صورت بندی مطالعات زنان در جهان اسلام

صورت بندی مطالعات زنان در جهان اسلام

نوشته دکتر محمد پزشگی *

فرضیه نوشته حاضر چنین است که مطالعات زنان در جهان اسلام در طول ۱۵۰ سال اخیر را می توان بر حسب نوع تاثیر و تاثر از مدرنیته و فمینیسم، به دیدگاه سنتی که هیچ تاثیری از این دو عامل نپذیرفته و دیدگاه تجددگرا که به صورت مستقیم متاثر از دو عامل مذکور است و دیدگاه معرفت شناختی که متاثر از پساتجددگرایی و پساساختارگرایی و فمنیسم است، تقسیم کرد.
مطالعات زنان با رهیافت اسلامی موضوع کتاب صورت بندی مطالعات زنان در جهان اسلام است که در آن دیدگاه نوسلفی، دیدگاه اجتهادی، دیدگاه تجددگرای اسلامی و دیدگاه معرفت شناسانه به طور مبسوط و دیدگاه سنتی نیز به طور مختصر بررسی شده است. بیشترین نویسندگانی که آراء آنان مورد توجه و بررسی است، متفکرین ایرانی و عرب هستند.
فرضیه نوشته حاضر چنین است که مطالعات زنان در جهان اسلام در طول ۱۵۰ سال اخیر را می توان بر حسب نوع تاثیر و تاثر از مدرنیته و فمینیسم، به دیدگاه سنتی که هیچ تاثیری از این دو عامل نپذیرفته اند و دیدگاه تجددگرا که به صورت مستقیم متاثر از دو عامل مذکور است و دیدگاه معرفت شناختی که متاثر از پساتجددگرایی و پساساختارگرایی و فمنیسم است، تقسیم کرد. منظور از واژه مطالعات زنان نیز در این کتاب عقاید، ایده ها و نظریاتی است که درباره مسائل زنان بیان شده است.
بررسی دیدگاه سنتی به طور مختصر در مقدمه کتاب ذکر شده است. دیدگاه سنتی دیدگاهی است که به ترویج تعالیم دین درباره زن می پردازد. تعالیم این دیدگاه همان آموزه های رایج پیش از آشنایی مسلمانان با فرهنگ و تمدن غرب است. این دیدگاه به حفظ ارزش هایی می پردازد که مرد را موجودی برتر و قدرتمند، پرخاشگر، مقتدر، عقل کل خانه و جامعه، و زن را موجودی فرمانبردار به شمار می آورد.
در این کتاب با بیان اصول مشترک دیدگاه های چهارگانه، به بررسی نویسندگان سرشناس هر دیدگاه پرداخته شده است و همچنین در هر یک از دیدگاه های مطرح شده، نظر های انتقادی آن دیدگاه در مورد دیدگاه های دیگر بیان شده است.
کتاب در دو بخش و چهار گفتار تنظیم شده است. بخش اول که بررسی مسائل زنان از نظر اصولگرایان اختصاص دارد، به دو گفتار دیدگاه های نو سلفی در اندیشه اسلامی اصول گرا و دیدگاه های اجتهادی در اندیشه اسلامی معاصر (اصول گرا) می پردازد و بخش دوم جهت بررسی مسائل از نظر دگراندیشان، دو گفتار دیدگاه های تجددگرایان اسلامی و دیدگاه های معرفت شناسان مسلمان را مورد بررسی قرار می دهد.
در مقدمه بخش اول کتاب، نویسنده به منابع فکری اندیشه اسلامی معاصر در موضوع زن پرداخته و کلیت آموزه های ابوحامد غزالی، محمد عبده و محمد رشید رضا را در حوزه زنان مورد اشاره قرار می دهد. دیدگاه های ابوحامد محمد غزالی به عنوان بنیان نگرش های سلفی معاصر درباره ماهیت و قدرت جنسی زن بوده و دیدگاه های محمد عبده بنیان نگرش های دیدگاه اجتهادی اندیشه معاصر است.
نوسلفی گری معاصر تجدید حیات دین را در تجدید فهم مفاهیم دینی و پویایی بخشیدن به آن ها می جوید و در قبال وضعیت موجود مسلمانان دیدگاهی انتقادی اخذ می کند. دیدگاه های سید قطب و محمد غزالی در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است؛ از نظر سید قطب، اسلام به لحاظ جنسیت و حقوق انسانی برابری کامل میان زن و مرد برقرار کرده است و اگر برتری ای برای یکی بر دیگری قرار داده، تنها درباره امور پیچیده مربوط به استعداد طبیعی است که هیچ کدام بر حقیقت وضع انسانی دو جنس تاثیر نمی گذارد.
هم چنین در این بخش دیدگاه های جنسی و جنسیتی نوسلفی تحت عناوین سرشت فطری زن، نقد جنبش های رهایی زنان در جوامع اسلامی، شکاف میان عمل و نظر در دیدگاه نوسلفی و تعالیم جنسیتی از قبیل پوشش زن، جدایی جنسی، طلاق، چند همسری مرد، آموزش زن، اشتغال زن، اشتغال به فعالیت عمومی مورد بررسی قرار گرفته است.
در مقدمه گفتاردوم در بخش اول با عنوان دیدگاه های اجتهادی در اندیشه اسلامی معاصر (اصول گرا)، مولف شرایط تاریخی شکل گیری اندیشه اسلامی نوگرا را که تاثیر عمیقی در سرشت این دیدگاه داشته است، عنوان کرده است. میراث اندیشه اسلامی نوگرا، مفهوم فطرت و طبیعت، تحلیل مسئله سرپرستی مرد بر زن و سیر دیدگاه اجتهاد گرا از مباحث مطروحه در این بخش است. سپس نویسنده به تبیین دیدگاه های مطهری، فضل ا… و شمس الدین به عنوان شخصیت های معاصر دیدگاه اجتهاد گرا پرداخته است.
تعالیم مرتضی مطهری برخلاف آموزه های فضل ا… و شمس الدین، صبغه ای فلسفی دارد و مفهوم اساسی بحث او، حقوق فطری یا حقوق طبیعی است. مطهری با تمسک به این مفهوم سعی می کند که تمامی احکام زنان را تفسیر کند، در حالی که در گفتار فضل ا… و شمس الدین مسائل مورد اشاره مطهری، رنگ و بوی نقلی پیدا می کند. از این رو
کنار هم قرار گرفتن تعالیم مرتضی مطهری و سید محمد حسین فضل ا… می تواند نمونه های مناسبی برای مقایسه گرایش فلسفی و فقهی در زمینه مطالعات زنان باشد. آموزه های محمد مهدی شمس الدین در خصوص توجه به وضعیت زنان در عرصه عمومی نیز در قسمت پایانی گفتار حاضر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
مسائل زنان از نظر دگراندیشان، بخش دوم کتاب را تشکیل می دهد. در مقدمه این بخش تقسیم بندی های متعدد اندیشه تجددگرا از مناظر مختلف و روند تحولات تاریخی این دیدگاه در مقدمه ذکر شده است.
در گفتار سوم کتاب و گفتار اول این بخش دیدگاه تجددگرایی اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. اندیشه تجدد گرای اسلامی بر خلاف دیدگاه های اصول گرا در صدد جذب آموزه های تجدد غربی در تعالیم خود است؛ از این رو ضمن توجه به تعالیم جنبش های فمنیسم لیبرال، فمنیسم سوسیال و فمنیسم مارکسیست سعی در ارائه نگرشی اسلامی در زمینه مسائل زنان دارد.
این دیدگاه برخاسته از آرای قاسم امین و کتاب زن جدید اوست و مهم ترین نویسندگان این گرایش طاهر الحداد، زین الدین نظیره، علی شریعتی، محمد الشحرور و … هستند. این نویسندگان هر چند از عقاید متفاوتی پیروی می کنند و تنوع فکری آن ها گستره وسیعی را در بر می گرد، اما جملگی در کاربرد تعالیم مدرنیته برای عقاید اسلامی خود هم داستان هستند. که نویسنده دیدگاه های نویسندگان مزبور را مورد تبیین قرار داده است.
آخرین گفتار کتاب به بررسی دیدگاه های معرفت شناسان مسلمان اشاره دارد. از منظر معرفت شناسی، در واقع پالودن اسلام از مسئولیت عقب ماندگی به طور عام و انحطاط وضعیت زن به طور خاص، تمهیدی است برای اندیشه نوگرا تا قرائت خود از اسلام و نصوص آن را بیان کند؛ قرائتی که از اندیشه نوسلفی متفاوت است. نویسندگان معرفت شناس علاوه بر میراث اندیشه گران نوگرایی چون امین و حداد، به برکت دستاورد های معرفتی اخیر غرب در باب مطالعات زنان، با تاسی از گرایش عمدتا فرانسوی متن محور به پردازش ایده های خود می پردازند. در این کتاب به بررسی اجمالی نظرات ابوزید، جابری، شرفی و مجتهد شبستری پرداخته شده است.
کتاب صورت بندی مطالعات زنان در جهان اسلام در ۳۱۱ صفحه تنظیم شده است و هم چنین نمودار های زمینه تاریخی تحولات فکری– سیاسی جهان اسلام، سیر تحولات اندیشه فکری– سیاسی در جهان اسلام و صورت بندی دیدگاه های اسلامی در باب مسائل زنان در جهان اسلام در این کتاب آورده شده است.