فوكو و فيمينيسم

Source: American Journal of Political Science, Vol. 34, No. 2 (May, 1990), pp. 421-440

فوكو و فيمينيسم
شاني فيلان
چكيده
رويكرد فوكو بسياري از چارچوب ها و مفاهيم ليبرال و تفكر سياسي را به چالش مي كشد . با استناد به پيوند قدرت با علم در سطوح متنوع ، او تئوري هاي مظنوني كه با دقت به دغدغه ها و مشكلات منابع منفرد اشاره مي كند را تكميل كرد . او همچنين باور مانوسي كه حقيقت وقدرت متضاد اند را مورد ترديد قرار داد ، باوري كه منجر به يك سري خاصي از كنش رهايي بخشي مي شد كه شايد در واقع تكذيب ساده واقعيت قدرت در زندگي مان باشد. نويسنده به بحث مي كشد كه اين براي تكامل وتوسعه نظريات فيمينيسم و ساير نظريات سياسي كاربرد زيادي دارد .
كار فوكو در زمينه گسستگي و نهليسم چالشي بوده است . اين چالش بوسيله فمينست ها و غيرفيمينيست ها ايجاده شده است . بخش هاي بعدي اين نوشته اين چالش ها و مباحث را رهنمون مي كند كه فوكو نه گسستي است ونه نهليستي ، اما زمينه هاي جديدي براي نظريات سياسي مي جويد كه بر نواقص مدرن نظريه «انسان گرايي» غلبه خواهد كرد . در اين صورت،‌ او با فيمينيست هايي كه استدلالي را مي جويند و ظرفيت كاذب و برابري گفتمان انسان گرايي را زير سئوال مي برند ، هم راي است .
نويسنده درمقدمه با تعريض به كتاب تاريخ جنسيت بيان مي كند كه بسياري از فمينيست ها كارهاي فوكو را رد مي كنند و برخي هم با درك و پشتوانه نظريات فوكو به دورنمايي رسيده اند و ساير فيمينيست ها معتقد هستند كه بسياري از مباني كارهاي كار فوكو براي فيمينست ها ناقص است همچنين است در مورد تقلا هاي سياسي . البته اين نگاه موضوعات فيمينيستي را از هم ديگر جدا نكرد و قابل دفاع است كه ايده هاي فوكو تقريبا براي يك چالش واقعي نا كافي است . اين مقاله بحث خواهد كرد كه كارهاي فوكو در واقع توسعه نظريات فيمينيستي است، البته نه در هر موضوع فيمينستي .


در بخش اول مقاله نتايج مفاهيم عمده فوكو در ضرورت كارهاي بعدي او به خلاصه بيان خواهد شد و اين به بحثي منجرخواهد شد كه شيوه هاي كار فوكو بر تشابهات جنسيتي با نگراني هاي فيمينيستها همراه است . نويسنده ادعا هاي اين انتقادات را ، در فيمينست ها و غير فيمينيست ها ، نشان مي دهد كه فوكو آنها را بدون هيچ زمينه اي براي مقاومت يا تغيير اجتماعي رها كرد ، او فيمينيست ها را براي ايجاد مبنايي براي سنجش و مقايسه بين تجارب و رژيم ها بي بهره ساخت و اين كه چالشي براي موقعيت شناسا كه طرد امكان آزادي و منزلت را به همراه دارد . نويسنده در بخش ديگر مقاله پاسخ فوكو به اين چالش و فعاليت هاي سياسي را واضح مي كند ؛ اينكه فوكو با اين موضوعات جداً مرتبط است اما تحليل هاي جديدي از آنها را ارايه مي دهد ، كه ممكن است ما را قادر سازد تا به مسايلي كه راه حل ها و تعاريف انسان گرايي طرح شود ، رهنمون سازد .
نويسنده نظريات فوكو را در ابتدا به صورت كلي و معطوف به كتابهايش بيان مي كند و سپس مي گويد به نظر فوكو جنسيت ابزاري است براي تغيير ، جنسيت براي قدرت مدرن ابزاري است كه از آن طريق گفتماني درباره جنس است كه ما آن را كنترل و نرمال مي كنيم(البته نه منحصرا از طريق گفتمان) .
به عنوان گفتمان ، جنسيت بر نهادهاي كشيشي متاخر اعتراف مبتني است كه به تدريج بسط يافته بود . فوكو بيان مي كند كه اعتراف ابزار عمده اي براي قدرت در جوامع غربي گرديد . نويسنده در بخش هاي پاياني مقاله نظرات فوكو را در برابر برخي از انديشمندان فيمينيست مثل ليندا آلكوف ، وندي براون ،‌كاري دالي ،‌گريسين استفانو ، نانسي فاستر ، ماريا لوگونيس قرار مي دهد كه در ابتدا به طور خلاصه بيان شد .

مطالب مرتبط