نقص علم مدرن

نویسنده در این مقاله با اشاره به فرضیه داروینی و نقد آن می‌کوشد نواقص علم مدرن را تا اندازه ای روشن سازد. از نظر نویسنده، امروز دانشمندان خودخواه بسیاری هستند که نسبت به معلومات و تحقیقات قبلی خود در زمینه علم فخر فروشی می‌کنند و در نتیجه، روحیه و جسارت کاوش و تحقیق در ناشناخته‌ها را از دست داده اند.
از آنجایی که علم نمی‌تواند وجود خدا را اثبات کند، بسیاری از مردم ادعا می‌کنند، خدا وجود ندارد. در واقع، همه ما این نکته را فراموش کرده ایم که اگرچه علم نمی‌تواند وجود خدا را اثبات کند، اما وجود آن را نیز نمی‌تواند انکار کند. اگر لحظه ای تأمل کرده و در مورد این موضوع خوب فکر کنیم، متوجه می‌شویم که هیچ یک از گزاره‌های علوم طبیعی، در مورد این موضوع که خدا وجود دارد یا خیر، بحث نمی‌کند. برای مثال، ریاضیات به ما می‌گوید، «یک به علاوه یک، برابر است با دو.» این برابری درست است، بدون توجه به وجود یا عدم وجود خدا. فیزیک به ما می‌گوید: «مسافت برابر است با زمان ضرب در سرعت». این گزاره نیز صرف نظر از وجود خدا صحیح است. شیمی بیان می‌دارد، «ترکیب هیدروژن و اکسیژن، آب را تولید می‌کند.» این گزاره نیز معتبر است، قطع نظر از وجود خدا. و از این قبیل مثال‌ها که همه با آنها آشناییم.
تنها چیزی که تردیدها را در مورد نقش خدا بر می‌انگیزد، تئوری سیر تکاملی داروین است. مردم این تئوری را از زمانی که در دبیرستان بوده اند، به عنوان یک حقیقت پذیرفته اند. از آنجا که مردم سابقاً این تئوری را قبول کرده اند، از این رو در آن تردیدی نکرده و آن را حقیقت مسلم می‌دانند. در حالی که تئوری داروین صرفاً یک فرضیه است. تنها مدرک او، کشف فسیل‌هایی از دوره‌های زمانی مختلف است. او این فسیل‌ها را در یک ترتیب زمانی مرتب کرده و سپس فرضیه تکامل را طرح کرده است.
تئوری او را چه نظریه بدانیم و چه فرضیه، باید اذعان کرد، خدشه‌های بسیاری بر آن وارد است. اگر این فسیل‌ها به عنوان مدرک‌های تئوری او مطرح باشند، از آن زمان تاکنون، نه کسی فسیل‌های انسانی روند تکامل را ـ بین هشت تا چهار میلیون سال ـ پیش یافته و نه کسی گونه‌های انتقالی بین میمون‌ها و شامپانزه‌ها، یا بین شامپانزه‌ها و انسان را پیدا کرده است.
از دیدگاه تجربی، سؤالات مشابه بسیاری وجود دارد که جوابی ندارد. به عنوان مثال، چرا اشک‌های چشم میمون‌ها و شامپانزه‌ها شور نیست و اشک‌های چشم انسان شور است؟ چرا شامپانزه‌های نقاط مختلف جهان تفاوت‌های ناچیزی دارند، اما ما با نژادهای مختلفی از جنس بشر رو به رو هستیم که هر نژاد با دیگری تفاوت‌های وسیع فرهنگی و زبانی دارد؟
بر اساس اصول تئوری سیر تکامل، «ابقای هر آنچه مفید است و از بین رفتن هر آنچه بی فایده محسوب می‌شود» برای ارگان‌های گوناگون تمام انواع بشر وجود دارد. با این وجود، علم مدرن اثبات کرده است که نود درصد مغز انسان هرگز مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. پس چرا بخش‌های بلا استفاده ذهن، فاسد نمی‌شود و از بین نمی‌رود؟ به تعبیر دیگر، چرا ذهن ما در طول سیر تکامل از شامپانزه تا انسان، بخش‌های بلا استفاده بسیار زیادی ایجاد کرده است؟
علاوه بر این، دانشمندانی که از تکنولوژی ژنتیک استفاده می‌کنند، مدارکی به دست آورده اند که نشان می‌دهد، احتمال بسیار اندکی وجود دارد که ژن‌های یک شامپانزه به ژن‌های یک انسان تغییر یابد.
در حقیقت، دانشمندان بسیاری در تئوری سیر تکاملی داروین تردید کرده اند. در این جهان بی کران، انسان‌ها موجودات بسیار ناچیزی هستند. آیا انسان‌ها واقعاً تنها گونه ذی شعور و هوشمند از موجودات زنده هستند؟ چرا این سؤال به ندرت مورد تحقیق قرار گرفته است؟
آنچه که درباره این موضوع بسیار وحشتناک است، این است که این روزها مردم به کسب درآمد به عنوان مهم ترین کار توجه می‌کنند و از این جهت، کمتر افرادی هستند که خواهان تحقیق و جست و جو در این باره باشند و این موضوع، یک اتفاق تأسف بار برای بشریت است.
از سوی دیگر، امروز دانشمندان خودخواه بسیاری هستند که نسبت به معلومات و تحقیقات قبلی خود در زمینه علم فخر فروشی می‌کنند و در نتیجه، روحیه و جسارت کاوش و تحقیق در ناشناخته‌ها را از دست داده اند.
برخی از آنان، سرسختانه بر تئوری‌های قدیمی پافشاری می‌کنند و از پذیرش واقعیت عینی امتناع می‌ورزند و این یک اتفاق تأسف بار برای علم است.
براساس بررسی‌های صورت گرفته از تاریخ علم، بسیاری از حوزه‌های علوم طبیعی، به تدریج و تحت هدایت فرضیه‌ها توسعه یافته اند. تا زمانی که هر فرضیه یا تئوری بتواند توضیح رضایت بخشی برای برخی از پدیده‌های مشاهده شده بیابد یا با آزمایش‌های کاربردی مستقیم آنها را اثبات کند، علم آن را موقتاً پذیرفته و از آن برای هدایت رفتارهای عملی استفاده خواهد کرد.
این جریان تا وقتی که تئوری‌های بهتری برای جایگزینی تئوری‌های قبلی ظهور نکرده یا مدارک معارضی برای انکار آنها پیدا نشده باشد، ادامه خواهد یافت.

منبع: ماهنامه سیاحت غرب 1388 شماره 71،
به نقل از: www.pureinsight.org
علم و دانش , علم مدرن

مطالب مرتبط