تحلیل گفتمان به مثابه یک روش تحقیق در علوم انسانی

چکیده

انسانها زبان را به منظورهای مختلفی چون انتقال و کسب اطلاعات ، بیان احساسات و مواردی از این قبیل به کار می برند. از طرفی دیگر انسانها به کمک تجربه‌های شخصی خود از محیط بیرون و گفتار دیگران برداشت‌ها و تعابیری حاصل می کنند که گاه با واقعیت تطابق دارد و گاه فاصله‌ای در این بین موجود است و همین عدم تطابق برخی تعابیر  با واقعیتها انگیزه‌ای شد تا نظری هر چند گذرا به این جنبه بررسی زبان یعنی « تحلیل گفتمان» افکنده شود. تحلیل گفتمان (Discourse Analysis) که در زبان فارسی به «سخن کاوی »، « تحلیل کلام» و « تحلیل گفتار » نیز ترجمه شده است، یک گرایش بین رشته‌ای است که از اواسط دهه ی 1960 تا اواسط دهه ی 1970 در پی تغییرا ت گسترده علمی – معرفتی در رشته هایی چون انسان شناسی، قوم نگاری، جامعه شناسی خرد، روانشناسی ادراکی و اجتماعی، شعر، معانی بیان زبانشناسی و سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی علاقه‌مند به مطالعات نظام مند ساختار، کارکرد و فرآیند تولید گفتار و نوشتار ظهور کرده است. در این مقاله با رویکردی نظری سعی شده است تحلیل گفتمان و ابعاد آن را به عنوان یک روش تحقیق در علوم انسانی نشان داده شود.

مقدمه:

انسانها زبان را به منظورهای مختلفی چون انتقال و کسب اطلاعات ، بیان احساسات و مواردی از این قبیل به کار می برند. از طرف دیگر انسانها به کمک تجربه های شخصی خود از محیط بیرون و گفتار دیگران برداشتها و تعابیری حاصل می کنند که گاه با واقعیت تطابق دارد و گاه فاصله ای در این بین موجود است و همین عدم تطابق برخی تعابیر با واقعیت‌ها باعث می‌شود که از گفت‌وگو بین دو یا چند نفر تعبیر دیگری استنباط شود.

وقتی شخصی قطعه ای از زبان را می خواند یا می شنود نه تنها تلاش می کند معنای واژه ها را بفهمد بلکه درصدد است که مقاصد نویسنده یا سخنگو را نیز استنباط کند. پاره ای از جمله ها یا قطعه ای از گفتارها را از نظر معنا نمی توان فهمید مگر اینکه انسان بداند چه کسی صحبت می کند ، درباره چه چیزی یا چه کسی حرف می زند ، چه زمانی و در چه مکانی مطلب را بیان کرده است.

گفتمان‌ها نه تنها مربوط به چیزهایی است که می‌توانند گفته شوند یا درباره‌شان فکر شود، بلکه درباره این نیز هست که چه کسی، در چه زمانی، و با چه آمریتی می‌تواند صحبت کند. گفتمان‌ها مجسم کننده معنا و ارتباطات اجتماعی است. فوکو اشاره می‌کند که تکیه وی بر گفتمان به گونه‌ای مستقل از زبان و‌اندیشه، بدین معنا نیست که در مقابل سلطه آن نمی‌توانیم کاری بکنیم. گفتمان‌ها اعمالی هستند که به طور نظام‌مند موضوعاتی را شکل می‌دهند که خود سخن می‌گویند… گفتمان‌ها درباره موضوعات صحبت نکرده و هویت موضوعات را تعیین نمی‌کنند، آنها سازنده موضوعات بوده و در فرآیند این سازندگی مداخله خود را پنهان می‌دارند( به نقل از تاجیک، 1377: 15).

تحلیل گفتمان، روشی نوین برای پژوهش در متن‌های ارتباطی است که برای شناخت پیام و معنی به کار رفته در پیام‌های ارتباطی کاربرد یافته است. این روش در آغاز تا حد زیادی وامدار زبان‌شناسی بوده است.

در این مقاله سعی شده است از طریق مباحث زبان‌شناسی و جامعه‌شناسی جنبه‌هایی از زبان«‌ این مهم‌ترین وسیله ارتباط آدمیان» تا حدی معرفی شود. برای درک بهتر تحلیل گفتمان و جایگاه آن در علوم انسانی ـ با توجه به اینکه همیشه یک رابطه نزدیک و گمراه کننده بین تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان بوده است ـ ابتدا به بررسی سیر تاریخی تحلیل محتوا می‌پردازیم.

 

تحلیل گفتمان به مثابه یک روش تحقیق در علوم انسانی
تحلیل گفتمان به مثابه یک روش تحقیق در علوم انسانی

بررسی سیر تاریخی تحلیل محتوا:

ورود کامپیوتر به عرصه تحقیقات در دهه 1960  توجه به نشانه شناسی و ارتباطات غیر کلامی و قاطعیت بررسی های زبان شناختی پدیده های عمده ای هستند که بر رشد و توسعه ی تحلیل محتوا تاثیر عمیقی گذاشت. همراه با گسترش فناوری های ارتباطی و همچنین تحول نظریه های «تاثیر پذیری مخاطب» و اهمیت دادن به انتخاب گر بودن او، فنون تحقیق و تحلیل محتوا نیز رو به توسعه نهاد . در بررسی های تاریخی تحلیل محتوا، پنج فن گوناگون قابل شناسایی است که عبارتند از :

1- تحلیل مقوله ای 2- تحلیل سنجش 3- تحلیل بیان 4-  تحلیل نحوه ی بیان 5- تحلیل گفتمان

در تشریح فن« تحلیل مقوله ای » می توان گفت که این نوع از تحلیل اگر چه قدیمی ترین نوع تحلیل به شمار می رود اما از نظر کاربرد، بیشترین میزان استفاده را دارد. « تحلیل مقوله ای بر پایه ی عملیات برش متن در واحدهای مشخص و سپس طبقه بندی این واحدها در مقوله های قرار دارد که بر حسب مشابهت طبقه بندی شده اند».

در « تحلیل سنجش» اساس بر این است که زبان به طور مستقیم بیانگر و معرف  شخصی است که از آن استفاده می کند .به همین دلیل به مفهوم زبانی که همین فن تحلیلی بر پایه آن استوار است « زبان نمایشی » گفته می شود. تحلیل سنجشی که به نظر اوزگود از فنون پر زحمت و دشوار به شمار می رود، طی چهار مرحله صورت می گیرد: ابتدا ترکیب های بیانی سنجش شناسایی می شوند. در مرحله دوم, موضوعات برخورد شناسایی و جدا سازی می شوند . در مرحله ی سوم، جملات بیانی تنظیم و روز گذاری می شوند. در آخرین مرحله، رمز گذار با جهت دادن مثبت یا منفی به رابطه کلامی، شدت این جهت را روی یک طیف هفت قسمتی مشخص می کند.

«تحلیل بیان» که روی عناصر و ساختارهای صوری بیان انجام می شود توسط  دون روگ ارائه شد. اگر چه این فن هنوز به حد کمال خود نزدیک نشده است، به دلیل کاربرد وسیع و ساده ی آن مورد توجه قرار دارد. تحلیل بیان ساختارهای صوری دستوری « تحلیل نحوی »، طرز قرار گرفتن اجزای نطق « تحلیل منطقی » و فراموشی ها و اشکال های نطقی « تحلیل عناصر صوتی غیر نوعی » را بررسی می کند.

«لورنس باردن» در مورد تحلیل نحوه ی بیان اعتقاد دارد که: در تحلیل نحوه ی بیان، شاخص های به کار رفته، معنی شناختی نبوده اند بلکه از نوع شاخص های صوری هستند. با این وصف چون هدف، گذر سطحی دیگر از محتوا از طریق شکل محتوا و به طور مستقیم است، تحلیل نحوه ی بیان در حیطه ی تحلیل محتوا قرار می گیرد ( کیا، 1381 :1 )  

دلبستگی به روش تحلیل محتوا به تدریج  نوعی نگرش کمی‌ را بر ‌اندیشه محققان ارتباطی در جوامع حاکم کرده است. اما در جهان پس از انتشار آثار زلیک هریس در اواخر دهه 50  و به‌خصوص وان دایک در اوایل دهه 70 تحلیل گفتمان به عنوان شیوه‌ای مقبول و مشهور در مطالعات ارتباطی و تحلیل پیام‌های رسانه‌ای مطرح شده است. شناخت و درک عمیق از  معناهای نهفته در متون ارتباطی، مستلزم استفاده از روش‌های تحلیل کیفی در این عرصه است. گربنر گفته است توجه اصلی مطالعه در مورد ارتباط بر تولید، سازمان، ترکیب‌بندی، ساختار، توزیع، تحول تاریخی و عملکرد سیستم‌های پیام در جامعه است.

تاریخچه تحلیل گفتمان:

تحلیل گفتمان که در زبان فارسی به «سخن کاوی» ، «تحلیل کلام» و«تحلیل گفتار» نیز ترجمه شده است، یک گرایش بین رشته ای است که از اواسط دهه ی 1960 تا اواسط دهه ی 1970 در پی تغییرات گسترده علمی – معرفتی در رشته هایی چون انسان شناسی، قوم نگاری، جامعه شناسی خرد، روانشناسی ادراکی و اجتماعی، شعر، معانی بیان زبانشناسی و سایر رشته های علوم اجتماعی و انسانی علاقه مند به مطالعات نظام مند ساختار و کارکرد و فرآیند تولید گفتار و نوشتار ظهور کرده است. این گرایش، به دلیل بین رشته ای بودن خیلی زود به عنوان یکی از روش های کیفی در حوزه های مختلف علوم سیاسی، علوم اجتماعی، ارتباطات و زبان شناسی انتقادی مورد استقبال واقع شد.

اصطلاح « تحلیل گفتمان » نخستین بار در سال 1952 در مقاله ای از زبان شناس معروف انگلیسی زلیک هریس به کار رفته است. زلیک هریس در این مقاله دیدی صورتگرایانه از جمله به دست داد و تحلیل گفتمان را صرفاً نگاهی صورت گرایانه ( و ساختارگرایانه ) به جمله و متن برشمرد. بعد از هریس ، بسیاری از زبان شناسان تحلیل گفتمان را نقطه مقابل تحلیل متن دانسته اند.

به اعتقاد این عده تحلیل گفتمان شامل تحلیل ساختار زبان گفتاری – مانند گفت و گوها، مصاحبه ها و سخنرانی ها – و تحلیل متن شامل تحلیل ساختار زبان نوشتاری – مانند مقاله ها، داستانها، گزارش ها و غیره – است. دیری نگذشت که بعضی از زبان شناسان این مفهوم را در معناهای متفاوتی به کار بردند. دسته ی اخیر معتقد بودند که تحلیل گفتمان بیشتر به کارکرد یا ساختار جمله و کشف و توصیف روابط آن می پردازد. به عبارت دیگر تحلیل گفتمان نزد این عده عبارت بود از شناخت رابطه ی جمله ها با یکدیگر و نگریستن به کل آن چیزی که نتیجه این روابط است . مطابق این تعریف ، تحلیل گفتمان  برخلاف تحلیل های سنتی زبان شناسانه ، دیگر صرفاً با عناصر نحوی و لغوی تشکیل دهنده ی جمله به عنوان عمده ترین مبنای تشریح معنا ، یعنی زمینه ی متن (co-text) سروکار نداریم، بلکه فراتر از آن به عوامل بیرون از متن، یعنی بافت موقعیتی context of situation)) ، فرهنگی، اجتماعی و غیره سروکار داریم. بنابراین، تحلیل گفتمان « چگونگی تبلور و شکل گیری معنا و پیام واحدهای زبانی را در ارتباط عوامل درون زبانی  ] زمینه ی متن [ واحدهای زبانی، محیط بلافصل زبانی مربوطه و نیز کل نظام زبانی ) و عوامل برون زبانی [ زمینه ی اجتماعی ، فرهنگی و موقعیتی ] بررسی می کند.» (‌‍‌‍فرکلاف،1379: 8).

تعاریف تحلیل گفتمان:

در مورد تحلیل گفتمان تعاریف گوناگونی وجود دارد که در ذیل چند تعریف از صاحبنظران را در این زمینه می آوریم .

از دیدگاه یول و براون تحلیل گفتمان در کتاب تحلیل انتقادی گفتمان اینچنین تعریف شده است که :

تحلیل گفتمان تجزیه و تحلیل زبان در کاربرد است، در این صورت نمی تواند منحصر به توصیف صورت های زبانی مستقل از اهداف و کارکردهایی باشد که این صورت ها برای پرداختن به آنها در امور انسانی به وجود آمده اند.( فرکلاف،1379،ص 9)

 همچنین شیفرین و استابز در همین کتاب چنین گفته اند که :

تحلیل گفتمان می کوشد تا نظام و آرایش فرا جمله ای عناصر زبانی را مورد مطالعه قرار بدهد و بنابراین واحدهای زبانی نظیر تبادلات مکالمه ای یا متون نوشتاری را مورد بررسی قرار بدهد. ( فرکلاف ،1379:9 )

وان دایک نیز در پاسخ به این سوال که گفتمان دقیقاً به چه معنایی است ؟ اظهار می دارد که « کاش می توانستم آنچه را که درباره گفتمان می دانم ، به شکلی فشرده در تعریفی ساده بگنجانم.» او ادامه می دهد که متاسفانه مفهوم گفتمان نیز مانند مفاهمی چون زبان ، ارتباط ، تعامل ، جامعه و فرهنگ مفهومی اساساً مبهم است.( میر فخرایی،1383: 7)

لورنس باردن مولف کتاب تحلیل محتوا ، تحلیل گفتمان را پروژه ای نابالغ می داند که جنبه نظری پرمدعایی دارد.( کیا، 1381: 1)

کتی مک میلن نیز در مقاله ای با عنوان الفبای تحلیل گفتمان در جواب این که تحلیل گفتمان چی هست ؟ جواب می دهد که تحلیل گفتمان یک اصطلاح برای مطالعه قسمت اعظم زبان است. بطور کلی آن شامل تنوع رویکردها و دیدگاه های مختلف با روش های گوناگون زیادی است. و در جایی دیگر اضافه می کند تحلیل گفتمان یکسری روشها و تئوریها برای بررسی زبان و کاربرد زبان در زمینه های اجتماعی است. (Macmillan, 2006: 1)

ام.استاب (M.Stubbs) نیز سه ویژگی برای در توصیف این که تحلیل گفتمان چی هست، می شمارد که عبارتند از :

الف- به عنوان امری که در رابطه با کاربرد زبان فراتر از حدود بیان یک جمله است.

ب- امری در رابطه با روابط درونی بین زبان و جامعه است.

ج- امری که در رابطه با عامل موثر یا ویژگی های گفتاری ارتباطات روزمره است.

او در ادامه می گوید اصطلاح تحلیل گفتمان بسیار مهم است. من از این اصطلاح عمدتاً برای اشاره به تحلیل زبان شناختی که در رابطه با گفتار یا کلام نوشتاری رخ می دهد استفاده می کنم. تقریباً این اصطلاح به مطالعه ساختار زبان فراتر از جمله مربوط می شود. و بنابراین مطالعه واحدهای زبانی بزرگتر ، نظیر گفتمان محاوره ای یا متون نوشتاری است. (  Slembrouck, Stef , 1998-2004  )  

گفتمان به تلازم گفته با کارکرد اجتماعی یا معنایی آن تعبیر شده است. از این رو تحلیل گفتمان عبارت است از تعبیه ساز و کار مناسب و اعمال آن در کشف و تبیین ارتباط گفته (یا متن) کارکردهای فکری- اجتماعی. در عمل تحلیل گفتمان در صدد کشف و تبیین ارتباط بین ساختار دیدگاه های فکری – اجتماعی و ساختارهای گفتمانی است. ( یارمحمدی و خسروی نیک، 1382: 173)

 

تحلیل گفتمان به مثابه یک روش کیفی

 هرچند از ابتدای قرن بیستم تحلیل محتوا  (Content Analysis) به عنوان یک روش کمّی در کار پژوهشگران جا باز کرد. اما همانگونه که لورنس باردن استاد تحلیل محتوا می گوید آغازگر این روش ”هارولد دوایت لاسول “ استاد سرشناس تحقیقات ارتباطی در آمریکاست:

”اولین نامی که تاریخ تحلیل محتوا را واقعا روشن می کند ”هارولد لاسول“ است. او تقریبا ازسال 1915 تحلیل هایی از مطبوعات و تبلیغات به عمل می آورد. در سال 1927 تکنیک های تبلیغات دردنیای جنگ(Propaganda technique in the world war) منتشر می شود.“ (باردن، 1374، 10)
در تعریف تحلیل محتوا، تعریف ”برنارد برلسون “ هنوز هم با گذشت سال ها، مورد استناد پژوهشگران است. ”برلسون“ می نویسد:

”تحلیل محتوا یک شیوه تحقیقی است که برای تشریح عینی، منظم و کمّی محتوای آشکار پیام های ارتباطی به کار می رود.“ (بدیعی، 1380، 7)

تاکید ”برلسون“ بر روی کمّی بودن تحلیل محتوا را در تعریف ”کاپلان “ نیز می‌توان مشاهده کرد:

”روش تحلیل محتوا، معناشناسی آماری مباحث سیاسی است“ (Kaplan, 1943,230) در روش تحلیل محتوا آماری بودن روش، حکایت از کمّی بودن آن دارد.در مقابل، روش ”تحلیل گفتمان“ یک روش کیفی است که از اصلاح روش های اولیه تحلیل رسانه‌ها حاصل شده است، اصلاحی که شالوده زبانشناسی دارد.
“وان دایک” چهار جزء متمایز رویکرد به گفتمان را اینگونه برمی شمارد:

اول، تحلیل گفتمان یک پیام رسانه ای را به عنوان یک گفتمان تمام عیار مستقل بررسی می کند. تحلیل محتوا در پژوهش ارتباطات جمعی معمولا برای یافتن روابط (یا همبستگی ها) میان این و یا آن ویژگی – اغلب محتوا و گاهی سبک – پیام‌ها و ویژگی های فرستنده/ سخنگو یا خوانندگان انجام می گیرد. گفتمان رسانه ای به عنوان شکلی از ”عمل اجتماعی“ کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است و آشکار کردن ساختارهای ذاتی درهمه سطوح تحصیل، هدفی معقول محسوب می شود. دوم اینکه، هدف تحلیل گفتمان عمدتا تشریح داده های کیفی است و نه داده های کمّی. البته معیارهای کمّی را می‌توان به خوبی بر تحلیلی، آشکار از نوع عمدتا بیشتر کیفی بنیان نهاد. سوم اینکه، درحالی که تحلیل محتوا عمدتا [بیشتر] بر مبنای داده های مشاهده شدنی و محاسبه‌پذیری چون واژه‌ها، عبارات، جمله‌ها و یا ویژگی‌های سبک شناختی مبتنی است، تحلیل گفتمان سوالی روشن کردن ساختارهای سطحی برحسب گرامر نوین – به ساختارهای معنا شناختی شالوده ای هم توجه دارد و فرض ها، ارتباط ها، دلالت‌ها و راهبردها را هم روشن می سازد، این‌ها معمولا در گفتمان در حالت پوشیده باقی می‌مانند. تحلیل گفتمان در قالب نظریه‌های تجربی، تلاش می کند قوانین یا اصول شالوده‌ای این ساختارها، تولید و درک پیام رسانه ای را بیابد“ (ون دایک، 1378: 9)

همانگونه که ملاحظه شد، وان دیک برخلاف برلسون و کاپلان که تحلیل محتوا را روشی کمّی می دانند به کیفی بودن روش تحلیل گفتمان اعتقاد دارد. بنابراین می‌بایست تحلیل گفتمان را به مثابه یک روش کیفی در مطالعات رسانه‌ای به کارگیریم. زیرا در تحلیل گفتمان به جای شمارش و مقادیر آماری با معناشناسی کاربردی متن سروکار داریم.

موارد استفاده تحلیل گفتمان

سهم تحلیل گفتمان پست مدرن، بکارگیری افکار انتقادی در موقعیت های اجتماعی و سیاستهای پنهان (یا آشکار ) درون جامعه است، به خوبی گفتمان های دیگر که بر جامعه مسلط هستند( تفسیر جهان، نظامهای اعتقادی و …).

تحلیل گفتمان می تواند در مورد هر زمینه ای و یا در مورد هر مشکل و یا موقعیتی به کار گرفته شود. چون تحلیل گفتمان اساساً یک خوانش تفسیری و ساختاری است پس از هیچ رهنمود ویژه ای پیروی نمی کند(در واقع یک راهنمایی دقیق و خاصی برای این روش وجود ندارد).

به همان اندازه که هر شخصی می تواند ازنظریات ژاک دریدا ((Jacques Derrida   ،  میشل فوکو (Michel Foucault )، ژولیا کریستیو (Julia Kristeva) و یا فدریک جیمسون (Fredric Jameson)، استفاده کند؛ می تواند از نظریات متفکران پست مدرن و انتقادی نیز استفاده کند.

دوباره تاکید می کنیم که تحلیل گفتمان هدفش معطوف به جمع آوری جوابهای دقیقی نیست، فقط آن کمک می کند که ما افق های دید شخصی مان را گسترش بدهیم. برنامه کار و هیجانات ناشناخته و نارسایهای خودمان را بهتر بشناسیم، به همان اندازه که می توانیم به افق های دید دیگران دست بیابیم. به عبارت دقیق تر تحلیل گفتمان انتقادی آنچه را که درپشت اعمال وجود دارد روشن می کند.

برای مثال تحلیل گفتمان نظریه های علوم کتابداری را به کار می برد. و در برابر اعتبار و درستی روش تحقیق (کمی یا کیفی) بحث نمی کند و بیان یا ارزش خاصی را نشان نمی دهد. تحلیل گفتمان بر وجود پیام متن ها و قرارگرفتن آنها درون یک زمینه اجتماعی و یا تاریخی تاکید می کند. هدف تحلیل گفتمان روشن کردن هیجانات و سیاستهایی است که شامل بحث برای یا علیه یک روش تحقیق مشخص ، قضیه یا ارزش است.

روایی و پایایی در تحلیل گفتمان

گفتمان یا تحلیل انتقادی همیشه یک مسئله تفسیری بوده است. همانطور که می دانید ما در اینجا با داده های که در طول تحلیل گفتمان جمع آوری شده است مشکلی نداریم. پس Reliability  وValidity یک تحقیق و یافته های آن وابسته به بحث های منطقی است که وجود دارد. حتی بهترین بحث های ساخت یافته سوژه ای برای سازه گشایی (deconstructive) مطالب خوانده می شود. اعتبار تحلیل انتقادی به کیفیت قدرت نطق و بیان وابسته است. 

مزایا و معایب

تحلیل گفتمان وتفکر انتقادی برای هر موقعیت و هر موضوعی کاربردی است. نگرش تازه که بوسیله تحلیل گفتمان فراهم شده است راه را برای رشد شخصی و ابتکار درسطح بالا باز می کند. تحلیل گفتمان معتبر می تواند منجر به تغییرات زیادی در آداب و رسوم ، نهادها ، حرفه ها و یا جامعه به عنوان یک کل شود. بنابراین تحلیل گفتمان نمی تواند جواب دقیقی فراهم کند. تحلیل گفتمان علم “سختی” ( HARD) ، نیست. اما دانش و نگرشی مبتنی بر استدلال و بحث های مستمر است. از دیگر معایب تحلیل گفتمان می توان به کاربرد آن اشاره کرد. متاسفانه دو آسیب جدی همواره محققان را در کاربرد تحلیل گفتمان تهدید می کند، که اینک در دو قالب کلی عدم آشنایی با روش و ناتوانی در کاربرد روش به آن‌ها می پردازیم:

الف: عدم آشنایی با روش تحلیل گفتمان

نخستین آسیب جدی که محققان را در کار بست تحلیل گفتمان، تعقیب می کند نداشتن شناخت کافی در تمییز شیوه های سه گانه تحلیل گفتمان از یک سو، و به کار بردن تحلیل محتوا به جای تحلیل گفتمان از سوی دیگر است.آسیب شناسی روش تحلیل گفتمان در ایران حکایت از آن دارد که علت این امر عدم شناخت مفهوم تحلیل گفتمان از سوی نظریه پردازان و محققان بوده است. دکتر لطف الله یارمحمدی استاد زبانشناسی داشنگاه شیراز در این باره می نویسد: مطالبی که در باب گفتمان شناسی جسته و گریخته در ایران نوشته شده است اکثرا به تعریف و تحدید حدود و شعور و کاربرد و گفتمان محدود می شود.

هنوز هم بسیاری از محققان تازه کار ممکن است به علت عدم آشنایی کافی با این روش در جریان تحقیق با مشکل عدم روایی و پایایی روبرو شوند.

 

ب: ناتوانی در کاربرد روش تحلیل گفتمان

برخی سنت های ناپسند در محافل آکادمیک سبب ساز آسیب های روش شناسی در کار محققان می شود. به عنوان مثال گرایش محققان به استفاده از محاسبات آماری و جداول به کار رفته در تحقیق؛ زمینه ای را به وجود می آورد تا محققان تصور کنند روش هایی چون تحلیل گفتمان که آمار و ارقام روش های کمّی را ندراند، فاقد اعتبار و روایی اند؟! اگر محققان بدانند که کمّی کردن تحلیل اغلب به محتوای آشکار پیام محدود می شود و محقق را در پی بردن به پیام پنهان یا افادات و اشارت ناتوان می کند در می یابند که اصولاً روش های کمّی برای حصول نتیجه ناتوانند دلبستگی به سنت های رایج و به کار بستن روش تحلیل محتوا به مرور زمان نوعی نگرش کمّی بر اندیشه محققان حاکم کرده است، ترک چنین عادتی البته برای بسیاری از محققان دشوار بنظر می‌رسد . اما با اهمیّت یافتن جایگاه تحقیقات کیفی، پرهیز از چنین عاداتی ضروری بنظر می‌رسد .

نتیجه گیری

فن « تحلیل گفتمان » سعی دارد از روی اثرات ظاهری گفتار ، ساختار تولید و رابطه ی کلی آن را مطالعه کند. این فن تحقیق بیشتر در قالب جامعه شناسی گفتار بررسی می شود از اواسط دهه ی 1960 تا 1970، در پی تغییرات گسترده ی علمی – معرفتی دررشته هایی چون انسان شناسی، قوم نگاری، جامعه شناسی خرد، روانشناسی ادراکی اجتماعی ، شعر ، معانی بیان، زبان شناسی ، نشانه شناسی و سایر رشته های علوم اجتماعی و انسانی علاقه مند به مطالعات نظام مند ساختار و کارکرد و فرایند تولید گفتار و نوشتار ظهور کرده است.

تحلیل گفتمان سعی دارد با مطالعه ی عوامل بیرون از متن به ترکیب فرهنگی، اجتماعی ، سیاسی و … دست پیدا کند و کاری فراتر از تحلیل های سنتی ارائه دهد. این تلاش تحلیل گفتمان از علاقه ی واضعان این فن به نظریه های ایدولوژیکی و تاریخ علوم نشات می گیرد.

تحلیل گفتمان که یکی از روش های کیفی مطرح در حوزه ای مختلف ارتباطات ، زبان شناسی انتقادی، علوم سیاسی و اجتماعی به شمار می رود سعی دارد رابطه ی بین تشکیل ایدئولوژی و تشکیل گفتار و شرایط را تولید کند. این مساله نشان دهنده ی تاثیرپذیری واضعان این فن از مطالعات آلتوسر است که رسانه ها را « دستگاه ایدولوژیک دولت» می دانست.

فن تحلیل گفتمان بر پایه ی اصولی چون آماده سازی و تجزیه ی گفتار، جست و جوی وابستگی های کارآمد در عبارات و بین عبارات، بررسی وابستگی های کارآمدی داخل جمله ها و تبدیل جمله ها به واحدهای کوتاه ، طبقه بندی و رمز گذاری روابط دوگانه ی جملات و تحلیل وابستگی ها استوار است.

در حقیقت ، باید گفت فن تحلیل گفتمان به دلیل ناکارآمدی روش های دیگر تحلیل محتوا در دستیابی به لایه های پنهان متن و فراتر رفتن از سطح عینیت ها وارد حوزه ی بررسی پیام های ارتباطی شد و این را باید برخاسته از مقتضیات زمان و توجه متفکران معاصر به بحث های انتقادی در مورد رسانه ها دانست.

این فن پیشرفت خود را مدیون تلاش های دانشمندانی چون « میشل فوکو» ، « ژاک دریدا» ، « میشل پشو» و متفکران انتقادنگری چون «آلتوسر» و « گرامشی» و اندیشمندان مکتب فرانکفورت می داند.

 جدول شماره 1- مقایسه میان متنی گفتارهای زمینه در سه دوره پایانی سده بیستم

دوره پایان دو قطب گرایی دوره جنگ سرد دوم دوره تنش زدایی دوره تاریخی مولفه های سیاسی
جمع گرایانه لیبرالی دیگر پذیر لیبرالی خودخواهانه الگو
ملتها کشورها کشورها مخاطب
گفتگوی میان ملتها و فرهنگها گفتگوی میان واحدهای ملی توسعه موضوع کانونی
متکثر چند وجهی تک ذهنی ساختار
اجتماع گرایانه اخلاق گرایانه کانتی فردگرایانه رقابتی و لاکی بنیادهای فلسفی

(منبع: خانیکی ، 1383 :7-2)
علی حاتمی      سمیرا جبارنژاد 

منابع:

باردن، لورنس(.1375). تحلیل محتوا، ترجمه آشتیانی و سرخابی، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.

بدیعی، نعیم.(1380) تحلیل محتوا، تهران: اداره کل تبلیغات اداره هماهنگی روابط عمومی‌های کشور.

بلیک، رید و ادوین هارولدس(1378). طبقه‌بندی مفاهیم در ارتباطات، ترجمه مسعود اوحدی، تهران: انتشارات سروش.

تاجیک، محمدرضا. (1377). «متن، وانموده و تحلیل گفتمان(2)». مجله گفتمان. سال اول: شماره اول. صص 16ـ7.

خانیکی، هادی.(3 138). گفت‌ و گوی‌ تمدن‌ها و ارتباطات‌ بین‌المللی: زمینه‌های‌ عینی‌ و ذهنی‌ در سه‌ دهه‌ پایانی‌ سده بیستم‌. سایت ایران و جانعه اطلاعاتی

فرکلاف، نورمن. (1379). تحلیل انتقادی گفتمان، ترجمه پیران و دیگران، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.

کیا، علی اصغر.(1381). تئوری ها و مبانی تحولات تحقیقی رسانه ها. فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره 31، سال نهم.

میر فخرایی،تژا. (1383). فرایند تحلیل گفتمان، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.

وان دایک، تئون (1382). مطالعاتی در تحلیل گفتمان: از دستور متن تا گفتمان کاوی انتقادی، گروه مترجمان، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.

یارمحمدی، لطف اله و مجید خسروی نیک (1382). شیوه ای در تحلیل گفتمان و بررسی دیدگاه های فکری – اجتماعی، نامه فرهنگ، شماره 42، 181-173

Kaplan A. 1943. Content Analysis and the theory of Signs. Philos. Sci
Macmillan, Katie. (2006).”Discourse Analysis — A Primer”:
[Online:http://www.ischool.utexas.edu/~palmquis/courses/discourse.htm]
Slembrouck, Stef. (2006).”What is meant by “discourse analysis”?
[Online:http://bank.rug.ac.be/da/da.htm#pr]
Stubbs, Michael. (1983). Discourse Analysis: The Sociolinguistic Analysis of Natural Language. Oxford: Basil Blackwell

مطالب مرتبط