نقابى که به چهره داریم

کتابى با عنوان «خودآموز یونگ» با تیتر فرعى «آموزش مبانى روانشناسى تحلیلى و آشنایى با نظریه هاى یونگ» اثر روت اسنودن به قلم نورالدین رحمانیان به فارسى برگردانده شده است و به همت نشر «آشیان» در دسترس مخاطبان مباحث نظرى روانشناسى و علاقه مندان حوزه تحلیل روانکاوى قرار گرفته است.

اما یونگ که بود و در میان روانشناسان چه جایگاهى داشت
کارل گوستاو یونگ، روانشناس برجسته سوئیسى و بنیانگذار روانکاوى تحلیلى در سال ۱۸۷۵ دیده به جهان گشود.
یونگ به عنوان محققى برجسته وسعت مطالعاتى عجیبى داشت از طالع بینى تا کیمیاگرى، معرفت باطنى، باستان شناسى ، اسطوره شناسى، ادیان الهى و روانشناسى، روانپزشکى و پزشکى که این مورد اخیر رشته تحصیلى وى بود. یونگ مدتى دوست و همکار فروید بود اما به تدریج منتقد مبانى وى شد و در سال ۱۹۱۳ از فروید گسست و مکتب «روانشناسى تحلیلى » خود را در برابر «نظام روانکاوى» فروید پى ریزى کرد. او نویسنده اى پرکار بود. آثارش در بیش از ۲۰ مجلد گردآورى شده است. بسیارى از آنچه راجع به زندگى یونگ و آثارش مى دانیم در سرگذشت او به قلم خودش، تحت عنوان «خاطرات ، رؤیاها و تأملات» گرد آمده که توسط دوست و همکارش آنیلا جافه ثبت شده است.
از جمله فعالیت هاى علمى گسترده یونگ مى توان به مطالعات او درباره آزمون هاى تداعى و یادآورى و کوشش براى طبقه بندى انواع شخصیت ها و شرح و بسط نظریه اى درباره «ناخودآگاه جمعى» اشاره کرد. او این نظریه را در پژوهش هایش راجع به فرهنگ و بویژه دین و اساطیر به کار گرفت. سیر مطالعات یونگ در تاریخ اندیشه او را مجذوب اندیشه هاى فیثاغورس، هراکلیتس، امپدوکلس و افلاطون کرد اما بیش از اینها فلسفه شوپنهاور را مى پسندید هرچند که راه حل هایش را چندان قبول نداشت.

روانشناسى مبتنى بر حیات روحانى انسان
ویژگى منحصر به فرد روانشناسى یونگ، توجه اش به دین و سنت هاى روحانى است. او حتى به تعالیم عرفانى و روحانى شرق مى پرداخت و مى کوشید حقایقى را دریابد که شامل حال همه انسان ها باشد و در مواضع مشترک فرهنگ ها و افسانه هاى ملل گوناگون جارى شود و همین «معرفت مشترک درونى» او را به اندیشه «ناخودآگاه جمعى» رساند که یکى از کانون هاى اصلى اندیشه یونگ به شمار مى رود. از نظر یونگ بخش عمده اى از جریان شفاى انسان، حیات روحانى اوست.
تأکید یونگ بر «ناخودآگاه جمعى» همراه با اهمیت دادن بر «سرگذشت هر فرد»، روانشناسى تحلیلى او را از یک روانشناسى ماشینى به یک روانشناسى روحانى سوق مى دهد. مى توان سه شاخصه اصلى روانشناسى تحلیلى یونگ را اینچنین برشمرد:
ـ روش درمانى که هدف آن نه فقط درمان اختلالات ذهنى و عصبى، بلکه کمک به افراد سالم است تا متعادل تر و خودآگاه تر رفتار کنند.
ـ کوشش در تهیه نقشه اى از «روان» انسانى براى درک بهتر کار آن.
ـ اکتشاف جنبه هاى عمیق تر روانشناسى انسانى از طریق مطالعه اعتقادات دینى، رؤیاها، افسانه ها، نشانه ها و موارد غیرمتعارف.

سایه و نقاب شخصیتى انسان
یکى از نظریه هاى مشهور یونگ که امروزه قبول عام یافته طبقه بندى او از انواع شخصیت ها برپایه دو مفهوم درونگرا و برونگرا است. شخصیت برونگرا اجتماعى، معاشرتى و خوشبین است و شخصیت درونگرا بیشتر تمایل دارد که از واقعیت خارجى دورى کند و جذب دنیاى درونى خود شود و این ویژگى او را از اجتماع و روابط اجتماعى کمى دور مى کند. این دو ویژگى شخصیت با چهار کنش احساس، عواطف، تفکر و الهام توأم مى شود و انواع روانشناختى انسان را به دست مى دهد.
یکى از تمایزهایى که یونگ در تحلیل شخصیت افراد برمى شمارد تمایز بین «پرسونا» و «سایه» است. پرسونا، نقابى اجتماعى و القا شده از سوى اجتماع است که خود واقعى در پشت آن قرار دارد. وجود چنین نقابى ضرورت گریزناپذیر است اما خویشتن واقعى انسان ممکن است خود را قویاً با پرسونایش یکى بگیرد یا اصلاً پرسوناى مناسبى به وجود نیاورد و بدین ترتیب از رسیدن به کمال و تحقق وجودى باز ماند. نقطه مقابل این جزء پذیرفته شده شخصیت، «سایه» است که مجموعه اى مردود و سرکوب شده از تمایلات، عواطف و گرایشات است که در رؤیاهاى ما به صورتى ناخوشایند یا خصومت آمیز تجسم پیدا مى کنند. سایه ضرورتاً خصلتى کودکانه دارد زیرا به دور از فرآیند بلوغ یا تحصیل و یادگیرى است. ناتوانى در اذعان به وجود سایه همیشه یک خطر بالقوه براى شخصیت است. زیرا به عقیده یونگ، سایه تصدیق نشده و نادیده گرفته شده قوى تر و خودسرتر از سایه اى است که به وجودش اذعان شده و مورد قبول قرار گرفته است.
به تعبیر یونگ؛ سایه وجه حیوانى وجود فرد است. هر فردى سایه اى دارد و از آنجا که سایه محصول آگاهى و عواطف خاص واپس رانده شده است به ناخودآگاه شخصى تعلق دارد. «خود» (که مى گوید ما که هستیم) و «سایه» (جنبه هاى منفى ما که مورد انکار ماست) به صورت یک جفت متعادل با هم کار مى کنند.
«خود» نزد یونگ مهمترین جزو روح است که در تقابل با نفس (ego) قرار مى گیرد. نفس مرکز بالفعل آگاهى است. اما «خود»، مرکز ناخودآگاهى است.

نیمه پنهان
یکى دیگر از جنبه هاى کلیدى تحلیل یونگ توصیف آنیما و آنیموس شخصیت انسان است. انگاره یا تصویرى که عنصر زنانه را در مردان و عنصر مردانه را در زنان به وجود مى آورد، یونگ به ترتیب آنها را آنیما و آنیموس مى نامد. آنیما تعیین مى کند که مرد جنس مقابل را چگونه مورد ادراک و شناخت یا سوءفهم قرار مى دهد. آنیما یک انگاره یا تصویر جمعى موروثى راجع به زن است. یونگ آنیما را خاصه با عملکرد احساس مرتبط مى داند و آنیموس را با عملکرد تفکر، و بنا را بر این مى گذارد که احتمالاً در مردان اندیشه و تفکر و در زنان احساس غلبه دارد. آنیما و آنیموس به همراه پرسونا و سایه به ناخودآگاه جمعى تعلق دارند. آنها ازجمله کهن الگوها (archetypes) هستند. کهن الگوها از عمیق ترین و قدیمى ترین درون مایه هاى موجود در روح انسان و از تظاهرات ناخودآگاه جمعى اند. آنها محصول تاریخ زندگانى شخصى افراد نیستند. بلکه داراى خصلت فراگیر هستند و درهمه انسانها حضور دارند.
درک مبانى نظرى تحلیل هاى یونگ چندان آسان نیست و خود او بر این امر اذعان داشت. با توجه به این که گذر ازمجموعه ۲۰ جلدى آثار یونگ سهل نیست اما نویسنده این اثر، روت اسنودن، سعى کرده با بیانى صریح و شیوا در این کتاب به معرفى عمومى یونگ و آثار او بپردازد و به این اعتبار مجموعه اى گردآورده به منظور آشنایى با مبانى روانشناسى تحلیلى یونگ که مترجم هم با ترجمه روان و خوشخوان خود به صراحت و روانى فهم اثر افزوده است. این اثر در ۱۰ فصل تدوین شده است که محورهاى این فصول را مى توان چنین برشمرد؛ زندگى و کار یونگ، دوران اولیه زندگى یونگ، دنیاى درون یونگ، اکتشاف روان، سفر روان، رؤیاها و نشانه ها، شخصیت و روابط، پدیده هاى نامتعارف و اسرارآمیز، دین و روحانیت، یونگ به عنوان یک ژرف اندیش.
این مباحث ۱۰ گانه به اطلاعات تکمیلى اى ضمیمه شده است که مخاطبان متخصص خود را نیز به منابع تکمیلى رهنمون مى کند.

روزنامه ایران ۱۳۸۷/۱۰/۲۵
نویسنده : لیدا فخرى

 

مطالب مرتبط