جایگاه علم دینی و روش‌شناسی علوم در سند چشم‌انداز بیست‌ساله کشور

دکتر سید محمد تقی موحد ابطحی

مطابق سند چشم‌انداز بیست‌ساله کشور، ایران در سال 1404 باید با حفظ هویت اسلامی و انقلابی و بومی، به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه دست یابد و به کشوری الهام بخش در جهان اسلام تبدیل شود. از سوی دیگر به رغم درهم تنیدگی شدید علم و فناوری در عصر حاضر، تاریخ توسعه‌یافتگی در غرب، نشان از آن دارد که توسعه اقتصادی و فناوری در تداوم توسعه علمی قرار گرفته است. بر این اساس، توسعه علمی، در میان سه وجه از توسعه که در سند چشم‌انداز به آن اشاره شده است، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده و بالطبع توجه ویژه‌ای را نیز طلب می‌کند.

در این بین، توصیه‌ها و حمایت‌های رهبری در ارتباط با نهضت نرم افزاری و تولید علم، و برنامه‌ریزی‌های انجام شده در این زمینه، به فرایند تولید علم در کشور شتابی مضاعف بخشیده و چنانچه برنامه پنج ساله چهارم کشور نیز به دقت بر مبنای علم‌محوری تدوین گردد و به مرحله اجرا درآید، گامی مؤثر در جهت رسیدن به اهداف در نظر گرفته شده در سند چشم‌انداز بیست ساله کشور، از حیث دستیابی به موقعیت برتر علمی، فناوری و اقتصادی در سطح منطقه، برداشته خواهد شد.

اما چند سوال مهم در این زمینه قابل طرح است:

1.آیا توسعه علمی و به تبع آن، توسعه فناوری و اقتصادی مستقل از حفظ هویت اسلامی، یا به صورت طبیعی، همراه با حفظ هویت اسلامی خواهد بود؟ آیا همراه داشتن این دو حوزه با هم، مستلزم سیاستگذاری و برنامه‌ریزی ویژه نیست؟

2.آیا برای تحقق اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله کشور همسویی ظاهری میان علم، فناوری و دین کفایت می‌کند؟ یا باید ماهیت علم و فناوری، بر اساس مدلی جدید بر پایه باورها و معارف و حقایق اسلامی و دینی طراحی گردد؟

3.وظیفه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، به عنوان متولی اصلی سیاستگذاری و برنامه‌ریزی در زمینه علم و فناوری در رابطه با هماهنگ ساختن توسعه علمی و فناوری با هویت اسلامی چیست؟

4.وظیفه پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، به عنوان تنها مرکز پژوهشی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، که متولی سنجش مناسبات میان علوم انسانی و اجتماعی با معارف اسلامی، و استخراج دیدگاه اسلامی در ارتباط با مسائل علوم انسانی و اجتماعی است، در همسویی هر چه بیشتر توسعه علمی با هویت اسلامی چیست؟ و…

روشن است که مفهوم «توسعه» به هیچ وجه مفهومی عینی و مستقل از ارزش‌ها نیست. توسعه علمی، فناوری و اقتصادی مورد نظر در سند چشم‌انداز بیست ساله کشور، به عنوان مصادیقی از توسعه، نمی‌تواند به طور کامل مستقل از باورهای اسلامی باشد و لذا برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های «توسعه علمی، فناوری و اقتصادی» و «توسعه و تکامل هویت اسلامی و بومی» توسط نهادها و ارگان‌های کاملا مستقل و ناهماهنگ، نمی‌تواند همسویی مناسب میان این دو حوزه را موجب شود.

از سوی دیگر، تأملی کوتاه در تاریخ توسعه یافتگی غرب نشان می‌دهد که رشد علمی، فناوری و اقتصادی در غرب، هر چند در بستری تحول یافته از باورهای دینی آغاز شد، اما به مرور زمان، فرایند توسعه یافتگی از دین و دینداری فاصله گرفت، به گونه‌ای که امروزه علم و فناوری جدید، صبغه‌ای کاملاً سکولار به خود گرفته است. بر این اساس، نمی‌توان دغدغه‌های دینی و انقلابی پشتیبانی‌کننده توسعه علمی و فناوری حال حاضر کشور را و همچنین دیندار بودن دانشمندان و فناوران امروز این مرز و بوم را نشانه‌ای از همسویی دائمی و ضروری فرایند توسعه علم و فناوری با هویت اسلامی و انقلابی دانست و دغدغه‌مند وضعیت آینده این دو حوزه نبود.

اینک با مفروض دانستن امکان و ضرورت چنین پروژه عظیمی که به حق در سند چشم‌انداز در نظر گرفته شده است (و به نظر می‌رسد که دیگر زمان بحث از امکان یا ضرورت پرداختن به علم دینی به سر آمده و در جازدن بیش از این در این دست از مباحث، موجب غفلت از هدف اصلی در انجام این کار می‌شود)، باید به چگونگی ترسیم و تدوین مدلی موفق و کارامد از علم دینی اندیشید؛ مدلی که به لحاظ معرفت‌شناختی، فلسفی و کلامی از پیش‌فرض‌های مقبول و قابل دفاعی برخوردار باشد؛ مدلی که علم و معرفت را به ورطه ارزش‌شناختی و انگیزش‌گرایی نیندازد که بی‌شک نسبت‌گرایی و هرج و مرج علمی نامطلوبی را درپی خواهد داشت و به زعم ما تفاوتی نمی‌کند که منشأ آن، علم حاصل از روش تجربی یا عقلی باشد یا حاصل از روش دینی.

به نظر می‌رسد که پرداختن به چنین امری از آن جهت ضرورت دارد که مانع از بدفهمی در تعریف علم دینی گردیده و ما را از درافتادن به مغالطه دخالت‌دادن ارزش‌ها در علم دینی بازمی‌دارد؛ مشکلی که طرح مسأله علم دینی را در کشور به انحراف کشانده و موجب پرداختن از اصل بحث به حواشی غیرلازم و ضروری می‌گردد.

در این میان، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، وظیفه‌‌ای بس خطیر در این زمینه برعهده داشته و دارد. اهمیت و جایگاه ویژه سند چشم‌انداز بیست‌ساله کشور در آینده کشور و نظام و نقش آن در احیای مجدد تمدن اسلامی، تشریح هر چه دقیق‌تر مبانی فلسفی و دینی آن را ایجاب می‌کند و شایسته است با عنایت به موقعیت خاص تاریخی کشور، گام‌های هر چه استوارتری را در این زمینه برداشته شود.

فصلنامه حوزه و دانشگاه نیز با عطف نظر به این موقعیت، و لزوم تحول در مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و روش‌شناختی علوم، به خصوص علوم انسانی و اجتماعی، به منظور نظریه‌پردازی بر پایه آموزه‌ها و حقایق مطرح در دین و نیز نیازهای بومی، از تابستان سال گذشته سیاست جدید خود را پرداختن به مباحث «روش‌شناسی علوم انسانی و اجتماعی»، «فلسفه علوم انسانی و اجتماعی» و «علم دینی و بومی» قرار داده است و خوشبختانه با پشتیبانی صمیمانه اساتید و پژوهشگران حوزوی و دانشگاهی تاکنون موفق به آماده‌سازی و انتشار چهار شماره اختصاصی با عنوان «روش‌شناسی» گشته است.

فصلنامه حوزه و دانشگاه در نظر دارد در سال آینده مباحث روش‌شناختی و فلسفی علوم انسانی و اجتماعی را در حوزه‌های تخصصی این علوم به صورت ویژه دنبال کند و همچنین الزامات فلسفی و روشی نظریه‌پردازی در علوم انسانی و اجتماعی با عطف نظر به آموزه‌ها و حقایق دینی را به منظور گسترش و تعمیق هر چه بیشتر این مباحث در جامعه دانشگاهی و حوزوی به بحث و بررسی گذارد. از این‌رو، همچون گذشته مشتاقانه پذیرای حمایت‌های علمی اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه در این زمینه خواهد بود.