انقلاب خاموش در اروپا

همشهري ديپلماتيك، آبان 1383 , دوره – , شماره 27، رمضان طارق

در اروپای امروز، اسلام دومین دین غالب به شمار می رود. مسلمانان مهمترین اقلیت مذهبی در کشورهای اروپا هستند. بسیاری از این مسلمانان با مهاجرت از خاورمیانه، شمال آفریقا یا شبه قاره هند در کشورهای اتحادیه اروپایی ساکن شده اند. اما عده ای دیگر در واقع مسلمانان نسل دوم یا حتی سوم هستند که چند دهه قبل در این قاره مستقر شده اند.

«طارق رمضان» نوه حسن البنا بنیانگذار جنبش اخوان المسلمین در مصر است که در واقع زاده سوییس و به تعبیری شهروند اروپاست. وی معتقد است می توان پیروی از اسلام و ماهیت اروپایی را یک جا گردآورد. وی مؤید دیدگاهی است که به نوعی اسلام اعتدالی خوانده می شود که در میانه مواضع ضد اسلامی از یکسو و اسلام گرایی از سوی دیگر قرار دارد. به همین دلیل وی انتقاداتی به هر دو گروه وارد می کند و از این بابت از هر دو طرف بخصوص از جانب آمریکایی ها مورد حمله قرار می گیرد. مدتی پیش قرار بود وی برای تدریس در دانشگاه نتردام در ایالت ایندیانا راهی آمریکا شود که در آخرین لحظات، وزارت امنیت داخلی، روادید وی را به دلایل امنیتی باطل کرد. وی مخالفت با سفر خود را به آمریکا حاصل کار کسانی می داند که از مطرح شدن دیدگاه های جدید در مورد اسلام در آمریکا و تأثیر آن بر دیدگاه مردم این کشور بخصوص در مورد مسئله خاورمیانه بیم دارند. مطلبی که از پی می آید، در جدید ترین شماره هفته نامه الاهرام درج شده و دربرگیرنده خلاصه ای از دیدگاه های طارق رمضان است.

یک روزنامه نگار انگلیسی به تازگی از من پرسید: طارق رمضان کیست؟ پرسش وی به نوعی بازتاب بحث هایی است که در حال حاضر در برخی محافل رسانه ای اروپا درباره این روشنفکر جوان مسلمان مطرح می شود. اما این پرسش به نوعی نیز نشان دهنده سردرگمی نزدیک به بدبینی درباره ماهیت شخصیت رمضان و طرح فکری وی است که تقریباً در خلال دو دهه گذشته در جریان بوده است.
برخی وی را یک فیلسوف جوان و برجسته می دانند که بهترین وجوه اسلام و غرب را کنار هم گردآورده است. وی پل ارتباطی بین دو تمدن است، فعال صریح اللهجه ای که خواهان عدالت جهان شمول و یکی از نیروهای شکل دهنده روزگار ماست. با این حال، منتقدان وی را به دو پهلویی در کلام متهم می کنند و می گویند وی به انگلیسی و فرانسوی پیامی ملایم و به عربی پیامی افراطی عرضه می کند. آنان می گویند رمضان چهره آزادمنشانه به خود می گیرد تا بتواند نیات اسلام گرایانه واقعی خود را پنهان کند. حتی گروهی او را اسب تروای جهاد در اروپا لقب داده اند. از این رو، وی در موضوعات مربوط به آینده اسلام در اروپا یک چهره اصلی است.
با این حال، هنگامی که این سئوال را با او درمیان گذاشتم، راحت جواب داد، گویی جنجال هایی که صرف بودنش ایجاد می کند، در واقع کاملاً بی ربط است. وی گفت: من روشنفکری متعهد هستم که مسلمان است و در عین حال در برابر چالش های دوران خود ایستاده است. بعد به سرعت اضافه کرد: واقعاً برایم مهم است که کارشناسی فعال و مرتبط با جامعه ام باشم. پدر و مادر رمضان هر دو مصری بودند. پدرش سعید رمضان پسر حسن البنا بنیانگذار جنبش اخوان المسلمین بود که در پی سرکوب این جنبش به دست جمال عبدالناصر و اعدام چند عضو ارشد آن، به ناچار به تبعید سیاسی رفت. رمضان در سوییس، فلسفه خواند و رساله دکترای خود را در مورد مطالعات اسلامی و نیچه نوشت. بیش از ۲۰ کتاب و ۸۰۰ مقاله نوشته و حدود ۱۷۰ نوار سخنرانی اش منتشر شده است. در حال حاضر در دانشگاه های ژنو و فرایبورگ تدریس می کند.
این هویت چندگانه رمضان ۴۲ ساله- در مقام فردی فعال و دانشگاهی- یک مسلمان متعهد و یک شهروند فعال غربی است که او را از دیگر روشنفکران مسلمان هم عصر خود متمایز می کند. وی که همزمان با تکیه بر منظر سنت علوم اسلامی و فلسفه غربی کار می کند، به استفاده ماهرانه از نقل قول از قرآن و حدیث و همزمان سخنان نیچه در نقد خرد گرایی غربی مشهور شده است. با این حال، مهم تر از همه چیزی است که وی آن را زمانی دوگانگی مسلمان واقعی و غربی واقعی بودن توصیف کرد- یعنی گردهم آوردن سنت اسلامی که رمضان خود را وقف آن کرده است و غرب که در آن بزرگ شده و تحصیل کرده است. افزون بر این، وی در زمانی این کار را می کند که به نظر می رسد این دو در پیکاری ناخوشایند در برابر هم قرار گرفته اند- هرچند که احتمالاً این انتخاب آنها نبوده است. از این رو عده ای استدلال می کنند بحث این نیست که رمضان نماینده چیست، بلکه بحث این است که وی واقعاً کیست.
اما آمریکا چه هراسی از رمضان داشت که او را به سرزمین خود راه نداد- مردی که چند ماه قبل نشریه تایم وی را یکی از صد نفر اندیشمندان برجسته جهان خواند- رمضان قرار بود یک ترم در دانشگاه نتردام در آمریکا اخلاق اسلامی تدریس کند که این ماجرا رخ داد. اما این هم تعجب آور نبود که دهها کارشناس مطالعات خاورمیانه در آمریکا طوماری را خطاب به کالین پاول وزیر امور خارجه در اعتراض به این عمل امضا کردند. رمضان در مطلبی که در نیویورک تایمز نوشت، این سئوال را مطرح کرد: آیا من ترسناکتر از آن بودم که در کلاس حضور یابم؟ با وجودی که چیزی در مورد لغو روادید به او نگفتند، وی معتقد است این تصمیم، سیاسی بود. وی گفت: این کار ثمره برنامه ای شرارت بار با هدایت برخی نومحافظه کاران صهیونیست بخصوص دنیل پایپس بود که به مقامات فشار آوردند و اتهامی بی پایه در مورد ارتباط پنهانی با القاعده ساختند. رمضان گفت: آنان اصلاً نمی خواهند صدای مسلمانی که در پی یافتن فصل مشترک با غرب است، شنیده شود. این تهدیدی برای آنان است که مسلمانان روایتی متفاوت از روایت غالب از وضعیت خاورمیانه ارائه کنند. اینکه مسلمانان خواهان آشتی با آمریکا و غرب باشند نه رویارویی با آنها نیز برایشان تهدید است. با این حال، رمضان با این گونه روش ها که برای خاموش کردن او به کار می رود، بیگانه نیست.
اکنون ۲۰ سال است که رمضان خود را وقف تدوین الگویی برای اسلام اروپایی کرده است، الگویی که به شهروندان مسلمان اروپا یا به گفته رمضان، مسلمانان غربی اجازه بدهد از بیغوله ها خارج و به شهروندانی فعال تبدیل شوند. براساس این نگرش، اسلام در تعیین آینده اروپا نقش دارد و در نتیجه باید در هر بحثی در مورد آینده این قاره حضور داشته باشد. رمضان قصد دارد با ارائه روایتی جدید از منابع اولیه اسلام، راهی دیگر برای تجسم اسلام و قوانین اسلامی برای رابطه بین مسلمانان و سایرین بیابد و به این ترتیب نوعی الهیات اسلامی متشکل از تکثر گرایی و عدالت عرضه کند.
به اعتقاد رمضان دقیقاً همین روایت جاری از منابع اولیه اسلام است که سبب وضعیت تأسف بار مسلمانان در روزگار حال است. وی این گونه توضیح داد: روایت ما از منابع و مراجع اسلامی بیشتر در این باره است که چگونه خودمان را از تمدن غالب در امان نگهداریم. روش استفاده ما از ارجاعات اسلامی، روش خواندن تاریخ ما، میراثها و سنن وضعیت خاصی دارد. ما تمایل داریم این ارجاعات را اغلب از طریق آنچه ما را از غرب یا دیگری متمایز می کند، بررسی کنیم، نه آنچه ممکن است بین این سنن و سنت غربی مشترک باشد. از این رو قرائت جدیدی از این ارجاعات برای دستیابی به فهم بهتر از این ارزشهای جهان شمول لازم است. رمضان معتقد است برخی از این ارزشها از قرآن، سنت و فرهنگ اسلامی سرچشمه می گیرد. وی گفت: فکر می کنم باید درباره میراث خودمان، اعتماد به نفس داشته باشیم و رابطه خودمان را با غرب، معیار سنجش هر چیزی قرار ندهیم.
با توجه به این که گذشته این رابطه چندان دوستانه نبوده است و در حال حاضر دیدگاههایی مانند ستیز تمدنها را به ذهن متبادر می کند، این کار بسیار عظیم است. رمضان می گوید از این که به جوامع مسلمان و غربی و نیز نگرش آنها به هم نگاه انتقادی دارد، شرمنده نیست. با این حال، وی بخش عمده ای از سخت ترین انتقادات خود را متوجه هم کیشان خود در اغلب سرزمین های مسلمان می کند. سردرگمی خود را از چگونگی برداشت برخی از مسلمانان از غرب نیز پنهان نمی کند. وی می گوید: خیلی اوقات پیش می آید که وقتی به برخی نقاط جهان اسلام می روم، احساس می کنم بین دو نگرش گرفتار شده ام: یکی شیفتگی کامل به غرب و دیگری طرد کامل آن، اینها هر دو برخوردهای احساسی است که باید از آن پرهیز کرد.
وی همچنین از تلاش نکردن اکثر مسلمانان برای فهم بحثهای فلسفی که در حال حاضر در غرب جریان دارد و نیز پویایی درونی جوامعی که در آن زندگی می کنند، انتقاد می کند، به اعتقاد وی مسلمانان غربی می توانند در این دو عرصه تأثیر گذار باشند و در پی زمینه های مشترک خود بگردند نه نقاط جدایی. به گفته رمضان، وی در پی صدای بی صدایان اروپاست و منظورش از بی صدایان در اینجا جوامعی است که در آن مسلمانان در اکثریت هستند. وی گفت: در سخنرانی هایم به مردم می گویم باید هر آنچه را با ارزشهایمان مغایرت ندارد، برگیریم و به میراث خود بیافزاییم. این بخشی از سنت اسلامی یعنی اصل یکپارچگی است. می توانیم از الگوی غربی چیزهایی را بگیریم که با ارزشهایمان مطابقت دارد و این خیلی چیزها را شامل می شود.
به رغم دفاع قوی وی از سنن اسلامی، رمضان معتقد نیست که الگوی جامعه اسلامی، فی نفسه وجود دارد و شاید در این نقطه است که می توانیم به آشکارترین شکل، بلاتکلیفی شخصی خود رمضان را ببینیم.
این اعتقاد وی که بسیاری ارزشهای غربی را می توان، به راحتی با ارزشهای اسلامی گردآورد، به این معناست که او معتقد نیست که مثلاً چیزی به نام نظم اقتصاد اسلامی یا کشور اسلامی وجود دارد. او گفت: اینها همه کلمات و شعار است. مشکل اینجاست که ما طوری عمل می کنیم که گویی هر آنچه در فرهنگ اصلی ماست، درست است. اما این برداشت نادرست است. همه چیز فرهنگ اروپایی ضد اصول اسلامی نیست و براساس همین منطق همه چیز در فرهنگ مصر یا هر فرهنگ عربی دیگر هم مطابق با اصول اسلامی نیست. در فرهنگ ما چیزهای زیادی وجود دارد که به اصول دینی ما وفادار نیست.
بنابراین، وی معتقد است فرآیند اجتهاد نهایتاً مسلمانان را به سوی درک بهتری از متون بنیادی هدایت خواهد کرد. با این حال، فقدان آزادی در جوامع مسلمان احتمالاً مانع این فرآیند خواهد شد. رمضان به این واقعیت اذعان و وضعیت جاری در برخی جوامع مسلمانان را خاطرنشان می کند که به نقطه ای رسیده اند که آنچه وی به عنوان تنوع پذیرفته شده یعنی بخش جدایی ناپذیر سنت اسلامی از آن یاد می کند، در مباحثات عمومی بازتاب پیدا نمی کند. وی چنین توضیح داد: در اسلام ما یک تنوع پذیرفته شده داریم، یعنی تا جایی که در محدوده آنچه به عنوان بخشی از میراث خود می دانیم، افراد ظاهر بین به همان اندازه صوفی ها و خردگرایان پذیرفته می شوند. این تنوع پذیرفته شده زمینه را برای گفت وگو در درون جامعه آماده می کند، گفت وگویی که به اعتقاد رمضان امروزه جای خالی آن در جهان اسلام به شدت احساس می شود. وی معتقد است برای تجدید حیات این سنت، ما به جوامع دارای تکثرگرایی بیشتر و مباحثات سیاسی بیشتر نیاز داریم. نیاز داریم مردم را در فرآیندهای سیاسی و نیز اجتماعی دخیل کنیم. به نظر رمضان، هرگونه فرآیند اصلاحی باید از دستگاه دینی شروع شود تا ارتباط آن جامعه بیشتر شود و بتواند به واقعیتهای پیرامون خود پی ببرد.

مطالب مرتبط