تحلیل گفتمان، تحلیل گفتمان انتقادی و تحلیل متن

پس از انتشار آثار زلیک هریس در اواخر دهه 50 و به خصوص وان دایک در اوایل دهه 70 ”تحلیل گفتمان“به عنوان شیوه ای مقبول و مشهور در مطالعات ارتباطی و تحلیل پیام های رسانه ای مطرح شده است.چه ; شناخت و درک عمیق از معناهای نهفته در متون ارتباطی ، مستلزم استفاده از روشهای تحلیل کیفی در این عرصه است .
” تحلیل گفتمان” (analysis discourse ) که در زبان فارسی به «سخن کاوی»، « تحلیل کلام » و« تحلیل گفتار» نیز ترجمه شده است ، یک گرایش مطالعاتی بین رشته ای است که در اواسط دهه های 60 و 70 در پی تحولات معرفتی در علوم اجتماعی و انسانی ظهور کرد.در این برهه بود که میل به نظام مند کردن فرآیند تولید گفتار و نوشتار و بررسی ساختار و کارکرد آن بوجود آمد.
گروهی تحلیل گفتمان یا Discourse Analysis را وامدار جنبش انتقادی ادبیات ، زبانشناسی، نشانه شناسی، تاویل گرایی ، هرمنوتیک گادامر و تبار شناسی و دیرینه شناسی میشل فوکو می دانند.
«تحلیل گفتمان » در آغاز صبغه ای کاملا زبان شناسانه داشت.این اصطلاح برای نخستین بار در سال 1952 در مقاله یک زبان شناس معروف انگلیسی زلیک هریس به کار رفت .
زلیک هریس تحلیل گفتمان را صرفا نگاهی صورت گرایانه ( و ساختار گرایانه ) به جمله و متن می داند.
دیری نگذشت که بعضی از زبان شناسان این مفهوم را در معناهای متفاوتی به کاربردند . به اعتقاد برخی تحلیل گفتمان شامل
تحلیل ساختار زبان گفتاری – مانند گفت و گو ها ، مصاحبه ها و سخنرانی ها – و تحلیل متن شامل
تحلیل ساختار زبان نوشتاری – مانند مقاله ها ، داستان ها، گزارش ها و غیره – می شود .
آنها معتقد بودند که تحلیل گفتمان بیشتر به کارکرد یا ساختار جمله و کشف و توصیف روابط آن می پردازد . به عبارت دیگر تحلیل گفتمان عبارت است از شناخت رابطه جمله ها با یکدیگر و نگریستن به کل آن چیزی که نتیجه این روابط است . بر این اساس ، در تحلیل گفتمان ، برخلاف تحلیل های سنتی زبان شناسانه ، دیگر صرفا با عناصر نحوی و لغوی تشکیل دهنده جمله به عنوان عمده ترین مبنای تشریح معنا سرو کار نداریم ، بلکه فراتر از آن به عوامل بیرون از متن ، یعنی بافت موقعیتی (situation context of) ، فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، ارتباطی و غیره سرو کار داریم .
بنابراین ، تحلیل گفتمان چگونگی تبلور و شکل گیری معنا و پیام واحدهای زبانی را در ارتباط با عوامل درون زبانی ( زمینه متن واحدهای زبانی ) و عوامل برون زبانی ( زمینه اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی و ارتباطی و موقعیتی) بررسی می کند .
تحلیل گفتمان مطالعه زبان بعنوان یک پدیده اجتماعی یا رویکردی جامعه شناختی به مقوله زبان است .ادعای تحلیل گفتمان : در پی کشف ایدئو لوژی پنهان در پس متن است و بین السطورو ناگفته ها و نیات گوینده و نویسنده را کشف می کند .
هدف آن : چه کسی ، تحت چه شرایطی ،چگونه ، چه چیزی را برای چه کسانی یا علیه چه کسانی مطرح می کند ؟
چه متونی را می توان تحلیل گفتمان کرد ؟ رولان بارت می گوید : نظام رده اول زبان زبانهای غیر قابل تاویل هستند (زبان علمی مثل شیمی ) ولی نظام رده دوم زبان که قابل تاویل می باشند قابلیت تحلیل گفتمان دارند. این روش تحلیل محقق مدار است ، در حالیکه سایر روشهای تحقیق روش مدار است .
امیل بنونیست فرانسوی دهه 60 : گفتمان مدعی حوزه معین ، مستقل و کاملا تعریف شده ای از مطالعه است که شامل ضمایر شخصی ( ما، من، تو )ا شارات (ضمایر واسم های اشاره ) ، شاخص های زمانی (اکنون ، امروز ، دیروز ) و مکانی (اینجا، آنجا) می شود که در صورت فقدان این علائم Diexis پاره گفتار مورد نظر فاقد معنا خواهد شد . این مقوله های اشاره ای (دایک سیس ها) که بویژه در محاوره کاربرد دارند فضای مشترک ایجاد می کنند و به گفتگوها معنی می دهند .
دایان مک دانل : زبانشناس انگلیسی گفتگو Dialoge را شرط ومقدمه هر گفتمان می داند . از نظر او گفتمان ، هر نوع گفتار ،کلام و نوشتاری است که در جریانی اجتماعی شکل می گیرد و به عبارت دیگر ،گفتمان ها دارای سرشت ،ماهیت ،و ساختار اجتماعی هستند .
ولو سینف زبانشناس روسی : گفت و گوی کارگران کارگاه های ریسندگی و بافندگی در روستاها ، مشتریان کافه ها و میخانه های شهر ها ، جملگی دارای گفتمانی خاص خود هستند . از نظر وی گفتمان ها با توجه به انواع نهاد ها و کارکرد های اجتماعی مختلفی که در آن شکل می گیرند و جایگاه و شان افراد فرق می کند .
ارنستو لاکلو وشانتال موفی : همه پدیده ها و اعمال گفتمانی اند .یعنی هر پدیده و فعالیتی برای معنا دار شدن باید بخشی از گفتمان خاص باشد . نظریه ربطی گفتمان که بوسیله آنان مطرح شده است ،بدین معناست که گفتمان ها به واسطه برخورد نیروها و عملکرد قدرت و سلطه تولید می شوند و تغییر می یابند .پس پدیده های اجتماعی و سیاسی در چارچوب گفتمان ها ساخته می شود .

مطالب مرتبط