آشیانه ای برای شاهین ها

نویسنده: میکائیل کلاره Michael KLARE
مترجم: آسیا تهرانی
منبع: لوموند دیپلماتیک ژوئیه 2004

از زمان جنگ ویتنام تا کنون، حزب دموکرات همیشه از یک سیاست گسترده برای رفاه اجتماعی در داخل کشور و تلاش بی تزلزل برای صلح در سطح جهانی پیروی کرده است، در حالیکه حزب جمهوری خواه مدافع یک سیاست نظامی خشن و محدود کردن بودجه برای تسهیلات عمومی بوده است. لیکن امروز، بعد از وقایع یازده سپتامبر، نژاد جدیدی از دموکراتها به وجود آمده است : شاهین های « واقع بین» که سعی دارند با یک کارزار بیش از پیش تهاجمی علیه تروریسم و سلاحهای هسته ای، ابتکار عمل را در زمینه ی امنیت از دولت جرج بوش بگیرند. یکی از شخصیت های مهم این نسل جدید دموکراتهای شاهین منش، کاندیدای حزب برای انتخابات ریاست جمهوری، یعنی سناتور جان اف. کری می باشد.
اگر کاندیدای قبلی حزب می خواست نطق انتخاباتی خویش را رسما آغاز کند، حتما جایی مانند مرکز حمایت از کودکان و یا یک کارخانه ی صنعتی را برای اینکار انتخاب می کرد اما سناتور کری ترجیح داد تا برای نشان دادن اراده ی خود مبنی بر پیش بردن یک سیاست فوق العاده امنیت گرا، کارزار تبلیغاتی خود را دردوم سپتامبردر یک دکور جنگی، یعنی در لنگرگاه یک ناوگان عظیم هواپیمابر آغاز نماید. کری، در حالیکه ناوگان USS Yorktown در پشت صحنه چشمها را خیره می کرد، اعلام نمود که برنامه ی شاخص انتخاباتی اش حمایت بی دریغ وی از یک خط مشی نظامی می باشد. روز دوم سپتامبر ٢٠٠٣ سناتور کری ، نامزد حزب دمکرات برای ریاست جمهوری در امریکا، اعلام کرد: « ما از امنیت داخلی مان دفاع خواهیم کرد وبه سیاست نظامی مان ادامه خواهیم داد برای آنکه ارتش آمریکا، قوی ترین ارتش دنیا باقی بماند» . وی افزود که در صورت لزوم برای مقابله با تروریستها « از هیچ اقدامی دریغ نخواهد کرد» . (١)
آقای کری، برعکس تمام دموکراتهای پیشین، آنچنان در سیاست مافوق نظامی گرای خود پیش رفته است که جرج بوش را به کوتاهی در امر امنیت متهم نموده و در ٢٧ فوریه در لوس آنجلس اعلام می کند که « جرج بوش نیرومندترین ارتش دنیا را به ارث برد اما آن را تضعیف نمود. نیروهای نظامی ما به طور بی سابقه ای ، بدون اسلحه و تجهیزات لازم برای انجام ماموریت خویش، جان خود را مدام به خطر می اندازند: . سپس کری به انتقادات خود علیه بوش ادامه داده و او را به عدم یک استراتژی باقدرت و روشن برای مقابله با تروریسم متهم می کند: « من جورج بوش را به زیاده روی در امر مبارزه با تروریسم متهم نمی کنم بلکه برعکس، به اعتقاد من او در این امر بسیار کم کاری کرده است» . (٢)
اگرچه جان اف. کری در سخنان و بیانیه های خویش موضع خود را نسبت به مسئله ی امنیت ملی از موضع جمهوری خواهان به طور واضح جدا می کند، لیکن در جنگ طلبی اش فرقی با آنان ندارد. برای پیشبرد این کارزار نظامی گرایانه ی کری، هیئتی از روشنفکران کارشناس مسائل نظامی که بسیاری از آنان با دولت کلینتن همکاری می کردند، نظریه ی امنیتی چند جانبه ای را با سرسختی تمام تدوین نموده اند و آن را در کنفرانس ها، مقالات و رسانه های گروهی تبلیغ می کنند. از شخصیت ها کلیدی این هیئت می توان از ساموئل آر. برگر (ساندی)، مشاور امنیتی کلینتن؛ ویلیام جی. پری، معاون سابق وزارت دفاع ، اشتن بی. کارتر، یکی از همیاران سابق معاون وزارت دفاع و استاد مدرسه ی عالی دولتی کندی وابسته به دانشگاه هاروارد؛ و لورنس جی. کرب، همیار سابق معاون وزارت دفاع در دوره ی ریگان و عضو برجسته ی کنونی مرکز پیشرفت آمریکا (گروه جدید پژوهش ایدئولوژیک حزب دموکرات) نام برد.
تلاش برای گسترش چنین موضعی زمانی آغازگشت که دموکراتها در انتخابات میان دوره ای ٢٠٠٢، کرسی های بسیاری را در مجلس و سنا از دست دادند. پس از این انتخابات، عده ی بسیاری از شخصیت های مهم حزب دموکرات، ازجمله رئیس جمهور پیشین یعنی بیل کلینتن، این شکست انتخاباتی را نتیجه ی دگم گرایی رهبریت حزب دانستند که در زمانی که تروریسم مسئله ی اساسی ملت آمریکا بود، آنان نتوانستند ازبینش میانجی گرایانه ی سنتی حزب فاصله بگیرند. کلینتن خطاب به شورای رهبری حزب دموکرات مرکب از دموکراتهای میانه رو که در پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری سال ١٩٩٢ کمک شایانی نمود، اعلام کرد: « ما در عمل از کنار مسئله ی امنیت ملی گذشتیم. هنگامی که مردم احساس نا امنی می کنند، شخص قوی تر را به ضعیف تر ترجیح خواهند داد ، حتی اگر حق با ضعیف تر باشد» . و افزود: « اگر حزب بخواهد در انتخابات سال ٢٠٠۴ اعتبار از دست رفته اش را کسب نماید، باید برای مسئله ی امنیت ملی یک برنامه ی روشن و استوارارائه دهد». (٣)

ملی گرایی واقع بینانه وروابط چند جانبه
تحت فشار کلینتن و سایر دستیارانش، دموکراتهای میانه رو شروع به تدوین موضع جدیدی نسبت به مسئله ی امنیت ملی نمودند که قابل قبول کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال ٢٠٠۴ باشد.
بعد از قبولاندن اساس این سیاست، کری حتی از آن هم در امر امنیت ملی جلوتر می رود. در ماه آوریل، پس از بالا گرفتن مجدد حملات عراقی ها، کری عملکرد جنگی دولت رامورد انتقاد قرار داده و معتقد است که شکست بوش در جهانی کردن این جنگ، سربازان آمریکایی را در موقعیت بسیار خطرناکی قرار داده است. او در هفدهم آوریل در یک برنامه ی رادیویی اعلام کرد : « امروز سربازان ما بهای یک سیاست اشتباه را می پردازند. نود درصد ریسکها و صدمات وارده به ارتش مان ناشی از سیاست تکروانه ی ما در عراق می باشد». او برای کاهش فشاری که بردوش سربازان آمریکایی سنگینی می کند، پیشنهاد کرد که هیئت نظارتی از طرف سازمان ملل در عراق مستقر گردد و کارهای مربوط به برقراری صلح و امنیت به عهده ی یک نیروی چندملیتی به رهبری ناتو گذاشته شود.
درمقابل حملات مکرر جمهوری خواهان، کری توانست با انگشت گذاشتن برتوانایی خویش به مثابه یک فرمانده ی ماهر در دورانی بسیار حساس، ازمواضع خود دفاع کند. نمونه ی این حملات را می توان درتذکرات دیک چنی، معاون رئیس جمهور مشاهده کرد که در بیست و ششم آوریل اظهار نمود : « روش ها و نظریاتی که سناتور ایالت ماساچوست در مورد امنیت ملی ارائه می دهد، جای شک بسیاری را در قابلیت وی برای پاسخگویی به این امر باقی می گذارد». در جواب به چنین تفسیرهایی، کری فوری دوره ی خدمت سربازی خویش در ویتنام را به رخ کشیده و صداقت جمهوری خواهان، ازجمله بوش و چنی را که از خدمت سربازی فرار کرده بودند را به زیر علامت سوال برد. او تاکید می کند : « همه می دانند که من در جنگ ویتنام شرکت کردم، در آنجا زخمی شدم و به میهن خویش خدمت نمودم، امری که باعث افتخار من است. کسانی که از این خدمت سرباز زده اند، جایی برای حمله به من ندارند».
برای ایجاد شبهه در موثر بودن برنامه ی کری درباره ی امنیت ملی، انتظار می رود که جمهوری خواهان دهها میلیون دلار صرف تبیلغات تلویزیونی کنند، در حالیکه که دموکراتها مطمئنا ارقامی مشابه را صرف تبلیغات کری خواهند که چیزی جز مداحی سیاست های نظامی گرایانه ی نیست. چنین محتوای تبلیغاتی ای درتاریخ کارزارانتخاباتی آمریکا بی سابقه است.
برای آماده کردن چنین کارزاری، دموکراتها برنامه ی خود را به دو بخش دفاعی و سیاست خارجی تقسیم کرده اند. اگر این برنامه در مورد مسائل حکومتی بی شباهت به برنامه ی کنونی دولت نیست، لیکن دموکراتها درمورد سیاست دفاعی، راه خود را از رقیبشان جدا می سازند.
« دکترین بوش » بر یک راه حل نظامی یک طرفه و پیشگیرانه برای مقابله با هرگونه تهدید علیه امنیت ملی آمریکا، تاکید می ورزد. کاخ سفید دلیل می آورد که دیگر راه حلهای سیاسی سنتی برای منصرف کردن دشمن کافی نیستند و تنها راه برای آنکه سازمان های تروریستی و دولتهای « بزهکار» با سلاحهای کشتارجمعی به ما حمله نکنند، این است که ما به آنها حمله کنیم. برطبق این سیاست، حتی اگر متحدین آمریکا با او موافق نباشند، ایالات متحده ی آمریکا می تواند در صورت احساس کوچکترین خطری، به تنهایی دست به یک اقدام نظامی بزند.
به نظر جمهوری خواهان، دکترین بوش نیتجه ی سیر طبیعی سیاست دفاعی آمریکا می باشد که مقابله با تهدیدات جدید جهانی را دربر می گیرد. درصورتی که به اعتقاد دموکراتها، این نظریه، طرد سیاست همیشگی آمریکا بوده و منجر به قطع رابطه ی تاریخی ای می گردد که از سالها پیش بر اعتماد متقابل آمریکا و متحدین اصلی اش استوار بوده است. برگر، در اکتبر ٢٠٠٣، در کنفرانسی در مرکز پیشرفت آمریکا اعلام داشت که این دیدگاه دولت بوش، « چرخش اساسی ای در محتوای سیاست خارجی آمریکا به شمار می رود». وی افزود: « در واقع (بوش) نظریه ی متقاعد سازی ای که سنگ پایه ی سیاست دفاع ملی ما در پنجاه سال اخیر بوده است را به طور بنیادین نفی می کند»(4) . علاوه بر این، پافشاری دولت بوش بر عملکردهای یک جانبه و تکروانه « به معنای پایان دوران اتحادهای پایدار» است که در گذشته اجازه داده بود که تهدیدات « عمومی» باز شناخته شود و عملیات مشترک با متحدین در دوران جنگ سرد انجام پذیر باشد. (۵).
به اعتقاد دموکراتها بهترین راه برای بالابردن ظرفیت دفاعی آمریکا، این است که آمریکا دوباره اتحادهای درازمدت برقرار نموده و متحدینش را حول اهداف حیاتی مانند جنگ علیه تروریسم و بازسازی افغانستان و عراق گرد آورد. در سوم دسامبر، کری خطاب به شورای روابط خارجی گفت: « اگر به ریاست جمهوری انتخاب شدم، سالهای انزوایی که بوش به آمریکا تحمیل کرده است را با عصر نوینی از اتحادها جایگزین خواهم کرد، زیرا پس از خاتمه ی جنگ سرد، برای فائق آمدن بر خطرات و موانع جدید، که چه بسا مهمتر از قبل می باشند، به متحدینمان نیاز داریم». (۶)
هیچ سند یا بیانیه ی واحدی نمی تواند به تنهایی تمام جوانب این سیاست نوین را توضیح دهد. مقوله ی « ملی گرایی واقع بینانه » که توسط سناتور بیدن در نوامبر ٢٠٠٣ به دموکراتها پیشنهاد شده است، بهترین مقوله ای است که تا کنون توانسته ماهیت اصلی این سیاست را بیان کند. (٧)
این مقوله، به طور اساسی، حفظ منافع ملی آمریکا را از طریق ادغام عملیات نظامی و همکاری بین المللی دنبال می کند. همانگونه که دکترین بوش در مدنظر داشت، این نظریه نیز قصد دارد تا با هرگونه تهدید از طرف دولتهای بزهکار و گروه های تروریستی مقابله نماید. لیکن برای رسیدن به این هدف بیشتر ترجیح می دهد تا با متحدین اروپایی اش ونیز به طور گسترده تری با جامعه ی بین المللی همکاری کند تا اینکه به تنهایی وارد عمل گردد. این همکاری به طور مشخص یعنی بالابردن ظرفیت جهانی برای شناسایی و انهدام هسته های مخفی تروریستی، ممانعت از صدور تکنولوژی برای ساختن سلاحهای هسته ای به کشورهای بزهکار و بازسازی کشورهایی که ساختارشان در جنگ متلاشی شده است. ایالات متحده می تواند همچنان به صدور تجهیزات و منابع نظامی خویش در دنیا به طور گسترده ادامه دهد به شرطی که این توسعه طلبی با همکاری جامعه ی بین المللی صورت گیرد. اگرچه دموکراتها با این برنامه خود را ازجمهوری خواهان متمایز می سازند لیکن در بسیاری از موارد از سرسخت ترین سیاست های دولت بوش حمایت کرده و حتی از آن هم پافراتر می گذارنند.
برگر یادآور شد که « درصورت پیروزی دموکراتها، می بایست به خواست مردم آمریکا مبنی بر استفاده از نیروی نظامی برای دفاع منافع حیاتی مان پاسخ گوییم و چه بسا بدون توافق دیگران» . درمقایسه با جمهوری خواهان، دموکراتها شانس بیشتری به راه حلهای صلح آمیز خواهند داد، لیکن در صورت لزوم کمتر از آنان برای استفاده از نیروی نظامی تردید نخواهند کرد. موضع کری حتی خشن تر از این هاست. وی در سوم دسامبر اعلام کرد : « اگر به مقام ریاست جمهوری انتخاب شدم، امنیت ملی مان را فدای هیچ ملت و نهادی نخواهم کرد. و دشمنان ما هیچ شکی در قاطعیت من برای استفاده از نیروی نظامی چنانچه لازم باشد، نخواهند داشت». (٨)
کری و حامیانش، با تکیه بر این نظرگاه، توسعه طلبی وافزایش ظرفیت جنگی آمریکا را تشویق می کنند، مسئله ای که معمولا خلاف دیدگاه حزب دموکرات بوده است. آنان به خصوص سعی دارند تا قدرت جنگی ارتش و نیروی دریایی آمریکا را توسعه دهند، بخش هایی که در جنگهای زمینی، عملیات برقراری صلح و استقرار نظم در دوره های بعد از جنگ، بیشترین بار را متحمل می شوند. برای بالابردن ظرفیت پنتاگون در این امر، دموکراتها درنظر دارند دو واحد جدید را در ارتش به وجود آورند و بدین گونه چهل هزار جنگجوی فعال به ارتش آمریکا اضافه نمایند. و نیز تجهیزات اولیه ی پیاده نظام را تقویت بخشند، مانند لباس های مخصوص جنگ، سپاهیان زره پوش و هلی کوپترهای جنگی. (٩)
با پیشنهاد این تدابیر، دموکراتها تاکید خود را بر گسترش ظرفیت پیاده نظام – نیرویی که در مقابله با حملات چریکی در افغانستان، عراق و کازاوو به کار گرفته شده بود – اعلام می کنند. آنان همچنین مانند دولت بوش در جستجوی سلاح های پیشرفته تر و پیچیده تری هستند. کرب در ژانویه ی سال ٢٠٠۴ نوشت : « بحث برسر تحولات نظامی باید از تکنولوژی جبهه ی نبرد فراتر رود. بحث بر سر کسانی است که این نبرد را به پیش می برند. ما به ارتشی نیاز داریم که به اندازه ی کافی مجهز و وسیع بوده تا بتواند در سرتاسر دنیا از عهده ی وظایف بسیار گوناگون در شرایط متفاوت برآید». (١٠)
طبق ارقامی که توسط کرب به مرکز پیشرفت آمریکا ارائه داده شد، دموکراتها حاضرند سالی ۶ میلیارد دلاربرای افزایش تسلیحات و تجهیزات نظامی خرج نمایند. برای تامین این بودجه بدون افزایش هزینه ی دفاعی، می بایست برخی پروژه های دفاعی پرخرج مانند هواپیماهای جنگی اف آ ٢٢ و زیردریایی ویرجینیا کلاس را کنار بگذارند.

اگرچه جرج بوش خود را بهترین کاندیدا برای مبارزه با تروریسم قملداد می کند، لیکن دموکراتها ادعا دارند که کاخ سفید در این نبرد بسیار متزلزل بوده است. اتهاماتشان به بوش بر دو پایه ی اساسی بنا شده است : اول آن که بوش با متمرکز کردن تمام قوای خود در عراق از سال ٢٠٠١، توجهات و امکانات را برای امری مهمتر یعنی مبارزه با القاعده به انحراف کشاند. دوم آنکه با دور شدن از جامعه ی بین المللی در بسیاری از زمینه ها، حمایت ماوراء البحری ای که آمریکا برای شناسایی، بازیابی و نابودی هسته های مخفی تروریستها نیاز دارد، را به خطر انداخت.

اعترافات ریچارد ای. کلارک، رئیس سابق مبارزه با تروریسم وابسته به کاخ سفید، به این اتهام که وسوسه ی بیش از حد آمریکا برای اشغال عراق اذهان را از القاعده منحرف ساخته است، دامن زد. کلارک در ٢۴ مارس، یعنی قبل از شروع تحقیقات کمیسیون ملی بررسی حمله ی تروریستی یازده سپتامبر، در بیانیه ی تاسف آوری گواهی کرده بود که جرج بوش و نزدیک ترین دستیاران وی نشانه های بارز حمله ی تروریستی یازدهم سپتامبر را عمیقا انکار نمودند و پس از وقوع این حادثه، علیرغم عدم وجود هرگونه نشانه بارزی مبنی بر رابطه ی صدام با تروریستها، سعی کردند تا او را مسول این حملات قملداد کنند.

دموکراتها اینگونه استدلال می کنند که جورج بوش با تکیه بیش از حد بر مسئله ی عراق، وقت و نیروی لازم برای مبارزه با القاعده را به کار نبرد. کری و دیگران، شکست بوش برای دستگیری عثامه بن لادن را گواه بارز این کوتاهی می دانند. وی در بیست هفتنم فوریه اعلام کرد : « بن لادن تا دو سال پیش در شهر تورا بورا (افغانستان) در چنگمان بود اما جورج بوش با فراخواندن نیروهایمان از افغانستان، روسای جنگجوی افغان را جانشین آنان ساخت که کوچکترین انگیزه ای برای به انجام رساندن کاری که ما در افغانستان آغاز کرده بودیم را ندارند» . بدین ترتیب و نیز به روشهای دیگر، کاخ سفید « مبارزه با تروریسم را تضعیف نمود» (١١).

علاوه بر این، دولت بوش دولتهای خارجی ای که دراین جنگ برای شکار و خنثی ساختن القاعده و شاخکهای جهانی آن به طرز حیاتی لازم بودند را از خود راند. کری در سوم دسامبر در جمع شورای روابط خارجی اعلام کرد : « به گفته ی جرج بوش، همکاری ما با سایر ملتها به خصوص با متحدینمان برای مبارزه با تروریسم امری حیاتی است. حق با اوست لیکن دولت بوش در زمینه های بسیارگوناگون، از دادگاه قضایی بین المللی گرفته تا تغییرات مربوط به آب و هوا ، این کشورها را به شیوه ی بسیار توهین آمیزی نادیده می گیرد و بدین ترتیب حمایتشان را ازآمریکا در نبرد علیه تروریسم خدشه دار می سازد. ما بایست با جامعه ی بین المللی برای تدوین یک استراتژی دسته جمعی و نه امپریالیستی همکاری نماییم». (١٢).

ایالات متحده می تواند با تغییر در ارجحیت هاو تکتیک ها یش کارزار ضدتروریستی را موثرتر به پیش ببرد. این امر ایجاب می کند که نیروهای ملی بیشتری را، به خصوص در زمینه اطلاعاتی، صرف این امر نموده و روابط آمریکا را با متحدین اصلی اش دوباره برقرار ساخت. منظور دموکراتها از نیروهای ملی، توسعه ی بیشتر قابلیت های آمریکا برای یک جنگ ماوراء قراردادی می باشد. برگر توضیح می دهد:« اگرچه ما همچنان به حفظ امکاناتمان برای یک جنگ سنتی نیاز داریم لیکن امروز می بایست دشمنان مان را که درسایه ها و اغلب در بین اهالی عادی پنهان شده اند، شناسایی و نابود کنیم. تلاشهای ما باید در درجه اول صرف گرد آوری اطلاعات گردد» (١٣)

درگیری فعالانه ارتش آمریکا
در حالی که برخی از دموکراتهای چپ مانند رالف نادر و دنیس کوچینیج، نماینده ی ایالت اوهایو، موافقت خود را با بیرون کشاندن سریع نیروهای آمریکا از عراق اعلام می کنند، کری معتقد است که نیروهای آمریکا باید در این کشور باقی بمانند تا بتوانند از تبدیل شدن آن به بهشت تروریستها جلوگیری نمایند. در واقع کری حاضر است برای استقرار نظم و ثبات در عراق، نیروهای بیشتری را به آن کشور اعزام کند. به گفته ی او: « ما باید در عراق موفق شویم. مسئله خیلی ساده است، ما حق نداریم شکست بخوریم وگرنه عراق به زمین مستعدی برای رشد تروریسم ضدآمریکایی تبدیل خواهد گشت». با وجود این، کری تاکید می کند که حضور نیروهای آمریکایی در عراق می بایست تحت نظارت قانونی سازمان ملل درآمده و ناتو باید حفظ امنیت آن کشور را به عهده بگیرد.
دموکراتها در مورد افغانستان نیز دیدگاه مشابهی دارند. اگر خشونت و ناامنی در آن جا ادامه پیدا کند، راه را برای بازگشت طالبان و باقی مانده های القاعده هموار خواهد ساخت. درنتیجه آنان به حضور نظامی قوی تر و طولانی مدت تر آمریکا در افغانستان تاکید می ورزند. برگر در « سیاست خارجی» اینگونه توضیح می دهد:« چیزی که دموکراتها باید به ارمغان بیاورند، یک دیدگاه واقع بینانه است. هنگامی که ایالات متحده به جنگ می رود بهتر است که برای ماندن در کشوری که جنگیده است، آماده باشد زیرا بایست خرابی های ناشی از جنگ را بازسازی نمود. ما بایست به دنیا نشان دهیم که تنها یک نیروی موقت جنگی نیستیم بلکه نیرویی هستیم استوار و پاینده». (١۴) اما در این جا نیز دموکراتها طرفدار بین المللی کردن این وظیفه بوده وخواهان کمکهای خارجی بیشتر به خصوص از طرف جامعه ی اروپایی می باشند. به گفته ی برگر: « اکنون که دیگر ناتوموافقت خود را با اعزام یک هیئت بازسازی در افغانستان اعلام کرده است، نیاز غیرقابل انکار نیروهای اروپایی برای تقویت حضور نظامی آمریکا در این کشور را احساس می کنیم».
سرانجام، دموکراتها با پشتیبانی از یک سیاست خارجی « واقع بینانه » پرچم مبارزه با ریشه های تروریسم را برافراخته و به جنگ ایدئولوژی با جنبش های افراط گرا می روند. همانگونه که کری در ماه فوریه اظهار کرده بود، ایالت متحده ممکن است در نبردهایش یکی پس از دیگری موفق شود، « لیکن پیروزی واقعی زمانی است که در جنگ عقیدتی فائق آید » . این به این معناست که، به عقیده ی کری، آمریکا در مقابل برنامه های آغشته به نفرت رسانه های ارتباطی بسیاری از کشورهای اسلامی، برنامه های نوینی ارائه دهد و جوانان مسلمان این کشورها را با یک برنامه ی میانه رو و آداب و رسوم غربی آموزش دهد. کری درمقابل شورای روابط خارجی اعلام کرد که « ما می بایست برنامه ی گسترده ی نوینی را تدوین کنیم که پلی باشد برای اتصال اسلام با بقیه ی دنیا». تنها از این طریق است که می توانیم جریانات افراط گرایی که به تروریستها روی می آورند را در میان توده های خاورمیانه بی اعتبارسازیم. (١۵)
علاوه بر این، « جنگ عقیدتی » بایست با مراحل مشخصی همراه باشد که فقر و عقب ماندگی را کاهش دهد. زیرا این عوامل هستند که بسیاری از مردم کشورهای جنوب را به دامن سازمانهای افراطی می اندازند. خانم سوزان رایس، یکی از دستیاران پیشین وزارت کشور در ماه اکتبر اعلام کرد:« تا وقتی که نیمی از مردم جهان با کمتر از ٢ دلار در روز زندگی می کنند، امنیت ما همواره مورد تهدید قرار خواهد گرفت. درنتیجه حتی اگر فقط منافع خود را درنظر داشته باشیم و نه منافع مردم کشورهای در حال رشد را، می بایست مبارزه برای کاهش هر چه بیشترفاصله بین غنی و فقیر را مبارزه ی خویش بدانیم». (١۶)
دموکراتها بر این امر پافشاری می کنند که مبارزه با تروریسم همچنین ایجاب می کند که به سوی یک راه حل مسالمت آمیز بین اسرائیل و فلسطین پیش برویم. کری با بیان موضع خویش در مورد این جنگ، حمایت بی خدشه ی خود را از دولت اسرائیل اعلام می کند. « حمایت پایدار آمریکا از استقلال دولت اسرائیل وبرای حفظ بقای آن نباید دچار کوچکترین خللی شود». او همچنین اعلام می کند که اسرائیل بایست حقانیت یک دولت فلسطینی را قبول نموده و تعهد نماید که برای ایجاد چنین دولتی باب مذاکرات را باز کند. کری هنوز قادر نیست تا به طور رسمی اعلام کند که به عقیده ی اواسرائیل تا چه حد باید در این مذاکرات صلح با فلسطینی ها پیش رود. اما او برداشت خود را از « نقشه ی راه » که توسط ایالات متحده، سازمان ملل، اتحادیه اروپا و فدراسیون روسیه برای تشویق طرفین به چنین صلحی پیشنهاد شده بود، اعلام کرده است. برای مثال کری پیشنهاد می کند که در صورتی که مقامات فلسطینی اراده ی خود را برای نابودی گروه های تروریستی نشان دهند، آمریکا، نیروهای امنیتی فلسطینی را آموزش خواهد داد.
در بسیاری از موارد، موضع کری در مورد اسرائیل و فلسطین به موضع جورج بوش شباهت دارد. هر دوی آنها اصرار می ورزند تا فلسطینی ها یاسر عرفات را کنار گذاشته و یک رهبر مورد قبول تررا جانشین وی سازند ، و هر دوی آنها معتقدند که تا زمانی که مقامات فلسطینی، سازمان حمس و سایر گروههای نظامی فلسطین را خلع سلاح نکرده اند نمی توان صحبتی از صلح به میان آورد.
دموکراتها همچنین ادعا می کنند که برنامه شان برای مقابله با تولید سلاح های هسته ای و کشتار جمعی ازبرنامه ی جمهوری خواهان بهتر است. در واقع، آنان استدلال می کنند که سیاست نظامی دولت بوش یک اشکال دوجانبه دارد: از طرفی این سیاست، اعضای جامعه ی بین المللی که با روش تکروایانه ی آمریکا برای استفاده از نیروی نظامی مخالف هستند را از خود دورمی کند و در نتیجه حمایت آنان را برای همکاری در زمینه ی خلع سلاح هسته ای متزلزل می نماید، از طرفی دیگر، این سیاست، مخالفین بالقوه ی ما را برای پیشدستی کردن علیه حملات ما( ایالات متحده)، به بدست آورن سریع تر سلاح های کشتار جمعی تشویق می نماید.

دموکراتها دیدگاه نظامی گرایانه ی دولت بوش را مطرود اعلام کرده و بر عملیات دسته جمعی برای کنترل تجارت بین المللی مواد، تجهیزات و دانش لازم برای تولید سلاح های کشتار جمعی تاکید می ورزند. برگر اعلام کرد: « قبل از آنکه به یک راه حل نظامی برسیم، یک دولت دموکرات تمام امکانات و راه حل های ممکن را برای جلوگیری از یک حمله ی هسته ای به کار خواهد برد. اولین اقدام بارزی که واشنگتن می تواند انجام دهد این است که از افتادن اینگونه سلاح های به دست تروریستها و دولتهای بزهکار جلوگیری کند و آب را از چشمه صاف نماید». (١٧) این امر ایجاب می کند که، به طور ویژه، پول بیشتری برای انهدام سلاح های هسته ای و کشتار جمعی که در قبرستانهای صنعتی شوروی سابق ذخیره شده اند خرج نموده و برای آن قسمت از محصولاتی که هنوز منهدم نشده اند مراقبت بیشتری به کار ببریم. این برنامه در ایالات متحده به برنامه ی تعاونی مقابله با تهدیدات یا به برنامه ی « نان- لوگار» ، شهرت دارد که از نام دو سناتوری که مبتکر این برنامه بودند الهام گرفته شده است. (١٨)

کاهش وابستگی به نفت
دموکراتها برای بیان واضح تر موضع شاهین وارشان در مورد مسئله ی غنی ساختن اورانیوم، خواستار آنند که برای توقف تولید سلاح های هسته ای و از بین بردن سلاح های کشتار جمعی موجود، فشار هرچه بیشتری به کره ی شمالی وارد آید. در واقع، ساندی برگر، مدام کاخ سفید را به خاطر کوتاهی اش در خلع سلاح کردن کره ی شمالی سرزنش می کند. با وجودی که همه می دانند که کره ی شمالی تنها کشوری است که قادر می باشد تجهیزات هسته ای تروریستها را فراهم سازد، برگر مدعی آن شد که « دولت کنونی با غروری بیجا از توضیح اینکه چگونه کره ی شمالی توانست به اولین فروشگاه بین المللی تسلیحات هسته ای مبدل شود عاجز مانده است». برگر می افزاید که دموکراتها برای مقابله با چنین تهدیدی، به پیونگ یانگ انگیزه های سیاسی و اقتصادی ارائه خواهند داد تا سیاست های هسته ای اش را رها کند ودر صورت امتناع، از سایر ملتها دعوت خواهند کرد تا برای « مجبور کردن » کره به این کار، به ایالات متحده بپیوندند.
یکی از جزئیات استراتژی « ملی گرایی واقع بینانه» ی دموکراتها کاهش وابستگی آمریکا به نفت وارداتی است که بدین ترتیب نیاز دخالت نظامی آمریکا در منطقه ی خاورمیانه را تقلیل خواهد داد. کری در ماه فوریه اعلام کرده بود که « اگر رئیس جمهور شوم برنامه ی تاریخی ای را به اجرا در خواهم آورد که ماشین های فردای نوین را بسازد و منبع انرژی زای جدید ی را جانشین نفت کند. درصورت پیروزی در انتخابات، قول می دهم تا وابستگی این کشور را به خاورمیانه تا ده سال آینده از بین ببرم. بنابراین دیگر لازم نخواهد بود تا فرزندانمان برای نفت جان خود را از دست بدهند». (١٩)
این برنامه ای است بسیار جاه طلبانه و به طور حتم مخالفت رای دهندگان ایالت میشیگان و سایر ایالاتی که به صنعت اتوموبیل سازی وابسته هستند را برخواهد انگیخت. باید درنظر داشت که در این ایالات، تعداد بی شماری از کارگران حرفه ای که حقوق بسیار خوبی دارند از قبال صنایع ماشین سازی زندگی خود را می گذرانند. همچنین باتوجه به تجربه ناکام رئیس جمهور کارتر در سال ١٩٧٧ ، هیچ تضمینی نیست که کنگره ی آمریکا به برنامه ای که بخواهد منبع انرژی نوینی عرضه نماید، رای مثبت دهد.

وابستگی آمریکا به نفت یکی دیگر از اهداف برنامه ی کری را توضیح می دهد: کاهش تبعیت آمریکا از خواستهای خانواده ی سلطنتی عربستان سعودی. همانگونه که دموکراتها به درستی بر آن انگشت می گذراند، جمهوری خواهان بانفوذ، به خصوص آنهایی که سلسله ی بوش را احاطه کرده اند، روابط سیاسی و اقتصادی بسیار نزدیکی با رهبران عربستان سعودی برقرار نموده اند و به همین خاطر نمی توانند این کشور را برای کوتاهی اش در قطع کردن کمکهای مالی به سازمانهای هوادار القاعده و سایر گروه های تروریستی مجازات نمایند. کری در جمع شورای روابط خارجی در ماه دسامبر اعلام کرد:« عربستان سعودی ادعا می کند که کمکهای مالی به تروریستها را قطع نموده است، لیکن در عمل خلاف این رفتار می کند». (٢٠) کری افزود، تا زمانی که ایالات متحده همچنان به منابع نفتی و سرمایه گذاری های مالی عربستان سعودی وابسته است، قادر نخواهد بود که این دولت را تحت فشار بگذارد. واقعیت این است که ما روابط – یا در واقع وابستگی نفتی و اقتصادی – بسیار عمیق و در حال حاضر اجتناب ناپذیری با خاندان سعودی داریم که رابطه ی ما را با آنان بغرنج ساخته است ودرست به همین خاطر باید سیاست جدیدی در زمینه ی انرژی برای آمریکا به ارمغان آوریم». (٢١)

پی نوشت
١) جان اف. کری، نطق انتخاباتی، مسائل میهنی، اس. سی. دوم سپتامبر٢٠٠٢، برای سند الکترونیکی به سایت زیر مراجعه نمایید.
٢) جان اف. کری، نکته هایی بیان شده در دانشگاه کالیفرنیا، لوس آنجلس، بیست و هفدم فوریه ٢٠٠۴. به سایت زیر مراجعه کنید.
٣) رده بندی شده در روزنامه ی نیویورک تایمز، چهارم دسامبر ٢٠٠٢.
۴) کنفرانس برگزار شده توسط مرکز پیشرفت آمریکا.
۵) گروه مشاورت دفاع ملی، هدف ارجمند یک آمریکایی برای سیاست دفاعی، تعهدات، ژوئیه ٢٠٠٣. به سایت زیر مراجعه شود.
۶) ساموئل آر. برگر، نکاتی ارائه شده در کنفرانس برنامه های نوین آمریکا برای صلح و امنیت، واشنگتن دی سی، بیست و هشت و بیست و نهم اکتبر ٢٠٠٣. به سایت زیر مراجعه شود.
٧) جان اف. کری، خطاب به شورای روابط خارجی، نیویورک، سوم دسامبر ٢٠٠٣. به سایت زیر مراجعه شود.
٨) بیدن، نکاتی ارائه شده در کنفرانس برنامه های نوین آمریکا برای صلح و امنیت، بیست و هشتم و بیست و نهم اکتبر ٢٠٠٣.
٩) همان مرجع.
١٠) لورانس جی. کرب، هفت مرحله برای رسیدن به یک آمریکای امن تر، مرکز پیشرفت آمریکا، بیست و نهم ژانویه ٢٠٠۴، صفحه ی پنجم.
١١) همان مرجع.
١٢) کری در دانشگاه کالیفرنیا، لوس آنجلس.
١٣) برگر، سیاست خارجی برای یک رئیس جمهور دموکرات.
١۴) همان مرجع.
١۵) نطق وی در شورای روابط خارجی.
١۶) سوزان رایس، نکاتی ارائه شده در کنفرانس برنامه های نوین آمریکا برای صلح و امنیت، واشنگتن دی سی، بیست و هشتم و بیست و نهم اکتبر ٢٠٠٣. به سایت زیر مراجعه شود.
١٧) برگر، سیاست خارجی برای یک رئیس جمهور دموکرات.
١٨) همان مرجع.
١٩) کری در دانشگاه کالیفرنیا، لوس آنجلس.
٢٠) نطق کری در شورای روابط خارجی.
٢١) همان مرجع.

مطالب مرتبط