش داشت و همراه با يوگسلاوي و روماني قراردادي را كه به نام «قرارداد كوچك» به امضا رساندند. پس از روي كار آمدن فاشيسم در آلمان در سال 1935، جمهوري چكسلواكي «موافقتنامه اتحاد» با شوروي سابق به امضا رساند. اما تماميت ارضي آن حفظ نگرديد و بر اساس موافقتنامه مونيخ ناگزير شد كه از مناطق مرزي تحت سكونت اقليت آلماني به نفع آلمان عقب نشيني كند و بر اساس دادگاه حكميت وين مناطق جنوب اسلواك را به نفع مجارستان، واگذار نمايد. در نتيجه پيشروي هيتلر در اوايل جنگ جهاني دوم چكسلواكي به اشغال هيتلر درآمد كه در نتيجه آن در تاريخ 14/3/1939 تشكيل كشور اسلواك با يك حكومت دست نشانده هيتلري اعلام گرديد و روز بعد با الحاق سرزمين چك به خاك آلمان حكمراني از سوي هيتلر در آنجا منصوب شد. در بين سالهاي 1945 1939 شورش ها و نهضت هاي داخلي و خارجي از جمله در پاريس، لندن، مسكو به وجود آمد و دولتي هم در تبعيد به رياست ادوارد بنش در لندن تشكيل شد. عدم موافقت با حضور اسلواك در جنگ در جناح آلمان و مخالفت عليه رژيم حاكم بر كشور اسلواك، به قيام ملي مردم اسلواك و اعلام تشكيل جمهوري چكسلواكي در مناطق قيام كرده منجر گشت. اما تأسيس مجدد كشور چكسلواكي به صورت كامل پس از آزادي در سال 1945 بود.
دوره بعدي تاريخ چكسلواكي سال هاي بين 1948 1945 بود كه براي ساخت كشور بر پايه اصول و ارزش هاي دموكراتيك تلاش مي شد. در فوريه 1948 قدرت در چكسلواكي به دست كمونيست ها افتاد كه تا سال 1989 يك سيستم سياسي توتاليتي وابسته به شوروي بر چكسلواكي تحميل كردند. احزاب سياسي غيركمونيست در گروه واحدي تحت عنوان «جبهه ملي» متحد شده و براي انجام اصلاحات در چكسلواكي تلاش نمودند. در درون حزب كمونيست نيز تلاش هايي براياصلاحات توسط برخي افراد صورت مي گرفت اما تلاش ها براي اصلاحات در جامعه چكسلواكي توسط نيروهاي داخلي حزب كمونيست چكسلواكي به حادثه بهار پراگ و اشغال چكسلواكي توسط پيمان ورشو در سال 1968 ختم شد و چكسلواكي وارد مرحله جديدي از وابستگي عميق تر به شوروي شد.
در سال 1968 قانون نظام فدرال چك اسلواكي به تصويب رسيد كه از دو جمهوري چك و اسلواك تشكيل شده بود. نظام كمونيستي تا سال 1989 بر چكسلواكي حاكميت داشت تا اينكه در نتيجه تحولات شوروي سابق و فضاي باز سياسي ايجاد شده ناشي از سياست هاي گورباچف، انقلاب منفعلي چندين ساعته اي در چكسلواكي به وجود آمد و رژيم كمونيستي به آرامي و بدون خشونت كنار رفت و در نوامبر 1989 يك نظام غيركمونيست و داراي نگاه به غرب و نظام سرمايه داري در چكسلواكي به وجود آمد. از نظام جديد به عنوان دموكراتيك ياد شده است و اولين گام آن در راستاي راضي نگاه داشتن هر دو ملت چك و اسلواك و خصوصاً اسلواك ها، تصويب قانون نظام فدرال چك اسلواك در سال 1990 بود. اولين انتخابات آزاد اين كشور نيز در همين سال برگزار شد. يكي از مهمترين موضوعات مورد بحث در نظام جديد تعريف دقيق و معيني از نظم و ترتيبات سياسي و كشوري چكسلواكي بود كه اين مذاكرات ثمري در پي نداشت و به دليل اختلاف در اين زمينه نمايندگان چك و اسلواك (مچيار و كلاوس نخست وزيران وقت جمهوري اسلواك و چك) توافق كردند كه به صورت آرام چكسلواكي به دو كشور چك و اسلواك تقسيم شود. مجلس فدرال چكسلواكي هم با مصوبه مورخ 25/11/1929 بر اين تصميم و تأسيس دو كشور چك و اسلواك از اول ژانويه 1993 صحه گذاشت كه عملاً با اين قانون كشور چكسلواكي از نقشه دنيا حذف شد و دو كشور جديد تحت نام هاي جمهوري چك و جمهوري اسلواك به وجود آمدند.
جديدترين دوره تاريخي اين جمهوري از اين زمان به بعد رقم خورد. زيرا از يك سو با خروج از يوغ و بند استعمار شوروي سابق فضاي باز سياسي جديدي در اين دو جمهوري به وجود آمد كه به معناي پايان وابستگي به استعمار شرق و از طرفي هم به معناي آغاز گرايش به سوي بازار آزاد و سرمايه داري و كلاً ورود به اردوگاه غرب است. اين دو كشور در دوره جديد از تاريخ خود براي گريز از خلاء امنيتي به وجود آمده و با توجه به سوابق تاريخي و شرايط موجود جهاني، خود را ناگزير از قرار دادن در زير چتر حمايتي قدرت هاي بزرگ ديدند و بر همين اساس به تدوين سياست خارجي و استراتژي بلندمدت خود پرداختند. در نتيجه اين سياست روند همگرايي اين دو كشور با ساختارهاي غربي و به ويژه ناتو و اتحاديه اروپا بلافاصله آغاز شد و طي يك پروسه تقريباً 10 ساله اين روند به شدت دنبال گشت تا اينكه جمهوري چك در سال 1999 و اسلواك در آوريل 2004 به عضويت ناتو و همزمان در اوال ماه مي 2004 به همراه 8 كشور ديگر اروپاي شرقي به عضويت اتحاديه اروپا درآمدند. كشورهاي اروپاي شرقي سابق عضويت خود را در ساختارهاي غربي به ويژه ناتو را مديون حمايت هاي آمريكا مي دانند كه همين امر باعث شده تا اين كشورها در اتحاد با آمريكا و هم پيماني با اين كشور رقيبي براي اتحاديه اروپا قرار دهند كه حمايت آنها از سياست هاي آمريكا در حمله به عراق و افغانستان در مقابل سياست هاي اتحاديه اروپا در همين راستا است.

مطالب مرتبط