تحلیل گفتمان به مثابه یک روش تحقیق در علوم انسانی

علی حاتمی – دانشجوی کارشناسی ارشد جمعیت شناسی دانشگاه شیراز

سمیرا جبارنژاد – دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زنان دانشگاه الزهرا

چكيده

انسانها زبان را به منظورهاي مختلفي چون انتقال و كسب اطلاعات ، بيان احساسات و مواردي از اين قبيل به كار مي برند. از طرفی ديگر انسانها به كمك تجربه‌هاي شخصي خود از محيط بيرون و گفتار ديگران برداشت‌ها و تعابيري حاصل مي كنند كه گاه با واقعيت تطابق دارد و گاه فاصله‌اي در اين بين موجود است و همين عدم تطابق برخي تعابير  با واقعيتها انگيزه‌اي شد تا نظري هر چند گذرا به اين جنبه بررسي زبان يعني « تحليل گفتمان» افکنده شود. تحليل گفتمان (Discourse Analysis) كه در زبان فارسي به «سخن كاوي »، « تحليل كلام» و « تحليل گفتار » نيز ترجمه شده است، يك گرايش بين رشته‌اي است كه از اواسط دهه ي 1960 تا اواسط دهه ي 1970 در پي تغييرا ت گسترده علمي – معرفتي در رشته هايي چون انسان شناسي، قوم نگاري، جامعه شناسي خرد، روانشناسي ادراكي و اجتماعي، شعر، معاني بيان زبانشناسي و ساير رشته‌هاي علوم اجتماعي و انساني علاقه‌مند به مطالعات نظام مند ساختار، كاركرد و فرآيند توليد گفتار و نوشتار ظهور كرده است. در اين مقاله با رویکردی نظري سعي شده است تحليل گفتمان و ابعاد آن را به عنوان يك روش تحقيق در علوم انساني نشان داده شود.

مقدمه:

انسانها زبان را به منظورهاي مختلفي چون انتقال و كسب اطلاعات ، بيان احساسات و مواردي از اين قبيل به كار مي برند. از طرف ديگر انسانها به كمك تجربه هاي شخصي خود از محيط بيرون و گفتار ديگران برداشتها و تعابيري حاصل مي كنند كه گاه با واقعيت تطابق دارد و گاه فاصله اي در اين بين موجود است و همين عدم تطابق برخی تعابیر با واقعیت‌ها باعث می‌شود که از گفت‌وگو بین دو یا چند نفر تعبیر دیگری استنباط شود.

وقتي شخصي قطعه اي از زبان را مي خواند يا مي شنود نه تنها تلاش مي كند معناي واژه ها را بفهمد بلكه درصدد است كه مقاصد نويسنده يا سخنگو را نيز استنباط كند. پاره اي از جمله ها يا قطعه اي از گفتارها را از نظر معنا نمي توان فهميد مگر اينكه انسان بداند چه كسي صحبت مي كند ، درباره چه چيزي يا چه كسي حرف مي زند ، چه زماني و در چه مكاني مطلب را بيان كرده است.

گفتمان‌ها نه تنها مربوط به چیزهایی است که می‌توانند گفته شوند یا درباره‌شان فکر شود، بلکه درباره این نیز هست که چه کسی، در چه زمانی، و با چه آمریتی می‌تواند صحبت کند. گفتمان‌ها مجسم کننده معنا و ارتباطات اجتماعی است. فوکو اشاره می‌کند که تکیه وی بر گفتمان به گونه‌ای مستقل از زبان و‌اندیشه، بدین معنا نیست که در مقابل سلطه آن نمی‌توانیم کاری بکنیم. گفتمان‌ها اعمالی هستند که به طور نظام‌مند موضوعاتی را شکل می‌دهند که خود سخن می‌گویند… گفتمان‌ها درباره موضوعات صحبت نکرده و هویت موضوعات را تعیین نمی‌کنند، آنها سازنده موضوعات بوده و در فرآیند این سازندگی مداخله خود را پنهان می‌دارند( به نقل از تاجیک، 1377: 15).

تحلیل گفتمان، روشی نوین برای پژوهش در متن‌های ارتباطی است که برای شناخت پیام و معنی به کار رفته در پیام‌های ارتباطی کاربرد یافته است. این روش در آغاز تا حد زیادی وامدار زبان‌شناسی بوده است.

در این مقاله سعی شده است از طریق مباحث زبان‌شناسی و جامعه‌شناسی جنبه‌هایی از زبان«‌ این مهم‌ترین وسیله ارتباط آدمیان» تا حدی معرفی شود. برای درک بهتر تحلیل گفتمان و جایگاه آن در علوم انسانی ـ با توجه به اینکه همیشه یک رابطه نزدیک و گمراه کننده بین تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان بوده است ـ ابتدا به بررسی سیر تاریخی تحلیل محتوا می‌پردازیم.

 

تحلیل گفتمان به مثابه یک روش تحقیق در علوم انسانی
تحلیل گفتمان به مثابه یک روش تحقیق در علوم انسانی

بررسی سیر تاریخی تحلیل محتوا:

ورود کامپیوتر به عرصه تحقیقات در دهه 1960  توجه به نشانه شناسی و ارتباطات غیر کلامی و قاطعیت بررسی های زبان شناختی پدیده های عمده ای هستند که بر رشد و توسعه ی تحلیل محتوا تاثیر عمیقی گذاشت. همراه با گسترش فناوری های ارتباطی و همچنین تحول نظریه های «تاثیر پذیری مخاطب» و اهمیت دادن به انتخاب گر بودن او، فنون تحقیق و تحلیل محتوا نیز رو به توسعه نهاد . در بررسی های تاریخی تحلیل محتوا، پنج فن گوناگون قابل شناسایی است که عبارتند از :

1- تحلیل مقوله ای 2- تحلیل سنجش 3- تحلیل بیان 4-  تحلیل نحوه ی بیان 5- تحلیل گفتمان

در تشریح فن« تحلیل مقوله ای » می توان گفت که این نوع از تحلیل اگر چه قدیمی ترین نوع تحلیل به شمار می رود اما از نظر کاربرد، بیشترین میزان استفاده را دارد. « تحلیل مقوله ای بر پایه ی عملیات برش متن در واحدهای مشخص و سپس طبقه بندی این واحدها در مقوله های قرار دارد که بر حسب مشابهت طبقه بندی شده اند».

در « تحلیل سنجش» اساس بر این است که زبان به طور مستقیم بیانگر و معرف  شخصی است که از آن استفاده می کند .به همین دلیل به مفهوم زبانی که همین فن تحلیلی بر پایه آن استوار است « زبان نمایشی » گفته می شود. تحلیل سنجشی که به نظر اوزگود از فنون پر زحمت و دشوار به شمار می رود، طی چهار مرحله صورت می گیرد: ابتدا ترکیب های بیانی سنجش شناسایی می شوند. در مرحله دوم, موضوعات برخورد شناسایی و جدا سازی می شوند . در مرحله ی سوم، جملات بیانی تنظیم و روز گذاری می شوند. در آخرین مرحله، رمز گذار با جهت دادن مثبت یا منفی به رابطه کلامی، شدت این جهت را روی یک طیف هفت قسمتی مشخص می کند.

«تحلیل بیان» که روی عناصر و ساختارهای صوری بیان انجام می شود توسط  دون روگ ارائه شد. اگر چه این فن هنوز به حد کمال خود نزدیک نشده است، به دلیل کاربرد وسیع و ساده ی آن مورد توجه قرار دارد. تحلیل بیان ساختارهای صوری دستوری « تحلیل نحوی »، طرز قرار گرفتن اجزای نطق « تحلیل منطقی » و فراموشی ها و اشکال های نطقی « تحلیل عناصر صوتی غیر نوعی » را بررسی می کند.

«لورنس باردن» در مورد تحلیل نحوه ی بیان اعتقاد دارد که: در تحلیل نحوه ی بیان، شاخص های به کار رفته، معنی شناختی نبوده اند بلکه از نوع شاخص های صوری هستند. با این وصف چون هدف، گذر سطحی دیگر از محتوا از طریق شکل محتوا و به طور مستقیم است، تحلیل نحوه ی بیان در حیطه ی تحلیل محتوا قرار می گیرد ( كيا، 1381 :1 )  

دلبستگی به روش تحلیل محتوا به تدریج  نوعی نگرش کمی‌ را بر ‌اندیشه محققان ارتباطی در جوامع حاکم کرده است. اما در جهان پس از انتشار آثار زلیک هریس در اواخر دهه 50  و به‌خصوص وان دایک در اوایل دهه 70 تحلیل گفتمان به عنوان شیوه‌ای مقبول و مشهور در مطالعات ارتباطی و تحلیل پیام‌های رسانه‌ای مطرح شده است. شناخت و درک عمیق از  معناهای نهفته در متون ارتباطی، مستلزم استفاده از روش‌های تحلیل کیفی در این عرصه است. گربنر گفته است توجه اصلی مطالعه در مورد ارتباط بر تولید، سازمان، ترکیب‌بندی، ساختار، توزیع، تحول تاریخی و عملکرد سیستم‌های پیام در جامعه است.

تاریخچه تحليل گفتمان:

تحليل گفتمان كه در زبان فارسي به «سخن كاوي» ، «تحليل كلام» و«تحليل گفتار» نيز ترجمه شده است، يك گرايش بين رشته اي است كه از اواسط دهه ي 1960 تا اواسط دهه ي 1970 در پي تغييرات گسترده علمي – معرفتي در رشته هايي چون انسان شناسي، قوم نگاري، جامعه شناسي خرد، روانشناسي ادراكي و اجتماعي، شعر، معاني بيان زبانشناسي و ساير رشته هاي علوم اجتماعي و انساني علاقه مند به مطالعات نظام مند ساختار و كاركرد و فرآيند توليد گفتار و نوشتار ظهور كرده است. اين گرايش، به دليل بين رشته اي بودن خيلي زود به عنوان يكي از روش هاي كيفي در حوزه هاي مختلف علوم سياسي، علوم اجتماعي، ارتباطات و زبان شناسي انتقادي مورد استقبال واقع شد.

اصطلاح « تحليل گفتمان » نخستين بار در سال 1952 در مقاله اي از زبان شناس معروف انگليسي زليك هريس به كار رفته است. زليك هريس در اين مقاله ديدي صورتگرايانه از جمله به دست داد و تحليل گفتمان را صرفاً نگاهي صورت گرايانه ( و ساختارگرايانه ) به جمله و متن برشمرد. بعد از هريس ، بسياري از زبان شناسان تحليل گفتمان را نقطه مقابل تحليل متن دانسته اند.

به اعتقاد اين عده تحليل گفتمان شامل تحليل ساختار زبان گفتاري – مانند گفت و گوها، مصاحبه ها و سخنراني ها – و تحليل متن شامل تحليل ساختار زبان نوشتاري – مانند مقاله ها، داستانها، گزارش ها و غيره – است. ديري نگذشت كه بعضي از زبان شناسان اين مفهوم را در معناهاي متفاوتي به كار بردند. دسته ي اخير معتقد بودند كه تحليل گفتمان بيشتر به كاركرد يا ساختار جمله و كشف و توصيف روابط آن مي پردازد. به عبارت ديگر تحليل گفتمان نزد اين عده عبارت بود از شناخت رابطه ي جمله ها با يكديگر و نگريستن به كل آن چيزي كه نتيجه اين روابط است . مطابق اين تعريف ، تحليل گفتمان  برخلاف تحليل هاي سنتي زبان شناسانه ، ديگر صرفاً با عناصر نحوي و لغوي تشكيل دهنده ي جمله به عنوان عمده ترين مبناي تشريح معنا ، يعني زمينه ي متن (co-text) سروكار نداريم، بلكه فراتر از آن به عوامل بيرون از متن، يعني بافت موقعيتي context of situation)) ، فرهنگي، اجتماعي و غيره سروكار داريم. بنابراين، تحليل گفتمان « چگونگي تبلور و شكل گيري معنا و پيام واحدهاي زباني را در ارتباط عوامل درون زباني  ] زمينه ي متن [ واحدهاي زباني، محيط بلافصل زباني مربوطه و نيز كل نظام زباني ) و عوامل برون زباني [ زمينه ي اجتماعي ، فرهنگي و موقعيتي ] بررسي مي كند.» (‌‍‌‍فركلاف،1379: 8).

تعاريف تحليل گفتمان:

در مورد تحليل گفتمان تعاريف گوناگوني وجود دارد كه در ذيل چند تعريف از صاحبنظران را در اين زمينه مي آوريم .

از ديدگاه يول و براون تحليل گفتمان در كتاب تحليل انتقادي گفتمان اينچنين تعريف شده است كه :

تحليل گفتمان تجزيه و تحليل زبان در كاربرد است، در اين صورت نمي تواند منحصر به توصيف صورت هاي زباني مستقل از اهداف و كاركردهايي باشد كه اين صورت ها براي پرداختن به آنها در امور انساني به وجود آمده اند.( فركلاف،1379،ص 9)

 همچنين شيفرين و استابز در همين كتاب چنين گفته اند كه :

تحليل گفتمان مي كوشد تا نظام و آرايش فرا جمله اي عناصر زباني را مورد مطالعه قرار بدهد و بنابراين واحدهاي زباني نظير تبادلات مكالمه اي يا متون نوشتاري را مورد بررسي قرار بدهد. ( فركلاف ،1379:9 )

وان دايك نيز در پاسخ به اين سوال كه گفتمان دقيقاً به چه معنايي است ؟ اظهار مي دارد كه « كاش مي توانستم آنچه را كه درباره گفتمان مي دانم ، به شكلي فشرده در تعريفي ساده بگنجانم.» او ادامه مي دهد كه متاسفانه مفهوم گفتمان نيز مانند مفاهمي چون زبان ، ارتباط ، تعامل ، جامعه و فرهنگ مفهومي اساساً مبهم است.( مير فخرايي،1383: 7)

لورنس باردن مولف كتاب تحليل محتوا ، تحليل گفتمان را پروژه اي نابالغ مي داند كه جنبه نظري پرمدعايي دارد.( كيا، 1381: 1)

كتي مك ميلن نيز در مقاله اي با عنوان الفباي تحليل گفتمان در جواب اين كه تحليل گفتمان چي هست ؟ جواب مي دهد كه تحليل گفتمان يك اصطلاح براي مطالعه قسمت اعظم زبان است. بطور كلي آن شامل تنوع رويكردها و ديدگاه هاي مختلف با روش هاي گوناگون زيادي است. و در جايي ديگر اضافه مي كند تحليل گفتمان يكسري روشها و تئوريها براي بررسي زبان و كاربرد زبان در زمينه هاي اجتماعي است. (Macmillan, 2006: 1)

ام.استاب (M.Stubbs) نيز سه ويژگي براي در توصيف اين كه تحليل گفتمان چي هست، مي شمارد كه عبارتند از :

الف- به عنوان امري كه در رابطه با كاربرد زبان فراتر از حدود بيان يك جمله است.

ب- امري در رابطه با روابط دروني بين زبان و جامعه است.

ج- امري كه در رابطه با عامل موثر يا ويژگي هاي گفتاري ارتباطات روزمره است.

او در ادامه مي گويد اصطلاح تحليل گفتمان بسيار مهم است. من از اين اصطلاح عمدتاً براي اشاره به تحليل زبان شناختي كه در رابطه با گفتار يا كلام نوشتاري رخ مي دهد استفاده مي كنم. تقريباً اين اصطلاح به مطالعه ساختار زبان فراتر از جمله مربوط مي شود. و بنابراين مطالعه واحدهاي زباني بزرگتر ، نظير گفتمان محاوره اي يا متون نوشتاري است. (  Slembrouck, Stef , 1998-2004  )  

گفتمان به تلازم گفته با کارکرد اجتماعی یا معنایی آن تعبیر شده است. از این رو تحلیل گفتمان عبارت است از تعبیه ساز و کار مناسب و اعمال آن در کشف و تبیین ارتباط گفته (یا متن) کارکردهای فکری- اجتماعی. در عمل تحلیل گفتمان در صدد کشف و تبیین ارتباط بین ساختار دیدگاه های فکری – اجتماعی و ساختارهای گفتمانی است. ( یارمحمدی و خسروی نیک، 1382: 173)

 

تحليل گفتمان به مثابه يك روش كيفي

 هرچند از ابتداي قرن بيستم تحليل محتوا  (Content Analysis) به عنوان يك روش كمّي در كار پژوهشگران جا باز كرد. اما همانگونه كه لورنس باردن استاد تحليل محتوا مي گويد آغازگر اين روش ”هارولد دوايت لاسول “ استاد سرشناس تحقيقات ارتباطي در آمريكاست:

”اولين نامي كه تاريخ تحليل محتوا را واقعا روشن مي كند ”هارولد لاسول“ است. او تقريبا ازسال 1915 تحليل هايي از مطبوعات و تبليغات به عمل مي آورد. در سال 1927 تكنيك هاي تبليغات دردنياي جنگ(Propaganda technique in the world war) منتشر مي شود.“ (باردن، 1374، 10)
در تعريف تحليل محتوا، تعريف ”برنارد برلسون “ هنوز هم با گذشت سال ها، مورد استناد پژوهشگران است. ”برلسون“ مي نويسد:

”تحليل محتوا يك شيوه تحقيقي است كه براي تشريح عيني، منظم و كمّي محتواي آشكار پيام هاي ارتباطي به كار مي رود.“ (بديعي، 1380، 7)

تاكيد ”برلسون“ بر روي كمّي بودن تحليل محتوا را در تعريف ”كاپلان “ نيز می‌توان مشاهده كرد:

”روش تحليل محتوا، معناشناسي آماري مباحث سياسي است“ (Kaplan, 1943,230) در روش تحليل محتوا آماري بودن روش، حكايت از كمّي بودن آن دارد.در مقابل، روش ”تحليل گفتمان“ يك روش كيفي است كه از اصلاح روش هاي اوليه تحليل رسانه‌ها حاصل شده است، اصلاحي كه شالوده زبانشناسي دارد.
“وان دايك” چهار جزء متمايز رويكرد به گفتمان را اينگونه برمي شمارد:

اول، تحليل گفتمان يك پيام رسانه اي را به عنوان يك گفتمان تمام عيار مستقل بررسي مي كند. تحليل محتوا در پژوهش ارتباطات جمعي معمولا براي يافتن روابط (يا همبستگي ها) ميان اين و يا آن ويژگي – اغلب محتوا و گاهي سبك – پيام‌ها و ويژگي هاي فرستنده/ سخنگو يا خوانندگان انجام مي گيرد. گفتمان رسانه اي به عنوان شكلي از ”عمل اجتماعي“ كمتر مورد مطالعه قرار گرفته است و آشكار كردن ساختارهاي ذاتي درهمه سطوح تحصيل، هدفي معقول محسوب مي شود. دوم اينكه، هدف تحليل گفتمان عمدتا تشريح داده هاي كيفي است و نه داده هاي كمّي. البته معيارهاي كمّي را می‌توان به خوبي بر تحليلي، آشكار از نوع عمدتا بيشتر كيفي بنيان نهاد. سوم اينكه، درحالي كه تحليل محتوا عمدتا [بيشتر] بر مبناي داده هاي مشاهده شدني و محاسبه‌پذيري چون واژه‌ها، عبارات، جمله‌ها و يا ويژگي‌هاي سبك شناختي مبتني است، تحليل گفتمان سوالي روشن كردن ساختارهاي سطحي برحسب گرامر نوين – به ساختارهاي معنا شناختي شالوده اي هم توجه دارد و فرض ها، ارتباط ها، دلالت‌ها و راهبردها را هم روشن مي سازد، اين‌ها معمولا در گفتمان در حالت پوشيده باقي مي‌مانند. تحليل گفتمان در قالب نظريه‌هاي تجربي، تلاش مي كند قوانين يا اصول شالوده‌اي اين ساختارها، توليد و درك پيام رسانه اي را بيابد“ (ون دايك، 1378: 9)

همانگونه كه ملاحظه شد، وان ديك برخلاف برلسون و كاپلان كه تحليل محتوا را روشي كمّي مي دانند به كيفي بودن روش تحليل گفتمان اعتقاد دارد. بنابراين مي‌بايست تحليل گفتمان را به مثابه يك روش كيفي در مطالعات رسانه‌اي به كارگيريم. زيرا در تحليل گفتمان به جاي شمارش و مقادير آماري با معناشناسي كاربردي متن سروكار داريم.

موارد استفاده تحليل گفتمان

سهم تحليل گفتمان پست مدرن، بكارگيري افكار انتقادي در موقعيت هاي اجتماعي و سياستهاي پنهان (يا آشكار ) درون جامعه است، به خوبي گفتمان هاي ديگر كه بر جامعه مسلط هستند( تفسير جهان، نظامهاي اعتقادي و …).

تحليل گفتمان مي تواند در مورد هر زمينه اي و يا در مورد هر مشكل و يا موقعيتي به كار گرفته شود. چون تحليل گفتمان اساساً يك خوانش تفسيري و ساختاري است پس از هيچ رهنمود ويژه اي پيروي نمي كند(در واقع يك راهنمايي دقيق و خاصي براي اين روش وجود ندارد).

به همان اندازه كه هر شخصي مي تواند ازنظريات ژاك دريدا ((Jacques Derrida   ،  ميشل فوكو (Michel Foucault )، ژوليا كريستيو (Julia Kristeva) و يا فدريك جيمسون (Fredric Jameson)، استفاده كند؛ مي تواند از نظريات متفكران پست مدرن و انتقادي نیز استفاده كند.

دوباره تاكيد مي كنيم كه تحليل گفتمان هدفش معطوف به جمع آوري جوابهاي دقيقي نيست، فقط آن كمك مي كند كه ما افق هاي ديد شخصي مان را گسترش بدهيم. برنامه كار و هيجانات ناشناخته و نارسايهاي خودمان را بهتر بشناسيم، به همان اندازه كه مي توانيم به افق هاي ديد ديگران دست بيابيم. به عبارت دقيق تر تحليل گفتمان انتقادي آنچه را كه درپشت اعمال وجود دارد روشن مي كند.

براي مثال تحليل گفتمان نظريه هاي علوم كتابداري را به كار مي برد. و در برابر اعتبار و درستي روش تحقيق (كمي يا كيفي) بحث نمي كند و بيان يا ارزش خاصي را نشان نمي دهد. تحليل گفتمان بر وجود پيام متن ها و قرارگرفتن آنها درون يك زمينه اجتماعي و يا تاريخي تاكيد مي كند. هدف تحليل گفتمان روشن كردن هيجانات و سياستهايي است كه شامل بحث براي يا عليه يك روش تحقيق مشخص ، قضيه يا ارزش است.

روايي و پايايي در تحليل گفتمان

گفتمان يا تحليل انتقادي هميشه يك مسئله تفسيري بوده است. همانطور كه مي دانيد ما در اينجا با داده هاي كه در طول تحليل گفتمان جمع آوري شده است مشكلي نداريم. پس Reliability  وValidity يك تحقيق و يافته هاي آن وابسته به بحث هاي منطقي است كه وجود دارد. حتي بهترين بحث هاي ساخت يافته سوژه اي براي سازه گشايي (deconstructive) مطالب خوانده مي شود. اعتبار تحليل انتقادي به كيفيت قدرت نطق و بيان وابسته است. 

مزايا و معايب

تحليل گفتمان وتفكر انتقادي براي هر موقعيت و هر موضوعي كاربردي است. نگرش تازه كه بوسيله تحليل گفتمان فراهم شده است راه را براي رشد شخصي و ابتكار درسطح بالا باز مي كند. تحليل گفتمان معتبر مي تواند منجر به تغييرات زيادي در آداب و رسوم ، نهادها ، حرفه ها و يا جامعه به عنوان يك كل شود. بنابراين تحليل گفتمان نمي تواند جواب دقيقي فراهم كند. تحليل گفتمان علم “سختي” ( HARD) ، نيست. اما دانش و نگرشي مبتني بر استدلال و بحث هاي مستمر است. از دیگر معایب تحلیل گفتمان می توان به کاربرد آن اشاره کرد. متاسفانه دو آسيب جدي همواره محققان را در كاربرد تحليل گفتمان تهديد مي كند، كه اينك در دو قالب كلي عدم آشنايي با روش و ناتواني در كاربرد روش به آن‌ها مي پردازيم:

الف: عدم آشنايي با روش تحليل گفتمان

نخستين آسيب جدي كه محققان را در كار بست تحليل گفتمان، تعقيب مي كند نداشتن شناخت كافي در تمييز شيوه هاي سه گانه تحليل گفتمان از يك سو، و به كار بردن تحليل محتوا به جاي تحليل گفتمان از سوي ديگر است.آسيب شناسي روش تحليل گفتمان در ايران حكايت از آن دارد كه علت اين امر عدم شناخت مفهوم تحليل گفتمان از سوي نظريه پردازان و محققان بوده است. دكتر لطف الله يارمحمدي استاد زبانشناسي داشنگاه شيراز در اين باره مي نويسد: مطالبي كه در باب گفتمان شناسي جسته و گريخته در ايران نوشته شده است اكثرا به تعريف و تحديد حدود و شعور و كاربرد و گفتمان محدود مي شود.

هنوز هم بسياري از محققان تازه كار ممكن است به علت عدم آشنايي كافي با اين روش در جريان تحقيق با مشكل عدم روايي و پایایی روبرو شوند.

 

ب: ناتواني در كاربرد روش تحليل گفتمان

برخي سنت هاي ناپسند در محافل آكادميك سبب ساز آسيب هاي روش شناسي در كار محققان مي شود. به عنوان مثال گرايش محققان به استفاده از محاسبات آماري و جداول به كار رفته در تحقيق؛ زمينه اي را به وجود مي آورد تا محققان تصور كنند روش هايي چون تحليل گفتمان كه آمار و ارقام روش هاي كمّي را ندراند، فاقد اعتبار و روايي اند؟! اگر محققان بدانند كه كمّي كردن تحليل اغلب به محتواي آشكار پيام محدود مي شود و محقق را در پي بردن به پيام پنهان يا افادات و اشارت ناتوان مي كند در مي يابند كه اصولاً روش هاي كمّي براي حصول نتيجه ناتوانند دلبستگي به سنت هاي رايج و به كار بستن روش تحليل محتوا به مرور زمان نوعي نگرش كمّي بر انديشه محققان حاكم كرده است، ترك چنين عادتي البته براي بسياري از محققان دشوار بنظر می‌رسد . اما با اهميّت يافتن جايگاه تحقيقات كيفي، پرهيز از چنين عاداتي ضروري بنظر می‌رسد .

نتيجه گيري

فن « تحليل گفتمان » سعي دارد از روي اثرات ظاهري گفتار ، ساختار توليد و رابطه ي كلي آن را مطالعه كند. اين فن تحقيق بيشتر در قالب جامعه شناسي گفتار بررسي مي شود از اواسط دهه ي 1960 تا 1970، در پي تغييرات گسترده ي علمي – معرفتي دررشته هايي چون انسان شناسي، قوم نگاري، جامعه شناسي خرد، روانشناسي ادراكي اجتماعي ، شعر ، معاني بيان، زبان شناسي ، نشانه شناسي و ساير رشته هاي علوم اجتماعي و انساني علاقه مند به مطالعات نظام مند ساختار و كاركرد و فرايند توليد گفتار و نوشتار ظهور كرده است.

تحليل گفتمان سعي دارد با مطالعه ي عوامل بيرون از متن به تركيب فرهنگي، اجتماعي ، سياسي و … دست پيدا كند و كاري فراتر از تحليل هاي سنتي ارائه دهد. اين تلاش تحليل گفتمان از علاقه ي واضعان اين فن به نظريه هاي ايدولوژيكي و تاريخ علوم نشات مي گيرد.

تحليل گفتمان كه يكي از روش هاي كيفي مطرح در حوزه اي مختلف ارتباطات ، زبان شناسي انتقادي، علوم سياسي و اجتماعي به شمار مي رود سعي دارد رابطه ي بين تشكيل ايدئولوژي و تشكيل گفتار و شرايط را توليد كند. اين مساله نشان دهنده ي تاثيرپذيري واضعان اين فن از مطالعات آلتوسر است كه رسانه ها را « دستگاه ايدولوژيك دولت» مي دانست.

فن تحليل گفتمان بر پايه ي اصولي چون آماده سازي و تجزيه ي گفتار، جست و جوي وابستگي هاي كارآمد در عبارات و بين عبارات، بررسي وابستگي هاي كارآمدي داخل جمله ها و تبديل جمله ها به واحدهاي كوتاه ، طبقه بندي و رمز گذاري روابط دوگانه ي جملات و تحليل وابستگي ها استوار است.

در حقيقت ، بايد گفت فن تحليل گفتمان به دليل ناكارآمدي روش هاي ديگر تحليل محتوا در دستيابي به لايه هاي پنهان متن و فراتر رفتن از سطح عينيت ها وارد حوزه ي بررسي پيام هاي ارتباطي شد و اين را بايد برخاسته از مقتضيات زمان و توجه متفكران معاصر به بحث هاي انتقادي در مورد رسانه ها دانست.

اين فن پيشرفت خود را مديون تلاش هاي دانشمنداني چون « ميشل فوكو» ، « ژاك دريدا» ، « ميشل پشو» و متفكران انتقادنگري چون «آلتوسر» و « گرامشي» و انديشمندان مكتب فرانكفورت مي داند.

 جدول شماره 1- مقايسه ميان متني گفتارهاي زمينه در سه دوره پاياني سده بيستم

دوره پايان دو قطب گرايي دوره جنگ سرد دوم دوره تنش زدايي دوره تاريخي مولفه هاي سياسي
جمع گرايانه ليبرالي ديگر پذير ليبرالي خودخواهانه الگو
ملتها كشورها كشورها مخاطب
گفتگوي ميان ملتها و فرهنگها گفتگوي ميان واحدهاي ملي توسعه موضوع كانوني
متكثر چند وجهي تك ذهني ساختار
اجتماع گرايانه اخلاق گرايانه كانتي فردگرايانه رقابتي و لاكي بنيادهاي فلسفي

(منبع: خانيكي ، 1383 :7-2)
علی حاتمی      سمیرا جبارنژاد 

منابع:

باردن، لورنس(.1375). تحلیل محتوا، ترجمه آشتیانی و سرخابی، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.

بدیعی، نعیم.(1380) تحلیل محتوا، تهران: اداره کل تبلیغات اداره هماهنگی روابط عمومی‌های کشور.

بلیک، رید و ادوین هارولدس(1378). طبقه‌بندی مفاهیم در ارتباطات، ترجمه مسعود اوحدی، تهران: انتشارات سروش.

تاجیک، محمدرضا. (1377). «متن، وانموده و تحلیل گفتمان(2)». مجله گفتمان. سال اول: شماره اول. صص 16ـ7.

خانيكي، هادي.(3 138). گفت‌ و گوي‌ تمدن‌ها و ارتباطات‌ بين‌المللي: زمينه‌هاي‌ عيني‌ و ذهني‌ در سه‌ دهه‌ پاياني‌ سده بيستم‌. سايت ايران و جانعه اطلاعاتي

فركلاف، نورمن. (1379). تحليل انتقادي گفتمان، ترجمه پيران و ديگران، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها.

كيا، علي اصغر.(1381). تئوري ها و مباني تحولات تحقيقي رسانه ها. فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره 31، سال نهم.

مير فخرايي،تژا. (1383). فرايند تحليل گفتمان، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها.

وان دایک، تئون (1382). مطالعاتی در تحلیل گفتمان: از دستور متن تا گفتمان کاوی انتقادی، گروه مترجمان، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.

یارمحمدی، لطف اله و مجید خسروی نیک (1382). شیوه ای در تحلیل گفتمان و بررسی دیدگاه های فکری – اجتماعی، نامه فرهنگ، شماره 42، 181-173

Kaplan A. 1943. Content Analysis and the theory of Signs. Philos. Sci
Macmillan, Katie. (2006).”Discourse Analysis — A Primer”:
[Online:http://www.ischool.utexas.edu/~palmquis/courses/discourse.htm]
Slembrouck, Stef. (2006).”What is meant by “discourse analysis”?
[Online:http://bank.rug.ac.be/da/da.htm#pr]
Stubbs, Michael. (1983). Discourse Analysis: The Sociolinguistic Analysis of Natural Language. Oxford: Basil Blackwell

مطالب مرتبط